شنبه / ۲۳ اسفند ۱۴۰۴ / ۲۱:۵۵
کد خبر: 37333
گزارشگر: 2
۲۹۶
۰
۰
۳
راز امواج کوتاه در میانه جنگ

سیگنال مرموز فارسی‌زبان از دل جنگ؛ آیا «ایستگاه اعداد» تازه‌ای برای ایران فعال شده است؟!

سیگنال مرموز فارسی‌زبان از دل جنگ؛ آیا «ایستگاه اعداد» تازه‌ای برای ایران فعال شده است؟!
از نخستین ساعات پس از آغاز حمله نظامی آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی در ایران، یک پخش موج‌کوتاه فارسی‌زبان با ساختاری شبیه «ایستگاه‌های اعداد» توجه ردیابان رادیویی، تحلیلگران اطلاعاتی و رسانه‌های بین‌المللی را جلب کرده است؛ سیگنالی که با خواندن رشته‌هایی از اعداد و تکرار واژه «توجه» شنیده می‌شود و برخی آن را نشانه‌ای از فعال‌شدن دوباره ابزارهای کلاسیک ارتباطات محرمانه در عصر جنگ، قطع اینترنت و نبرد اطلاعاتی می‌دانند.

سیگنال مرموزی که با جنگ شنیده شد!

حدود ۱۲ ساعت پس از آغاز حمله نظامی آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی در ایران در ۹ اسفند ۱۴۰۴، شنوندگان موج کوتاه و ردیابان مستقل رادیویی گزارش دادند که یک صدای مردانه به فارسی، رشته‌هایی از اعداد را با مکث‌های منظم می‌خواند و میان آن واژه‌ی «توجه» را تکرار می‌کند. گزارش رادیو اروپای آزاد می‌گوید این پخش تقریباً روزی دو بار و در بازه‌های زمانی مشخص دیده شده و خیلی زود به موضوعی داغ در میان علاقه‌مندان رادیوی کوتاه‌برد، روزنامه‌نگاران امنیتی و تحلیلگران اطلاعاتی تبدیل شده است.

وب‌سایت تخصصی Priyom که سال‌هاست ایستگاه‌های اعداد و سیگنال‌های ناشناس را رصد می‌کند، می‌گوید این ایستگاه با عنوان V32 ثبت شده و نخستین‌بار در ۹ اسفند ۱۴۰۴ / ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، حدود ۱۲ ساعت پس از اولین حملات، روی ۷۹۱۰ کیلوهرتز دیده شد. همین منبع می‌گوید از ۱۳ اسفند ۱۴۰۴ / ۴ مارس ۲۰۲۶ نوعی پارازیت موسوم به «bubble jammer» روی همان فرکانس ظاهر شد و ایستگاه بعداً روی ۷۸۴۲ کیلوهرتز دوباره شنیده شد.

در همین فاصله، رسانه‌های انگلیسی‌زبان و حتی برخی رسانه‌های اسرائیلی نیز به ماجرا پرداختند و تقریباً همه بر یک نکته مشترک تأکید داشتند: اصل پخش واقعی است، اما هویت گرداننده و مأموریت نهایی آن هنوز نامعلوم است!

«ایستگاه اعداد» دقیقاً چیست؟

«ایستگاه اعداد» یا Numbers Station به زبان ساده، یک پخش رادیویی معمولاً روی موج کوتاه است که در آن یک صدا، مجموعه‌هایی از اعداد، حروف یا کلمات کوتاه را با الگوی ظاهراً بی‌معنا می‌خواند. این مدل پخش از دهه‌ها پیش با جهان جاسوسی و ارتباطات مخفی گره خورده و در دوران جنگ سرد به شهرت رسید. منابع تحلیلی و تاریخی متعدد توضیح می‌دهند که مزیت اصلی این روش، ساده‌بودن، برد بالا، دشواربودنِ ردیابیِ گیرنده و امکان استفاده از رمز یک‌بارمصرف است.

در این روش، همه می‌توانند پخش را بشنوند، اما فقط کسی که «کلید» یا جدول رمز مربوطه را دارد می‌تواند پیام را بخواند. همین ویژگی است که باعث شده ایستگاه‌های اعداد، با وجود اینترنت، پیام‌رسان‌های رمزگذاری‌شده و ابزارهای دیجیتال، هنوز هم در شرایط جنگ، اشغال، قطع اینترنت یا خطر شنود سایبری جذاب باقی بمانند.

چرا موج کوتاه هنوز در قرن بیست و یکم مهم است؟

موج کوتاه برخلاف اینترنت یا شبکه موبایل، برای رسیدن به مخاطب نیازمند زیرساخت محلی پیچیده نیست و می‌تواند با بازتاب از لایه‌های جو در مسافت‌های دور دریافت شود. دانشنامه بریتانیکا در توضیح سازوکار رادیوی کوتاه‌موج به همین ظرفیت ارتباط دوربرد اشاره می‌کند؛ ظرفیتی که در وضعیت‌های بحرانی، از جنگ گرفته تا خاموشی ارتباطی، دوباره ارزش پیدا می‌کند.

چرا این سیگنال حالا اهمیت دارد؟

اهمیت ماجرا فقط در عجیب‌بودن صدای مردی که عدد می‌خواند نیست؛ اهمیت اصلی، زمان‌بندی آن است. این ایستگاه دقیقاً در بستر جنگ، تنش اطلاعاتی و محدودیت شدید ارتباطات در ایران ظاهر شد. هم‌زمان، ناظران اینترنت از افت سنگین و حتی «نزدیک به صفر» شدن اتصال ایران به شبکه جهانی در مقاطع مختلف پس از شروع حملات گزارش داده‌اند. چنین فضایی، استفاده از ابزارهای کم‌ردپا و غیراینترنتی را از یک کنجکاوی تاریخی به یک احتمال عملیاتی تبدیل می‌کند.

به بیان دیگر، وقتی اینترنت محدود یا قطع می‌شود، پیام‌رسان‌های رمزگذاری‌شده و تماس‌های عادی دیگر ابزار مطمئنی نیستند. در چنین شرایطی، یک سیگنال موج کوتاه که همه می‌شنوند اما فقط یک نفر می‌فهمد، دوباره کاربرد پیدا می‌کند. این همان چیزی است که برخی تحلیلگران و افسران سابق اطلاعاتی درباره V32 مطرح کرده‌اند.

سناریوهای اصلی درباره فرستنده و هدف سیگنال

تاکنون هیچ دولت یا نهاد رسمی مسئولیت این پخش را نپذیرفته و هیچ سند علنیِ قطعی درباره مأموریت آن منتشر نشده است. با این حال، بر پایه گزارش‌های موجود، چند سناریو بیشتر از بقیه مطرح شده‌اند:

  • ارتباط با منابع یا عوامل میدانی در داخل ایران: برخی کارشناسان، از جمله منابع نقل‌شده در فایننشال تایمز، این احتمال را جدی می‌دانند که ایستگاه برای حفظ تماس با منابع اطلاعاتی در ایران در شرایط جنگ و محدودیت اینترنت به کار افتاده باشد.
  • عملیات منتسب به آمریکا یا اسرائیل: در گزارش‌های برخی رسانه‌ها، نام آمریکا و اسرائیل به عنوان دو مظنون اصلی بارها تکرار شده، اما بدون مدرک قطعی علنی.
  • عملیات روانی یا فریب اطلاعاتی: خود Priyom این فرض را مطرح کرده که شاید این پخش بیش از آن‌که یک کانال عملیاتی مطمئن باشد، ابزاری برای ایجاد تردید، آشفتگی و بدبینی در دستگاه‌های ضدجاسوسی باشد.
  • بازی متقابل ضدجاسوسی: از آنجا که پارازیت روی فرکانس اولیه افتاده، برخی ناظران احتمال داده‌اند که یک بازی چندطرفه میان بازیگران متخاصم در جریان باشد؛ یعنی یک طرف پخش می‌کند و طرف دیگر می‌کوشد آن را کور یا مختل کند.

جمع‌بندی منصفانه این است که فرضیه جاسوسی از همه پررنگ‌تر است، اما هنوز اثبات‌شده نیست.

پارازیت؛ جزئی کوچک با معنایی بزرگ

یکی از مهم‌ترین سرنخ‌های این پرونده، پارازیت‌انداختن روی فرکانس اولیه است. از ۱۳ اسفند ۱۴۰۴ نویز الکترونیکی گوش‌خراشی روی سیگنال افتاد و شنیدن اعداد را تقریباً ناممکن کرد. Priyom نیز همین الگو را ثبت کرده و افزوده است که پس از آن، پخش به فرکانسی دیگر منتقل شد.
این رخداد از دو جهت مهم است. نخست اینکه نشان می‌دهد کسی از شنیده‌شدن این پخش ناراضی یا نگران بوده است. دوم اینکه انتقال به فرکانس دیگر، با الگوهای کلاسیک بقا در عملیات رادیویی هم‌خوانی دارد. به عبارت ساده‌تر، اگر این فقط یک نمایش بی‌هدف بود، لزوم جابه‌جایی سریع فرکانس کمتر به چشم می‌آمد. البته این هم هنوز یک استنباط است، نه سند قطعی.

آیا این سیگنال واقعاً «غیرقابل شکستن» است؟؟

در ادبیات کلاسیک ایستگاه‌های اعداد، پاسخ نظری این است: اگر پیام با «رمز یک‌بارمصرف» یا one-time pad درست استفاده شده باشد، شکستن آن از نظر ریاضی ناممکن یا عملاً بسیار دور از دسترس است. همین نکته در گزارش‌های مرتبط با پرونده اخیر هم تکرار شده است. اما این گزاره یک شرط مهم دارد: استفاده‌ی صحیح از کلید، انضباط عملیاتی و نبود خطای انسانی. پس «غیرقابل شکستن» بیشتر به روش ایده‌آل اشاره دارد، نه اینکه هر پیام مشکوک رادیویی لزوماً از دید همه مصون باشد.

سابقه تاریخی؛ از جنگ جهانی تا جنگ سرد و بعد از آن

ایستگاه‌های اعداد پدیده‌ای تازه نیستند. منابع تاریخی می‌گویند ریشه این نوع ارتباطات رمزگذاری‌شده دست‌کم به جنگ جهانی اول می‌رسد و در دوران جنگ سرد به اوج شهرت خود رسید. بعدها، در چند پرونده واقعی جاسوسی نیز استفاده از پیام‌های رادیویی رمزگذاری‌شده مطرح شد؛ از جمله پرونده Cuban Five و نیز شبکه موسوم به Russian Illegals Program در آمریکا. این یعنی «ایستگاه اعداد» فقط افسانه شنوندگان رادیو نیست، بلکه در پرونده‌های امنیتی واقعی نیز سابقه دارد.

در دهه‌های گذشته، نام‌هایی مانند Lincolnshire Poacher، Atención و برخی سیگنال‌های روسی، کوبایی و اروپای شرقی بارها در ادبیات ردیابان رادیویی ثبت شده‌اند. تفاوت ماجرای امروز با نمونه‌های قدیمی در این است که   نه در فضای جنگ سرد، بلکه در عصر اینترنت، شبکه‌های اجتماعی، جاسوس‌افزارها و نبرد سایبری دوباره به الگوی بسیار قدیمی ارتباط رادیویی جان داده است.

نسبت این سیگنال با جنگ سایبری، خاموشی اینترنت و عملیات پنهان

این پرونده را نمی‌توان جدا از بستر بزرگ‌تر آن فهمید. در ماه‌های اخیر و به‌ویژه پس از آغاز حملات، ایران هم‌زمان با فشار نظامی، محدودیت شدید اینترنت، نگرانی از نفوذ، و عملیات روانی و امنیتی چندلایه روبه‌رو بوده است. نهادهای پایش اینترنت از افت شدید اتصال ایران خبر داده‌اند و رسانه‌های بین‌المللی از هشدارهای امنیتی آمریکا درباره ارتباطات رمزگذاری‌شده‌ی منتسب به ایران نیز گزارش داده‌اند. با این حال، باید تأکید کرد که میان آن هشدارها و ایستگاه V32 هنوز پیوند علنی و اثبات‌شده‌ای منتشر نشده است.

به همین دلیل، هر گزارش قابل اتکا باید میان این دو سطح فرق بگذارد:

  1. فکت قابل مشاهده: پخش فارسی‌زبان، زمان شروع، فرکانس، پارازیت، جابه‌جایی.
  2. تحلیل یا گمانه‌زنی: اینکه این پخش دقیقاً از سوی چه کسی و برای چه مأموریتی انجام شده است.

سه نکته‌ای که این پرونده را از یک شایعه ساده جدا می‌کند:

  1. وجود خودِ سیگنال محل تردید نیست؛ چند منبع مستقل و جامعه ردیابان رادیویی آن را ثبت کرده‌اند.
  2. زمان‌بندی آن معنادار است؛ سیگنال تقریباً هم‌زمان با آغاز حمله نظامی و تشدید محدودیت‌های ارتباطی ظاهر شده است.
  3. واکنش متقابل روی فرکانس دیده شده؛ پارازیت و تغییر فرکانس نشان می‌دهد ماجرا احتمالاً فقط یک نمایش اینترنتی یا شوخی رادیویی نبوده است.

آیا این سیگنال برای داخل ایران بود یا برای خارج از ایران؟

این سؤال هنوز بی‌پاسخ است. روایت غالب در برخی گزارش‌ها این است که پیام‌ها می‌توانسته برای عوامل یا مخاطبان خاص در داخل ایران باشد، چون هم‌زمان با قطع یا محدود شدن اینترنت، موج کوتاه یک راه جایگزین جذاب است. اما از نظر نظری، ایستگاه‌های اعداد می‌توانند برای گیرندگان خارج از مرزها هم استفاده شوند؛ چون امواج کوتاه در فواصل دور هم دریافت‌پذیرند. افزون بر این، بعضی گزارش‌های امنیتی آمریکایی از ارتباطات رمزگذاری‌شده‌ی احتمالی منتسب به ایران برای «sleepers» یا شبکه‌های نهفته خارج از کشور صحبت کرده‌اند، هرچند این گزارش‌ها مستقیماً V32 را نام نبرده‌اند. بنابراین، پیوند زدن این دو بدون سند مستقیم، حرفه‌ای نیست.

کارخانه شایعات!

مثل بسیاری از موضوعات امنیتی، ماجرای سیگنال مرموز هم خیلی زود وارد فضای شبکه‌های اجتماعی شد؛ جایی که ترکیبی از فایل‌های صوتی، تحلیل‌های فنی، فرضیه‌های جاسوسی، شوخی‌ها و ادعاهای اغراق‌آمیز کنار هم قرار گرفت. در این فضا، دو خطای رایج زیاد دیده می‌شود:
نخست، اینکه هر سیگنال ناشناس فوراً به CIA، موساد یا واحدی خاص نسبت داده شود؛ دوم، اینکه از یک پخش واقعی، روایت‌های کاملاً اثبات‌نشده درباره «فرمان عملیات» یا «فعال‌سازی شبکه‌ها» ساخته شود.

جمع‌بندی

سیگنال مرموز فارسی‌زبان که از نخستین ساعات پس از آغاز حمله نظامی آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی در ایران شنیده شده، احتمالاً یکی از روشن‌ترین نشانه‌های بازگشت فن قدیمی جاسوسی رادیویی به صحنه‌ی یک جنگ مدرن است؛ جنگی که در آن موشک، پهپاد، هک، پارازیت، خاموشی اینترنت و عملیات روانی همگی هم‌زمان فعال‌اند. با این حال، هنوز زود است که با اطمینان بگوییم این ایستگاه دقیقاً متعلق به کدام بازیگر است یا برای چه مأموریتی راه‌اندازی شده است.
آنچه فعلاً می‌توان با اطمینان بیشتری گفت این است که این پخش واقعی است، زمان ظهورش معنادار است، و واکنش متقابل به آن نشان می‌دهد کسی آن را مهم تلقی کرده است. در جهانی که همه‌چیز ظاهراً دیجیتال شده، ماجرای V32 یادآوری می‌کند که گاهی قدیمی‌ترین ابزارها در حساس‌ترین لحظه‌ها دوباره به کار می‌افتند.


نظر شما چیست؟

به‌نظر شما این سیگنال مرموز بیشتر به یک کانال ارتباطی اطلاعاتی شباهت دارد، یا به یک عملیات روانی برای ایجاد سردرگمی و ترس؟ دیدگاه‌تان را در بخش نظرات با ما و دیگر مخاطبان آسیانیوز ایران در میان بگذارید.


منبع: «آسیانیوز ایران»
https://www.asianewsiran.com/u/izI
اخبار مرتبط
جزیره خارک، یکی از مهم‌ترین نقاط راهبردی ایران در خلیج فارس، در روزهای اخیر دوباره به کانون توجه رسانه‌ها، تحلیلگران و کاربران شبکه‌های اجتماعی تبدیل شده است؛ از اظهارات تازه دونالد ترامپ درباره عملیات نظامی آمریکا علیه اهدافی در این جزیره، تا تحلیل‌های اسرائیلی و غربی درباره نقش حیاتی خارک در صادرات نفت ایران، تا شایعاتی که از «کنترل»، «اشغال» یا حتی سناریوهای مربوط به تمامیت ارضی ایران سخن می‌گویند. بررسی‌های «آسیانیوز ایران» نشان می‌دهد که بخش مهمی از آنچه درباره خارک گفته می‌شود، ریشه در اهمیت کم‌نظیر نفتی و ژئوپلیتیکی این جزیره دارد، اما هم‌زمان، بخشی از روایت‌های داغ این روزها نیز نیازمند تفکیک دقیق میان خبر، تحلیل، گمانه و فضاسازی است.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید