آسیانیوز ایران؛ سرویس حقوقی:
پس از ماهها تعویق به دلیل جنگ، سرانجام تکلیف دومین جلسه دادگاه کیفری پژمان جمشیدی مشخص شد. کامبیز برجاس، وکیل مدافع این هنرمند، با اعلام این خبر گفت که این جلسه در ماه جاری برگزار خواهد شد. جلسه قبلی درست در روزهای آغاز جنگ بود و به همین دلیل لغو و به زمان دیگری موکول شد. پژمان جمشیدی، بازیگر و کمدینی که با بازی در نقشهای طنز در سینما و تلویزیون محبوبیت زیادی کسب کرده است، ماههاست درگیر یک پرونده قضایی است. اگرچه جزئیات دقیق اتهامات وارده به او هنوز به صورت رسمی اعلام نشده، اما منابع خبری از شکایت چند شاکی خصوصی خبر میدهند. این پرونده ابتدا در دادگاه انقلاب مطرح شد و بعداً به دلیل تغییر در نوع اتهامات (غیر امنیتی بودن)، به دادگاه کیفری ارجاع داده شد. اولین جلسه دادگاه پیش از شروع جنگ برگزار شد و تبادلنظرهای اولیه صورت گرفت. حالا دومین جلسه در حال برنامهریزی است.
وکیل مدافع جمشیدی در گفتگو با خبرگزاری مهر تأکید کرد که وقت قبلی دادگاه به دلیل شرایط جنگی لغو شد و حالا نوبت جدید تعیین شده است. او ابراز امیدواری کرد که با برگزاری این جلسه، روند دادرسی به سرانجام برسد و تکلیف موکلش روشن شود. این خبر در حالی منتشر میشود که وضعیت پژمان جمشیدی در این ماهها محل بحث رسانهها و هوادارانش بوده است. برخی خبرها حاکی از آزادی او با قرار وثیقه بود، اما هیچ منبع رسمی این اخبار را تأیید نکرده است. اکنون برگزاری جلسه دادگاه، نشان از ادامه روند قضایی پرونده دارد. وکیل مدافع جمشیدی پیش از این نیز اعلام کرده بود که موکلش از اتهامات وارده تبرئه خواهد شد و مدارکی برای اثبات بیگناهی او وجود دارد. با این حال، تا صدور رأی نهایی، نمیتوان در مورد نتیجه پرونده قضاوت کرد. هواداران پژمان جمشیدی در شبکههای اجتماعی، با انتشار پیامهایی، خواهان برگزاری سریع دادگاه و برخورد عادلانه با او هستند. آنها معتقدند که جمشیدی یک هنرمند ملی است و نباید به خاطر اتهامات مبهم، ماهها در بلاتکلیفی بماند. در هر صورت، برگزاری دومین جلسه دادگاه در ماه جاری، میتواند نقطه عطفی در این پرونده باشد. باید منتظر ماند و دید که رأی نهایی چه خواهد بود و آیا پژمان جمشیدی میتواند به زندگی حرفهای خود بازگردد یا خیر.
ارجاع پرونده از دادگاه انقلاب به دادگاه کیفری
یکی از نکات مهم در پرونده پژمان جمشیدی، تغییر مرجع قضایی است. ابتدا پرونده در دادگاه انقلاب مطرح شد که معمولاً به جرایم امنیتی و سیاسی رسیدگی میکند. اما سپس به دادگاه کیفری ارجاع داده شد. این تغییر نشان میدهد که یا اتهامات اولیه احراز نشده و یا نوع جرم از «امنیتی» به «عمومی» تغییر پیدا کرده است. این تغییر مرجع برای متهم یک حسن است، زیرا دادگاههای کیفری معمولاً تشریفات قانونی بیشتری برای دفاع متهم قائل هستند و امکان ارائه وکیل و مدارک بیشتر وجود دارد. همچنین مجازاتها در دادگاه کیفری تابع قوانین عمومی است و گاهی سبکتر از مجازاتهای دادگاه انقلاب میباشد. با این حال، تعویق جلسات به دلیل جنگ، باعث طولانی شدن روند دادرسی شده و این خود نوعی مجازات روانی برای متهم محسوب میشود. بلاتکلیفی ماهها، حتی برای یک متهم بیگناه هم آزاردهنده است.
پوشش خبری پرونده و تأثیر آن بر افکار عمومی
رسانهها از همان ابتدای ماجرا، به شدت این پرونده را پوشش دادهاند. اما متأسفانه بخش عمده این پوشش، مبهم و ضدونقیض بوده است. برخی رسانهها جمشیدی را «متهم به امنیتی» معرفی کردند، برخی دیگر او را «بازداشتی سیاسی» خواندند و برخی هم گفتند که اتهامات او «شخصی» است. این ابهام، فضایی از شایعهپراکنی را ایجاد کرده است. نقش رسانههای خبری در این میان حساس است. از یک سو، باید حق مردم برای آگاهی را رعایت کنند، از سوی دیگر نباید با انتشار اخبار تأییدنشده، به حیثیت متهم لطمه بزنند. به نظر میرسد بهترین رویکرد، انتشار خبرهای رسمی از منابع قضایی است. همانطور که وکیل مدافع، تنها منبع موثق این خبر است و رسانهها باید به جای شایعهپراکنی، به او مراجعه کنند.
تأثیر بلاتکلیفی قضایی بر سلامت روان متهم و خانواده
پژمان جمشیدی مانند بسیاری از متهمان، ماههاست در وضعیت «نه آزاد، نه محکوم» به سر میبرد. این بلاتکلیفی، به ویژه برای یک هنرمند که به شهرت و ارتباط با مخاطب وابسته است، میتواند بسیار آسیبزننده باشد. ترس از آینده، نگرانی از آبرو و اضطراب از دست دادن شغل، فشار روانی سنگینی ایجاد میکند. خانواده او نیز در این مدت تحت فشار بودهاند. همسر و فرزندانش ناچارند در سکوت خبری زندگی کنند و همزمان با انواع شایعات در فضای مجازی دست و پنجه نرم کنند. کارشناسان روانشناسی معتقدند که طولانی شدن غیرضروری فرآیند دادرسی، خود نوعی «مجازات فراقانونی» است. قوه قضاییه باید برای تسریع در رسیدگی به پروندههایی که متهم آن بازداشت نیست، تدابیر ویژهای بیندیشد.
تطبیق با پروندههای مشابه سینماگران در ایران
پیش از این نیز شاهد پروندههای مشابهی برای هنرمندان بودیم. از پرونده بازیگرانی که به دلیل فعالیتهای سیاسی تحت تعقیب قرار گرفتند تا کارگردانانی که به اتهامات امنیتی محکوم شدند. در بسیاری از این موارد، روند دادرسی سالها طول کشید و گاهی به نفع متهم و گاهی علیه او خاتمه یافت. تفاوت پرونده جمشیدی این است که او عمدتاً یک چهره طنز و کمدی است و کمتر وارد مسائل سیاسی شده بود. به همین دلیل، شاید پرونده او با قید «عدم سوءنیت» یا به دلیل «عدم قصد مجرمانه» مختومه شود. با این حال، تا زمانی که رأی صادر نشود، هیچ پیشبینی قطعی نمیتوان کرد.
سناریوهای پیش روی کارنامه هنری جمشیدی
-
سناریوی نخست (خوشبینانه)
تبرئه یا محکومیت به مجازات سبک (مثلاً جزای نقدی). در این صورت، او میتواند به زودی به کار بازیگری بازگردد. اما ممکن است مدتی طول بکشد تا کارگردانان برای استفاده از او اعتماد کنند. برخی پروژههای معلق او نیز از سر گرفته خواهند شد.
-
سناریوی دوم (واقعبینانه)
محکومیت به حبس تعلیقی یا دوره کوتاه زندان. در این صورت، غیبت او ممکن است ۶ ماه تا یک سال به طول انجامد. در این مدت، شایعات جدیدی درباره او منتشر میشود و بازگشت او به سینما با اندکی تردید همراه خواهد بود.
-
سناریوی سوم (بدبینانه)
محکومیت به حبس طولانی مدت. در این صورت، عملاً حرفه او برای همیشه نابود میشود. حتی پس از آزادی، دیگر نمیتواند مانند گذشته در نقشهای کمدی طنز، ایفای نقش کند. این سناریو کمترین احتمال را دارد.