شنبه / ۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ / ۱۱:۱۸
کد خبر: 37877
گزارشگر: 548
۱۲۰
۰
۰
۲
غیبت ونس و استقرار سومین ناو هواپیمابر / ​ورود عراقچی به اسلام‌آباد با پاسخ کتبی به آمریکا

ماجرای استعفا و کناره گیری قالیباف از ریاست تیم مذاکره

ماجرای استعفا و کناره گیری قالیباف از ریاست تیم مذاکره
سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، دقایقی پیش وارد اسلام‌آباد شد. در بدو ورود، سناتور محمد اسحاق دار (معاون نخست‌وزیر و وزیر خارجه پاکستان) و فیلد مارشال عاصم منیر (رئیس ستاد ارتش پاکستان) به همراه دیگر مقامات ارشد از وی استقبال کردند. نیویورک تایمز به نقل از مقامات ایرانی گزارش داد که عراقچی با خود پاسخی کتبی به پیشنهاد آمریکا برای توافق صلح به اسلام‌آباد برده است. همزمان، کاخ سفید اعلام کرد که استیو ویتکاف و جرد کوشنر، فرستادگان ویژه دونالد ترامپ، فردا صبح به پاکستان سفر خواهند کرد. بر اساس این گزارش، جی دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، در این نشست حضور نخواهد داشت. واشنگتن پست در تحلیلی نوشت که تصمیم برای عدم اعزام ونس به اسلام‌آباد نشان‌دهنده «کاهش سطح مذاکرات» است.

آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:

ساعت‌ها پیش از ورود هیأت ایرانی به اسلام‌آباد، یک رویداد مهم دیپلماتیک در پایتخت پاکستان رقم خورد. سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، با استقبالی در سطح بسیار بالا (حضور معاون نخست‌وزیر و فرمانده ارتش پاکستان) وارد شد. این سطح از استقبال، نشان‌دهنده اهمیت ویژه‌ای است که اسلام‌آباد برای این دور از مذاکرات قائل است. نیویورک تایمز به نقل از مقامات ایرانی گزارش داده است که عراقچی با خود «پاسخی کتبی» به پیشنهاد آمریکا برای توافق صلح به اسلام‌آباد برده است. این بدان معناست که مذاکرات قبلی (شاید در سطح پایین‌تر) به جایی رسیده که طرفین نیاز به پاسخ رسمی و مکتوب احساس کرده‌اند. این یک نقطه عطف در مذاکرات است. کاخ سفید نیز تأیید کرده است که استیو ویتکاف و جرد کوشنر، دو چهره کلیدی و نزدیک به دونالد ترامپ، فردا صبح به پاکستان سفر می‌کنند. اما مهم‌ترین غایب این نشست، جی دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا است. تحلیلگران واشنگتن پست معتقدند که عدم حضور ونس نشان‌دهنده «کاهش سطح مذاکرات» است. گویا واشنگتن هنوز حاضر نیست به طور کامل وارد فاز مذاکره مستقیم در بالاترین سطح شود.

در همین حال، تحرکات نظامی آمریکا در منطقه ابعاد تازه‌ای به خود گرفته است. سومین ناو هواپیمابر آمریکایی، «جرج اچ. دبلیو. بوش»، وارد خاورمیانه شده است. این بزرگ‌ترین استقرار نیروی دریایی آمریکا در منطقه در دو دهه اخیر است. رسانه‌های غربی این اقدام را «نمایش قدرت» در بحبوحه مذاکرات دشوار توصیف می‌کنند. ناو «جرج اچ. دبلیو. بوش» که در سال ۲۰۰۹ وارد خدمت شده، می‌تواند بیش از ۸۰ فروند هواپیما و حدود ۵۵۰۰ خدمه و نیروی پروازی را حمل کند. برخی تحلیلگران معتقدند که احتمالاً این ناو جایگزین ناو «جرالد آر. فورد» خواهد شد که بیش از مدت معمول در منطقه مستقر بوده است. با این حال، هم‌زمانی این استقرار نظامی با مذاکرات، پیامی دوپهلو دارد. در سوی دیگر، ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن» نیز در دریای عرب مستقر است. عملاً خاورمیانه با حضور سه ناو هواپیمابر بزرگ آمریکایی (حتی اگر یکی از آن ها در حال جابجایی باشد) به یک منطقه نظامی حساس تبدیل شده است. پاکستان نیز با تمام قوا وارد میدان شده است. پاکستان و دیپلمات‌های ارشد این کشور تمام تلاش خود را می‌کنند تا این مذاکرات به سرانجام برسد. برای اسلام‌آباد، موفقیت این مذاکرات به معنای تثبیت جایگاهش به عنوان یک قدرت میانجی در معادلات جهانی است. حالا باید دید پاسخ کتبی ایران به واشنگتن چیست. آیا این پاسخ، حاوی امتیازات جدید است یا خطوط قرمز را پررنگ‌تر می‌کند؟ و آیا آمریکا در آستانه اعزام ونس (و بالا بردن سطح مذاکرات) است یا فعلاً قصد دارد سطح را پایین نگه دارد؟ ساعات آینده تعیین‌کننده خواهد بود.

تحلیل دیپلماتیک؛ «پاسخ کتبی» نقطه عطف مذاکرات

در دنیای دیپلماسی، تبدیل گفت‌وگوهای شفاهی به کتبی، نشانه نزدیک شدن به یک توافق یا جدی شدن اختلافات است. ارسال «پاسخ کتبی» از سوی عراقچی به واشنگتن، نشان می‌دهد که مرحله «گفت‌وگو برای گفت‌وگو» پایان یافته و وارد فاز «مذاکره بر سر یک پیش‌نویس» شده‌ایم. این پاسخ احتمالاً شامل موضع ایران در مورد سه موضوع کلیدی است: سطح غنی‌سازی، رفع تحریم‌ها و تضمین‌های راستی‌آزمایی. نکته مهم دیگر، نقش عراقچی است. او به عنوان یک دیپلمات، در طول سال‌های مذاکره هسته‌ای، انعطاف‌پذیری و در عین حال پایبندی به خطوط قرمز را نشان داده است. حضور فیزیکی او در اسلام‌آباد و حمل یک سند کتبی، نشان می‌دهد که تصمیمات در تهران در بالاترین سطح گرفته شده و او مجری یک تصمیم جمعی است. اگر پاسخ جمهوری اسلامی مثبت باشد، احتمالاً شاهد سفر ونس به پاکستان در روزهای آینده خواهیم بود. اگر منفی باشد، ممکن است ویتکاف و کوشنر همان جا مأموریت خود را خاتمه دهند. این دور از مذاکرات را می‌توان «آخرین فرصت» دیپلماتیک قبل از تشدید تنش نظامی توصیف کرد.

تحلیل نظامی؛ پیام سه ناو هواپیمابر چیست؟

استقرار سه ناو هواپیمابر در یک منطقه (یا نزدیک به آن) یک رخداد نظامی نادر است. ناوهای «جرج بوش»، «جرالد فورد» و «آبراهام لینکلن» هر کدام یک شهر شناور با قدرت آتش اتمی هستند. این حضور نشان دهنده «آمادگی برای بدترین سناریو» است. هدف نظامی این استقرار، نه فقط بازدارندگی، بلکه «قابلیت انجام دو جنگ همزمان» است. یک ناو برای مهار ایران و دو ناو دیگر (با توجه به تحولات اوکراین و چین) احتمالاً برای آمادگی در برابر تهدیدات دیگر. اما تمرکز بر خاورمیانه، پیام روشنی به تهران دارد: «میز مذاکره آخرین فرصت است». اگر مذاکرات به نتیجه نرسد، این ناوگان قادر است در ۴۸ ساعت اول، هزاران نقطه هدف را در ایران بمباران کند. این یعنی آمریکا نه به دنبال یک «حمله محدود» بلکه به دنبال گزینه «جنگ گسترده» است. فشار نظامی، همزمان با فشار دیپلماتیک، نشان از یک استراتژی هماهنگ برای «شکست خط مقاومت» دارد.

واشنگتن پست و روایت «کاهش سطح مذاکرات»

رسانه‌های آمریکایی به شدت در حال مدیریت افکار عمومی هستند. واشنگتن پست بلافاصله عدم حضور ونس را «کاهش سطح مذاکرات» تفسیر کرد. این یعنی واشنگتن از طریق رسانه‌ها به ایران پیام می‌دهد: «اگر امتیاز ندهید، ما حتی حاضر به مذاکره در سطح بالا نیستیم». از سوی دیگر، نیویورک تایمز به نقل از مقامات ایرانی گزارش می‌دهد که عراقچی «پاسخ کتبی» دارد. این یعنی ایران نیز از طریق رسانه‌ها می‌گوید: «ما حرف جدی برای گفتن داریم». این جنگ رسانه‌ای، خود بخشی از مذاکرات است. نکته جالب، شایعه درباره تغییر قالیباف است. انتشار این شایعه (حتی اگر تکذیب شود) می‌تواند تلاشی برای تضعیف جایگاه تیم مذاکره‌کننده ایران باشد. معمولاً وقتی یک طرف مذاکره ضعیف نشان داده می‌شود، طرف مقابل طلب بیشتری می‌کند.

نقش پاکستان به عنوان میانجی «سنگین وزن»

پاکستان با استقبال نظامی و دیپلماتیک بالا از عراقچی، نشان داد که میزبان بی‌طرفی نیست، بلکه یک «طرف فعال» در مذاکرات است. اسلام‌آباد از این بحران برای ارتقای جایگاه ژئوپلیتیک خود استفاده می‌کند. موفقیت این مذاکرات، پاکستان را در ردیف میانجی‌های بزرگ جهانی (مثل عمان و قطر) قرار می‌دهد. همچنین، ارتش پاکستان (فیلد مارشال عاصم منیر) مستقیماً در استقبال حضور دارد. این نشان می‌دهد که مذاکرات صرفاً وزارتی نیست، بلکه یک مسئله امنیت ملی برای پاکستان محسوب می‌شود. پاکستان نگران بی‌ثباتی در مرزهای غربی خود (با ایران و افغانستان) است. اگر این مذاکرات به توافق برسد، پاکستان احتمالاً ضمانت‌های امنیتی برای اجرای آن ارائه خواهد داد. این یعنی اسلام‌آباد به جمع معدود کشورهایی خواهد پیوست که توانسته‌اند نقش «تضمین‌کننده صلح» را ایفا کنند.

سناریوهای پیش روی مذاکرات

  • سناریوی نخست (خوش‌بینانه)

    پاسخ کتبی ایران شامل انعطاف در موضوع غنی‌سازی و بازرسی‌ها است. آمریکا نیز تحریم‌های محدودی را تعلیق می‌کند. ویتکاف و کوشنر مذاکرات را آغاز می‌کنند و پس از ۷۲ ساعت، ونس نیز به اسلام‌آباد می‌آید تا توافق اولیه را امضا کند. در این سناریو، ناوهای هواپیمابر به عنوان «ابزار فشار» باقی می‌مانند، اما تنش کاهش می‌یابد.
  • سناریوی دوم (واقع‌بینانه)

    پاسخ ایران «نه» قاطع به خواسته‌های کلیدی آمریکا (مانند توقف غنی‌سازی) است. مذاکرات به طول می‌انجامد و ویتکاف پس از چند روز بی‌نتیجه برمی‌گردد. ناوهای هواپیمابر در منطقه مستقر می‌مانند و تحریم‌های جدیدی علیه ایران اعمال می‌شود. وضعیت «نه جنگ، نه صلح» تداوم می‌یابد.
  • سناریوی سوم (بدبینانه)

    مذاکرات با بن‌بست کامل مواجه می‌شود. ایران اعلام می‌کند که از میز مذاکره خارج شده و آمریکا نیز یک حمله محدود هوایی به تأسیسات هسته‌ای را آغاز می‌کند. در این سناریو، ناوهای هواپیمابر به سرعت وارد عمل می‌شوند و منطقه وارد التهاب جدیدی می‌گردد.
https://www.asianewsiran.com/u/iIp
اخبار مرتبط
شبکه خبری سی‌ان‌ان در گزارشی تکان‌دهنده به نقل از منابع آگاه مدعی شد که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، احتمالاً تهدید خود به هدف گرفتن تأسیسات انرژی ایران را عملی خواهد کرد. این گزارش در حالی منتشر می‌شود که مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا در اسلام‌آباد در بن‌بست قرار گرفته و دو طرف برای دستیابی به توافق با مشکل مواجه شده‌اند. به نظر می‌رسد واشنگتن قصد دارد با تشدید فشارها، ایران را به عقب‌نشینی در مذاکرات وادار کند. بر اساس این گزارش، طرح‌های جدید آمریکا فراتر از هدف قرار دادن تأسیسات انرژی است و شامل هدف قرار دادن فرماندهان نظامی نیز می‌شود. به ادعای منابع، آمریکا معتقد است برخی فرماندهان نظامی ایران در روند مذاکرات کارشکنی می‌کنند و مانع از دستیابی به توافق می‌شوند.
همه نگاه‌ها به مذاکرات اسلام‌آباد میان ایران و آمریکا دوخته شده است. نتیجه این مذاکرات، همراه با کیفیت سیاست‌گذاری‌های اقتصادی داخلی، دو مسیر کاملاً متفاوت را پیش روی اقتصاد ایران قرار خواهد داد. محاسبات نشان می‌دهد در صورت دستیابی به توافق و اجرای اصلاحات اقتصادی داخلی، اقتصاد ایران می‌تواند با نرخ حدود ۸ درصد رشد کند. در مقابل، در سناریوی عدم توافق و تداوم سیاست‌های اقتصادی موجود، رشد اقتصادی به حدود ۱.۵ درصد محدود خواهد شد. تفاوت اصلی این دو سناریو در نرخ سرمایه‌گذاری و بهره‌وری نهفته است. در سناریوی نخست، نرخ سرمایه‌گذاری می‌تواند به حدود ۳۰ درصد تولید ناخالص داخلی برسد؛ در حالی که در سناریوی دوم، این رقم حدود ۲۲ درصد برآورد می‌شود.
دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، بامداد چهارشنبه دوم اردیبهشت‌ماه در پلتفرم «تروث سوشال» از تمدید آتش‌بس با جمهوری اسلامی ایران خبر داد. این تصمیم که به درخواست فیلد مارشال عاصم منیر و شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان، اتخاذ شده است، در حالی اعلام می‌شود که مهلت دو هفته‌ای توافق‌نامه پیشین ساعاتی پیش به پایان رسیده بود. ترامپ در بیانیه خود تأکید کرد که به نیروهای نظامی آمریکا دستور داده است محاصره دریایی ایران را ادامه دهند و در عین حال در آمادگی کامل باقی بمانند. او با اشاره به «شکاف جدی» در ساختار حاکمیتی ایران، گفت که حمله تا زمان ارائه یک «پیشنهاد واحد و منسجم» از سوی رهبران جمهوری اسلامی متوقف خواهد شد.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید