آسیاتیوز ایران / یزد ؛
خبر، هرقدر هم که کوتاه باشد، گاهی سنگینتر از آن است که در چند خط جا بگیرد؛ بهویژه وقتی سخن از رفتنِ مردی باشد که هم در میدان ورزش ریشه داشت و هم پشت میکروفن رسانه، به قامتِ اعتمادِ مردم ایستاده بود.
شادروان سید محمد صادق حسینی از همان چهرههایی بود که «حضورشان» آرامش میآورد؛ چه کنار استخر و چه کنار استودیو.
او برای یزد فقط یک گوینده یا تهیهکننده نبود؛ صدایی قابل اتکا بود که سالها در خبر، برنامههای ورزشی و بهخصوص در مناجاتهای سحرگاهی ماه مبارک رمضان، با مردم نفس میکشید. این جنس صدا، صرفاً موج و واژه نیست؛ بخشی از حافظه جمعی شهر است.
برای ما که او را از نزدیک میشناختیم، غمِ فراقش دوچندان است؛ چرا که شادروان حسینی از همدورههای ورزشی شنا و واترپلو بود و خاطرههای مشترک بسیاری با او دارم. یکی از روشنترینشان به سالهای پیش از انقلاب بازمیگردد؛ زمانی که با معرفی اداره کل تربیت بدنی وقتِ استان یزد، هر دو برای گذراندن نخستین دوره آموزشی مربیگری شنا در کشور به فدراسیون معرفی شدیم. دورهای بیش از یک هفته، با آزمونهای جدی و آموزش استادان کشوری و نیز استادی از روسیه به نام نیکولا؛ دورهای که در مجموعه ورزشی آزادی برگزار شد و محل اسکان، خوابگاه دهکده المپیک بود. حاصل آن تلاش، گواهینامهای بود که ما را در شمار نخستین مربیان شنا در استان یزد قرار داد؛ و آغاز مسیری که شادروان حسینی در آن، همیشه «مسئولیتپذیر» ماند.
او در کار مربیگری شنا و واترپلو، همانقدر دقیق و متعهد بود که در کار رسانه: با برنامه، با اخلاق ، با صداقت و کاردان و کار بلد ، و با وسواسِ کیفیت. در سفرها، مسابقات قهرمانی کشور و روزهای تمرین، از او خوشمشربی، ادب، مجلسآرایی، احترام به رفاقت و در عین حال جدیت در انجام وظیفه میدیدیم. در استخر باغ ملی یزد نیز، خاطره کم نداریم؛ جایی که نسلها از کنارش عبور کردهاند و برای بسیاری از ورزشکاران، نامها با خاطرهها گره خورده است؛ و حالا نام سید محمد صادق حسینی، در همین گرههای روشن میماند.
فقدان او تنها اندوه یک جمع دوستانه نیست؛ ضایعهای محسوس برای رسانه و ورزش یزد است. او حلقه وصل دو جهان بود: جهانِ انضباط و رفاقتِ ورزش، و جهانِ دقت و امانتِ رسانه. همین پیوند، از او چهرهای ساخت که هم به کار میآمد، هم به دل مینشست.
در این سوگ، به سهم خود، با نهایت تأسف و تألم، درگذشت این عزیزِ خدمتگزار و فرهیخته را به خانواده محترم ایشان، بهویژه همسر گرامی و یگانه فرزند ارجمندشان جناب آقای سید علیسینا حسینی، همچنین به بستگان، دوستان، همکاران صداوسیمای استان یزد و جامعه ورزش و رسانه تسلیت عرض میکنم. از درگاه خداوند متعال برای آن مرحوم، رحمت و مغفرت واسع و برای بازماندگان، صبری جمیل و سلامتی مسئلت دارم.
تحلیل (چند بُعدی و عمیق)
۱) سرمایه اجتماعی رسانه: گویندهای که مردم با صدایش خو میگیرند، «سرمایه اعتماد» تولید میکند. فقدان چنین صدایی، خلأیی است که با جایگزینی اداری پر نمیشود؛ چون ریشه در تجربه مشترک مردم دارد.
۲) پیوند ورزش و فرهنگ: پیشکسوتی در شنا و واترپلو، وقتی با ادب و ذوق رسانهای همراه شود، الگوی «ورزشکارِ فرهنگیار» میسازد؛ الگویی که امروز برای نوجوانان و جوانان، بیش از همیشه ضروری است.
۳) مناجاتهای سحرگاهی و حافظه معنوی شهر: نوای سحر، بخشی از زیستِ معنوی مردم است. کسی که سالها حامل این فضا بوده، در حافظه آیینی شهر جای میگیرد و یادش با رمضانها زنده میماند.
۴) مسئولیتپذیری حرفهای: روایت دوره مربیگری و نیز کار رسانهای شادروان حسینی، نشان میدهد که «حرفهایگری» پیش از هر چیز، اخلاقِ کار است: وقتشناسی، دقت، احترام به مخاطب و انجام کامل مأموریت.
۵) لزوم ثبت میراث پیشکسوتان: این فقدان یادآور میشود که استانها باید تاریخ شفاهی رسانه و ورزش خود را جدی بگیرند؛ خاطرات، اسناد، برنامهها و روایتهای همدورهایها، سرمایهای ماندگار برای نسلهای بعد است.