آسیانیوز ایران؛ سرویس ورزشی:
گاهی یک شکست ورزشی، آینهای میشود برای نمایاندن عمق یک فرهنگ. فرهنگ عذرخواهی. شب گذشته، فوتبال ایران شاهد صحنهای بود که فراتر از یک نتیجه تساوی، جنجال آفرید. بهنام ابوالقاسمپور، مدیرعامل استقلال خوزستان، پس از تساوی یک بر یک تیمش در مقابل استقلال تهران، زبان به انتقاد گشود. اما این انتقاد، نه فقط به عملکرد داوران، که به جنسیت دو داور زن حاضر در زمین نیز گره خورد. حرفهای او در فضای ورزشی ایران که سالهاست برای حضور پررنگتر زنان در عرصه قضاوت و مدیریت مبارزه میکند، مانند سنگی بود که در آب راکد افتاد. موجی از انتقادات به راه افتاد و اتهام زنستیزی در فضای مجازی و رسانهها طنینانداز شد.
اما امروز، فصل جدیدی از این ماجرا نوشته شد. ابوالقاسمپور، در اقدامی کمنظیر در فضای ورزشی ایران، پا پیش گذاشت و با "شهامت" - همان کلمهای که خودش به کار برد - عذرخواهی کرد. او در گفتوگویی با ورزش سه، صراحتا گفت: «از قسمتی از صحبتهایم پشیمانم.» و قصد خود را بیمنظور و ناشی از عصبانیت شدید دانست. عصبانیتی که ریشه در از دست دادن یک امتیاز حیاتی برای تیمی با بودجه محدود داشت. این عذرخواهی، اما فقط محدود به دو داور زن نبود. او پرده از تماسهای شخصیاش با رضا درویش و مصطفی لشگری، دو مدیر سابق که قبلاً از آنان انتقاد کرده بود، برداشت و گفت که حالا، در جایگاه مدیریت، آنان را درک میکند. این روایت، داستانی است فراتر از یک دعوای ورزشی ساده. داستانی درباره فشارهای سنگین مدیریت در فوتبال پرهیاهوی ایران، درباره خطای در قضاوت تحت تأثیر خشم، و مهمتر از همه، درباره شجاعت پذیرش اشتباه و تلاش برای ترمیم آن. ابوالقاسمپور حالا ادعا میکند که حامی حضور زنان در فوتبال است و برای تیم زنان استقلال خوزستان هم واریزی داشته است. اما آیا این عذرخواهی دیرهنگام، میتواند اثر آن سخنان اولیه را پاک کند؟
گفتمان انتقادی در ورزش و مرزهای مشروعیت
انتقاد از داوران بخشی جداییناپذیر از فوتبال حرفهای در سراسر جهان است. اما این انتقاد هنگامی از مرز حرفهایگری خارج میشود که به جای تحلیل عملکرد، به ویژگیهای هویتی افراد (مانند جنسیت، نژاد، ملیت) معطوف شود. اظهارات اولیه ابوالقاسمپور، نمونهای از عبور از این مرز بود. با متمرکز کردن انتقاد بر "زن بودن" داوران، ناخواسته یا خواسته، این پیام را تقویت کرد که جنسیت میتواند معیاری برای قضاوت درباره شایستگی حرفهای باشد. این رویکرد، نه تنها به دو داور، که به تمام زنان فعال در عرصه قضاوت ورزشی توهین محسوب میشود. عذرخواهی بعدی، تلاشی برای بازگشت این گفتمان به چارچوب مشروع حرفهای است: انتقاد از "عملکرد" داوران، فارغ از جنسیت. موفقیت این تلاش، منوط به پذیرش جامعه ورزشی و عمق باوری است که به اظهارات جدید وی میشود.
فشارهای اقتصادی و روانی مدیریت در فوتبال ایران
ابوالقاسمپور در توجیه عصبانیت خود به عددی کلیدی اشاره کرد: «کل بودجه تیم ما ۱۵۱ میلیارد تومان است.» و نیز «پرواز چارتر گرفتم و ۱ میلیارد و ۴۰۰ میلیون تومان دادم.» این اعداد، نمادی از فشار مالی طاقتفرسایی است که بر مدیران باشگاههای ایرانی وارد میآید. در چنین فضایی، از دست دادن حتی یک امتیاز، میتواند به معنای از دست دادن بخش بزرگی از سرمایه و زحمت یک فصل باشد. این فشار مالی، به راحتی به فشار روانی تبدیل میشود و ممکن است باعث شود فرد در لحظه، خویشتنداری حرفهای خود را از دست بدهد. این موضوع، تنها مشکل یک باشگاه نیست، بلکه نشانگر ساختار شکننده اقتصادی حاکم بر فوتبال ایران است که مدیران را در موقعیتی دفاعی و پراسترس قرار میدهد و گاهی موجب بروز واکنشهای تند میشود.
فرآیند عذرخواهی عمومی و نقش آن در مدیریت بحران
عذرخواهی ابوالقاسمپور، یک عذرخواهی استاندارد بحرانمحور بود:
۱) ابراز پشیمانی صریح
۲) پذیرش مسئولیت بدون توجیههای طولانی
۳) بیان اقدام جبرانی (قصد تماس و دلجویی شخصی)
۴) بازگشت به اصل مطلب (انتقاد از عملکرد داوری).
نکته حائز اهمیت، استفاده وی از عبارت "با شهامت" برای توصیف عذرخواهی است. این امر، عذرخواهی را از یک عمل تحمیلی به یک اقدام اختیاری و مبتنی بر شخصیت تبدیل میکند و میتواند اثرپذیری آن را افزایش دهد. اثربخشی این عذرخواهی در گرو دو عامل است:
- نخست، رفتاری که در عمل (تماس شخصی و تغییر رفتار آینده) نشان داده میشود
- دوم، پذیرش از سوی جامعه هدف (داوران زن، جامعه ورزشی زنان و افکار عمومی).
نگاه به حضور زنان در فوتبال: از حرف تا عمل
ابوالقاسمپور در دفاع از خود، به حمایت از تیم زنان باشگاه و باور به صعود زنان به بالاترین رتبهها اشاره کرد. این ادعا، یک پارادوکس اجتماعی بزرگتر را نمایندگی میکند: تضاد بین "حمایت کلی" از حضور زنان و "انتقاد خاص" در هنگام مواجهه با نتیجهای نامطلوب از سوی آنان. معیار سنجش حمایت از زنان در ورزش، نه صرفاً تأمین مالی، که احترام بیقید و شرط به شأن حرفهای آنان در مواقع بحران است. وقتی یک مدیر در شرایط فشار، اولین ویژگی مورد اشاره را جنسیت فرد بداند، تمامی حمایتهای مالی پیشین زیر سؤال میرود. آینده این نگاه، در رفتار آتی ابوالقاسمپور و سایر مدیران با داوران و مدیران زن مشخص خواهد شد. آیا جنسیت دیگر هرگز محور قضاوت نخواهد بود؟
درسهایی برای مدیریت ورزشی و اخلاق حرفهای
این ماجرا چند درس کلیدی برای فضای مدیریت ورزشی ایران دارد:
- اول، ضرورت آموزش مدیریت خشم و ارتباطات بحران برای مدیران پرشور اما تحت فشار.
- دوم، لزوم حساسسازی نسبت به تبعات گفتارهای به ظاهر ساده که میتواند به حاشیهسازی گروهی از فعالان ورزشی بینجامد.
- سوم، اهمیت "درک متقابل" که ابوالقاسمپور پس از تجربه مدیریت به آن رسید و منجر به عذرخواهی از مدیران قبلی شد. این درک، اگر نهادینه شود، میتواند فضای کمتر خصومتآمیز و مبتنی بر همدلی ایجاد کند.
در نهایت، این رویداد نشان داد که افکار عمومی و رسانهها در ایران، نسبت به گفتارهای تبعیضآمیز - حتی در پوشش انتقاد ورزشی - حساسیت نشان میدهند و این خود یک پیشرفت اجتماعی محسوب میشود که مدیران را به مسئولیتپذیری بیشتر وادار میکند.