آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:
چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر، شاهد حضور فیلمی با موضوع دفاع مقدس است که پیش از اکران، به دلیل ترکیب بازیگرانش سر و صدا به پا کرده است. «مارون» ساخته امیراحمد انصاری، کارگردان شناختهشدهای که پیشتر آثاری مانند «هاری» و «خونمردگی» را در کارنامه دارد، این بار به زندگی شهید هدایتالله طیب میپردازد، اما نه از زاویهای معمول. این فیلم که گفته می شود در سه کشور ایران، ترکیه و آمریکا تصویربرداری شده، وعده یک روایت بینالمللی و چندفرهنگی از یک چهره تاریخی را میدهد. با این حال، آنچه «مارون» را در کانون توجه قرار داده، بیشتر از موضوعش، بازیگران و حواشی آن است. بازگشت جمشید هاشمپور، بازیگر باسابقه سینما پس از سالها فاصله، در کنار حضور امیرحسین فتحی (فرزند کارگردان مشهور، حسن فتحی) در نقش اصلی، ترکیب جالبی ساخته است.
اما این حواشی تنها به انتخاب بازیگران ختم نمیشود. نقدهای پیش از اکران، به ویژه از سوی منتقدانی مانند رضا صدیق در برنامه هفت، به شدت بر بازی امیرحسین فتحی متمرکز بوده و حتی تا حد پیشنهاد «تغییر شغل» به این بازیگر پیش رفته است. همچنین، گزارشهایی از اشکالات فنی و دکوپاژی آشکار در فیلم، مانند صحنههای نامتقارنِ ضبطشده در آمریکا که به وضوح در شمال تهران تصویربرداری شدهاند، سوالات جدی درباره کیفیت تولید این اثر به وجود آورده است. در این گزارش جامع، فراتر از این جنجالها، به تحلیل پنج محور اصلی شکلدهنده به فیلم «مارون» میپردازیم؛ از دلایل انتخاب این سوژه و کارگردان تا واکاوی دقیقتر نقدهای واردشده و جایگاه این اثر در کارنامه امیراحمد انصاری.
انتخاب سوژه و کارگردان: تلفیق یک چهره تاریخی با سبک شخصی
امیراحمد انصاری با انتخاب زندگی شهید هدایتالله طیب، سراغ سوژهای رفته که از پتانسیل دراماتیک و پیچیدگی اخلاقی برخوردار است. عنوان فرعی فیلم («نان، سیاست و توطئهای که در رگهای زمین کاشته شد») نشان میدهد که کارگردان قصد دارد فراتر از یک بیوگرافی خطی، به مسائل سیاسی، اقتصادی و اخلاقی پیرامون این شخصیت بپردازد. این رویکرد با علاقه انصاری به فضاهای اجتماعی و شخصیتمحور (مشهود در آثار قبلیاش) همخوانی دارد. اما چالش اصلی، تبدیل این ایده بلندپروازانه به یک اثر سینمایی منسجم و باورپذیر است.
بازیگری: ستاره قدیمی در مقابل بازیگر جنجالی
حضور جمشید هاشمپور پس از وقفهای طولانی، مهمترین نقطه قوت بازیگری فیلم محسوب میشود. تجربه و ابهت او میتواند به صحنهها عمق ببخشد. در مقابل، انتخاب امیرحسین فتحی برای نقش اصلی یک ریسک بزرگ بود. اگرچه او فرزند یک خانواده هنری است و پیشینه تحصیلی مرتبط دارد، اما نقدهای سنگینی که حتی صلاحیت حرفهای او را هدف گرفته، نشان میدهد این ریسک ممکن است به نتیجه نرسیده باشد. عملکرد او میتواند کل باورپذیری فیلم را تحت تأثیر قرار دهد.
تولید و کیفیت فنی: شکاف میان آرمان و واقعیت
ادعای فیلمبرداری در سه کشور و ارائه یک اثر بینالمللی، استانداردهای فنی بالایی را طلب میکند. اما گزارشهای موجود از اشکالات دکوپاژی آشکار (مانند صحنههای ایالات متحده که مشخصاً در ایران فیلمبرداری شدهاند) حاکی از محدودیتهای بودجه، زمان یا دقت در تولید است. چنین خطاهای فاحشی، نه تنها اتفاق پذیری (Suspension of Disbelief) را از بین میبرد، بلکه سؤال درباره دقت تاریخی و صداقت روایی کل اثر را نیز به ذهن متبادر میسازد.
جایگاه در جشنواره و نقد پیش از اکران: تأثیر نقدهای شدید بر سرنوشت فیلم
حضور در جشنواره فیلم فجر یک فرصت بزرگ برای دیده شدن است، اما در عین حال فیلم را در معرض نقدهای فوری و گاهی بیرحمانه قرار میدهد. اظهارات تند یک منتقد سرشناس مانند رضا صدیق که مستقیماً بر عملکرد بازیگر اصلی متمرکز است، میتواند پرستیژ فیلم را پیش از دیده شدن توسط عموم مخاطبان، خدشهدار کند. این امر فشار مضاعفی بر تیم سازنده وارد میآورد و میتواند ذهنیت اولیه مخاطب و حتی داوران را شکل دهد.
چشمانداز و کارنامه انصاری: «مارون» به عنوان نقطه عطف یا قدمی اشتباه؟
برای امیراحمد انصاری که با «هاری» به عنوان یک کارگردان جدی معرفی شد و با «خونمردگی» جایگاهش را تثبیت کرد، «مارون» یک پروژه بلندپروازانه و پرهزینه محسوب میشود. موفقیت یا شکست این فیلم میتواند مسیر آینده حرفهای او را تعیین کند. اگر فیلم بتواند بر حواشی بازیگری و نقدهای فنی غلبه کرده و روایت قدرتمند و منسجمی ارائه دهد، میتواند به اثری شاخص در ژانر خود تبدیل شود. در غیر این صورت، ممکن است به عنوان یک اشتباه تاکتیکی در کارنامه او ثبت گردد و اعتبار کسبشده در سالهای گذشته را تحت تأثیر قرار دهد.