آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
ساعتشمار یک رویارویی بزرگ در خاورمیانه به نظر میرسد صدای تیک تاک آخر خود را میشمارد. آنچه ماهها در پشت درهای بسته مذاکره میشد، امروز به یک بنبست خطرناک و علنی تبدیل شده است. نیویورکتایمز با انتشار گزارشی فوری، پرده از شکست کامل تمامی مذاکرات پشتپرده آمریکا با ایران برداشت. بر اساس این گزارش، ایران هیچ یک از پیشنهادات توافق واشنگتن را نپذیرفته و رسماً اعلام کرده است که برای جنگ آماده است. این اعلام آمادگی برای جنگ، پاسخی مستقیم به اولتیماتوم دونالد ترامپ بود. رئیسجمهور آمریکا که ساعاتی قبل از حملات اخیر اسرائیل به ایران نیز سخن از مذاکره میگفت، امروز لحن خود را به شدت تغییر داده و هشدار داد: «زمان دارد تمام میشود، توافق کنید یا حمله ویرانگرتری در پیش است.» تحلیلگران این سخنان را نه یک هشدار دیپلماتیک، که یک تهدید مستقیم به جنگ میدانند. تهدیدی که شرایطش از دیدگاه تهران چیزی جز تسلیم محض نیست. سه خواستهای که آمریکا بر آن پافشاری میکند، هسته برنامه هستهای، زرادخانه موشکی و نقش منطقهای ایران را نشانه رفته است.
در سوی دیگر، ایران به وضوح موضع خود را اعلام کرده: کوتاه نمیآییم. یک مقام ایرانی به والاستریت ژورنال گفت: «ما از حق خود در غنیسازی کوتاه نخواهیم آمد. زرادخانه موشکی برای دفاع ضروری است. هر حمله آمریکایی را تهدیدی وجودی میدانیم و با حداکثر قدرت پاسخ خواهیم داد.» این موضعگیریهای تند، در حالی صورت میگیرد که نقشه نظامی منطقه به سرعت در حال تغییر است. حضور گسترده آمریکا با ورود هواپیماهای ترابری غولپیکر سی-۵ و سی-۱۷ به عربستان و پرواز هواپیمای جاسوسی آرسی-۱۳۵وی که گفته میشود در عملیات بمباران تاسیسات اتمی ایران نقش داشته، تشدید شده است. سایه اسرائیل نیز به وضوح در پس این بحران دیده میشود. شبکه الجزیره به نقل از تلویزیون اسرائیل گزارش داد که این رژیم آماده ارائه هرگونه کمکی به ایالات متحده در مورد ایران است. این اعلام همپیمانی، بر وخامت اوضاع میافزاید. اکنون پرسش این است: آیا این مانورهای نظامی و تبادل تهدیدها، صرفاً یک بازی برای تحت فشار قرار دادن طرف مقابل است، یا واقعاً منطقه به لبه پرتگاه یک جنگ تمامعیار و ویرانگر نزدیک شده است؟ نشانهها، نگرانکنندهتر از همیشه است.
گفتمان تهدید و تغییر پارادایم دیپلماسی آمریکا
گفتمان ترامپ در قبال ایران، یک تغییر پارادایم آشکار از "تحریمهای حداکثری به امید مذاکره" به "تهدید نظامی حداکثری برای وادارسازی به تسلیم" است. عبارت "زمان دارد تمام میشود" و ارجاع به حمله "ویرانگرتر"، نشاندهنده گذار از مرحله فشار اقتصادی به مرحله آمادهباش نظامی برای ضربه اول است. این تغییر گفتمان، همزمان با گزارش شکست مذاکرات پشتپرده است. این همزمانی نشان میدهد که واشنگتن، ابزار دیپلماسی را ناکارآمد دانسته و به مرحله بعدی چرخه فشار خود حرکت کرده است. ترامپ با ایجاد حس اضطرار، میخواهد هزینه بیعملی را برای طرف مقابل غیرقابل تحمیل کند. نکته حائز اهمیت، امکان استفاده ترامپ از بحران خارجی برای انحراف افکار عمومی از مشکلات داخلی (مانند اعتراضات مینهسوتا) است که روزنامه گاردین به آن اشاره کرده. این امر، محاسبات را پیچیدهتر میکند، زیرا ممکن است تصمیمگیریها لزوماً مبتنی بر منطق راهبردی صرف نباشد.
واکاوی سه خواسته کلیدی آمریکا و خطوط قرمز ایران
سه خواسته آمریکا (توقف غنیسازی، محدودیت موشکی، قطع حمایت منطقهای) در واقع خواستار خلع سلاح استراتژیک ایران در سه حوزه حیاتی امنیت ملی است. پذیرش این خواستهها به معنای تغییر کامل دکترین دفاعی و امنیتی ایران و انفعال در منطقه است. پاسخ ایران ("کوتاه نمیآییم"، "تهدید وجودی"، "پاسخ حداکثری") نشان میدهد که این خواستهها به عنوان خطوط قرمز غیرقابل مذاکره تلقی میشوند. این موضع، برآمده از درکی است که بر اساس آن، عقبنشینی در این موارد، امنیت کشور را به طور بنیادی به خطر میاندازد و موجب تهدید وجودی میشود. بنابراین، شکست مذاکرات نه یک اختلاف بر سر جزئیات، بلکه بر سر ماهیت توازن قدرت و حاکمیت است. این یک بازی با حاصل جمع صفر است که یافتن نقطه تعادل در آن تقریباً غیرممکن به نظر میرسد و فضای مانور دیپلماتیک را به شدت محدود کرده است.
تشدید حضور نظامی و نشانهشناسی آمادهباش برای درگیری
ورود هواپیماهای ترابری سنگین C-5 و C-17 به عربستان، نشاندهنده انتقال تجهیزات و احتمالاً نیرو برای یک عملیات گسترده است. این هواپیماها قابلیت جابهجایی تانک، هلیکوپتر و سامانههای پیچیده موشکی را دارند. پرواز هواپیمای جاسوسی RC-135V Rivet Joint نیز حاکی از تشدید جمعآوری اطلاعات الکترونیک و هدفیابی برای عملیات احتمالی است. این هواپیما تخصص شناسایی سیگنالهای راداری و ارتباطی را دارد. همچنین، پرواز جنگندهها و پهپادهای ناشناس در آسمان عراق، میتواند نشانهای از گشتهای شناسایی یا حتی تمرین برای نفوذ به حریم هوایی باشد. این مجموعه تحرکات، یک الگوی هماهنگ از تشدید توان رزمی و اطلاعاتی است که معمولاً مقدمه درگیریهای بزرگ محسوب میشود.
نقش بازیگران فرعی (اسرائیل، نیروهای نیابتی، ائتلافهای منطقهای)
اسرائیل با اعلام آمادگی برای "ارائه هرگونه کمک"، خود را به عنوان پایگاه عملیاتی و همپیمان لجستیکی-اطلاعاتی آمریکا معرفی میکند. این نقش میتواند از مشارکت در حمله هوایی تا ارائه اطلاعات هدفگیری را شامل شود. از سوی دیگر، جنبشهای مقاومت در عراق و منطقه وارد معادله شدهاند. اعلام دبیرکل جنبش عهدالله عراق مبنی بر تبدیل پایگاههای آمریکا به "جهنم"، هشدار میدهد که هرگونه درگیری به جنگ نیابتی گسترده و حملات به مواضع آمریکا در سراسر منطقه منجر خواهد شد. این موضوع، محاسبات واشنگتن را پیچیده میکند. آمریکا نه تنها باید هزینه حمله به ایران، بلکه هزینه درگیری همزمان با شبکه گستردهای از گروههای مسلح در عراق، سوریه، لبنان و یمن را نیز بسنجد. این همان "جنگ چندجبههای" است که تحلیلگران از آن به عنوان بازدارنده اصلی یاد میکنند.
سناریوهای محتمل: از جنگ تمامعیار تا بنبست کنترلشده
-
سناریوی اول
حمله محدود آمریکا/اسرائیل. محتملترین سناریو، یک حمله هوایی محدود و سریع به تاسیسات هستهای یا موشکی ایران است. هدف، ایجاد آسیب فیزیکی و تحمیل هزینه بدون ورود به جنگ زمینی. اما خطر شدید این است که ایران آن را "تهدید وجودی" تفسیر و با حمله به پایگاههای آمریکا یا اسرائیل پاسخ دهد و چرخه جنگ گسترش یابد.
-
سناریوی دوم
جنگ منطقهای گسترده. در صورت عدم کنترل پاسخ ایران، درگیری میتواند به سرعت به یک جنگ تمامعیار منطقهای تبدیل شود که نفتکشهای خلیج فارس، پایگاههای آمریکا، شهرهای اسرائیل و تاسیسات حیاتی همه طرفین را درگیر کند. این سناریو برای همه طرفها فاجعهبار خواهد بود.
-
سناریوی سوم
ادامه بنبست و لفاظی. با وجود تهدیدها، ممکن است طرفین به دلیل هزینههای سرسامآور جنگ واقعی، از لبه پرتگاه عقب بنشینند. در این حالت، وضعیت به بنبست کنونی اما با سطح تنش بسیار بالاتر ادامه مییابد. بازی "مرغ و تخم مرغ" (کی اول کوتاه میآید) ادامه خواهد یافت، اما احتمال خطای محاسبه و درگیری تصادفی به شدت افزایش مییابد.