آسیانیوز ایران؛ سرویس ورزشی:
هفته تازه لالیگا، بارسلونا را به ورزشگاه مارتینس والرو کشاند تا در آزمونی نه چندان سخت، اما پرحاشیه به مصاف الچه برود. بارسا که در هفته گذشته با مصدومیتها و محرومیتها دست و پنجه نرم کرده بود، این بار با اخبار خوبی به میدان آمد. بازگشت فرانکی دییونگ، موتور محرکه میانی میدان بارسا، پس از یک محرومیت کوتاه، مهمترین اتفاق مثبت اردوی کاتالانها پیش از این بازی بود. هانسی فلیک دیگر مجبور نبود برای پر کردن جای خالی هلندی، به گزینههای جایگزین متوسل شود. در خط حمله نیز، غیبت لواندوفسکی به دلیل مصدومیت، فرصتی بود برای فران تورس تا در نقش نوک حمله بازی کند. سرعتی که او به خط هجومی بارسا میبخشید، میتوانست کلید گشایش دفاع مستحکم الچه باشد.
الچه اما قصد نداشت به سادگی تسلیم شود. این تیم که در خانه خود حضوری تهاجمی داشت، از همان دقایق اول نشان داد که قصد دارد با سرعت و ضدحمله، بارسلونا را غافلگیر کند. هواداران پرتعداد الچه نیز پشت سر تیمشان بودند. صحنه بازی در دقیقه ششم شکل گرفت. بارسا با یک ضدحمله سریع و طراحی شده، توپ را به شبکه دروازه الچه فرستاد. ستاره نوجوان بارسا، لامین یامال، با حرکتی هوشمندانه و شتابی حیرتآور، نخستین گل بازی را به ثمر رساند.
اما شادی بارساییها دیری نپایید. الچه تنها بیست و چند دقیقه بعد و با حرکتی گروهی، کار را برابر کرد. آلوارو رودریگز با یک فرود بینقص در محوطه جریمه، دروازه بارسلونا را گشود و بازی را به نقطه آغاز بازگرداند. بارسا اما تحت هدایت هانسی فلیک، دیگر تیمی نبود که به سادگی روحیه خود را از دست بدهد. پیش از پایان نیمه اول، ارتباط دوباره دییونگ و فران تورس نتیجه داد و بارسا برای دومین بار پیش افتاد. این گل، آرامش را به بازیکنان بارسلونا بازگرداند. نیمه دوم، صحنه مدیریت بازی توسط بارسلونا و فرصتطلبی الچه برای برابر کردن مجدد نتیجه بود. هانسی فلیک با تعویضهای به موقع و تأثیرگذار، هم خون تازهای به رگهای تیمش تزریق کرد و هم از خستگی بازیکنان کلیدی جلوگیری نمود. نتیجه این مدیریت هوشمندانه، در دقایق پایانی و با گل سوم بارسا آشکار شد.
تأثیر بازگشت فرانکی دییونگ و ساختار میانی میدان بارسا
بازگشت فرانکی دییونگ به ترکیب اصلی، مهمترین تغییر مثبت بارسلونا در این بازی بود. هلندی که در بازی قبلی به دلیل محرومیت غایب بود، با بازگشتش ساختاری پایدار و قابل پیشبینی به میانی میدان بارسا بخشید. حضور او باعث شد اولمو نقش هجومیتر و آزادانهتری پیدا کند. دییونگ در این بازی تنها یک بازیکن معمولی نبود؛ او قلب تپنده عملیات هجومی و نیز اولین سد دفاعی بارسا بود. پاس گل او به فران تورس که منجر به گل دوم شد، نمونهای از دید باز و توانایی او در ارسال پاسهای عمقی بود. این ویژگی در غیاب بازیکنان خلاقی مانند پدری، حیاتی به نظر میرسد. در جنبه دفاعی نیز، دییونگ با پوششدهی فضاهای حیاتی جلوی دفاع مرکزی (کوبارسی و اریک گارسیا)، به ثبات دفاع بارسا کمک شایانی کرد. این ثبات به خصوص در دقایقی که الچه برای برابر کردن نتیجه فشار میآورد، بسیار ارزشمند بود. بازگشت او، گزینههای هانسی فلیک را در مدیریت بازی گسترش داد.
عملکرد خط حمله و نقش کلیدی لامین یامال و فران تورس
در غیاب لواندوفسکی، مسئولیت خط حمله بر عهده فران تورس افتاد. تورس با استفاده از سرعت و حرکتهای بدون توپ خود، مدافعان الچه را به چالش کشید. گل دوم او که حاصل هماهنگی با دییونگ بود، نشان داد که او میتواند در نقش نوک حمله نیز خطرناک باشد. لامین یامال، دیگر ستاره درخشان این بازی بود. گل سریع او در دقیقه ششم، نه تنها نتیجه را به نفع بارسا تغییر داد، بلکه اعتماد به نفس تیم را به شدت افزایش داد. حرکات فردی، شتاب و تصمیمگیریهای به موقع یامال، او را به یکی از خطرناکترین بازیکنان زمین در این بازی تبدیل کرد. با این حال، عملکرد رافینیا در سمت چپ حمله چندان درخشان نبود. او اگرچه در حرکات هجومی مشارکت داشت، اما نتوانست تأثیر مستقیم و تعیینکنندهای در نتیجه بازی بگذارد. این موضوع ممکن است هانسی فلیک را به فکر آزمایش گزینههای دیگر مانند فاتی یا حتی بازگشت آنسو فاتی به ترکیب اصلی در بازیهای آینده بیندازد.
ثبات دفاع مرکزی و نقش بالده در پیشبرد بازی
دفاع مرکزی متشکل از پائو کوبارسی و اریک گارسیا، در این بازی عملکرد نسبتاً متعادلی داشتند. آن دو در بیشتر مواقع توانستند خط حمله الچه را تحت کنترل داشته باشند، اگرچه در گل تساوی الچه، اشتباه در محوطه و پوششدهی نامناسب مشهود بود. نقش آلساندرو بالده در سمت چپ دفاع، بسیار فراتر از یک دفاع چپ معمولی بود. او با حرکتهای رو به جلوی خود، عملاً یک لاین کامل در جناح چپ ایجاد کرد و فضای زیادی برای بازیکنان هجومی بارسا باز کرد. همکاری او با رافینیا (و بعداً رشفورد) یکی از منابع خطر برای دفاع الچه بود. در سوی راست، ژول کنده نیز عملکردی محکم و فیزیکی داشت. او در درگیریهای فردی غالب بود و اجازه نداد بازیکنان سریع الچه از جناح راست خطرآفرینی کنند. این ثبات در دفاع راست و چپ، اجازه داد بارسا با آرامش بیشتری به بازی هجومی خود بپردازد.
مدیریت بازی و تأثیر تعویضهای هوشمندانه هانسی فلیک
هانسی فلیک در این بازی، مدیریت هوشمندانهای از زمان و منابع خود به نمایش گذاشت. او که ترکیب ثابتی را برای شروع بازی انتخاب کرده بود، در نیمه دوم و با مشاهده خستگی در برخی بازیکنان، به موقع دست به تغییر زد. تعویض رافینیا و آوردن مارکوس رشفورد در دقیقه ۴۶، اقدامی جسورانه و تأثیرگذار بود. رشفورد با سرعت و قدرت خود، خط دفاع خسته الچه را زیر فشار بیشتری قرار داد و در نهایت موفق به گلزنی شد. این تعویض، نشاندهنده درک خوب هانسی از روند بازی و نیاز تیم بود. تعویضهای بعدی، مانند آوردن مارک برنال به جای دنی اولمو و رابرت لواندوفسکی به جای فران تورس، بیشتر با هدف حفظ نتیجه و کنترل میانی میدان انجام شد. هانسی با این کار هم از بازیکنان کلیدی محافظت کرد و هم ساختار تیم را در دقایق پایانی حفظ نمود.
نگاهی به عملکرد الچه و دلایل شکست در خانه
الچه در این بازی، برخلاف انتظار، رویکردی تهاجمی در پیش گرفت و سعی کرد از همان ابتدا با فشار بالا و ضدحمله، بارسلونا را غافلگیر کند. این تاکتیک در دقایق اولیه تا حدودی نتیجه داد و منجر به گل تساوی شد. اما تداوم این فشار برای ۹۰ دقیقه، از عهده الچه برنیامد. دفاع الچه، به ویژه در مقابل سرعت بازیکنانی مانند یامال و تورس (و بعداً رشفورد)، آسیبپذیر به نظر میرسید. فاصله بین خطوط دفاعی و میانی آنها گاهی زیاد بود و این فضاها توسط بازیکنان بارسا به خوبی مورد استفاده قرار گرفت. دو گل اول بارسا حاصل بهرهبرداری از همین فضاها بود. با وجود روحیه جنگندگی و حمایت بیوقفه هواداران، الچه از نظر کیفیت فردی و عمق بنچ، فاصله محسوسی با بارسلونا داشت. وقتی بارسا با تعویضهایش بازیکنان تازهنفسی را وارد میدان کرد، الچه پاسخ مناسبی برای مقابله نداشت. این موضوع در گل سوم و در دقایق پایانی به وضوح قابل مشاهده بود.