آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:
سینمای ایران بار دیگر به یکی از دردناکترین بحرانهای انسانی معاصر مینگرد. این بار نه از پنجره سیاست، که از دریچه نگاه معصومانه کودکان. فیلم «سرزمین فرشتهها» به کارگردانی بابک خواجهپاشا، اثری است که رنج و امید را در هم میتند تا روایتی تازه از فاجعه غزه ارائه دهد. این فیلم که محصول مشترک سازمان سینمایی سوره و مؤسسه تصویرشهر است، در قالب یک درام ۱۲۰ دقیقهای و با بازیگرانی تماماً عربزبان از کشورهای مختلف تولید شده است. خواجهپاشا که پیش از این با فیلمهای «در آغوش درخت» و «آبی روشن» شناخته شده، این بار سراغ موضوعی جهانی رفته است. دغدغه ساخت این فیلم، از دل اندوه مشترک بشریت برای کشتار کودکان در غزه متولد شد. کارگردان در گفتوگو با مهر تأکید کرده: «در دو سه سال گذشته، مرگ و میر و رنج کودکان فلسطینی دغدغه مشترک جوامع انسانی بوده... همیشه از نظر روحی تحت تأثیر این موضوع قرار داشتم.» ایده اولیه را منوچهر محمدی، تهیهکننده باسابقه، مطرح کرد و پس از حدود یک سال نگارش و بازنویسی فیلمنامه، تولید آن کلید خورد. برخلاف فیلمهای قبلی خواجهپاشا که از بازیگران چهره استفاده میکردند، در این اثر هیچ بازیگر شناختهشده ایرانی حضور ندارد.
ستاره اصلی فیلم، سولاف فواخرجی، بازیگر سرشناس سوری است که جایزه بهترین بازیگر زن جشنواره کن را در کارنامه دارد. در کنار او، جمعی از بازیگران کودک و نوجوان از کشورهای لبنان، سوریه، مصر، عراق و همچنین بازیگران عربزبان ایرانی ایفای نقش میکنند. فیلم به زبان عربی صحبت میشود و تلاش شده تا با نگاهی شاعرانه و از زاویه دید کودکان، به موقعیت سخت جنگ پرداخته شود. خواجهپاشا هدفش را ساخت اثری با قابلیت همذاتپنداری بینالمللی عنوان میکند. یکی از جسورانهترین بخشهای تولید، ساخت دکور غزه در ایران بود. منوچهر محمدی توضیح داد: «۶ کیلومتر بعد از فرودگاه امام، پایه شهر غزه را ساختیم، قسمتی را هم در هشتگرد.» چالشهایی مانند هماهنگی با برج مراقبت فرودگاه به دلیل انفجارهای صحنهای، بخشی از دشواریهای این مسیر بود. «سرزمین فرشتهها» در چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر حضور دارد و قرار است در آینده با نگاهی بینالمللی و برای مخاطبان جهانی نیز عرضه شود. فیلمی که میخواهد فریاد خاموش کودکان غزه را به گوش جهان برساند.
گذار از سینمای داخلی به روایتی جهانی؛ تغییر مسیر یک کارگردان
بابک خواجهپاشا پیش از این با دو فیلم «در آغوش درخت» و «آبی روشن» شناخته میشد که هر دو آثاری با مضامین اجتماعی داخلی و با بازیگران چهره بودند. «در آغوش درخت» حتی نماینده ایران در اسکار ۲۰۲۵ بود. «سرزمین فرشتهها» نشاندهنده یک چرخش جسورانه در کارنامه اوست: حرکت از دغدغههای محلی به سوی یک تراژدی جهانی. این تغییر، هم در موضوع (فاجعه غزه)، هم در فرم (استفاده از زبان عربی و بازیگران غیرایرانی) و هم در هدف (سینمای بینالمللی) مشهود است. این گذار، نشان از بلوغ و اعتماد به نفس فیلمساز دارد که حاضر است خارج از منطقه امن خود گام بردارد و با چالشهای زبانی، فرهنگی و تولیدی یک پروژه بینالمللی روبرو شود.
انتخاب بازیگران و چالش هدایت بازیگران عربزبان
حضور سولاف فواخرجی، ستاره سوری برنده نخل طلای کن، یک انتخاب درخشان محسوب میشود. این انتخاب، هم به وجهه بینالمللی فیلم میافزاید و هم تضمینی برای عملکرد حرفهای در نقش اصلی است. استفاده از بازیگران کودک و نوجوان از کشورهای مختلف عربی، کاری پرریسک اما ضروری برای باورپذیری فضا بود. خواجهپاشا اشاره کرده که هدایت این بازیگران به دلیل تفاوت زبانی و فرهنگی، یکی از بزرگترین چالشهای تولید بوده است. راهحل، استخدام مترجمان فلسطینی، سوری و لبنانی و همچنین داشتن یک همکار لبنانی در گروه کارگردانی بود. این تدبیر، پلی برای انتقال دقیق مفاهیم و احساسات از کارگردان به بازیگران ایجاد کرد.
طراحی تولید و شبیهسازی غزه در ایران
به دلیل ناامنی و عدم امکان فیلمبرداری در غزه، سوریه یا لبنان، تیم تولید تصمیم گرفت کل شهر غزه را در ایران بسازد. این تصمیم، عظیمترین بخش عملیاتی پروژه بود. منوچهر محمدی، تهیهکننده، جزئیات جالبی را شرح داد: ساخت دکور در دو منطقه (حوالی فرودگاه امام و هشتگرد) و هماهنگی با برج مراقبت فرودگاه به دلیل صدای انفجارهای صحنهای. حتی خلبان یک هواپیمای ترکیبی با دیدن صحنه، تصور کرد در ایران جنگ شده است. طراح صحنه تأکید کرده که بیش از ۸۰٪ صحنهها ساخته شده بودند. این تلاش عظیم، نشان از تعهد تیم برای ارائه تصویری هرچه واقعیتر از جغرافیای غزه دارد، بدون آنکه از متن و فضای شاعرانه فیلم فاصله بگیرند.
فلسفه روایی؛ شاعرانگی به جای شعارزدگی
خواجهپاشا بارها تأکید کرده که فیلم او یک اثر سیاسی یا مستندگونه نیست. رویکرد او، «نگاه شاعرانه از زاویه دید کودکان» است. او میخواهد درد را طوری منتقل کند که مخاطب آزار نبیند، بلکه تأمل کند. این انتخاب هوشمندانه است. روایت فاجعه از نگاه معصوم کودکانه، میتواند تأثیر عاطفی عمیقتری داشته باشد و از افتادن به دام کلیشههای تبلیغاتی یا خشونتنمایی صرف جلوگیری کند. فیلم در ژانر «بقا» تعریف میشود. تمرکز بر اراده ساده اما عمیق «زنده ماندن» یک زن و کودکان، میتواند پیامی جهانشمول داشته باشد که فراتر از مرزهای جغرافیایی و ایدئولوژیک، با هر انسانی سخن بگوید.
اهداف بینالمللی و جایگاه فیلم در جشنواره فجر
تهیهکننده و کارگردان صراحتاً اعلام کردهاند که این فیلم برای عرضه بینالمللی ساخته شده است. آنها معتقدند فاجعه کشتار کودکان فلسطینی، موضوعی انسانی است که باید به گوش جهانیان برسد. حضور در جشنواره فیلم فجر برای آنها یک «شروع» و فرصتی برای ارتباط با مخاطب داخلی و معرفی اثر است. خواجهپاشا جشنواره فجر را بستری برای رشد سینما و معرفی فیلمسازان میداند. موفقیت آینده این فیلم در گرو دو عامل است: اول، استقبال منتقدان و تماشاگران از نگاه شاعرانه و غیرشعارزده آن در جشنواره. دوم، توانایی تیم در معرفی و توزیع بینالمللی اثر در جشنوارههای معتبر جهانی که میتواند پیام فیلم را به گوش جهانیان برساند.