آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
پرونده جفری اپستین، سرمایهدار آمریکایی متهم به شبکه قاچاق جنسی، همچنان یکی از پیچیدهترین و جنجالیترین پروندههای تاریخ معاصر آمریکاست. افشای اسناد و ایمیلهای مرتبط با او، هر از گاهی نام شخصیت های جهانی را درگیر میکند. اخیراً، در یکی از این اسناد که مربوط به سال ۲۰۱۸ است، ادعایی غیرمنتظره مطرح شده: ارتباط اپستین با محمود احمدینژاد، رئیسجمهور پیشین ایران! این ادعا در قالب یک ایمیل خصوصی از «رابرت تریورز» (Robert Trivers)، یک زیستشناس تکاملی و جامعهشناس آمریکایی، به جفری اپستین مطرح شده است. تریورز در این ایمیل که در ۲۴ مارس ۲۰۱۸ ارسال شده، در حال تشکر از حمایتهای مالی اپستین است و به ویژگیهای عجیب او میپردازد.
نویسنده ایمیل، اپستین را به دلیل داشتن ارتباطات سیاسی متناقض («perversely polymorphous») ستایش میکند. او مینویسد: «تو یک سوسیالیست رادیکال هستی، همانطور که با فیدل کاسترو مینشینی... و یک اسلامگرای رادیکال هستی، همانطور که احمدینژاد پس از سخنرانی علیه اسرائیل و صهیونیستها در سازمان ملل، تو را در نیویورک ملاقات میکند.» این جمله، سنگ بنای ادعای دیدار احمدینژاد با اپستین است. تریورز حتی در پرانتز میپرسد: «به هر حال، آیا در این سطح ارتباط برقرار کردید؟» که نشان میدهد خودش نیز از عمق این رابطه اطلاع دقیقی ندارد و بیشتر بر اساس شایعات یا برداشت شخصی سخن میگوید.
لازم به تأکید است که این ادعا، نه در یک سند رسمی قضایی یا دولتی، بلکه در یک مکاتبه خصوصی و احتمالاً طنزآمیز میان دو فرد مطرح شده است. رابرت تریورز، اگرچه یک دانشمند شناخته شده است، اما به عنوان یک مقام رسمی اطلاعاتی یا دیپلماتیک محسوب نمیشود که بتوان ادعای او را بدون شواهد مستقل تأیید کرد. با این حال، همین اشاره کافی بوده تا در فضای رسانهای و شبکههای اجتماعی، این پرسش مطرح شود که آیا چنین دیداری واقعاً رخ داده است یا خیر. این موضوع، نیازمند بررسی دقیقتر سفرهای احمدینژاد به نیویورک، امکان چنین ملاقاتهای خصوصی و انگیزههای احتمالی طرفین است. از سوی دیگر، باید به محتوای کلی ایمیل و شخصیت نویسنده آن نیز توجه کرد. تریورز در این ایمیل، با زبانی ستایشآمیز و طنز، از اپستین به خاطر بیتفاوتیاش به ایدئولوژی و تنها تمرکز بر رشد ثروت تشکر میکند («همه ما دوست داریم پولمان رشد کند، ایدئولوژی را گم کن!»). این فضا نشان میدهد که ممکن است کل ایمیل دارای لحنی اغراقآمیز و غیررسمی باشد. در نهایت، این ادعا در بستری مطرح شده که پرونده اپستین خود به قدری تاریک و پیچیده است که تقریباً هر ادعایی در آن قابل تصور است. اما تفاوت بین «قابل تصور بودن» و «ثابت شده بودن» بسیار مهم است. در حال حاضر، این ادعا در حد یک اشاره در یک ایمیل خصوصی باقی مانده و هیچ مدرک مستقلی آن را تأیید نکرده است. متن نامه بدین شرح است:
From: Robert Trivers
Sent: Saturday, March 24, 2018 10:51 AM
To: Jeffrey Epstein
Subject: nice talking to you - if only for 48 seconds!
I do love your unending cost-free support. Have you noticed that I have a constitutional inability to ask for support?
Since you always offer it, the problem does not arise - as in "How can I help?" God bless you for that.
Social security (1) suffers no taxes, (2) is paid up front at the beginning of the year and (3) is more secure in the long run.
Who knows what political force will intervene to shrink US social security? What we do know is that your fortune will grow faster than that of the US so your system is intrinsically more secure than theirs.
Another thing I like about you - but do not understand, we have not had a talk on this yet - is that you are "polymorphically perverse" where your political associates are concerned. If we take you to reflect those with you, you are a radical socialist, as you sit with Fidel Castro, who asks your friend "How can I be of assistance?" You are a radical Islamist as Ahmadinejad visits you in NYC after fulminating against Israel, Zionists and perhaps Jews as a category at the UN. (BTW did you connect on this level?)
I thought to myself "Yes we all like to see our money grow, fuck ideology"
On reflection I do think I might have some way you might help my life and racial justice in this country at the same time but such a discussion can only begin, if it does at all, when Chairman is "behind" us.
All best.
ترجمه به فارسی:
از: رابرت تریورز
ارسال شده در: شنبه، ۲۴ مارس ۲۰۱۸ ساعت ۱۰:۵۱ صبح
به: جفری اپستاین
موضوع: خوشحالم که باهات صحبت کردم - حتی اگر فقط ۴۸ ثانیه بود!
من واقعاً از حمایت بیپایان شما قدردانی میکنم. آیا توجه کردهاید که من بهطور ذاتی، توانایی درخواست کمک از دیگران را ندارم؟ اما از آنجا که شما همیشه پیشنهاد کمک میدهید، این مشکل اصلا پیش نمیآید - مثلاً با گفتن "چطور میتونم کمک کنم؟".- خداوند به خاطر این موضوع شما را خیر دهد.
اما تأمین اجتماعی:
(۱) مالیاتی پرداخت نمیکند
(۲) در ابتدای سال بهصورت پیشپرداخت شده
(۳) در بلندمدت امنتر است.
چه کسی میداند چه نیروی سیاسیای برای کاهش تأمین اجتماعی آمریکا مداخله خواهد کرد؟ آنچه ما میدانیم این است که ثروت شما سریعتر از دولت آمریکا رشد خواهد کرد، بنابراین سیستم شما ذاتاً امنتر از سیستم آنهاست! نکته دیگری که در مورد شما دوست دارم - اما درکش نمیکنم، هنوز در این مورد صحبتی نداشتهایم - این است که شما در ارتباط با همکاران سیاسیتان "منحرف و چندشکلی" هستید. اگر شما را بازتابدهنده اطرافیانتان بدانیم، شما یک سوسیالیست رادیکال هستید، همانطور که با فیدل کاسترو نشستهاید، (که از دوستتان میپرسد "چطور میتونم کمک کنم؟"). شما یک اسلامگرای رادیکال هم هستید؛ وقتی احمدینژاد پس از حمله لفظی به اسرائیل، صهیونیستها و شاید یهودیان بهعنوان یک دسته در سازمان ملل، از شما در نیویورک دیدار میکند. (راستی آیا در این سطح ارتباط برقرار کردید؟)
من با خودم فکر کردم "بله، همه ما دوست داریم پولمان رشد کند، پس مرگ بر ایدئولوژی". با تأمل بیشتر، فکر میکنم ممکن است راهی وجود داشته باشد که شما همزمان هم به زندگی من و هم به عدالت نژادی در این کشور کمک کنید، اما چنین بحثی فقط در صورتی میتواند آغاز شود - اگر اصلاً آغاز شود - که رئیس "پشت سر" ما باشد.
با بهترین آرزوها.
تحلیل اعتبار منبع و ماهیت سند
منبع اصلی این ادعا، رابرت تریورز، یک زیستشناس تکاملی و جامعهشناس ۷۹ ساله آمریکایی است که در دانشگاههایی مانند هاروارد و راتگرز تدریس کرده است. اگرچه او یک دانشمند برجسته در حوزه خود محسوب میشود، اما تخصص و موقعیت او ربطی به عرصه اطلاعاتی، امنیتی یا دیپلماتیک ندارد. او یک ناظر خارجی است که به دلیل دریافت کمکهای مالی از اپستین، با او در ارتباط بوده است. ماهیت سند، یک ایمیل خصوصی و غیررسمی است. لحن ایمیل، ستایشآمیز، طنزپردازانه و پر از اغراق است («خدا تو را برکت دهد»، «پول تو از دولت آمریکا امنیت بیشتری دارد»). نویسنده در حال توصیف اپستین به عنوان فردی «به شکلهای گوناگون منحرف» در انتخاب همراهان سیاسی است. این توصیف، بیشتر شبیه یک شوخی پیچیده یا تمجید کنایی است تا یک گزارش واقعگرایانه. بنابراین، ارزش اثباتی این سند به شدت پایین است. در بهترین حالت، این ایمیل نشان میدهد که در حلقه نزدیکان اپستین، شایعه یا برداشتی درباره ملاقات با احمدینژاد مطرح بوده است. اما این به هیچ وجه به معنای تأیید وقوع چنین ملاقاتی نیست. در رویه قضایی و تحقیقاتی، چنین اسنادی تنها میتوانند سرنخ باشند، نه مدرک.
زمینه تاریخی و امکانسنجی فیزیکی چنین دیداری
محمود احمدینژاد به عنوان رئیسجمهور ایران در فاصله سالهای ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۲ (۲۰۰۵-۲۰۱۳) برای شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل متحد چندین بار به نیویورک سفر کرد. پس از پایان ریاستجمهوری او، سفرهای بینالمللیاش بسیار محدود شد. ایمیل مربوط به سال ۲۰۱۸ است، یعنی پنج سال پس از پایان دوره ریاستجمهوری احمدینژاد. آیا او در سال ۲۰۱۸ به نیویورک سفر کرده است؟ این نیاز به بررسی سوابق ویزا و سفرهای او دارد که اطلاعات عمومی دقیقی در دسترس نیست. از طرفی، جفری اپستین در آن زمان (۲۰۱۸) پس از محکومیت اولیه خود در سال ۲۰۰۸، در حال گذراندان دوره آزادی مشروط بود و تحت نظارت قرار داشت. با این حال، او هنوز ثروت و ارتباطات گستردهای داشت. آیا امکان ملاقات یک چهره سابق ایرانی تحت تحریمها با یک فرد تحت نظارت قضایی در نیویورک وجود داشت؟ از نظر تئوری ممکن است، اما قطعاً نیازمند هماهنگیهای امنیتی و اجتناب از چشم رسانهها بوده است. نکته دیگر، انگیزه چنین ملاقاتی است. اپستین عمدتاً با میلیاردرها، دانشمندان و سیاستمداران غربی ارتباط داشت. ارتباط با احمدینژاد، که یک چهره کاملاً ضدغربی و به ویژه ضداسرائیلی است، در الگوی شناخته شده ارتباطات اپستین نمیگنجد. مگر آن که اپستین واقعاً همانطور که در ایمیل اشاره شده، «ایدئولوژی را گم کرده» و صرفاً به دنبال ارتباط با هر فرد قدرتمند یا جنجالی، صرف نظر از مواضعش، بوده باشد.
اهداف احتمالی پشت انتشار چنین ادعایی
انتشار این ایمیل میتواند چند هدف داشته باشد.
- اول، ادامه روند افشاگریهای مرتبط با پرونده اپستین است که هدفش زیر سؤال بردن شخصیتهای قدرتمند در سراسر جهان است. گره زدن نام احمدینژاد به این پرونده، میتواند برای برخی رسانههای غربی جذاب باشد، زیرا همزمان دو «شرّ» (اپستین و یک رئیسجمهور ضدآمریکایی) را هدف قرار میدهد.
- دوم، ممکن است هدف، ایجاد آشوب و بدنامی در فضای سیاسی داخلی ایران باشد. انتشار چنین ادعایی میتواند برای ایجاد شکاف و حمله به جریانهای سیاسی خاص در ایران استفاده شود. احمدینژاد اگرچه از قدرت رسمی دور است، اما هنوز پایگاه اجتماعی خاص خود را دارد.
- سوم، این ممکن است بخشی از یک جنگ روانی گستردهتر برای نشان دادن نفوذ و دامنه شبکه اپستین باشد؛ به این معنا که او حتی با دورافتادهترین دشمنان غرب نیز ارتباط داشته است. این امر، ابعاد توطئهآمیز پرونده را بیشتر کرده و آن را به یک پدیده کاملاً جهانی تبدیل میکند.
در هر صورت، انتشار چنین ادعاهای اثباتنشدهای، بیش از آن که روشنگر باشد، میتواند مهآلودکننده باشد و حقایق را زیر انبوهی از شایعات و حدسیات مدفون کند.
واکنشهای احتمالی و پیامدهای داخلی و بینالمللی
تاکنون هیچ واکنش رسمی از سوی محمود احمدینژاد یا مقامات ایرانی نسبت به این ادعا منتشر نشده است. احتمالأ اگر این ادعا جدی گرفته شود، واکنش مقامات ایرانی تکذیف قاطع و محکوم کردن آن به عنوان یک «توطئه رسانهای» یا «جنگ روانی» دشمن خواهد بود. از دیدگاه آنان، پیوند زدن یک مقام ایرانی (حالا سابق) به یک پرونده فساد اخلاقی غربی، تلاشی برای تخریب چهره جمهوری اسلامی است. در سطح بینالمللی، رسانههای غربی ممکن است این ادعا را دستمایه گزارشهایی با عنوانهای جنجالی قرار دهند، اما بعید است نهادهای رسمی یا تحقیقاتی آمریکا بر اساس یک ایمیل خصوصی، اقدامی علیه احمدینژاد انجام دهند. پرونده اپستین آنقدر مملو از اتهامات سنگینتر علیه مقامات آمریکایی و اروپایی است که این ادعای اثباتنشده در اولویت قرار نگیرد. در افکار عمومی داخلی ایران، چنین ادعایی ممکن است توسط مخالفان احمدینژاد (در هر دو طیف اصولگرا و اصلاحطلب) برای حمله به او استفاده شود. در مقابل، حامیان او آن را دروغی بزرگ و بخشی از جنگ رسانهای علیه او قلمداد خواهند کرد. این ادعا میتواند به قطبی شدن بیشتر فضای سیاسی داخلی دامن بزند.
درسهایی برای مواجهه با ادعاهای اثباتنشده در عصر اطلاعات
پرونده اپستین نمونه بارزی از چالشهای عصر اطلاعات است: حجم عظیمی از اسناد، ایمیلها و ادعاها که به سرعت منتشر میشوند، بدون آن که لزوماً صحتسنجی یا اعتبارسنجی دقیقی روی آنها انجام شده باشد. وظیفه رسانههای مسئول و شهروندان آگاه، برخورد انتقادی با چنین موادی است.
- اولین گام، بررسی منبع است. آیا نویسنده در موقعیتی بوده که واقعاً از این اطلاعات مطلع باشد؟
- دوم، بررسی ماهیت سند است. آیا این یک گزارش رسمی، یک یادداشت محرمانه، یا فقط یک گپ شخصی است؟
- سوم، جستجوی شواهد مستقل است. آیا منابع دیگری این ادعا را تأیید میکنند؟
در مورد خاص این ادعا، هر سه مورد فوق ضعیف هستند: منبع یک دانشمند غیرمرتبط است، سند یک ایمیل طنزآمیز شخصی است و هیچ شاهد مستقلی وجود ندارد. بنابراین، عاقلانه است که این ادعا را در حد یک «شایعه جالب اما اثباتنشده» در نظر بگیریم، نه یک واقعیت قطعی. درس نهایی این است که در مواجهه با ادعاهای مرتبط با پروندههای پیچیده و سیاسی، باید مراقب باشیم که به دام «تفکر توطئهآمیز» نیفتیم. پذیرش هر ادعایی بدون بررسی، میتواند ما را از درک واقعیتهای پیچیده اما معمولیتر دور کند. در بسیاری از موارد، سادهترین توضیح (مانند اشتباه، شایعه یا اغراق در یک ایمیل خصوصی) محتملتر از سناریوهای پیچیده توطئهآمیز است.