آسیانیوز ایران؛ سرویس اقتصادی:
گاهی برای درک واقعیت، نیاز به یک آزمایش بزرگ داریم. آزمایشی که همه اجزای یک سیستم را در شرایط بحرانی قرار دهد و نقاط ضعف را آشکار کند. صنعت برق کشور در روزهای گذشته، درست در چنین آزمایشی قرار گرفت. چهار سال است که کارشناسان حوزه انرژی هشدار میدهند. آنها از مصرف برق عظیم و نامتعارف یک صنعت پنهان میگویند. صنعتی که در سایه فعالیت میکند و شبکه برق را تحت فشار بیسابقهای قرار داده است. اما این هشدارها اغلب نادیده گرفته میشد یا در میان انبوهی از تحلیلهای دیگر گم میشد. تا اینکه در روزهای اخیر، یک اقدام خاص، شرایط را به شکلی تغییر داد که دیگر نمیشد چشمها را بر واقعیت بست. قطع گسترده اینترنت در کشور، به یک آزمایش ناخواسته اما گویا تبدیل شد. آزمایشی که تأثیر مستقیم فعالیت استخراج رمزارز یا همان ماینینگ بر شبکه سراسری برق را به وضوح نشان داد.
همزمان با این قطعی، گزارشهای میدانی از کاهش محسوس مصرف برق در برخی مناطق و بهبود نسبی وضعیت قطعیهای برنامهریزی شده خبر دادند. این همزمانی، تصادفی نبود. این مشاهدات، انگشت اتهام را به سوی صنعتی نشانه رفت که سالهاست در کانون هشدار کارشناسان بوده است: صنعت ماینینگ یا استخراج رمزارز. صنعتی که دستگاههای آن برای کارکرد نیاز به برق بسیار زیاد و مداومی دارند. روزنامه اطلاعات در تحلیلی مفصل به این موضوع پرداخته و از چهار سال هشدار بیثمر سخن گفته است. تحلیلی که حالا با شواهد عینی پشتیبانی میشود. این روزنامه تأکید میکند که روند ناترازی برق در کشور دقیقاً از زمانی تشدید شد که واردات گسترده دستگاههای استخراج رمزارز، چه به صورت رسمی و چه غیررسمی، آغاز شد. نقطه عطفی که با یک دوره مدیریتی جدید همزمان بود.
ماینینگ به عنوان یک مصرفکننده پنهان و پرآببر
صنعت استخراج رمزارز یا ماینینگ، بر خلاف صنایع دیگر، مصرف کنندهای بسیار پرآببر اما کمظهور است. یک مزرعه ماینینگ متوسط میتواند به اندازه یک شهر کوچک یا یک مجتمع صنعتی بزرگ برق مصرف کند. اما این مصرف، در آمارهای عمومی اغلب یا دیده نمیشود یا در قالب مصارف عمومی یا نامشخص ثبت میگردد. این پنهانکاری به دلایل مختلفی اتفاق میافتد. برخی از این مراکز به صورت غیرقانونی و دزدکی از شبکه برق میدزدند. برخی دیگر با ثبت فعالیت تحت عناوین دیگر مانند دیتاسنتر یا کارگاه صنعتی، مصرف واقعی خود را پنهان میکنند. این موضوع، برنامهریزی دقیق برای تأمین برق را برای مسئولان دشوار میسازد. وقتی چنین مصرف کننده پنهان و بزرگی به شبکه متصل است، تمام پیشبینیها و محاسبات برای تأمین برق پایدار با خطا مواجه میشود. نتیجه آن، افزایش ناترازی بین تولید و مصرف و در نهایت، قطعیهای برنامهریزی شده یا حتی خاموشیهای ناگهانی برای سایر مشترکان است. آزمایش قطع اینترنت، دقیقاً این مصرف پنهان را برای ساعاتی از شبکه جدا کرد و اثر فوری آن نمایان شد.
اقتصاد سیاسی ماینینگ؛ سود خصوصی در برابر هزینه اجتماعی
فعالیت ماینینگ، نمونه بارز یک فعالیت اقتصادی است که سود آن خصوصی است، اما هزینههای اجتماعی آن بسیار گسترده است. سود حاصل از استخراج رمزارز به جیب معدود دارندگان مزرعههای ماینینگ میرود. این سود، اغلب به دلیل ارزی بودن، قابل توجه است. اما هزینههای این فعالیت بر دوش کل جامعه است. این هزینهها شامل هزینه فرسایش شبکه برق، هزینه تولید برق اضافی (غالباً با سوختهای فسیلی پرهزینه و آلاینده)، هزینه خسارتهای ناشی از قطعی برق به صنایع و خانوارها و هزینههای زیستمحیطی ناشی از افزایش آلایندگی نیروگاهها میشود. این نابرابری در توزیع سود و هزینه، یک بیعدالتی اقتصادی بزرگ ایجاد میکند. عدهای محدود از یارانه پنهان انرژی (قیمت پایین برق) برای سودآوری کلان استفاده میکنند، در حالی که عموم مردم و کسبوکارها هزینههای این سودآوری را با تحمل خاموشی و پرداخت هزینههای غیرمستقیم میپردازند. این مسئله، توزیع ثروت را ناعادلانهتر میکند و شکاف طبقاتی را عمیقتر میسازد.
نقش مدیریت و سیاستگذاری در تشدید یا مهار بحران
روزنامه اطلاعات به درستی به یک نقطه عطف زمانی اشاره میکند: آغاز دورهای مدیریتی که با واردات گسترده دستگاههای ماینر همراه بود. این موضوع، نقش خطیر سیاستگذاری و مدیریت را در ایجاد یا تشدید بحرانها نشان میدهد. وقتی مجوزهای رسمی یا چشمپوشی از فعالیتهای غیررسمی در حوزهای مانند ماینینگ بدون مطالعه پیامدهای کلان آن صورت میگیرد، نتیجه چیزی جز بحران نخواهد بود. ناترازی برق، یک شبه ایجاد نشد، بلکه حاصل انباشت تصمیمات غلط یا سهلانگارانه در طول زمان بود. یک سیاستگذاری هوشمند در این حوزه باید چند اصل را رعایت کند:
- اول، شفافسازی کامل میزان مصرف برق ماینینگ و ثبت آن در آمارهای ملی.
- دوم، تعیین قیمت واقعی برق برای این صنعت پر مصرف، به نحوی که انگیزه سودآوری بیرویه از طریق یارانه انرژی از بین برود.
- سوم، ممنوعیت قطعی فعالیتهای غیرقانونی و برخورد قاطع با دزدی برق. بدون این اصول، هر گونه مدیریتی در این حوزه تنها به تعویق افتادن بحران منجر خواهد شد.
آزمایش قطع اینترنت و روش علمی تشخیص مسئله
قطع اینترنت در روزهای اخیر، ناخواسته به یک روش علمی برای تشخیص منشأ یک مشکل تبدیل شد. در علم، وقتی میخواهید تأثیر یک عامل را بر یک سیستم بررسی کنید، گاهی آن عامل را حذف میکنید و تغییرات سیستم را مشاهده میکنید. این دقیقاً همان چیزی است که اتفاق افتاد. عامل "دسترسی به اینترنت" برای ماینرها حذف شد. ماینرها بدون اتصال به اینترنت عملاً بیفایده هستند و خاموش میشوند. بلافاصله پس از این حذف، اثر آن روی سیستم "شبکه برق" مشاهده شد: کاهش مصرف و بهبود وضعیت. این مشاهده، رابطه علّی مستقیم بین فعالیت ماینرها و فشار بر شبکه برق را به شکل تجربی ثابت کرد. این آزمایش طبیعی، ارزش بسیار بیشتری از دهها گزارش نظری دارد. زیرا دادههای آن واقعی و مشهود است. این دادهها باید به عنوان سند محکمی برای بازنگری اساسی در سیاستهای انرژی کشور در قبال صنایع پرمصرف و غیرضروری مانند ماینینگ غیرقانونی یا حتی قانونی اما بیضابطه مورد استفاده قرار گیرد.
بحران انرژی به مثابه تهدیدی برای امنیت ملی و تابآوری کشور
ناترازی پایدار در عرضه و تقاضای برق، تنها یک مشکل اقتصادی یا رفاهی نیست، بلکه یک تهدید جدی برای امنیت ملی و تابآوری کشور محسوب میشود. شبکه برق، شریان حیاتی تمام بخشهای اقتصادی، اجتماعی و امنیتی است. وقتی این شبکه به دلیل مصرف بیرویه یک صنعت خاص تحت فشار دائمی قرار دارد، تابآوری کشور در برابر حوادث طبیعی، حملات سایبری یا هر بحران دیگری به شدت کاهش مییابد. سیستم دیگر ذخیره و انعطافی برای مقابله با شوکهای اضافی ندارد. علاوه بر این، خاموشیهای گسترده و مکرر، اعتماد عمومی به حکمرانی را تحلیل میبرد و میتواند به نارضایتیهای اجتماعی بینجامد. همچنین، بیثباتی در تأمین برق، مانع جدی برای سرمایهگذاری و رشد اقتصادی پایدار است. سرمایهگذاران به کشوری که نتواند برق پایدار ارائه دهد، اعتماد نمیکنند. بنابراین، حل مسئله ماینینگ و مصرف بیرویه برق، تنها یک موضوع فنی نیست، بلکه یک ضرورت امنیتی و توسعهای برای کشور است.