پنج شنبه / ۱۶ بهمن ۱۴۰۴ / ۲۲:۱۵
کد خبر: 36502
گزارشگر: 548
۵۲
۰
۰
۱
اعتراف دیرهنگام؛ بیل گیتس: در ارتباط با اپستین «ساده‌لوح» بودم

همه چیز درباره ارتباط بیل گیتس و جفری اپستین

همه چیز درباره ارتباط بیل گیتس و جفری اپستین
بیل گیتس، بنیان‌گذار مایکروسافت، در واکنش به انتشار اسناد جدید وزارت دادگستری آمریکا درباره جفری اپستین، برای نخستین‌بار به صورت علنی اعلام کرد که از ارتباط با او پشیمان است. گیتس این رابطه را یک «اشتباه بزرگ» و حاصل «ساده‌لوحی» خود توصیف کرد. او تأکید کرد که انگیزه این ارتباط، معرفی افراد ثروتمند برای حمایت از بنیاد خیریه‌اش بوده، اما این راه به جایی نرسیده و هیچ کمک مالی از آن شبکه دریافت نکرده است. گیتس همچنین هرگونه تخلف یا رفتار غیرقانونی را به شدت رد کرد. این اعتراف صریح، در حالی صورت می‌گیرد که پرونده اپستین و روابط او با چهره‌های سرشناس جهانی، همچنان کانون توجه رسانه‌ها و افکار عمومی است.

آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:

پرونده جفری اپستین، سرمایه‌دار محکوم به قاچاق جنسی، همچنان تبعات گسترده‌ای در محافل سیاسی و اقتصادی جهان دارد. این بار، انتشار اسناد جدید از سوی وزارت دادگستری آمریکا، نام یکی از سرشناس‌ترین افراد در دنیای فناوری را دوباره بر سر زبان‌ها انداخت. بیل گیتس، بنیان‌گذار مایکروسافت و یکی از بزرگ‌ترین خیرین جهان، پس از مدت ها سکوت، برای نخستین‌بار به صورت علنی و صریح به این پرونده واکنش نشان داد. او در یک مصاحبه، ارتباط گذشته خود با اپستین را به طور کامل شرح داد. گیتس در این گفت‌وگوی مهم، با صراحت اعلام کرد که از هر دقیقه‌ای که با اپستین گذرانده، پشیمان است. او این ارتباط را یک «اشتباه بزرگ» و حاصل «ساده‌لوحی» خود خواند. این اعتراف، نقطه عطفی در مواجهه یکی از قدرتمندترین افراد جهان با بخش تاریک روابط نخبگان به شمار می‌رود.

به گفته گیتس، انگیزه اصلی او از برقراری این ارتباط، کاملاً خیرخواهانه بوده است. او تصور می‌کرد که اپستین، به دلیل شبکه گسترده ارتباطی‌اش، می‌تواند افراد ثروتمند بیشتری را برای کمک به پروژه‌های «بنیاد بیل و ملیندا گیتس» معرفی کند؛ بنیادی که هدف آن مبارزه با بیماری‌ها و فقر جهانی است. اما این همکاری، هرگز به نتایج مورد نظر گیتس منتهی نشد. او این مسیر را «بی‌نتیجه» توصیف کرد و تأکید نمود که هیچ‌گونه کمک مالی از سوی اپستین یا شبکه او به بنیاد گیتس صورت نگرفته است. در واقع، وعده‌های اپستین توخالی از آب درآمد. گیتس در ادامه با قاطعیت اعلام کرد که هیچ‌گونه تخلف یا رفتار غیرقانونی از سوی او صورت نگرفته است. این اظهارات، پاسخی مستقیم به شایعات و ابهاماتی است که ماه‌ها حول محور رابطه این دو نفر وجود داشته است. این واکنش صریح، در حالی صورت می‌گیرد که افکار عمومی و رسانه‌ها، سال‌هاست در حال واکاوی روابط پیچیده بین نخبگان اقتصادی و اپستین هستند. پرونده‌ای که تنها به یک مجرم محدود نمی‌شود، بلکه پرده از شبکه‌ای وسیع از روابط تأثیرگذار برمی‌دارد. اقرار گیتس به «ساده‌لوحی»، سؤال بزرگتری را پیش روی افکار عمومی می‌گذارد: چگونه یکی از باهوش‌ترین و موفق‌ترین افراد جهان، در دام فردی مانند اپستین گرفتار آمده است؟ پاسخ این پرسش، فراتر از یک شخص، به بررسی ساختارهای قدرت و نفوذ در بالاترین سطوح می‌پردازد.

تحلیل گفتمان اعتراف؛ چرا «ساده‌لوحی» و نه «گناه»؟

انتخاب واژه «ساده‌لوح» توسط گیتس، یک انتخاب استراتژیک زبانی است. این کلمه بار معنایی «قربانی شدن بر اثر بی‌تجربگی یا خوش‌بینی افراطی» را دارد، نه «اقدام آگاهانه به عمل نادرست». گیتس با این کار، خود را نه به عنوان شریک یا آگاه به جنایات، بلکه به عنوان فردی فریب‌خورده و دارای قضاوت ضعیف تصویر می‌کند. این استراتژی، تلاش برای «جدا کردن دو حوزه» است: حوزه اخلاقی شخصی (که در آن اشتباه کرده) و حوزه قانونی (که در آن بی‌تقصیر است). او می‌خواهد بگوید اگرچه در انتخاب معاشرت اشتباه کرده، اما مرتکب هیچ جرمی نشده است. این تفکیک برای حفظ اعتبار عمومی و حقوقی او حیاتی است. همچنین، اعتراف به ساده‌لوحی، نوعی «تواضع ساختگی» را نمایش می‌دهد. گیتس که نماد نبوغ و موفقیت است، با نشان دادن ضعف در قضاوت انسانی، سعی دارد خود را به مخاطب نزدیک‌تر و «انسان‌وارتر» نشان دهد. این می‌تواند برای بخشی از مردم جذاب باشد.

انگیزه ارائه شده؛ خیریه به عنوان سپر دفاعی

گیتس انگیزه ارتباط با اپستین را صرفاً «جلب کمک‌های خیریه» عنوان کرده است. این توضیح چند هدف دارد:

  1. نخست، آن را به «انگیزه‌ای نیک و اجتماعی» گره می‌زند که پذیرش عمومی بیشتری دارد.
  2. دوم، آن را کاملاً در چارچوب مأموریت شناخته‌شده و معتبر «بنیاد گیتس» قرار می‌دهد.

با تأکید بر اینکه این ارتباط «بی‌نتیجه» بوده، او دو پیام می‌فرستد:

  1. اول، هیچ سود مالی یا غیراخلاقی از این رابطه نبرده است.
  2. دوم، اپستین فردی غیرقابل اعتماد بوده که وعده‌هایش را عملی نکرده. این کار، هم ارزش اخلاقی خود را حفظ می‌کند و هم اپستین را در موقعیتی پست‌تر (وعده‌درسانِ دروغین) قرار می‌دهد.

این روایت، اما پرسش‌برانگیز است. آیا بیل گیتس، با دسترسی به شبکه‌ای از قدرتمندترین افراد جهان، واقعاً به شکارچی ثروتمندانِ اپستین نیاز داشت؟ این تردید، نقطه ضعف روایت اوست.

زمان‌بندی واکنش؛ چرا حالا و نه زودتر؟

واکنش علنی گیتس پس از «انتشار اسناد جدید وزارت دادگستری» صورت گرفته است. این نشان می‌دهد که او تحت فشار ناشی از افشای احتمالی نام یا جزئیات بیشتر در این اسناد قرار داشته و تصمیم گرفته قبل از هرگونه افشای تحریک‌کننده‌تری، خود کنترل روایت را در دست بگیرد. این استراتژی «پیشدستی» در مدیریت بحران است. با اعتراف به اشتباه و ابراز پشیمانی، او فضای رسانه‌ای را از هیجان احتمالی حول افشاگری آینده خالی می‌کند. همچنین، این کار می‌تواند حسن نیت او را نشان دهد و افکار عمومی را نسبت به واکنش‌های بعدی ملایم‌تر کند. اگر او سال‌ها پیش و بلافاصله پس از محکومیت اپستین این سخنان را می‌گفت، اثر متفاوتی داشت. اما واکنش دیرهنگام، آن را بیشتر شبیه یک «اقدام اجباری دفاعی» جلوه می‌دهد تا یک «اعتراف داوطلبانه اخلاقی».

تأثیر بر برند شخصی و بنیاد گیتس

بیل گیتس در دهه‌های اخیر، خود را به عنوان یک «فیلانتروپیست جهانی» (نیکوکار جهانی) بازتعریف کرده است. اعتبار بنیاد گیتس برای انجام مأموریت خود، وابسته به «اعتماد عمومی» است. هر لکه‌ای بر شهرت گیتس، مستقیماً بر این اعتبار سایه می‌اندازد. این اعتراف، تلاشی برای «مهار آسیب» است. با محدود کردن دامنه اشتباه به «قضاوت شخصی در انتخاب دوست» و تأکید بر نیات خیرخواهانه، او سعی دارد هسته مرکزی برند خود (یعنی نیت خیر و کارایی) را حفظ کند. اگر این روایت پذیرفته شود، ممکن است بتواند اعتماد از دست رفته را بازگرداند. اما خطر اینجاست که این ماجرا به عنوان نشانه‌ای از «فاصله اخلاقی نخبگان جهانی» از واقعیت‌های جامعه تفسیر شود. این پرسش مطرح می‌شود که اگر گیتس، نماد موفقیت و هوش، در تشخیص ماهیت اپستین شکست خورده، دیگر تصمیم‌گیری‌های این نخبگان در مورد آینده جهان چقدر قابل اعتماد است؟

درس بزرگتر؛ شبکه‌های قدرت و فقدان پاسخگویی

ماجرای گیتس و اپستین، تنها درباره دو فرد نیست. این پرونده، پنجره‌ای است به «شبکه‌های غیررسمی قدرت» که در آن ثروت کلان، نفوذ سیاسی و روابط اجتماعی در هم می‌آمیزند. اپستین یک کارگزار این شبکه بود که دسترسی به نخبگان را تسهیل می‌کرد. پرسش اصلی این است: چرا بسیاری از افراد باهوش و قدرتمند، علی‌رغم شایعات گسترده، تا سال‌ها با اپستین ارتباط داشتند؟ آیا صرف «ساده‌لوحی» پاسخ قانع‌کننده‌ای است؟ یا باید در مورد «فرهنگ مصونیت و بی‌پاسخگویی در قله‌های قدرت» صحبت کرد؟ واکنش گیتس، اگرچه یک گام به سوی شفافیت است، اما هنوز ناقص به نظر می‌رسد. افکار عمومی منتظر پاسخ‌هایی فراتر از ابراز پشیمانی فردی است. آنان می‌خواهند بدانند چه سازوکارهایی در این شبکه‌ها وجود داشت که چنین فردی توانست برای سال‌ها فعالیت کند و چه درس‌های ساختاری باید از این فاجعه گرفته شود. تا زمانی که این پرسش‌ها پاسخ روشنی نیابد، اعترافاتی مانند اعتراف گیتس، تنها برگی از یک کتاب بسیار بزرگتر و تاریک‌تر خواهد بود.

https://www.asianewsiran.com/u/iml
اخبار مرتبط
ادعاهای تازه و ویرال شده در فضای مجازی از کشف اسنادی خبر می‌دهد که بر اساس آن، ترکیه متهم به فروش هزاران دختر زیرسن به شبکه جفری اپستین شده است. همزمان، نام بنیامین نتانیاهو نیز در اسناد رسمی منتشرشده از این پرونده ظاهر شده، ابعاد این فاجعه انسانی و سیاسی را پیچیده‌تر کرده است.
اسناد جدید افشاشده از پرونده جفری اپستین نشان می‌دهد که این مجرم جنسی، قطعاتی از پرده مقدس کعبه را خریداری و به عنوان فرش در خانه جزیره‌ای خود استفاده کرده است. بر اساس ایمیل‌های منتشر شده، اهمیت مذهبی این پرده که هر سال در حج تعویض می‌شود، به صراحت در مکاتبات برای طرفین توضیح داده شده بود. در یک ایمیل، فرستنده سعودی تأکید کرده که این بخش از پرده توسط «حداقل ۱۰ میلیون مسلمان» در حج لمس شده و حامل دعاها و اشک‌های آنان است. هماهنگی این انتقال توسط دافنه والاس از طرف اپستین و عبدالله المعاری از طرف فرستندگان سعودی انجام شد. این افشاگری موجی از انزجار و نگرانی را در میان مسلمانان جهان برانگیخته و پرسش‌های جدی درباره نحوه خروج این شیء مقدس از عربستان سعودی و فروش آن به اپستین ایجاد کرده است.
در یکی از ایمیل‌های افشاشده مرتبط با جفری اپستین، ادعایی جنجالی مطرح شده است. رابرت تریورز، زیست‌شناس آمریکایی، در مارس ۲۰۱۸ در ایمیل خود به اپستین نوشته که محمود احمدی‌نژاد پس از سخنرانی در سازمان ملل، او را در نیویورک ملاقات کرده است. این ادعا که در قالب یک مکاتبه خصوصی و با لحنی طنزآمیز بیان شده، هیچ‌گاه توسط منابع مستقل یا اسناد رسمی تأیید نشده است. تریورز در همان ایمیل، اپستین را به دلیل ارتباطات سیاسی متناقضش، از کاسترو تا احمدی‌نژاد، ستایش می‌کند. پرونده اپستین که شامل شبکه قاچاق جنسی است، پیش از این نیز نام چهره‌های سرشناس جهانی را درگیر کرده بود، اما این نخستین بار است که نام یک مقام ایرانی در این اسناد مطرح می‌شود.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید