آسیانیوز ایران؛ سرویس ورزشی:
فوتبال ایران این روزها علاوه بر حواشی ورزشی، شاهد درگیریهای لفظی فراتر از زمین است. گاهی اوقات شکست در میدان بازی، به جای نقد سازنده، بهانهای برای حملههای شخصی و هتاکیهایی میشود که خطوط قرمز اخلاقی و اجتماعی را در هم میشکند. صحنه این هفته، پس از بازی استقلال تهران و استقلال خوزستان بود. بازیای که با پیروزی یک بر صفر میزبان به پایان رسید. اما آنچه پس از سوت پایانی جلب توجه کرد، نه تحلیل تاکتیکی، که مصاحبه جنجالی بهنام ابولقاسمپور، مدیرعامل استقلال خوزستان بود. ابوالقاسمپور که از عملکرد داوران و به ویژه دو داور زن حاضر در اتاق VAR (ویدیو کمک داور) ناراضی بود، اعتراض خود را نه در چارچوب نقد فنی، که با ادبیاتی توهینآمیز و آشکارا زنستیزانه بیان کرد. او مدعی شد این داوران «چیزی از فوتبال نمیدانند» و حتی گفت: «انتظار داشتیم حداقل یک مرد حضور داشته باشد.» این اظهارات، بحثبرانگیز و قابل تأمل از چند جهت است.
- نخست، تأیید کارشناسان داوری بر صحت تصمیمات داور میدان در صحنههای مورد اعتراض استقلال خوزستان بود. حتی اگر اشتباهی هم رخ داده بود، آیا شیوه اعتراض انتخابشده، متناسب با جایگاه یک مدیر باشگاه لیگ برتری است؟
- دوم، و مهمتر، ورود به حیطه جنسیت و زیر سؤال بردن صلاحیت حرفهای افراد صرفاً بر اساس زن بودن آنهاست. این نگاه نه تنها عقبمانده، بلکه در تضاد کامل با حرکت جهانی و حتی منطقهای ورزش است. امروزه زنان در بسیاری از کشورها در بالاترین سطوح قضاوت مسابقات مردان حضور دارند.
- سوم، موقعیت بیدفاع داوران در برابر این اتهامات است. بر اساس دستورالعملهای فدراسیون فوتبال و سازمان لیگ، داوران فعال حق پاسخگویی و مصاحبه ندارند. بنابراین، مهناز ذکایی و آتنا لشنی در سکوت مجبوری باقی میمانند و نمیتوانند در مقابل این اتهامات از خود دفاع کنند.
این اتفاق در حالی رخ میدهد که سالها تلاش برای حضور داوران زن ایرانی در عرصههای بینالمللی با موانع داخلی مواجه بوده است. حتی چهار سال پیش، فرصت حضور دو داور زن ایرانی در جام جهانی زنان به دلیل نیاز به کسب تجربه در مسابقات مردان و VAR از دست رفت. اکنون که بالاخره این فرصت پس از سالها رایزنی فراهم شده، چنین حملات تند و غیرحرفهای میتواند نه تنها به حرفه این داوران، که به کل مسیر حضور زنان در سطوح بالای داوری فوتبال ایران آسیب بزند. این مصاحبه بیش از آنکه درباره داوری باشد، درباره فرهنگ گفتگو و احترام به جایگاه حرفهای در فوتبال ایران است.
بررسی اظهارات ابولقاسمپور؛ از اعتراض به داوری تا حمله جنسیتی
اظهارات بهنام ابولقاسمپور را میتوان در دو سطح جداگانه تحلیل کرد: سطح اول، اعتراض به تصمیمات داوری که حق طبیعی هر مدیر یا مربی پس از یک بازی است. اما سطح دوم، که مسئلهساز و غیرقابل دفاع است، لحن، ادبیات و محتوای جنسیتی این اعتراض است. وقتی ابولقاسمپور میگوید «انتظار داشتیم حداقل یک مرد حضور داشته باشد» یا داوران زن را متهم به «نداشتن درک صحیح از فوتبال» میکند، از چارچوب نقد فنی خارج شده و به قلمرو کلیشههای جنسیتی پا میگذارد. این جملات حاوی این پیشفرض غلط است که زنان به دلیل جنسیت خود، ذاتاً صلاحیت کمتری برای درک یا قضاوت فوتبال دارند. این نگرش نه تنها غیرعلمی است، بلکه با حضور موفق زنان در سطوح بالای داوری، سرمربیگری و مدیریت فوتبال در جهان نقض شده است. این نوع ادبیات، علاوه بر توهین به دو داور، به تمام زنان فعال در عرصه فوتبال و ورزش توهین محسوب میشود. این حرکت، یک مدیر باشگاه را از جایگاه حرفهای خود خارج کرده و او را در موضعی قرار میدهد که به جای تحلیل بازی، به برچسبزنیهای غیرمسئولانه متوسل شده است. حتی اگر تمام ادعاهای او درباره اشتباهات داوری درست بود، این شیوه بیان، آن را غیرقابل دفاع میسازد.
موقعیت بیدفاع داوران و عدم توازن در فضای انتقاد
یکی از ناعادلانهترین جنبههای این ماجرا، موقعیت داوران زن در برابر این اتهامات است. بر اساس دستورالعملهای فدراسیون فوتبال ایران و سازمان لیگ، داوران فعال حق مصاحبه و پاسخگویی مستقیم به انتقادات را ندارند. این قانون اگرچه ممکن است برای حفظ بیطرفی و جلوگیری از درگیری لفظی تنظیم شده، اما در عمل باعث ایجاد یک «فضای نابرابر» میشود. در این فضا، مدیران، مربیان و بازیکنان میتوانند با استفاده از پلتفرم رسانهای پس از بازی، هر ادعایی را مطرح کنند، در حالی که طرف مقابل (داوران) از هر گونه حق دفاعیه مستقیم محروم هستند. این عدم توازن، امکان سوءاستفاده و حمله شخصی را افزایش میدهد. داوران تنها از طریق گزارشهای کتبی به کمیته داوری میتوانند موضوع را پیگیری کنند که این فرآیند، سریع، عمومی و تأثیرگذار در افکار عمومی نیست. این سکوت اجباری داوران، میتواند به شکلگیری یک روایت یکطرفه و آسیب دائمی به اعتبار حرفهای آنان منجر شود. هواداران و عموم مردم تنها یک طرف ماجرا را میشنوند. بنابراین، لازم است فدراسیون فوتبال مکانیزمی شفاف و متوازن برای پاسخگویی به اتهامات جدی علیه داوران در نظر بگیرد تا حداقل در مواردی که حملات شخصی و فرافنی است، امکان دفاع وجود داشته باشد.
چالش حضور زنان در داوری فوتبال ایران؛ از مانع داخلی تا حمله داخلی
مسیر حضور داوران زن در فوتبال مردان ایران، همواره پر از مانع بوده است. همانطور که در گزارش اشاره شد، چهار سال پیش، فرصت تاریخی حضور دو داور زن ایرانی در جام جهانی زنان به دلیل نیاز فیفا به کسب تجربه آنان در مسابقات مردان و VAR از دست رفت. این نشان میدهد که موانع ساختاری و نگرشی داخلی، سالها پیشرفت حرفهای این داوران را به تأخیر انداخته است. اکنون که پس از سالها تلاش و رایزنی، بالاخره مجوز حضور داوران زن در VAR مسابقات لیگ برتر صادر شده، با چنین حمله تند و عمومیای مواجه میشوند. این حمله نه تنها شخص این دو داور، که میتواند کل این دستاورد شکننده را تهدید کند. ممکن است این پیام را به تصمیمگیران بدهد که «حضور زنان دردسرساز است» و فضای را برای عقبنشینی از این تصمیم فراهم کند. این در حالی است که در سطح جهانی، قضاوت زنان در مسابقات مردان به امری عادی تبدیل شده است. نمونههایی مانند استفانی فراپارت (داوری در فینال سوپرجام اروپا، لیگ قهرمانان و جام جهانی مردان) یا یوشیمی یاماشیتا (داوری در جام ملتهای آسیای مردان) نشان میدهد که جنسیت هیچ ارتباطی با صلاحیت حرفهای ندارد. حمله ابولقاسمپور، فوتبال ایران را در تقابل با این جریان مترقی جهانی قرار میدهد.
مسئولیت اجتماعی مدیران ورزشی و تأثیر آن بر فرهنگ هواداری
مدیران باشگاههای لیگ برتری، تنها مسئول مدیریت مالی و ورزشی تیم خود نیستند. آنها به دلیل جایگاه رسانهای و تأثیرگذاری بر هزاران هوادار، دارای «مسئولیت اجتماعی» نیز هستند. سخنان آنها میتواند فرهنگ هواداری، احترام به حریف، داور و قواعد بازی را شکل دهد یا تخریب کند. وقتی یک مدیر با ادبیات توهینآمیز و جنسیتی درباره داوران صحبت میکند، در واقع به هواداران خود مجوز میدهد که این ادبیات را تکرار و تشدید کنند. این موضوع میتواند به گسترش فرهنگ بیاحترامی، خشونت کلامی و حتی تهدید و آزار داوران (به ویژه داوران زن) در فضای مجازی و واقعی بینجامد. هواداران افراطی ممکن است این سخنان را بهانهای برای حمله به داوران قرار دهند. بنابراین، انتظار میرود مدیران ورزشی در اظهارنظرهای خود، حداقلی از اخلاق حرفهای، احترام و پرهیز از کلیشهسازیهای مضر را رعایت کنند. آنها باید الگویی برای هواداران خود باشند. در غیر این صورت، نه تنها به حرفه افراد آسیب میزنند، که به فضای کلی ورزش کشور و روحیه fair play (منصفانه بازی کردن) لطمه وارد میسازند. سازمان لیگ و فدراسیون فوتبال نیز باید در قبال چنین اظهارات خلاف اخلاق ورزشی، واکنش روشن و بازدارنده داشته باشند.
ضرورت واکنش نهادهای متولی و ترسیم خط قرمزهای روشن
این حادثه آزمونی برای فدراسیون فوتبال ایران، سازمان لیگ و کمیته انضباطی است. اینکه این نهادها در قبال اظهاراتی که آشکارا جنبه توهین جنسیتی دارد و فضای ورزشی را مسموم میکند، چه واکنشی نشان میدهند، پیام مهمی به تمام جامعه فوتبال میفرستد. اگر این اظهارات بدون پیامد جدی باقی بماند، عملاً به معنای تأیید ضمنی آنها و تشویق دیگران به تکرار چنین رفتارهایی است. اما اگر با واکنش قاطع و جریمهای متناسب (از جمله محرومیت، جریمه نقدی سنگین و الزام به عذرخواهی عمومی) مواجه شود، نشان میدهد که خط قرمزهای اخلاقی و حرفهای در فوتبال ایران جدی گرفته میشود. این واکنش باید فراتر از یک حکم انضباطی معمولی باشد. زیرا این مسئله، تنها یک اعتراض به داوری نیست، بلکه نقض آشکار «منشور اخلاقی ورزش» و ترویج کلیشههای ضد زن در رسانه ملی است. فدراسیون باید از این فرصت استفاده کند و با صدور بیانیهای قوی، ضمن محکوم کردن هرگونه سخن زنستیزانه، بر تعهد خود به حمایت از حضور زنان در تمام عرصههای فوتبال (از جمله داوری) تأکید کند. تنها در این صورت است که میتوان امیدوار بود فضای فوتبال ایران به سوی حرفهایگری و احترام متقابل حرکت کند.