آسیانیوز ایران؛ سرویس اقتصادی:
صفی طولانی از مردم مقابل شعب بانکها، صحنهای است که این روزها در بسیاری از شهرهای کشور تکرار میشود. اما این بار موضوع وام یا سود نیست؛ موضوع دریافت پول نقد از حسابهای شخصی است. بانکها در سکوت، اما با بیانیهای غیررسمی، سقفی ۳ تا ۵ میلیون تومانی برای برداشت نقدی هر مشتری تعیین کردهاند. با این حال، حتی با این محدودیت نیز موجودی بسیاری از شعب به سرعت به پایان میرسد و مردم با دست خالی بازمیگردند. این یک نشانه هشداردهنده است. وقتی مردم یک جامعه به جای سرمایهگذاری، پسانداز در بانک یا خرید داراییهای مولد، به سمت انباشت اسکناس در خانه میروند، یعنی به آینده اقتصاد و ثبات سیستم مالی اعتمادی ندارند.
آمار بانک مرکزی گویای یک رشد انفجاری ۴۹ درصدی در تقاضا برای اسکناس در هشت ماهه گذشته است. این عدد به خودی خود تکاندهنده است، اما آنچه نگرانکنندهتر است، تداوم این روند حتی پس از عبور از دورههای اوج تنش است. به گفته تحلیلگران، این پدیده تنها با دلایل مقطعی مانند نیاز به خرید کالاهای اساسی یا سفر توضیح داده نمیشود. این یک «فرار به سمت نقدینگی» است. فراری که ریشه در عمیقترین لایههای روانی جامعه دارد: ترس از فردا. ترس از بیثباتی سیاسی، ترس از تورم افسارگسیختهتر، ترس از محدودیتهای بیشتر برداشت از بانک، ترس از جنگ و تحریم. این ترس جمعی، مردم را وادار کرده تا دارایی خود را به شکل فیزیکی و در دسترسترین حالت ممکن نگهداری کنند.
این رفتار، اگرچه از نظر فردی یک اقدام محافظهکارانه و قابل درک است، اما در سطح کلان میتواند به یک چرخه معیوب دامن بزند. خروج پول از سیستم بانکی، نقدینگی را کاهش داده و میتواند به کاهش وامدهی و رکود بیشتر بینجامد. اکنون سؤال این است: این هجوم برای پول نقد تا کجا ادامه خواهد یافت؟ و آیا بانک مرکزی و نظام اقتصادی کشور میتوانند با اتخاذ سیاستهای مناسب، این موج بیاعتمادی را مهار کرده و اعتماد از دست رفته را بازگردانند؟
تحلیل روانشناسی اقتصادی و مفهوم «فرار به سمت نقدینگی»
«فرار به سمت نقدینگی» یکی از کلاسیکترین رفتارهای اقتصادی در شرایط بیثباتی است. در این حالت، افراد داراییهای خود را از شکلهای غیرنقد (مانند سپرده بانکی، سهام، طلا) به شکل نقد (اسکناس و مسکوک) تبدیل میکنند. دلیل این کار، «ارزش ذاتی امنیت» پول نقد است: در دسترس بودن فوری و عدم وابستگی به سلامت یک نهاد مالی.
این رفتار از سه لایه ترس نشأت میگیرد:
- ترس از ورشکستگی سیستم بانکی (که باعث میشود مردم پول خود را از بانک خارج کنند)
- ترس از تورم بسیار بالا (که انگیزه خرید داراییهای غیرنقد را کاهش میدهد، چون ارزش آنها هم ممکن است با تورم از بین برود)
- ترس از بیثباتی سیاسی و اجتماعی (که نیاز به داشتن پول نقد برای واکنش سریع به اتفاقات غیرمترقبه را افزایش میدهد).
افزایش ۴۹ درصدی تقاضای اسکناس نشان میدهد که این ترسها در جامعه ایران از سطح نگرانی فردی فراتر رفته و به یک پدیده جمعی و سیستماتیک تبدیل شده است. این یک زنگ خطر جدی برای سیاستگذاران است.
تأثیر این پدیده بر سیستم بانکی و اقتصاد کلان
خروج گسترده پول نقد از سیستم بانکی (برداشت از سپردهها) دو اثر فوری و خطرناک دارد:
- اول، کاهش «نقدینگی عملیاتی» بانکها. بانکها برای تأمین نیازهای روزمره مشتریان و پرداخت وامها به یک سطح از نقدینگی نیاز دارند. کاهش این ذخایر، میتواند آنان را در پرداخت تعهدات کوتاهمدت با مشکل مواجه کند.
- دوم، کاهش «ضریب فزاینده پول» است. وقتی پول در بانک میماند، بانک میتواند بخشی از آن را به صورت وام به دیگران دهد و چرخه اقتصادی را بچرخاند. اما وقتی پول به شکل اسکناس زیر تشک مردم میرود، عملاً از چرخه اقتصاد خارج شده و رکود را تشدید میکند.
در بلندمدت، این پدیده میتواند به یک «بحران اعتماد» ساختاری تبدیل شود. حتی اگر شرایط عادی شود، مردم ممکن است برای سالها نسبت به نگهداری پول در بانک محتاط باقی بمانند. این امر هزینه تأمین مالی برای تولید و سرمایهگذاری را به شدت افزایش میدهد.
بررسی دلایل ساختاری نااطمینانی و نقش سیاستهای اقتصادی
دلایل این نااطمینانی عمیق ریشه در سالها تجربه تورم بالا، نوسانات شدید نرخ ارز، بیثباتی در سیاستهای اقتصادی و شوکهای خارجی (تحریم، تنشهای ژئوپلیتیک) دارد. مردم باور خود را به توانایی سیستم برای حفظ ارزش پول از دست دادهاند. سیاستهای انقباضی نادرست (مانند محدودیت دسترسی مردم به داراییهای خود در بانک) یا سیاستهای انبساطی کنترلنشده (چاپ پول بدون پشتوانه) هر دو میتوانند این بیاعتمادی را تشدید کنند. مردم زمانی به سیستم بانکی اعتماد میکنند که هم شفاف باشد و هم قابل پیشبینی. همچنین، «جو حاکم بر جامعه» که در گزارش به آن اشاره شده، تنها یک احساس نیست. این جو، محصول ترکیب اخبار نگرانکننده، شایعات بیاساس و تجربیات گذشته است. مدیریت انتظارات و شفافسازی واقعی توسط مسئولان، کلید شکستن این جو است.
مقایسه با دورههای مشابه تاریخی و درسهایی برای امروز
پدیده هجوم به بانکها برای دریافت پول نقد، در تاریخ اقتصادی ایران و جهان سابقه دارد. در بحران بانکی سالهای نخست دهه ۱۳۸۰ در ایران و نیز در بحران مالی جهانی ۲۰۰۸، شاهد رفتار مشابهی بودیم. درس اصلی این تجربیات این است: اعتماد، کند ساخته میشود و سریع از بین میرود. بازسازی اعتماد نیازمند اقدامات قاطع، شفاف و پایدار است. وعدههای بیپشتوانه یا اقدامات نمایشی، تنها وضعیت را بدتر میکند. یک درس دیگر، لزوم وجود «شبکه ایمنی» برای سیستم بانکی است. وجود یک مرجع قوی (مانند بانک مرکزی) که بتواند در صورت نیاز، نقدینگی اضطراری به بانکها تزریق کند تا از ورشکستگی آنان جلوگیری کند، میتواند جلوی تبدیل یک هراس جمعی به یک فروپاشی کامل سیستم بانکی را بگیرد.
راهکارهای فوری و بلندمدت برای خروج از این چرخه معیوب
راهکارهای فوری
۱. شفافسازی و اطلاعرسانی دقیق
بانک مرکزی و دولت باید صادقانه درباره وضعیت نقدینگی و سلامت سیستم بانکی صحبت کنند. پنهانکاری، تنها بر دامنه شایعات میافزاید.
۲. تأمین نقدینگی کافی برای شعب
بانک مرکزی باید اطمینان حاصل کند که شعب بانکها به اندازه کافی اسکناس در دسترس دارند تا موجودی آنان به صورت روزانه تمام نشود. این خود به آرامش روانی مردم کمک میکند.
۳. ایجاد محدودیتهای هوشمند به جای سقفهای غیرشفاف
به جای سقف ۳-۵ میلیونی غیررسمی، میتوان محدودیتهای روزانه یا هفتگی شفاف اعلام کرد که همراه با توضیح منطقی آن باشد.
راهکارهای بلندمدت
۱. کنترل تورم و ثبات بخشیدن به اقتصاد
تنها راه حل نهایی، بازگرداندن ثبات کلان اقتصادی و کنترل تورم است. مردم وقتی به آینده پول خود اطمینان داشته باشند، آن را در بانک نگه میدارند.
۲. اصلاح ساختار نظام بانکی
افزایش سلامت، شفافیت و کارایی بانکها از طریق اجرای استانداردهای بینالمللی و کاهش بدهیهای معوق.
۳. تنوع بخشیدن به ابزارهای سرمایهگذاری
ایجاد گزینههای جذاب، امن و نقدشونده برای سرمایهگذاری غیر از بانک (مانند توسعه بازار سرمایه شفاف) تا مردم احساس نکنند تنها انتخاب آنان، یا بانک است یا اسکناس زیر تشک.
نادیده گرفتن این هشدار میتواند هزینههای جبرانناپذیری داشته باشد. موج کنونی برداشت پول نقد، فریاد اعتراض خاموش جامعه به بیثباتی است. شنیدن این فریاد و پاسخ دادن به آن با اقدامات واقعی، تنها راه بازگرداندن آرامش به صفهای طولانی مقابل بانکهاست.