آسیانیوز ایران؛ سرویس اقتصادی:
در قلب تپنده اقتصاد ایران، بانک مرکزی قرار دارد و در قلب بانک مرکزی، معاونت ارزی. جایی که تصمیماتش مستقیم بر قیمت دلار، یورو و طلا تأثیر میگذارد و زندگی روزمره میلیونها نفر را تحت الشعاع قرار میدهد. امروز، مدیر جدیدی وارد این اتاق فرمان شده است. عبدالناصر همتی، رئیسکل بانک مرکزی، با امضای حکمی، مهدی گودرزی را به سمت سرپرست معاونت ارزی منصوب کرد. انتصابی که میتواند نشاندهنده جهتگیری جدید یا تداوم راهبرد پیشین در مدیریت بحرانزده ارزی کشور باشد. مهدی گودرزی چهرهای آشنا در دیوارهای بانک مرکزی است. او پیش از این، مسئولیت معاونت بینالملل این بانک را بر عهده داشت؛ سمتی که ارتباط نزدیکی با مسائل ارزی، مبادلات بینالمللی و مدیریت روابط با نهادهای مالی جهانی دارد. این تجربه، او را برای پذیرش یکی از سختترین پستهای اقتصادی کشور آماده کرده است. معاونت ارزی بانک مرکزی، تنها یک مقام اداری نیست، بلکه میدانگردانی است در برابر امواج خروشان تحریم، انتظارات تورمی، کمبود منابع و فشار بازار آزاد.
انتظار میرود گودرزی با در دست گرفتن این سمت، در خط مقدم تصمیمگیری درباره سیاستهای یکسانسازی نرخ ارز، تخصیص ارز ترجیحی، مبارزه با قاچاق ارز و مدیریت ذخایر ارزی کشور قرار گیرد. تصمیماتی که هر یک میتوانند سرنوشتساز باشند. این انتصاب در حالی صورت میگیرد که بازار ارز ایران پس از دورههایی از آشفتگی، نیازمند ثبات و مدیریتی مبتنی بر شفافیت و اعتماد است. آیا گودرزی میتواند با تکیه بر تجربه بینالمللی خود، اعتماد از دست رفته بازیگران بازار را بازگرداند؟ سوابق و عملکرد گذشته او در معاونت بینالملل، اکنون زیر ذرهبین کارشناسان و فعالان اقتصادی قرار خواهد گرفت. هر اقدام و سیاست او در این نقش جدید، با دقت تحلیل شده و تأثیر آن بر زندگی مردم سنجیده خواهد شد. اکنون پرسش این است: آیا این تغییر، آغازگر فصل جدیدی در مدیریت ارزی کشور خواهد بود یا تنها چرخشی معمولی در ساختار مدیریتی بانک مرکزی محسوب میشود؟ پاسخ را باید در عملکرد آتی این معاونت و تأثیر آن بر شاخصهای کلان اقتصادی جستجو کرد.
بررسی سوابق و تجربیات مهدی گودرزی و تناسب آن با معاونت ارزی
مهدی گودرزی با سابقه مدیریتی در معاونت بینالملل بانک مرکزی، وارد عرصهای شده که نیازمند درک عمیق از دو حوزه به هم پیوسته است: اول، مسائل فنی و اجرایی بازار ارز داخلی، و دوم، پیچیدگیهای روابط مالی بینالمللی تحت تحریم. تجربه او در معاونت بینالملل، احتمالاً وی را با چالشهای مربوط به مبادلات مرزی، سیستمهای پرداخت بینالمللی جایگزین (مانند مکانیسمهای INSTEX یا همکاری با همسایگان)، و مدیریت روابط با سازمانهایی مانند صندوق بینالمللی پول آشنا کرده است. این دانش برای مدیریت ارزی در شرایط تحریم حیاتی است. با این حال، معاونت ارزی مستلزم شناخت دقیق از جزئیات بازار داخلی، شبکه صرافیها، قاچاق ارز و روانشناسی بازار است. آیا گودرزی میتواند این پازل را کامل کند؟ موفقیت او در گرو توانایی تلفیق تجربه بینالمللی با واقعیتهای میدانی و گاهی خشن بازار داخلی ارز خواهد بود.
اولویتهای احتمالی معاونت ارزی جدید در شرایط کنونی
- اولویت اول و فوری، مدیریت نوسانات و ایجاد ثبات در نرخ ارز است. بازار نیازمند یک سیاست ارزی شفاف و قابل پیشبینی است تا از سفتهبازیهای مکرر در امان بماند. گودرزی احتمالاً باید بر تقویت مکانیسمهای کشف واقعی قیمت (مانند بازار متشکل ارزی) متمرکز شود.
- اولویت دوم، بازنگری در تخصیص ارز ترجیحی و حرکت به سمت هدفمندسازی یارانه ارزی است. این پروندهای سنگین و سیاسی است که نیازمند عزم و مدیریت ریسک بالا است.
- اولویت سوم، مقابله با فرار سرمایه و قاچاق ارز از مرزها است. تجربه بینالمللی گودرزی میتواند در هماهنگی با دستگاههای امنیتی و مالیاتی برای بستن روزنههای خروج غیرقانونی ارز مؤثر باشد. همچنین، مدیریت ذخایر ارزی در امانمانده از تحریمها، از دیگر وظایف حساس او خواهد بود.
چالشهای پیش رو و محدودیتهای ساختاری در مدیریت ارز
گودرزی در شرایطی مسئولیت را میپذیرد که تحریمهای آمریکا دست بانک مرکزی را در دسترسی به سیستمهای جهانی مالی بسیار بسته است. این بزرگترین محدودیت خارجی است. هر سیاستی باید در سایه این تحریمها طراحی شود. در داخل، فشار کسری بودجه دولت و نیاز به تامین ارز برای کالاهای اساسی، میتواند سیاستهای انضباطی بانک مرکزی را تحت تأثیر قرار دهد. استقلال عملیاتی بانک مرکزی در برابر فشارهای مالی دولت، همواره یک چالش بوده است. همچنین، وجود بازارهای موازی (آزاد و ترجیحی و نیما و...) با شکاف قیمتی، فضایی برای رانت و فساد ایجاد میکند. یکسانسازی واقعی نرخ ارز نیازمند اراده سیاسی فراتر از بانک مرکزی و پذیرش تورم اولیه ناشی از آن است.
تأثیر این انتصاب بر بازار و انتظارات فعالان اقتصادی
در کوتاهمدت، بازار به دنبال کشف پیام این انتصاب است. آیا این تغییر به معنای تغییر سیاست (مثلاً حرکت سریعتر به سمت شناورسازی مدیریتشده) است یا تداوم رویههای قبلی؟ معمولاً بازار در ابتدا محتاطانه عمل میکند. اگر گودرزی بتواند در هفتهها و ماههای اول، با یک اقدام شفاف و قاطع (مانند اعلام یک سیاست جدید تزریق ارز یا تغییر در قوانین صرافیها) اعتماد ایجاد کند، میتواند جلوی جهشهای هیجانی را بگیرد. با این حال، اگر بازار احساس کند این انتصاب صرفاً یک جابجایی اداری بدون پشتوانه تصمیمگیری قوی است، ممکن است نسبت به آن بیتفاوت یا حتی بدبین باشد. عملکرد اولیه تیم جدید معاونت ارزی در برخورد با اخبار و شایعات، تعیینکننده خواهد بود.
سناریوهای محتمل برای آینده مدیریت ارزی با مدیر جدید
-
سناریوی اول (تداوم با اصلاحات تدریجی)
گودرزی سیاستهای قبلی را با اصلاحات جزئی در راستای شفافیت بیشتر ادامه میدهد. تمرکز بر رفع موانع تجاری و بهبود مکانیسم نیما است، اما تغییر شگرفی رخ نمیدهد. بازار با نوسانات کنترلشده کنار میآید.
-
سناریوی دوم (شروع یک تحول هدفمند)
با پشتیبانی رئیسکل بانک مرکزی و هماهنگی با دولت، گودرزی اصلاحات ساختاری مانند هدفمندسازی گسترده یارانه ارز، تقویت بازار متشکل و کاهش دخالت در قیمتگذاری را آغاز میکند. این مسیر پرریسک اما ضروری برای بلندمدت است.
-
سناریوی سوم (درماندن در بحران مدیریتی)
فشار تحریمها و تضاد منافع داخلی به حدی است که مانع از اجرای هرگونه برنامه منسجم میشود. مدیریت ارزی همچنان واکنشی و روزمره باقی میماند و بازار نوسانات شدید را تجربه میکند.
در نهایت، انتصاب گودرزی یک فرصت است. فرصتی برای بهرهگیری از دانش بینالمللی در خدمت حل معضل داخلی ارز. اما موفقیت این فرصت، نه در حکم انتصاب، که در اراده سیستم برای پشتیبانی از تصمیمات سخت، شفافیت و اولویتبندی منافع ملی بر منافع جناحی و رانتی نهفته است. چشمها به نخستین گامهای معاون ارزی جدید دوخته شده است.