آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
پرده آخر نمایشی که ماهها در پشت درهای بسته کابینههای اروپایی در جریان بود، کنار رفت. اتحادیه اروپا که سالها در قبال سپاه پاسداران انقلاب اسلامی موضعی محتاطانه داشت، سرانجام قدمی تاریخی برداشت. روز پنجشنبه، نهم بهمن ماه، وزرای امور خارجه ۲۷ کشور عضو اتحادیه اروپا دور هم جمع شدند تا درباره یکی از حساسترین پروندههای سیاست خارجی خود تصمیم بگیرند. نتیجه، توافقی بود که میتواند معادلات منطقهای را تغییر دهد: ثبت رسمی نام سپاه پاسداران در فهرست سیاه سازمانهای تروریستی اروپا. این تصمیم، پایان فرآیندی طولانی از رایزنیها، فشارها و مقاومتهای داخلی در اروپاست. برخی کشورها مانند آلمان مدتها در برابر این اقدام مقاومت میکردند، نگران از اینکه مبادا آخرین پل های ارتباطی با ایران به کلی ویران شود. اما به نظر میرسد چرخ سیاست، نهایتا به سمتی چرخیده که دیگر بازگشتی ندارد. برای جمهوری اسلامی، این فقط یک محکومیت سمبلیک نیست. فهرست تروریستی اتحادیه اروپا یک ابزار حقوقی-اقتصادی قدرتمند است. این اقدام می تواند باعث مسدود شدن داراییها، ممنوعیت فعالیت و سفر اعضا و حامیان سپاه در خاک اروپا، و جرم انگاری کردن هرگونه حمایت مالی یا لجستیکی از این نهاد شود.
اما پرسش بزرگتر این است: این تصمیم چه تأثیری بر وضعیت شکننده منطقه خواهد گذاشت؟ سپاه پاسداران که در طول دههها در عراق، سوریه، لبنان و یمن نفوذ عمیقی ایجاد کرده، اکنون از سوی یکی از مهمترین بازیگران بینالمللی به رسمیت شناخته شده است. واکنش تهران قابل پیشبینی اما تعیینکننده خواهد بود. ایران همواره سپاه را نه تنها یک نیروی نظامی، که یک نهاد «ملی-امنیتی» حیاتی و بخشی جداییناپذیر از حاکمیت خود معرفی کرده است. محکومیت سپاه، از دید تهران، محکومیت تمامیت نظام است. آیا این اقدام به تشدید تنشها در خلیج فارس منجر خواهد شد؟ آیا ممکن است دست سپاه را برای اقدامات تلافیجویانه بازتر کند؟ یا برعکس، این فشار بینالمللی فزاینده، میتواند محاسبات استراتژیک تهران را تعدیل کند؟ پاسخ این پرسشها را روزهای آینده روشن خواهد کرد. اما آنچه امروز روشن است، این که اروپا دیگر تمایلی به ادامه راهبرد «مدارا و انتقاد» ندارد. اروپاییها با این تصمیم، خط قرمزی کشیدهاند که عبور از آن، هزینههای روابط با ایران را به طور تصاعدی افزایش خواهد داد.
فرآیند حقوقی و سیاسی الحاق به فهرست تروریستی اتحادیه اروپا
قرارگیری یک نهاد در فهرست تروریستی اتحادیه اروپا، یک فرآیند چندلایه و پیچیده است. ابتدا باید پیشنهاد از سوی یک کشور عضو یا مقامات عالی اتحادیه (مانند مسئول سیاست خارجی) ارائه شود. سپس، گروههای کاری متشکل از کارشناسان حقوقی و امنیتی، مدارک و ادله را بررسی میکنند تا مطمئن شوند معیارهای تعریف «تروریسم» در قوانین اتحادیه محقق شده است. تصمیم نهایی در شورای وزیران امور خارجه اتحادیه اروپا گرفته میشود و نیازمند اجماع همه ۲۷ کشور عضو است. همین نیاز به اجماع، باعث شده بود تا مدتها کشورهایی مانند آلمان، فرانسه و ایتالیا با استناد به «ملاحظات دیپلماتیک» و «حفظ کانال گفتوگو» با ایران، مانع از این تصمیم شوند. شکستن این اجماع و کسب رضایت همه اعضا، نشاندهنده تغییر جدی در ارزیابی اروپا از ماهیت سپاه و اولویتهای امنیتی خود است. پس از تصویب، نام نهاد در «فهرست محدودیتها علیه اشخاص و نهادهای در ارتباط با تروریسم» ثبت میشود. این فهرست به طور منظم بازبینی و در صورت لزوم تمدید میشود. این اقدام مستلزم هماهنگی نزدیک با مقامات قضایی و پلیس کشورهای عضو برای اجرای محدودیتها است.
پیامدهای عملی و حقوقی برای سپاه و شبکههای وابسته
پیامدهای این تصمیم بسیار گسترده و فراتر از سمبلیک بودن است:
۱. مسدود شدن داراییها
تمام داراییها و منابع اقتصادی سپاه که در حوزه قضایی اتحادیه اروپا شناسایی شوند، بلوکه خواهند شد. شرکتها و بنگاههای اقتصادی وابسته به سپاه نیز تحت تأثیر قرار میگیرند.
۲. ممنوعیت سفر و فعالیت
اعضا و فرماندهان شناختهشده سپاه نمیتوانند به کشورهای عضو اتحادیه اروپا سفر کنند. هرگونه فعالیت تبلیغاتی، لجستیکی یا حمایتی برای سپاه در اروپا جرم محسوب میشود.
۳. جرم انگاری کردن حمایت
ارائه هرگونه کمک مالی، مادی یا حتی فنی به سپاه، از جمله توسط شهروندان یا شرکتهای اروپایی، غیرقانونی خواهد بود و پیگرد قانونی دارد.
۴. اثر روانی بر شرکای تجاری
حتی شرکتهای غیراروپایی نیز برای دوری از خطر تحریم ثانویه یا آسیب به اعتبار خود، ممکن است از هرگونه معامله با نهادهای مرتبط با سپاه خودداری کنند. این امر میتواند سپاه را در عرصه بینالمللی منزویتر کند.
انگیزهها و محاسبات سیاسی پشت تصمیم اروپا
تصمیم اروپا در این زمان خاص، محصول ترکیبی از عوامل است:
-
فشار داخلی
پارلمان اروپا و مجالس ملی چندین کشور (مانند انگلیس پیش از برکسیت) قبلاً خواستار این اقدام شده بودند. همچنین، دادگاههای برخی کشورها در پروندههای تروریستی، سپاه را محکوم کرده بودند که فشار بر دولتها را افزایش میداد.
-
هماهنگی با آمریکا
اگرچه اروپا همواره میکوشد استقلال عمل خود از واشنگتن را حفظ کند، اما این تصمیم گامی در جهت همسویی بیشتر با سیاست آمریکا در قبال ایران است، هرچند که ممکن است در جزئیات و اجرا تفاوتهایی وجود داشته باشد.
-
واکنش به اعتراضات داخل ایران
اروپا با این اقدام میخواهد همراهی نسبی با اعتراضات داخل ایران داشته باشد. این، راهی برای تحت فشار گذاشتن نهادهای امنیتی-نظامی حاکم بر ایران بدون قطع کامل کانالهای دیپلماتیک با وزارت خارجه است.
واکنشهای احتمالی ایران و تأثیر بر روابط دوجانبه و منطقهای
واکنش ایران قطعاً تند و همراه با اقدام متقابل خواهد بود. احتمالاً اقدامات زیر را شاهد خواهیم بود:
۱. اقدام متقابل نمادین: قرار دادن نهادهای امنیتی یا نظامی کشورهای اروپایی در فهرست «تروریستی» ایران.
۲. تشدید مواضع هستهای: ممکن است ایران برای نشان دادن «عزم راسخ» خود، از تعهدات باقیمانده برجامی further عقب نشینی کند یا فعالیتهای هستهای را تشدید نماید.
۳. تنشزایی منطقهای: افزایش فشار بر منافع اروپا در منطقه از طریق متحدان سپاه؛ مثلاً ایجاد مشکل برای کشتیها یا منافع اقتصادی اروپایی در خلیج فارس، عراق یا لبنان.
۴. قطع یا کاهش روابط دیپلماتیک: احضار سفیران، کاهش سطح روابط یا اخراج دیپلماتهای برخی کشورهای اروپایی که نقش پررنگتری در این تصمیم داشتهاند.
این واکنشها میتواند به سرعت فضای already پرتنش منطقه را بیشتر ملتهب کند و احتمال درگیریهای نیابتی یا مستقیم را افزایش دهد.
سناریوهای آینده و تأثیر بلندمدت بر راهبرد اروپا در قبال ایران
- سناریوی اول (تشدید چرخه تنش و تلافی): ایران واکنش تندی نشان میدهد، اروپا نیز محدودیتها را تشدید میکند. روابط در یک سراشیبی خطرناک قرار میگیرد و هرگونه گفتوگوی باقیمانده درباره برجام، زندانیان یا مسائل منطقهای متوقف میشود.
- سناریوی دوم (مدیریت بحران و مهار آسیب): اگرچه روابط سرد میشود، اما طرفین از طریق کانالهای پشت پرده سعی میکنند این بحران را مدیریت کنند تا به یک رویارویی تمامعیار نینجامد. اروپا ممکن است در اجرای محدودیتها انعطاف نشان دهد و ایران نیز از اقدامات تشدیدکننده جدی پرهیز کند.
- سناریوی سوم (تغییر معادلات داخلی در ایران): فشار بینالمللی فزاینده بر سپاه، ممکن است — در بلندمدت — به تقویت جناحهای معتدلتر در ایران بینجامد که خواستار محدود کردن نقش امنیتی-اقتصادی سپاه و عادیسازی روابط خارجی هستند. با این حال، این یک سناریوی بلندمدت و نامطمئن است.
در نهایت، این تصمیم نشان میدهد که اروپا دیگر تمایلی به «دوگانگی» در برخورد با ایران ندارد: تعامل با دولت روحانی یا وزارت خارجه از یک سو، و چشمپوشی از فعالیتهای سپاه از سوی دیگر. اروپا اکنون ایران را به عنوان یک کل — با تمام اجزای قدرتمندش — میبیند و سیاست خود را بر این اساس تنظیم میکند. این نقطه عطفی است كه بازگشت از آن دشوار خواهد بود.