آسیانیوز ایران؛ سرویس علم و تکنولوژی:
بحث بر سر اینترنت در ایران، دیگر صرفاً یک موضوع فنی یا ارتباطی نیست؛ به میدان تقابل مستقیم ایدئولوژی، اقتصاد و اعتماد عمومی تبدیل شده است. هر خبر تازه درباره اتصال یا قطعی، بهسرعت به یک منازعه سیاسی و رسانهای دامن میزند. در تازهترین موضعگیری، یکی از روزنامههای پرنفوذ جریان تندرو، مطالبه آزادی اینترنت برای رونق کسبوکار را به شکلی بیسابقه با مفاهیم ارزشی و احساسی گره زده و آن را در برابر خون شهیدان قرار داده است؛ ادبیاتی که بهجای پاسخ اقتصادی، پرسش اخلاقی طرح میکند.
در سوی دیگر، برخی رسانهها از احتمال طبقاتی شدن دسترسی به اینترنت سخن گفتهاند؛ هشداری که از شکلگیری شکاف تازهای میان شهروندان خبر میدهد، شکافی که نه بر اساس قانون، بلکه بر پایه دسترسی نابرابر شکل میگیرد. همزمان گزارشهایی از باز و بسته شدن مقطعی اینترنت همراه منتشر شد؛ وضعیتی متزلزل که کاربران را میان امید و ناامیدی معلق نگه داشت و هیچ تصویر روشنی از سیاست واقعی حاکم ارائه نداد. نهادهای مستقل پایش اینترنت، از تداوم قطعی گسترده و طولانیمدت خبر دادهاند و تأکید کردهاند که تنها بخش محدودی از کاربران، آن هم از مسیرهای غیرمستقیم، به اینترنت جهانی دسترسی دارند. بررسی دادههای پهنای باند نیز نشان میدهد که برخلاف برخی ادعاها، ظرفیت واقعی ارتباطی کشور همچنان در سطحی پایینتر از حالت عادی قرار دارد و نشانهای از ترمیم فراگیر دیده نمیشود. در این میان، انتشار اخبار خوشبینانه و ناقص از سوی برخی رسانهها، نهتنها کمکی به شفافیت نکرده، بلکه باعث سردرگمی بیشتر کاربران و تضعیف مطالبهگری دقیق شده است. پرسش اصلی اکنون این است: واقعیت اینترنت در ایران چیست و چه کسی از ابهام، بیشترین سود را میبرد؟
واکنش تند روزنامه کیهان: تقابل ایدئولوژی با اقتصاد دیجیتال
عصبانیت شدید کیهان از کسانی که خواهان آزادی اینترنت برای رونق کسب وکار هستند! روزنامه کیهان نوشت:امروز باید از کسانی که مطالبه بازشدن همان فضای مجازی یله و رها را میکنند تا مثلا اقتصاد رونق بگیرد، پرسید: هر قطره خون شهید را چند حساب میکنید؟ قرار دادن مطالبه اینترنت آزاد در برابر مفاهیم مقدس، یک تاکتیک شناختهشده برای بستن باب گفتوگوی اقتصادی است. در این چارچوب، مسئله معیشت نه پاسخ فنی میگیرد و نه بررسی کارشناسی. اقتصاد دیجیتال بر پایه دسترسی پایدار، آزاد و قابل پیشبینی شکل میگیرد؛ چیزی که با قطعیهای طولانیمدت عملاً نابود میشود، بیآنکه جایگزین واقعی ارائه شود. نادیده گرفتن این واقعیت، به معنای چشمپوشی از هزاران کسبوکار خرد و مستقل است که نه بودجه دولتی دارند و نه تریبون رسانهای.
واقعیت چیست؟!
بسیاری از وبسایت ها همچنان غیرقابل دسترس است. بعلاوه، وبسایت های ایرانی(حدودا 200 هزار وبسایت)به جز تعدادی معدود، همچنان در گوگل ایندکس نمی شوند. واتساپ هنوز در دسترس نیست. لازم به ذکر است که اینترنت بینالملل از روز ۱۸ دیماه قطع شده است. متاسفانه اینگونه اخبار صرفا باعث پمپاژ نا امیدی بیشتر در میان مردم و عدم مطالبه صحیح از مسئولان می گردد.
بازی با واژه «اتصال»
اتصال اینترنت یک مفهوم صفر و یکی نیست، اما رسانهای شدن اتصالهای محدود و ناپایدار، عمداً این تمایز را مخدوش میکند. دسترسی به چند وبسایت یا سرویس محدود، به معنای بازگشت اینترنت جهانی نیست؛ بلکه شکلی از شبیهسازی وضعیت عادی است. این رویکرد، بیشتر برای مدیریت افکار عمومی طراحی شده تا حل مسئله ارتباطات.
دادههای فنی در برابر روایت رسانهای
نهادهای پایش اینترنت با اتکا به دادههای ترافیکی، تصویری متفاوت از آنچه در برخی رسانهها بازتاب مییابد ارائه میکنند. کاهش شدید پهنای باند و تداوم قطعی در سطح ملی، نشان میدهد که ادعای ترمیم گسترده، با واقعیت همخوانی ندارد. وقتی داده نادیده گرفته میشود، روایت جای واقعیت را میگیرد.
خطر طبقاتی شدن اینترنت
روزنامه شرق در گزارشی مدعی شد: احتمالا میخواهند دسترسی به اینترنت را طبقاتی کنند! از لحظاتی قبل، اینترنت همراه اول به صورت کامل باز شده و تلگرام بدون فیلترشکن باز می شود هماکنون تلگرام، توییتر و اینستاگرام بر روی اینترنت همراه اول و مخابرات، بدون فیلتر باز هستند بعد از دقایق کوتاهی آزادی کامل اینترنت در همراه اول، دوباره اتصال در این اپراتور فیلتر شد! دسترسی محدود برخی کاربران خاص به اینترنت جهانی، زنگ خطر شکلگیری اینترنت طبقاتی را به صدا درآورده است. این وضعیت، نهتنها نابرابری اطلاعاتی ایجاد میکند، بلکه فرصتهای اقتصادی و آموزشی را نیز به شکلی ناعادلانه توزیع میکند. اینترنت طبقاتی، عملاً نقض اصل برابری شهروندان در دسترسی به ابزارهای پایه زندگی مدرن است.
تأثیر اخبار نادرست بر مطالبهگری
انتشار اخبار خوشبینانه و نادقیق، جامعه را از مطالبه مشخص و هدفمند دور میکند. وقتی گفته میشود اینترنت «در حال وصل شدن» است، فشار افکار عمومی کاهش مییابد، بیآنکه مشکل واقعاً حل شده باشد. این چرخه، به نفع وضعیت مبهم موجود و به زیان شفافیت و پاسخگویی است.