آسیانیوز ایران؛ سرویس ورزشی:
صدای زنگ خطر سقوط در ورزشگاه فولادشهر اصفهان به گوش میرسد. ذوبآهن، این تیم تاریخی و پرافتخار لیگ برتر، این روزها در عمق منطقه سقوطگیران جا خوش کرده است. پس از تساوی بدون گل در خانه در برابر مس رفسنجان، دیگر طاقت مدیران باشگاه طاق شد. قاسم حدادیفر، سرمربی جوانی که روزی وعده جوانگرایی و پروسه سهساله بازگشت به اوج را داده بود، از سکان هدایت تیم کنار رفت. حالا نوبت یک چهره آشناست. چهرهای که خون سبز در رگهایش جریان دارد. جلال امیدیان، بازیکن سابق و دستیار پیشین ذوبآهن، دوباره به خانه بازگشته است. اما این بار نه به عنوان دستیار، که در قامت ناجی و سرمربی.
این بازگشت، در سختترین شرایط ممکن اتفاق افتاده است. ذوبآهن با ۱۶ امتیاز از ۱۸ بازی، در رده شانزدهم جدول لنگر انداخته و فاصله چندانی با تیمهای انتهایی ندارد. آمار دو برد، ده مساوی و شش باخت، گویای یک فصل مصیبتبار است. حدادیفر با همه امیدواریهای اولیه، نتوانست ترکیب جوان و بیتجربه خود را به نتایج قابل قبول برساند. شکست در اولین بازی جام حذفی مقابل چادرملو و نتایج ضعیف متوالی در لیگ، اعتماد هیئت مدیره را از بین برد.
اما چرا امیدیان؟
پاسخ در تاریخچه و دانش او نهفته است. او که سالها در کنار بزرگی مانند قلعهنویی در ذوبآهن و سپس در کنار مربیان خارجیای مانند مورایس و کارترون در سپاهان آموزش دیده، اکنون آزمونی سخت پیش رو دارد. او تنها چند ماه پیش، به طور موقت هدایت سپاهان را در دو بازی بر عهده گرفت و با یک پیروزی و یک تساوی، کارنامه قابل احترامی از خود به جای گذاشت. اما هدایت ذوبآهن در شرایط بحران، گامی بلندتر و چالشی عظیمتر است. آیا امیدیان میتواند با تجربه و تعلق خاطری که به این تیم دارد، روح تازهای در کالبد بیجان سبزپوشان بدمد؟ یا این تغییر دیرهنگام، تنها تلاشی برای به تعویق انداختن یک سرنوشت محتوم است؟ پاسخ این پرسشها را بازیهای سخت پیش رو خواهند داد.
ل دلایل شکست پروژه حدادیفر و پایان زودهنگام جوانگرایی
قاسم حدادیفر با شعار جوانگرایی و صبر سهساله بر روی نیمکت ذوبآهن نشست. اما در لیگ برتر، نتایج فوری حرف اول را میزنند. ترکیب جوان و بیتجربه حدادیفر، فاقد رهبری و بازیساز باتجربه در زمین بود که در موقعیتهای حساس، نتوانستند بازی را مدیریت کنند. آمار ۱۰ تساوی از ۱۸ بازی، نشان میدهد تیم میتوانست در بسیاری از بازیها امتیاز بگیرد، اما فقدان بلوغ روانی و تدبیر تاکتیکی در دقایق پایانی، پیروزیها را به تساوی و تساویها را به باخت تبدیل کرد. همچنین، سیستم بازی فاقد خلاقیت و تنوع حمله بود و به راحتی توسط حریفان خوانده میشد. فشار روانی نتایج ضعیف، به ویژه پس از حذف تحقیرآمیز از جام حذفی، فضای سنگینی ایجاد کرد که یک مربی کمتجربه مانند حدادیفر توان خارج کردن تیم از آن را نداشت. در نهایت، ترس از سقوط، صبر مدیران را به پایان برد.
ارزیابی صلاحیتها و چالشهای پیش روی جلال امیدیان
جلال امیدیان به عنوان یک مربی فنی که سالها در کنار مربیان موفق داخلی و خارجی آموزش دیده، از دانش تاکتیکی خوبی برخوردار است. آشنایی عمیق او با ساختار ذوبآهن و فرهنگ باشگاه، یک امتیاز بزرگ محسوب میشود. او میتواند به سرعت با بازیکنان ارتباط برقرار کند. با این حال، تجربه او در هدایت مستقل یک تیم بزرگ، بسیار محدود است. دو بازی موقت با سپاهان نمیتواند معیار کاملی برای سنجش تواناییهای رهبری او باشد. بزرگترین چالش او، تزریق اعتماد به نفس و روحیه جنگندگی به تیمی است که ماهها است بوی شکست میدهد. همچنین، او باید به سرعت یک ترکیب متعادل از جوانان و باتجربهها ایجاد کند، یک سیستم دفاعی سازمانیافته (که پایه هر تیم نجاتیافته است) طراحی کند و برای بازیهای باقیمانده، اهداف کوتاهمدت و واقعبینانه تعیین نماید.
وضعیت تیم ذوبآهن؛ نقاط ضعف بحرانی و نقاط قوت قابل اتکا
نقاط ضعف: روحیه شکسته، سیستم دفاعی پراشتباه (با توجه به تعداد باختها و تساویها)، خط حمله بیمؤثر (با توجه به گلهای کم)، فقدان رهبر در زمین و بیثباتی در ترکیب اصلی از مشکلات اصلی هستند. نقاط قوت: وجود چند بازیکن با تجربه و کیفی در ترکیب که میتوانند هسته تیم را تشکیل دهند، فشار سقوط که میتواند به عاملی برای انگیزه تبدیل شود، و همچنین حمایت سنتی هواداران اصفهانی که در شرایط سخت پشت تیم میایستند. امیدیان باید ابتدا روی سازماندهی دفاع تمرکز کند. یک تیم که به راحتی گل نمیخورد، حداقل امتیاز میگیرد. سپس باید با تقویت روحیه، از فشار سقوط به عنوان محرک استفاده کند و با تکیه بر بازیکنان کلیدی، بازیهای باقیمانده را یک به یک مدیریت نماید.
نقش هیئت مدیره و انتظارات واقعبینانه از یک ناجی
تصمیم هیئت مدیره برای تغییر سرمربی در این مرحله از لیگ، نشان از وحشت از سقوط دارد. آنها باید به امیدیان زمان و اختیار کافی بدهند و از دخالت در ترکیببندی و نقلوانتقالات خودداری کنند. پشتیبانی مالی و معنوی از او در این برهه حیاتی است. انتظار واقعبینانه این است که امیدیان در کوتاهمدت، تیم را از منطقه سقوط خارج کند. نمیتوان انتظار صعود به جمع تیمهای میانی جدول را داشت. هدف فوری، کسب امتیاز از بازیهای مستقیم با رقبای سقوطی و بهبود عملکرد دفاعی است. اگر هیئت مدیره به دنبال معجزه باشد و پس از چند بازی نتیجه فوری نگیرد، ممکن است صبر خود را از دست بدهد. این دور باطل، ذوبآهن را به ورطه سقوط خواهد کشاند. آنها باید به پروسه کوتاهمدت امیدیان متعهد بمانند.
سناریوهای محتمل برای پایان فصل ذوبآهن
-
سناریوی اول (خوشبینانه)
امیدیان با سازماندهی مجدد دفاع و تقویت روحیه، ذوبآهن را از منطقه سقوط خارج میکند. تیم در بازیهای باقیمانده شکستهای کمتری میخورد و با استفاده از تجربه بازیکنان قدیمی، در بازیهای حساس امتیاز میگیرد. فصل با حفظ جایگاه در لیگ برتر به پایان میرسد.
-
سناریوی دوم (واقعبینانه)
ذوبآهن تا آخر هفتهها درگیر جدال سقوط میماند. امیدیان بهبود نسبی ایجاد میکند، اما ضعف عمقی تیم اجازه خروج آسان از بحران را نمیدهد. سرنوشت تیم در هفته پایانی و در بازیهای مستقیم با تیمهای رقیر مشخص میشود.
-
سناریوی سوم (بدبینانه)
تغییر سرمربی تأثیر چندانی ندارد. بیروحی و عدم کیفیت بازیکنان ادامه مییابد. ذوبآهن نتایج منفی خود را تکرار کرده و پس از سالها، به لیگ یک سقوط میکند. این سناریو فاجعهبارترین حالت برای باشگاهی با این سابقه است.
کلید موفقیت در دستان امیدیان، بازیکنان کلیدی و مدیریت هوشمندانه هیئت مدیره نهفته است.