به گزارش آسیانیوز ایران ؛ قلعه فیروزکوه یکی از شاخصترین نشانههای تاریخی شهر فیروزکوه در شرق استان تهران است؛ دژی که بر فراز کوهی صخرهای و مشرف بر بافت شهری قرار گرفته و به دلیل موقعیت مکانی خاص، از گذشته تا امروز در ذهن مردم منطقه به عنوان نماد استحکام و دیدهبانی شناخته میشود. طبق اطلاعات ارائهشده، این قلعه از آثار متعلق به سدههای ۶ و ۷ هجری قمری به شمار میرود و در تاریخ ۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۰ با شماره ثبت ۳۸۳۱ در فهرست آثار ملی ایران قرار گرفته است. همین ثبت ملی، اهمیت تاریخی و فرهنگی قلعه را به عنوان بخشی از هویت معماری و نظامی ایران برجسته میکند.
فیروزکوه از شهرستانهای استان تهران و در بخش شمال شرقی این استان واقع است؛ شهری کوهستانی با آب و هوای سرد و خشک، زمستانهای سخت و تابستانهای خنک که به دلیل رودخانههای پرآب، چشمههای متعدد و طبیعت ییلاقی، یکی از مقصدهای مهم گردشگری در فصلهای گرم به شمار میآید. با این حال، جذابیتهای فیروزکوه محدود به طبیعت نیست. این منطقه آثار تاریخی متعددی را در خود جای داده و قلعه فیروزکوه یکی از شناختهشدهترین آنهاست؛ بنایی که در مرکز شهر، روی یک کوه منفرد ساخته شده و از نظر جانمایی، هم نقش دفاعی داشته و هم نقش کنترل مسیرها و گذرگاههای پیرامونی.
درباره پیشینه دقیق قلعه، اطلاعات یکپارچه و فراوانی در دست نیست، اما روایتهای تاریخی و توصیفهای منقول، تصویری روشن از «منطق دفاعی» این سازه ارائه میکنند. در یکی از روایتهای مشهور که در متن ارائهشده نیز آمده، فیروزکوه شهری توصیف میشود که درون یک سامانه دفاعی چندلایه قرار داشته است: حصاری بر نوک کوه که بر دشتی مشرف بوده، دیواری در پای حصار که گرداگرد آبادی را احاطه میکرده، دیوارهایی موازی در سطوح بالاتر، و در نهایت دیوار دژ اصلی که به عنوان قلب نظامی و حکومتی عمل میکرده است. در همین روایت به وجود چشمهای زلال در محدوده دژ اشاره میشود که میتوانسته نیاز ساکنان را تأمین کند و همچنین از رودخانهای که در پایین حصار میگذشته و پلهای متحرک برای گذر از آن وجود داشته است. چنین توصیفی، حتی اگر همه جزئیات آن امروز قابل مشاهده نباشد، نشان میدهد قلعه و شهر پیرامون آن، با نگاه دقیق به پدافند و پایداری در محاصره طراحی شده بودند.
بر پایه بقایای معماری و شواهد موجود بر سطح کوه، ساختار قلعه فیروزکوه به بخشهای مجزا تقسیم میشود. در گزارش ارائهشده، قلعه شامل سه بخش اصلی معرفی شده است که هر بخش کاربرد ویژهای داشته است. بخش نخست، دامنه کوه و زمینهای پیرامونی را دربر میگرفته و با دیواری محصور میشده است؛ محدودهای که به عنوان شهر قدیم فیروزکوه شناخته میشود و خانههای ساکنان و تاسیسات عمومی در آن قرار داشتهاند. امروزه اما در بخشی از این محدوده، ساختوسازهای جدید انجام شده و برخی مسیرهای شهری و جادهای از دامنه این بخش عبور میکنند؛ موضوعی که در بسیاری از محوطههای تاریخی شهری ایران مشاهده میشود و هم فرصت دسترسی را بیشتر میکند و هم خطر فرسایش و آسیب به لایههای تاریخی را بالا میبرد.
بخش دوم قلعه تا میانه کوه ادامه داشته و بقایای دیوارهای خشتی، چند برج، و دیوارهای طرفین دروازههای بزرگ در انتهای آن به تشخیص مرزهای این بخش کمک میکند. در این قسمت همچنین به وجود آبانبار و چاه آب اشاره شده که در گذر زمان پر شده است. وجود این عناصر زیرساختی نشان میدهد مجموعه، تنها یک برج دیدهبانی ساده نبوده، بلکه به عنوان یک استقرارگاه نظامی و شهری، برای تامین آب و تداوم زندگی در شرایط فشار و تهدید برنامهریزی داشته است.
بخش سوم، از پشت دروازه و دیوار بزرگ و ضخیم انتهای بخش دوم آغاز میشده و تا نوک کوه امتداد داشته است. این بخش در توصیف ارائهشده، محل حضور نیروهای نظامی و زندگی فرماندهان، روسای گروهها و افراد نزدیک به حاکم معرفی میشود. وجود برجهای نگهبانی و دیوارهای ضخیم در این قسمت، با کارکرد حفاظتی و کنترل امنیت داخلی سازگار است. همچنین گفته میشود ارگ حکومتی در بالاترین قسمت کوه قرار داشته و محل زندگی حاکم بوده است؛ برخی روایتها این قسمت را بخش چهارم میدانند، اما در هر صورت، «بالادستترین لایه» قلعه به عنوان نقطه تمرکز قدرت و فرماندهی تصور میشود.
از حیث مصالح و شیوه ساخت، آنچه از گزارش برمیآید این است که در دیوارهای خارجی، برجها و استحکامات دفاعی از لاشه سنگ به همراه ملات گچ و ساروج استفاده شده و در ساخت خانهها و اتاقهای داخلی از خشت و گل بهره گرفتهاند. این ترکیب مصالح، با الگوی رایج معماری دفاعی در بسیاری از دژهای ایران همخوانی دارد: بدنههای مقاوم سنگی در بخشهای بیرونی و دفاعی، و سازههای سبکتر خشتی در فضاهای سکونتی یا خدماتی. در توصیف برج باقیمانده نیز آمده که برج به شکل دایره ساخته شده و در میانه آن پنجرهای کوچک و مستطیل شکل دیده میشود؛ همچنین امروزه تنها بخشی محدود از دیوارههای اولیه برجا مانده است. اشاره به خردهسفالهای لعابدار فیروزهای، لاجوردی و شیری و سفالهای بدون لعاب قرمز و نخودی در داخل محدوده قلعه، میتواند نشانهای از دورههای زیستی و فعالیت انسانی در محوطه باشد، هرچند برای نتیجهگیری دقیقتر، دادههای باستانشناسی منظم لازم است.
در کنار ارزش تاریخی، وضعیت حفاظتی قلعه نیز یک نگرانی جدی به شمار میآید. در متن ارائهشده اشاره شده که عملیات مرمتی مشخصی در بنا انجام نگرفته و آثار باقیمانده در معرض تخریب هستند و همچنین حفاریهای غیرمجاز در داخل قلعه صورت گرفته است. این مسئله، در بسیاری از محوطههای تاریخی ایران مشاهده میشود: ترکیبی از فرسایش طبیعی، گسترش شهری و آسیبهای انسانی که در نبود حفاظت موثر، سرعت نابودی آثار را افزایش میدهد. ثبت ملی قلعه، از نظر حقوقی یک گام مهم است، اما حفاظت عملی، نیازمند مراقبت مستمر، پایش میدانی و مدیریت بازدید است.
قلعه فیروزکوه از نظر موقعیت، مزیت مهمی دارد: در مرکز شهر قرار گرفته و از همین رو دسترسی به آن برای مسافران و ساکنان دشوار نیست. مسیر صعود به کوه اما ویژگیهای خاص خود را دارد. بنا به توضیحات ارائهشده، ضلعهای شمالی، جنوبی و غربی کوه غیرقابل صعود یا بسیار دشوار توصیف شده و تنها ضلع شرقی مسیر قابل دسترسی معرفی میشود. بنابراین بازدیدکنندگان باید از مسیر شرقی صعود کنند و به دلیل ماهیت کوهستانی مسیر، کفش مناسب و آمادگی پیادهروی در شیب را در نظر داشته باشند. هرچند بازدید شرایط اداری پیچیدهای ندارد، اما توصیه میشود بازدید در ساعات روشن روز انجام شود و به ویژه در فصل سرد، خطر لغزندگی و سرمای شدید جدی گرفته شود.
یکی از جذابیتهای سفر به فیروزکوه، امکان ترکیب طبیعتگردی با بازدید از آثار تاریخی نزدیک به قلعه است. در متن ارائهشده، به چند نمونه از بناهای نزدیک اشاره شده است. «گورگنبد» به عنوان برجی سنگی در فاصلهای کوتاه از ایستگاه راهآهن فیروزکوه معرفی میشود که ساختار چندضلعی دارد و با مصالح سنگ لاشه و ملات گچ و ساروج بنا شده است. «امامزاده اسماعیل» نیز در مرکز شهر و در دامنه قلعه قرار دارد و در مجاورت آن، «امامزادگان برهان، کنعان و سبحان» ذکر شدهاند که بنای آنها در دورههای جدید بازسازی یا نوسازی شده است. این همجواری آثار مذهبی، تاریخی و شهری، چهرهای چندلایه از هویت فیروزکوه ارائه میکند؛ شهری که گذر زمان، هم تخریبهایی بر آن تحمیل کرده و هم فرصتهایی برای تداوم زندگی و بازساخت فراهم آورده است.
در سطح کلانتر، فیروزکوه به دلیل قرارگیری در محورهای ارتباطی مهم، همواره جایگاه راهبردی داشته است. قرار گرفتن در مسیر جاده اصلی تهران به شمال و عبور راهآهن سراسری از میان شهر، باعث شده این منطقه در دورههای جدید نیز اهمیت ارتباطی خود را حفظ کند. این ویژگی، از یک سو دسترسی گردشگران را سادهتر میکند و از سوی دیگر، نیازمند مدیریت دقیقتر برای حفاظت از حریم آثار تاریخی است؛ زیرا توسعه زیرساختی و ساختوساز شهری اگر بدون ملاحظات میراثی پیش برود، میتواند به لایههای تاریخی آسیب جدی وارد کند.
قلعه فیروزکوه امروز، بیش از آنکه یک سازه سالم و کامل باشد، یک «محوطه تاریخی» است که بقایای معماری آن، روایتگر گذشته پرتنش و دفاعمحور منطقه است. از برجها و دیوارهای باقیمانده تا شواهد سفالی و مسیرهای حصاربندی، همه نشان میدهند که این مکان زمانی بخشی از یک سامانه دفاعی شهری بوده است. بازدید از قلعه، علاوه بر جنبه گردشگری، فرصتی برای لمس تاریخ محلی و درک این نکته است که چرا شهرهایی مانند فیروزکوه در گذرگاههای کوهستانی، نقش پناهگاه و دیدهبانی داشتهاند.
برای بازدیدکنندگان، توصیه میشود علاوه بر تجهیزات ساده مانند کفش مناسب، به اصول حفاظت از میراث فرهنگی نیز پایبند باشند: از جابهجا کردن سنگها و آثار خودداری کنند، به محدودههای آسیبپذیر نزدیک نشوند، و از هرگونه اقدام غیرمسئولانه که به فرسایش بنا میانجامد پرهیز کنند. قلعه فیروزکوه، اگرچه امروز تنها بخشی از شکوه گذشته خود را حفظ کرده، اما همچنان ظرفیت بالایی برای تبدیل شدن به یک محور گردشگری تاریخی در شرق استان تهران دارد؛ ظرفیتی که تحقق آن، به حفاظت میدانی، معرفی دقیق، و مدیریت درست بازدید وابسته است.