آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
در روزهایی که منطقه خاورمیانه در تب تنشهای فزاینده بین ایران و آمریکا میسوزد، هر حرکت دیپلماتیک و نظامی میتواند سرنوشت میلیونها نفر را تغییر دهد. از یک سو، دیپلماتها در پایتختهای مختلف جهان در حال رایزنیهای فشرده هستند تا از شعلهور شدن جنگی جدید جلوگیری کنند و از سوی دیگر، نمایشهای نظامی و تحریمها فضایی از بیاعتمادی و آمادگی برای رویارویی ایجاد کردهاند. این مقاله به تحلیل عمیق تحولات اخیر، زمینههای تاریخی این تنشها و احتمالات پیش روی منطقه میپردازد.
تشدید گفتمان تهاجمی و افزایش حضور نظامی
در ماههای اخیر، رویکرد دولت دونالد ترامپ نسبت به ایران به شکل چشمگیری تهاجمیتر شده است. بر اساس گزارشهای متعدد از جمله گزارش خبرگزاری رویترز، آمریکا به دنبال حملهای نیست که صرفاً محدود و سریع باشد، بلکه به گفته این گزارش، ترامپ در پی تغییر کامل اوضاع داخلی ایران است. این گفتمان با اقدامات عملی همراه شده است: اعزام ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن به منطقه، ارسال چندین بمبافکن استراتژیک B-52 به خاورمیانه، و استقرار دائمی پهپادهای شناسایی برای رصد سواحل ایران به مدت ۱۴ ساعت متوالی، همگی نشاندهنده سطح بالای آمادهباش نظامی آمریکاست. از سوی دیگر، ایران نیز دست به اقدامات متقابلی زده است. الحاق یک هزار فروند پهپاد راهبردی جدید به سازمان رزم نیروهای چهارگانه ارتش، که به گفته امیر سرلشکر حاتمی برای "رزم سریع و پاسخ کوبنده به هر تهاجم" طراحی شدهاند، نشاندهنده عزم این کشور برای افزایش توان بازدارندگی خود است. همچنین، بر اساس ادعای آسوشیتدپرس، ایران قصد دارد هفته آینده مانوری نظامی شامل شلیک در تنگه هرمز برگزار کند، حرکتی که میتواند به طور بالقوه تنشها را بیشتر افزایش دهد.
ابعاد اقتصادی و اجتماعی بحران
تنشهای سیاسی و نظامی تأثیر مستقیمی بر اقتصاد ایران و منطقه داشته است. خبرگزاری الجزیره گزارش داده که در سایه افزایش تنشها، قیمت نفت برنت از مرز ۷۰ دلار برای هر بشکه گذشت. در داخل ایران نیز ناآرامیهای اقتصادی مشهود است: بر اساس مشاهدات میدانی، تقاضا برای دریافت وجه نقد از شعب بانکها به شدت افزایش یافته و به شکل غیررسمی سقف ۳ تا ۵ میلیون تومانی برای هر فرد در نظر گرفته شده است. بانک مرکزی ایران رشد ۴۹ درصدی دریافت اسکناس را در هشت ماهه گذشته گزارش داده که به عقیده کارشناسان نشاندهنده "نااطمینانی شرایط اقتصادی و جو حاکم بر جامعه" است. واکنش بازار به اخبار دیپلماتیک نیز قابل توجه بوده است. با انتشار خبر مذاکرات احتمالی ایران و آمریکا، ارزش تتر (دلار دیجیتال) از ۱۶۷ هزار تومان به ۱۵۱ هزار تومان و قیمت طلا از ۲۲ میلیون تومان به ۱۹ میلیون تومان سقوط کرد، نشاندهنده حساسیت بالای بازار به تحولات سیاسی.
دیپلماسی در سایه تهدید: بازیگران منطقهای و بینالمللی
ترکیه: میانجیگری فعال در بحران
ترکیه نقشی محوری در تحولات اخیر ایفا میکند. سفر عباس عراقچی، معاون وزیر خارجه ایران، به ترکیه برای دیدار با هاکان فیدان، همتای ترک خود، در شرایطی صورت میگیرد که به گفته خبرگزاری آناتولی ترکیه، ترامپ با میانجیگری ترکیه برای مذاکرات مستقیم با ایران موافقت کرده است. وزارت دفاع ترکیه در بیانیهای رسمی اعلام کرد: "ما به عنوان ترکیه نمیخواهیم تنشها و درگیریهای جدیدی در منطقه ما رخ دهد. تلاشهای خود را برای پایان یافتن تمامی مناقشات و برقرار شدن صلح و ثبات در منطقه ادامه میدهیم." هاکان فیدان در دیدار با عراقچی قرار است ضمن اعلام آمادگی آنکارا برای کمک به رفع تنش از طریق گفتگو، یک بار دیگر بر مخالفت خود با مداخله نظامی علیه ایران تأکید کند. ترکیه از زمان آغاز اعتراضات سراسری در ایران و تهدید آمریکا به مداخله نظامی، همواره بر مخالفت خود با چنین اهدامی تأکید داشته است.
سایر بازیگران منطقهای: نگرانی و تلاش برای میانجیگری
سایر کشورهای منطقه نیز نگرانی عمیق خود را از تشدید تنشها ابراز کردهاند. بر اساس گزارش آکسیوس، عربستان سعودی به شدت نگران احتمال وقوع یک جنگ منطقهای است و تلاش میکند به میانجیگری برای دستیابی به یک راه حل دیپلماتیک بین ایران و آمریکا کمک کند. خالد بن سلمان، وزیر دفاع عربستان، برای نشستهایی درباره ایران به واشنگتن سفر کرده است. مصر و قطر نیز در تماس تلفنی وزرای خارجه خود بر "کاهش تنش در منطقه و اهمیت پافشاری به مسیر دیپلماتیک" تأکید کردند. بدر عبدالعاطی، وزیر خارجه مصر، در گفتوگو با همتای فرانسوی خود نیز بر "لزوم فراهم کردن شرایط حمایتی برای از سرگیری گفتوگوها بین واشنگتن و تهران" تأکید کرد. روسیه نیز به عنوان یکی از متحدان ایران نگرانی خود را ابراز داشته است. الکسی لیخاچف، مدیرکل شرکت دولتی "روس اتم"، اعلام کرد روسیه امیدوار است همه طرفها به تعهدات بینالمللی درباره مصونیت نیروگاه اتمی بوشهر از هر نوع درگیری پایبند باشند. وی همچنین تأکید کرد که روساتم در صورت لزوم آماده تخلیه پرسنل روسی از نیروگاه بوشهر خواهد بود.
واکنش اروپا: میان تحریم و دیپلماسی
اتحادیه اروپا رویکردی دوگانه در قبال ایران در پیش گرفته است. از یک سو، کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، بر تداوم ارتباط کانالهای دیپلماتیک با ایران تأکید کرده و گفت: "انتظار داریم کانالهای دیپلماتیک با ایران باز بمانند." از سوی دیگر، همان اتحادیه اکثر افراد و نهادهای ایرانی را که به گفته آنها در سرکوب اعتراضات مردم نقش داشتهاند، تحریم کرده است. کیِر استارمر، نخست وزیر انگلیس، نیز با تکرار ادعاهای علیه برنامه هستهای ایران گفت: "چالش بزرگ اینجاست که اطمینان حاصل کنیم ایران به برنامه هستهای دست پیدا نکند." این موضعگیری نشان میدهد که اگرچه اروپا خواهان کاهش تنش است، اما نگرانیهای امنیتی خود را نیز در اولویت قرار داده است.
چقدر به جنگ نزدیکیم؟
تحلیل موقعیت کنونی: آستانهای و ناپایدار
روزنامه شرق در تحلیل یادداشتی وضعیت فعلی را "آستانهای و ناپایدار" میان جنگ و صلح توصیف کرده است. به نظر میرسد آمریکا با نمایش قدرت، تحریمهای هدفمند انرژی و آرایش نظامی محدود، قصد دارد هزینههای ایران را بالا ببرد اما از ورود به جنگ تمامعیار پرهیز کند. در مقابل، ایران با شفافسازی خطوط قرمز و وعده پاسخ سخت به هر حمله محدود، میکوشد طرف مقابل را از آزمونکردن "حمله کوچک و کمهزینه" منصرف کند. رسانههای عبری نیز بر این تحلیل صحه میگذارند. روزنامه یدیعوت آحارونوت اسرائیل نوشته است که برخلاف لحن جنگطلبانه دونالد ترامپ علیه ایران، هدف اصلی او حمله نظامی نیست، بلکه دستیابی به توافقی برای محدود کردن تمام توان دفاعی و منطقهای این کشور است. این روزنامه همچنین ناو هواپیمابر اعزامی آمریکا را "اهرم فشار ترامپ برای وادار کردن تهران به مذاکره" توصیف کرده است.
سناریوهای محتمل برای آینده نزدیک
بر اساس تحلیل اطلاعات موجود، چند سناریو برای آینده نزدیک منطقه محتمل به نظر میرسد:
-
ادامه وضعیت پرتنش کنترلشده
این سناریو که در حال حاضر جاریست، شامل ادامه نمایشهای نظامی، تحریمها و دیپلماسی فشار از دو طرف خواهد بود بدون آنکه به درگیری مستقیم نظامی بینجامد.
-
لغزش به درگیری محدود
این سناریو نگرانکنندهترین حالت است که ممکن است بر اثر "خطای محاسباتی" یا سوءتفاهم رخ دهد. حضور گسترده نظامی دو طرف در منطقه احتمال چنین سناریویی را افزایش میدهد.
-
حرکت به سوی دیپلماسی حداقلی
این سناریو خوشبینانهترین حالت است که در آن دو طرف با میانجیگری کشورهایی مانند ترکیه، عمان یا قطر به گفتوگوهای مستقیم یا غیرمستقیم روی میآورند.
ملاحظات و محدودیتهای هر طرف
آمریکا با وجود تهدیدهای شدید، محدودیتهای داخلی و بینالمللی برای آغاز یک جنگ تمامعیار دارد. جو عمومی در آمریکا پس از دو دهه درگیری در خاورمیانه چندان مایل به ورود به جنگی جدید نیست. از سوی دیگر، ایران نیز با مشکلات اقتصادی داخلی، تحریمهای فزاینده و ناآرامیهای اجتماعی مواجه است که توان آن برای درگیری گسترده را محدود میسازد. همانطور که اکسیوس به نقل از مقامات آمریکایی گزارش داده: "به نظر نمیرسد تهران علاقهای به توافقی مبتنی بر خواستههای حداکثری آمریکا داشته باشد." این نشان میدهد که اگرچه مذاکره در جریان است، اما فاصله میان مواضع دو طرف همچنان قابل توجه است.
در جستوجوی راه برونرفت
وضعیت کنونی منطقه خاورمیانه را میتوان یکی از حساسترین مقاطع چند دهه اخیر توصیف کرد. از یک سو، شبکه پیچیدهای از دیپلماسی و میانجیگری در حال شکلگیری است که کشورهایی مانند ترکیه، قطر، عمان و حتی عربستان سعودی در آن نقش فعالی ایفا میکنند. از سوی دیگر، آمادهباش نظامی بیسابقهای در منطقه به چشم میخورد که خطر درگیری را به طور دائمی افزایش میدهد.
ضرورت احیای گفتوگوهای مستقیم
اگرچه مذاکرات غیرمستقیم میان ایران و آمریکا از طریق میانجیهایی همچون عمان، قطر و ترکیه ادامه دارد - همانطور که روزنامه یدیعوت آحارونوت گزارش داده - اما به نظر میرسد برای دستیابی به توافقی پایدار، نیاز به گفتوگوهای مستقیم وجود دارد. پیشنهاد ویدیوکنفرانس بین رؤسای دو کشور که اردوغان مطرح کرده و ترامپ آن را پذیرفته، میتواند گامی در این جهت باشد، اگرچه ایران هنوز پاسخی به این پیشنهاد نداده است.
نقش جامعه بینالمللی
جامعه بینالمللی به ویژه قدرتهای اروپایی و روسیه میتوانند در ایجاد فضایی برای کاهش تنش نقش مهمی ایفا کنند. تأکید مکرر کایا کالاس بر باز ماندن کانالهای دیپلماتیک و نگرانی روسیه از امنیت نیروگاه بوشهر نشاندهنده علاقه این بازیگران به جلوگیری از جنگ است.
آینده نامعلوم
در نهایت، آینده منطقه به تصمیمگیری رهبران ایران و آمریکا، ظرفیت میانجیگران منطقهای و همچنین واکنش جامعه بینالمللی بستگی دارد. آنچه مسلم است این که هزینه جنگ برای همه طرفها - و برای کل منطقه - به مراتب بیشتر از هزینه مذاکره و توافق خواهد بود. در روزهای آینده، تحولات دیپلماتیک در ترکیه و واکنش دو طرف به پیشنهادهای مطرح شده، جهتگیری نهایی این بحران را مشخص خواهد کرد. امید آن است که خرد جمعی بر تنشگریزی چیره شده و مسیر گفتوگو و تفاهم هموار گردد.
تحلیل گفتمان و تاکتیکهای نظامی دو طرف: بازدارندگی در برابر فشار حداکثری
رویکرد آمریکا تحت مدیریت ترامپ، از «فشار حداکثری» به «تهدید نظامی آشکار» تحول یافته است. هدف ظاهری، نه یک حمله محدود، بلکه ایجاد چنان هزینهای برای نظام حاکم است که یا تسلیم شود یا تغییر کند. نمایشهای نظامی مانند استقرار B-52ها (نماد قدرت تهاجمی سنتی) و پهپادهای شناسایی با مدار پروازی ۱۴ ساعته (نماد نظارت و هدفیابی مداوم)، برای ایجاد حس محاصره و آسیبپذیری طراحی شدهاند.
ایران در مقابل، بر «بازدارندگی نامتقارن و لایهای» تمرکز کرده است. الحاق گسترده پهپادهای راهبردی که ارزانتر، تولیدپذیر و برای هدفگیری ناوها و پایگاههای دوربرد مناسب هستند، پاسخی مستقیم به این تهدید است. مانور تنگه هرمز نیز یک پیام کلاسیک و واضح است: توانایی مختل کردن شریان حیاتی اقتصاد جهانی. این تقابل، یک بازی خطرناک است که در آن هر طرف سعی دارد بدون آغاز جنگ واقعی، پیروزی روانی و راهبردی کسب کند.
نکته کلیدی اینجاست که این تاکتیکها میتوانند به راحتی از کنترل خارج شوند. یک خطای شناسایی، یک برخورد تصادفی، یا یک سوءتعبیر از نیات طرف مقابل میتواند جرقهای باشد که به آتش جنگی تمامعیار دامن بزند. حضور گسترده نظامی، «آستانه تحریک» را به طور خطرناکی پایین آورده است.
نقش بازیگران منطقهای: از رقابت سنتی تا همکاری اضطراری برای جلوگیری از جنگ
نقش ترکیه به عنوان میانجی، فراتر از یک دیپلماسی معمولی است. آنکارا با داشتن روابط همزمان (هرچند پرتنش) با واشنگتن و مسکو، و نیز خط ارتباطی با تهران، خود را به عنوان یک گلوگاه دیپلماتیک ضروری مطرح کرده است. موافقت ترامپ با پیشنهاد میانجیگری اردوغان، نشان از ناچاری نسبی واشنگتن و تمایل به یافتن راه خروجی با حفظ آبرو دارد.
عربستان سعودی، به عنوان رقیب سنتی ایران، نگرانی عمیق خود را اعلام کرده است. این موضع، نشاندهنده درک ریاض از این واقعیت است که جنگ میتواند ثبات کل منطقه — از جمله خود عربستان — را نابود کند و هزینههای اقتصادی و امنیتی غیرقابل تصوری به همراه آورد. سفر وزیر دفاع سعودی به واشنگتن، تلاش برای تأثیرگذاری مستقیم بر محاسبات آمریکاست.
اسرائیل، اگرچه در گزارش حاضر به صراحت ذکر نشده، اما همواره نقش محوری دارد. تحلیل روزنامه یدیعوت آحارونوت که هدف آمریکا را «توافق برای محدودسازی توان ایران» میداند، در راستای خواسته استراتژیک تاریخی اسرائیل است. موضع تلآویو احتمالاً تشویق فشار حداکثری بدون ورود به جنگی است که میتواند برای اسرائیل پرهزینه باشد.
تأثیرات اقتصادی و اجتماعی: شاخصهای آشفتگی و فشار داخلی
واکنشهای بازار، دماسنج حساسی از انتظارات هستند. سقوط شدید قیمت تتر و طلا در ایران با انتشار اخبار مذاکره، نشان میدهد که چگونه جامعه و اقتصاد، عمیقاً خسته از فشار و خواهان گشایش هستند. این نوسان شدید، هم نشانه امید به صلح و هم نشانه آسیبپذیری اقتصاد در برابر شایعات است.
افزایش ۴۹ درصدی تقاضا برای اسکناس توسط بانک مرکزی، یک زنگ خطر اجتماعی جدی است. این پدیده — که معمولاً در آستانه بحرانهای بزرگ رخ میدهد — بیانگر بیاعتمادی مردم به سیستم بانکی، ترس از بلاتکلیفی آینده و تمایل به نقدینگی امن در دست است. این یک فشار داخلی قوی بر تصمیمگیران در تهران ایجاد میکند.
در سطح جهانی، عبور قیمت نفت از ۷۰ دلار، یادآوری میکند که چگونه امنیت خلیج فارس مستقیماً با اقتصاد جهانی گره خورده است. این افزایش قیمت، هم انگیزهای برای قدرتها برای کاهش تنش است (برای جلوگیری از شوک بزرگتر) و هم میتواند به نفتگران منطقه در کوتاهمدت سود برساند.
محدودیتهای راهبردی و موانع داخلی طرفین درگیر
آمریکا، علیرغم قدرت نظامی بلامنازع، با «خستگی از جنگ» در افکار عمومی و عدم تمایل کنگره برای درگیر شدن در یک جنگ جدیدِ پرهزینه و طولانی مواجه است. رویکرد ترامپ بیشتر معطوف به نمایش قدرت و کسب امتیاز در آستانه انتخابات است تا یک درگیری تمامعیار. گزارشها از تمایل به «تغییر اوضاع داخلی ایران» بیشتر شبیه به آرزو است تا یک برنامه عملیاتی واقعبینانه.
ایران نیز با مشکلات ساختاری عمیق اقتصادی، ناآرامیهای اجتماعی دورهای و تحریمهای فلجکننده دست و پنجه نرم میکند. این موارد، توانایی آن برای درگیری گسترده و طولانی را به شدت محدود میسازد. تاکتیک اصلی تهران، بالا بردن هزینه حمله برای دشمن از طریق توان بازدارندگی منطقهای و تهدید به مختل کردن ترانزیت انرژی است. هر دو طرف در «تله تعهد» گرفتار شدهاند: عقبنشینی آشکار برای هر کدام، شکست راهبردی و آسیب به وجهه داخلی و بینالمللی محسوب میشود. اینجاست که میانجیگری برای فراهم آوردن یک «راه خروج آبرومندانه» برای هر دو طرف حیاتی میشود.