آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
نظام پادشاهی نروژ بار دیگر جایگاه خود را در ساختار سیاسی این کشور تثبیت کرد. در روزی تاریخی، پارلمان نروژ با اکثریت قاطع آراء، پیشنهاد تغییر نظام سیاسی از پادشاهی به جمهوری را رد کرد. نمایندگان در روز سهشنبه با ۱۴۱ رای موافق در برابر تنها ۲۶ رای مخالف، به ادامه سلطنت در نروژ رای دادند. این تصمیم، تداوم حکومت پادشاه هارالد پنجم و جانشینانش را تضمین کرد. پیشنهاد تغییر نظام به جمهوری توسط حزب چپ سوسیالیست (Rødt) ارائه شده بود. این حزب استدلال میکرد که در یک دموکراسی مدرن، جایگاهی برای پادشاهی موروثی وجود ندارد و ریاست دولت باید بر اساس انتخابات مردمی باشد.
اما اکثریت قاطع نمایندگان، استدلال طرفداران پادشاهی را پذیرفتند. آنان معتقدند پادشاه در نروژ نقشی نمادین، بیطرف و وحدتبخش دارد که بالاتر از رقابتهای حزبی روزمره قرار میگیرد و ثبات سیاسی کشور را تضمین میکند. نظام پادشاهی در نروژ ریشه در تاریخ طولانی این کشور دارد. نروژ از سال ۱۹۰۵ و پس از جدایی از سوئد، یک پادشاهی مستقل بوده و پادشاه به عنوان نماد اتحاد ملی و هویت نروژی شناخته میشود. پادشاه هارالد پنجم، که از سال ۱۹۹۱ بر تخت سلطنت نشسته، از محبوبیت گستردهای در میان مردم نروژ برخوردار است. او و خانواده سلطنتی به عنوان نمادهای ملی مورد احترام هستند و نقش مهمی در مناسبات رسمی و اجتماعی کشور ایفا میکنند.
این رای گیری نشان میدهد که علیرغم بحثهای گاهبهگاه درباره ماهیت نظام سیاسی، اکثریت جامعه سیاسی نروژ هنوز مزایای پادشاهی مشروطه را بر تغییر به نظام جمهوری ترجیح میدهند. نروژ با این تصمیم، در زمره کشورهای اروپای شمالی (همراه با دانمارک و سوئد) باقی میماند که نظام پادشاهی مشروطه را حفظ کردهاند، در حالی که همسایه آن، فنلاند، نظام جمهوری دارد.
نتایج آراء و ترکیب ائتلاف موافق پادشاهی
نتایج آراء (۱۴۱ موافق در برابر ۲۶ مخالف) نشاندهنده اجماع گسترده در پارلمان نروژ به نفع حفظ نظام پادشاهی است. این اکثریت قاطع، شامل احزاب اصلی مانند حزب کارگر، محافظهکار، ترقیخواه و میانهرو میشود. تنها حزب چپ سوسیالیست (Rødt) و احتمالاً بخش کوچکی از نمایندگان چپ، به تغییر نظام رای دادند. این نشان میدهد که پادشاهی در نروژ یک مسئله حزبی تقسیمکننده نیست، بلکه تقریباً همه جریانهای اصلی سیاسی از آن حمایت میکنند. این اجماع، بیانگر پایداری و مقبولیت عمیق نهاد سلطنت در میان نخبگان سیاسی نروژ است.
استدلالهای کلیدی طرفداران پادشاهی
حامیان پادشاهی بر چند مزیت کلیدی تأکید دارند:
- نخست، نقش «نمادین و فراحزبی» پادشاه که بالاتر از رقابتهای سیاسی روزمره قرار میگیرد و به عنوان مظهر وحدت ملی عمل میکند.
- دوم، «ثبات» که پادشاهی موروثی تضمین میکند. در حالی که روسای جمهور با فراز و نشیبهای سیاسی و انتخابات دورهای میآیند و میروند، پادشاه یک ثابت در نظام سیاسی است.
- سوم، «تاریخ و سنت»؛ پادشاهی بخشی از هویت ملی نروژ از زمان استقلال در ۱۹۰۵ است و تغییر آن میتواند پیوند جامعه با گذشته را تضعیف کند.
دیدگاه مخالفان و دلایل پیشنهاد تغییر
حزب چپ سوسیالیست و سایر مخالفان، پادشاهی را نهادی «غیردموکراتیک و موروثی» میدانند که با اصول برابری در یک جامعه مدرن در تضاد است. به باور آنان، مقام ریاست دولت باید از طریق انتخابات آزاد و توسط مردم انتخاب شود. همچنین آنان به «هزینههای مالی» دربار و خانواده سلطنتی اشاره میکنند و معتقدند این منابع میتواند در زمینههای اجتماعی دیگر صرف شود. با این حال، این استدلالها نتوانست نظر اکثریت نمایندگان را جلب کند، احتمالاً به دلیل محبوبیت شخص پادشاه و کارکرد مثبت نمادین پادشاهی در نروژ.
نقش پادشاه هارالد پنجم و محبوبیت خانواده سلطنتی
هارالد پنجم نقشی کلیدی در تثبیت موقعیت پادشاهی در نروژ ایفا کرده است. او طی سه دهه سلطنت خود، با رفتار متواضعانه، مشارکت در مناسبات ملی و ابراز همبستگی با مردم در لحظات سخت (مانند سخنرانی تاریخی پس از حمله تروریستی ۲۰۱۱)، محبوبیت زیادی کسب کرده است. خانواده سلطنتی نروژ نیز با زندگی نسبتاً عادی و دوری از حاشیهها، تصویری مثبت در رسانهها و نزد مردم دارند. این محبوبیت، بحث درباره تغییر نظام را برای سیاستمداران پرهزینه کرده است. به نظر میرسد تا زمانی که این محبوبیت پابرجاست، شانسی برای تغییر نظام وجود ندارد.
مقایسه با دیگر کشورهای اسکاندیناوی و چشمانداز آینده
نروژ با این تصمیم، راه کشورهای اسکاندیناویایی همسایه خود، دانمارک و سوئد را ادامه داد که آنان نیز پادشاهی مشروطه را حفظ کردهاند. در مقابل، فنلاند نظام جمهوری دارد. این تفاوت نشان میدهد که انتخاب نظام سیاسی بیش از آنکه یک ضرورت تاریخی یا فرهنگی باشد، یک ترجیح سیاسی است. چشمانداز آینده نشان میدهد که پادشاهی در نروژ حداقل برای نسلهای آینده باقی خواهد ماند. حتی با تغییر نسل و به تخت نشستن ولیعهد هاکون، بعید است تمایل عمومی به تغییر نظام افزایش یابد، مگر آنکه بحران بزرگ مشروعیتی برای خاندان سلطنتی رخ دهد. این رایگیری یک بار دیگر ثابت کرد که پادشاهی مشروطه در جوامع دموکراتیک پیشرفته میتواند با مدرنیته و برابریطلبی همزیستی داشته باشد، تا زمانی که نقش آن به طور نمادین و بیطرفانه تعریف شده و از اعتماد عمومی برخوردار باشد.