آسیانیوز ایران؛ سرویس ورزشی:
فوتبال ایران در آستانه هفتمین حضور خود در جام جهانی، با یکی از بحرانیترین و مبهمترین دورههای آمادهسازی خود روبرو است. در حالی که تنها ۱۲۹ روز تا آغاز رقابتها در کانادا، مکزیک و آمریکا باقی مانده، تیم ملی کشورمان برای آخرین اردوی مهم خود در فروردین ماه ۱۴۰۵، هنوز نتوانسته حتی یک بازی دوستانه بینالمللی قطعی را هماهنگ کند. این وضعیت در حالی است که تیم ایران در گروه B جام جهانی، همراه با بلژیک، مصر و نیوزلند، به عنوان یکی از گروههای نسبتاً آسان شناخته میشود. با توجه به فرمت جدید ۴۸ تیمی که امکان صعود سه تیم از ۸ گروه ۶ تیمی را فراهم میکند، فرصت طلایی برای شکستن طلسم تاریخی عدم صعود از مرحله گروهی برای "یوزهای آسیایی" فراهم شده است. اما این فرصت تاریخی در خطر است. هماکنون رقبای ایران در جام جهانی، برنامههای آمادهسازی خود را با دقت پیش میبرند. بلژیک، مصر و نیوزلند حریفان دوستانه خود را شناسایی کردهاند و اردوهای خود را با هدف شناخت ترکیب نهایی و بهینهسازی تاکتیکها طراحی کردهاند. در مقابل، تیم ایران با سرمربیگری امیر قلعهنویی، در هالهای از ابهام به سر میبرد.
اردوی پیشرو در ماه مارس (فروردین) از اهمیت حیاتی برخوردار است. این اردو آخرین فرصت کادر فنی برای ارزیابی نهایی بازیکنان و تصمیمگیری درباره لیست اعزامی به جام جهانی خواهد بود. بدون برگزاری بازیهای دوستانه با حریفان همسطح، امکان سنجش واقعی وضعیت تیم و رفع نقاط ضعف وجود نخواهد داشت. فدراسیون فوتبال ایران در ماههای اخیر وعدههای بزرگی از جمله برگزاری بازی دوستانه با تیم ملی اسپانیا در قطر یا اروپا داده است، اما هیچ یک از این وعدهها تاکنون محقق نشده است. این ناکامی در حالی رخ میدهد که تیم ملی از زمان صعود به جام جهانی، تنها در تورنمنتهای کماهمیتی مانند کافا و العین کاپ حضور داشته که کیفیت لازم برای سنجش واقعی را ارائه نمیدهند. در میان این بیبرنامگی، شایعات نگرانکنندهای درباره انصراف برخی بازیکنان کلیدی مانند مهدی قائدی و مهدی طارمی از تیم ملی در فضای مجازی منتشر شده است. اگرچه بخش رسانهای تیم ملی این شایعات را تکذیب کرده، اما همین انتشار چنین اخباری نشاندهنده فضای نگرانکننده و بیثباتی در اردوی تیم ملی است. تکذیب فدراسیون در بیانیهای رسمی ضمن تسلیت به خانوادههای داغدار حوادث اخیر کشور، تأکید کرد که تیم ملی "طبق تقویم و برنامهریزیهای فنی و اجرایی و وظایف ذاتی و حرفهای خود، همواره با انسجام کامل به روند آمادهسازی خود برای حضور در جام جهانی ادامه میدهد." اما این اظهارات با واقعیت میدانی که فقدان بازی دوستانه قطعی است، در تضاد قرار دارد. در نهایت، وقت به سرعت در حال اتمام است. اگر فدراسیون فوتبال نتواند در کوتاهترین زمان ممکن بازیهای دوستانه باکیفیتی را هماهنگ کند، خطر شکست در آسانترین گروه تاریخ حضور ایران در جام جهانی، به واقعیتی تلخ تبدیل خواهد شد. فرصتسوزی در چنین شرایطی غیرقابل بخشش خواهد بود.
تحلیل فنی-تاکتیکی؛ فاجعه آمادهسازی ناقص
آمادهسازی برای جام جهانی فرآیندی علمی و دقیق است که شامل مراحل مختلفی از جمله بازیهای دوستانه با حریفان همسطح یا قدرتمندتر میشود. این بازیها چند هدف حیاتی دارند: اول، آزمایش ترکیبهای مختلف و کشف بهترین یازده نفر. دوم، سنجش آمادگی جسمانی بازیکنان در شرایط شبیهسازی شده مسابقه. سوم، تمرین تاکتیکهای ویژه برای رویارویی با حریفان خاص گروه. چهارم، ایجاد هماهنگی و فهم مشترک بین بازیکنان. بدون این بازیها، تیم ملی ایران همچون دانشآموزی است که بدون آزمون آزمایشی وارد جلسه کنکور میشود. امیر قلعهنویی حتی پس از ماهها، هنوز ترکیب ثابت و سبک بازی مشخصی ارائه نداده است. بازیهای کماهمیتی مانند مقابل کیپورد و ازبکستان در تورنمنتهای پایه، هیچ کدام معیار مناسبی برای سنجش توان تیم در مقابل بلژیک یا مصر نیستند. خطر اصلی، ورود به جام جهانی با سوالات بیپاسخ فراوان است: چه ترکیبی بهینه است؟ سیستم دفاعی در مقابل حملههای سریع بلژیک چگونه خواهد بود؟ چگونه میتوان خط حمله مصر را مهار کرد؟ پاسخ به این سوالات تنها در میدان بازی و در مقابل حریفان قوی پیدا میشود، نه در تمرینات داخلی. فقدان بازی دوستانه، یعنی محروم شدن از آخرین فرصت برای یافتن این پاسخها.
مدیریت فدراسیون؛ از وعدههای بزرگ تا ناتوانی اجرایی
عملکرد فدراسیون فوتبال در ماههای گذشته در زمینه هماهنگی بازی دوستانه، قابل دفاع نیست. انتشار خبر مذاکره برای بازی با اسپانیا - چه در قطر و چه در اروپا - و سپس عدم تحقق آن، نه تنها اعتماد عمومی را از بین برده، بلکه اعتبار ایران در جامعه فوتبال جهانی را نیز خدشهدار کرده است. تیمهای بزرگ برای هماهنگی بازی، به شریکی قابل اعتماد نیاز دارند. عذرتراشیهایی مانند "شیطنت داخلی و خارجی" که مانع هماهنگی شده، بیشتر شبیه بهانهجویی است. فدراسیونهای موفق، با برنامهریزی بلندمدت و استفاده از شبکه ارتباطات حرفهای خود، ماهها قبل بازیهای دوستانه را قطعی میکنند. ناتوانی فدراسیون ایران در این زمینه، نشان از ضعف مدیریت، نبود برنامهریزی استراتژیک و احتمالاً مشکلات مالی یا سیاسی دارد. این ضعف مدیریتی محدود به بازی دوستانه نیست. کل روند آمادهسازی تیم ملی از زمان صعود، فاقد یک نقشه راه روشن بوده است. انتخاب تورنمنتهای بیکیفیت، عدم دعوت از برخی بازیکنان مستعد خارجنشین در زمان مناسب، و اکنون فقدان بازی دوستانه، همه از یک بیبرنامگی سیستماتیک حکایت دارند. مسئولیت این وضعیت به طور مستقیم بر عهده رئیس فدراسیون و مجموعه مدیریتی اوست.
فشار روانی و بحران انگیزشی در تیم ملی
فضای پرابهام و بیبرنامگی پیرامون تیم ملی، فشار روانی مضاعفی بر بازیکنان و کادر فنی وارد میکند. بازیکنان حرفهای که بهترین سالهای عمر ورزشی خود را برای حضور در جام جهانی گذاشتهاند، حق دارند بدانند برنامه آمادهسازی چیست و چگونه میخواهند به اوج برسند. عدم شفافیت، انگیزه آنان را کاهش میدهد. شایعات مربوط به انصراف بازیکنان کلیدی (حتی اگر کذب باشد)، نشاندهنده عمق نارضایتی و بیثباتی است. وقتی تیم ملی نتواند در میدان، بازی مهمی انجام دهد، انگیزه بازیکنان برای حضور در اردوهای تمرینی صرفاً تئوری کاهش مییابد. آنها نیاز به آزمون خود در میدان رقابت دارند. برای سرمربی نیز این شرایط دشوار است. امیر قلعهنویی نمیتواند در فضای بسته تمرین، تصمیمات درستی درباره ترکیب نهایی بگیرد. فشار افکار عمومی و رسانهها بر او روز به روز بیشتر میشود، در حالی که ابزار لازم (بازی دوستانه) برای ارائه پاسخ قانعکننده در اختیارش نیست. این وضعیت میتواند به تصمیمات احساسی و اشتباه در انتخاب بازیکنان منجر شود.
مقایسه با رقبای گروه و فرصتسوزی تاریخی
بیایید نگاهی به برنامه آمادهسازی رقبای ایران در گروه B بیندازیم: بلژیک به عنوان قدرت بلامنازع گروه، به طور قطع بازیهای دوستانه با تیمهای درجه یک اروپا یا آمریکای جنوبی خواهد داشت. مصر تحت هدایت مربی پرتجربه و با تکیه بر ستارههایی مانند محمد صلاح، به دنبال تست تاکتیکهای خود در برابر حریفان آفریقایی و عربی است. نیوزلند نیز به عنوان تیمی جنگنده که چیزی برای از دست دادن ندارد، به دنبال بازی با تیمهای همسطح برای تقویت روحیه تیمی است. در این میان، تنها تیم ایران است که برنامهاش مبهم است. این در حالی است که ایران روی کاغذ، از نیوزلند قدرتمندتر و حتی با مصر قابل رقابت است. فرصت صعود از این گروه، بهترین فرصت در تاریخ فوتبال ایران است. از دست دادن این فرصت به دلیل آمادهسازی ناقص، نه تنها یک شکست ورزشی، که یک "تراژدی مدیریتی" خواهد بود که تا سالها مورد شماتت قرار خواهد گرفت. علاوه بر این، عدم برگزاری بازی دوستانه، تیم را از کسب امتیاز رنکینگ فیفا نیز محروم میکند. در فرمت جدید جام جهانی، رنکینگ میتواند در قرعهکشی مراحل بعدی مؤثر باشد. هر فرصتی برای بازی، فرصتی برای بهبود رنکینگ است که ایران با بیکاری آن را از دست میدهد.
راهکارهای فوری و چشمانداز
برای نجات این وضعیت، چند اقدام فوری ضروری است:
- اول، شفافسازی فوری: فدراسیون باید به صورت شفاف درباره دلایل واقعی عدم هماهنگی بازی و برنامه آینده توضیح دهد. وعدههای بیپایه باید متوقف شود.
- دوم، پایین آوردن توقعات: اگر بازی با اسپانیا ممکن نیست، فدراسیون باید فوراً به دنبال هماهنگی با تیمهای همسطح (مانند تیمهای عربی قدرتمند، تیمهای اروپای شرقی یا حتی تیمهای آفریقایی) باشد. کیفیت حریف در این مرحله از تداوم تمرین مهمتر است.
- سوم، استفاده از ارتباطات منطقهای: قطر به عنوان میزبان جام جهانی ۲۰۲۲ و کشوری با ارتباطات فوتبالی گسترده، میتواند کمککننده باشد. هماهنگی یک اردوی مشترک با چند تیم در قطر و برگزاری بازیهای فشرده در آنجا، میتواند گزینه نجاتبخشی باشد. چهارم، وحدت داخلی: تمام نهادها و شخصیتهای تاثیرگذار فوتبال ایران باید اختلافات را کنار گذاشته و برای نجات آمادهسازی تیم ملی همصدا شوند.
چشمانداز
اگر فدراسیون در روزهای آینده نتواند معجزه کند و اردوی فروردین بدون بازی دوستانه برگزار شود، باید پذیرفت که تیم ایران نیمهآماده وارد جام جهانی خواهد شد. در این صورت، تنها شانس برای صعود، تکیه بر استعداد فردی بازیکنان، روحیه جنگندگی و شاید کمی شانس خواهد بود. اما در فوتبال مدرن، این عوامل به ندرت میتوانند جایگزین آمادهسازی اصولی شوند. زمان برای جبران بسیار کم است، اما اگر ارادهای باشد، آخرین فرصت هم باید غنیمت شمرده شود.