جمعه / ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ / ۱۰:۲۷
کد خبر: 37972
گزارشگر: 548
۸۴
۰
۰
۱
پس از ۴۰ روز حملات بالستیک و پهپادی: نفوذ جنگنده‌های کی‌یف در ریاض!

پایان هژمونی پاتریوت و ظهور مثلث کره، اوکراین و بریتانیا در خلیج فارس!

پایان هژمونی پاتریوت و ظهور مثلث کره، اوکراین و بریتانیا در خلیج فارس!
40 روز حمله مداوم موشکی و پهپادی ایران به اهداف در عربستان سعودی، امارات متحده عربی و قطر، نقصی مهلک در معماری دفاع هوایی این کشورها برملا کرد. سامانه‌های پیشرفته آمریکایی مانند پاتریوت و تاد که میلیاردها دلار هزینه برده‌اند، در برابر موج‌های ترکیبی پهپادهای ارزان‌قیمت و موشک‌های کروز، دچار بحران رهگیری شده و ذخایر مهمات آن ها به مرز هشدار رسیده است. در واکنش به این آسیب‌پذیری استراتژیک، 3بازیگر جدید وارد معادلات دفاعی خلیج فارس شده‌اند. کره جنوبی با سامانه چونگونگ-۲ موفق به کسب نرخ رهگیری 96درصدی در امارات شده، اوکراین با استقرار 200متخصص نظامی خود در عربستان و قطر، دانش جنگ پهپادی را انتقال می‌دهد و بریتانیا با سامانه اسکای همر اختصاصاً برای مقابله با شاهد، خط تولید انبوه راه انداخته اند

آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:

در ساعات پایانی یک شب گرم در عمق بیابان‌های عربستان، رادارهای پاتریوت ناگهان ده‌ها هدف کوچک اما مرگبار را نشان می‌دهند. فرماندهان سعودی می‌دانند هر موشک رهگیری که پرتاب می‌کنند، بهایی معادل یک خانه لوکس در ریاض دارد، در حالی که پهپاد مهاجم شاید به قیمت یک موتورسیکلت هم نمی‌رسد. این معادله ساده، بزرگترین بحران استراتژیک خلیج فارس در یک دهه اخیر را رقم زده است. بازه چهل‌روزه حملات مداوم ایران با استفاده از موشک‌های بالستیک، موشک‌های کروز و انبوه پهپادهای انتحاری، نقاب از روی یک واقعیت تلخ برداشت: دفاع هوایی ثروتمندترین کشورهای منطقه برای جنگ فرسایشی و نامتقارن طراحی نشده است. نرخ رهگیری بالا هرچند قابل احترام بود، اما هزینه تمام شده آن، کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس را دچار شوکی عمیق کرده است. واشنگتن که تا دیروز تأمین‌کننده هفتاد و هفت درصد تسلیحات سعودی و شصت و دو درصد تسلیحات کویتی بود، امروز با یک تقاضای بی‌سابقه برای بازسازی ذخایر موشک‌های رهگیر مواجه است. اما جنگ اوکراین و رقابت در شرق آسیا، خط تولید کارخانه‌های آمریکایی را چنان قفل کرده که تحویل سفارشات جدید تا سال‌ها به تعویق افتاده است.

در این خلأ عملیاتی، نام‌هایی ظاهر شده‌اند که تا چند سال پیش حتی در اتاق‌های فکر نظامی خلیج فارس جایی نداشتند. کره جنوبی با سامانه «چونگونگ-۲» که قیمت هر رهگیر آن یک سوم پاتریوت است، نه تنها آتشبارهای امارات را پر کرده، بلکه در عربستان و عراق نیز صف‌های انتظار طولانی شکل داده است. عجیب‌تر از آن، حضور مستشاران اوکراینی در پایگاه‌های سعودی و اماراتی است. کشوری که خود زیر بار سنگین حملات پهپادی روسیه خم شده، امروز به معلم دفاع هوایی ثروتمندترین شیخ‌نشین‌ها تبدیل شده است. پهپادهای رهگیر سه هزار دلاری اوکراین، راه حلی است که واشنگتن تاکنون نتوانسته برای بحران «اقتصاد رهگیری» پیدا کند. بریتانیا نیز بی‌حاشیه وارد بازی شده است. سامانه «اسکای سیبر» با برد بیست و چهار کیلومتری و توان درگیری همزمان با بیست و چهار هدف، در پایگاه هوایی ملک فهد در عربستان مستقر شده است. اما مهم‌تر از آن، قرارداد تولید انبوه صدها موشک «اسکای همر» با استارتاپ هوش مصنوعی کمبریج است که ویژه سرنگونی پهپادهای شاهد طراحی شده است. این سه ضلع مثلث جدید – کره جنوبی در لایه میانی، اوکراین در لایه کم‌هزینه و بریتانیا در لایه ضدپهپاد – در کنار هم، ساختار دفاع هوایی منطقه را از یک سیستم آمریکایی-محور به یک معماری پیچیده و چندقطبی تبدیل کرده‌اند. تغییری که نه از روی علاقه، بلکه از سر اضطرار و پس از تهی شدن انبارهای مهمات پاتریوت رقم خورده است. آیا این تنوع‌بخشی، شروع پایان هژمونی تسلیحاتی آمریکا در غرب آسیاست؟ یا فقط یک تاکتیک موقت تا زمانی که خطوط تولید واشنگتن نفس تازه کند؟ پاسخ در میزان موفقیت سامانه‌های کره‌ای و اوکراینی در نبرد واقعی بعدی نهفته است. اما یک چیز قطعی است: دیگر خبری از آن روزهایی نیست که تنها گزینه ریاض و ابوظبی، خرید گران‌قیمت‌ترین موشک از تنها فروشنده موجود باشد.

فروپاشی اقتصاد رهگیری؛ بن‌بستی به نام نسبت قیمت موشک به هدف

مهمترین دستاورد عملیاتی حملات ترکیبی ایران، نه تعداد اهداف منهدم شده، بلکه «نسبت تبادل هزینه» تحمیل شده به مدافعان خلیج فارس بود. هر موشک پاتریوت از نوع PAC-۳ چیزی حدود دو تا سه میلیون دلار قیمت دارد، در حالی که یک پهپاد شاهد-۱۳۶ با قدری بیش از بیست هزار دلار ساخته می‌شود. وقتی یک فروند شاهد سرنگون می‌شود، مدافع یک پیروزی تاکتیکی کسب کرده، اما یک شکست استراتژیک را هم متحمل می‌شود: کاهش ذخایر گرانبها در برابر تهدیدی که دشمن می‌تواند فردا صدها فروند دیگر از آن را ارسال کند. این معادله ساده اما ویرانگر، مفهوم «پایداری دفاع هوایی» را برای اولین بار در منطقه خلیج فارس به چالش کشیده است. سامانه‌هایی که برای متوقف کردن حملات هوایی پیشرفته دوران جنگ سرد و موشک‌های بالستیک اسکاد طراحی شده بودند، امروز در برابر «انبوه زنبورهای پلاستیکی» تسلیم می‌شوند. دشمن دیگر نیازی به موشک هایپرسونیک ده میلیون دلاری ندارد؛ کافی است هزار پهپاد بیست هزار دلاری را در یک موج پرتاب کند تا سیستم دفاعی دشمن را هم از نظر ریاضی و هم از نظر اقتصادی ورشکست کند. در گزارش‌های محرمانه‌ای که پس از بحران به بیرون درز کرده، فرماندهان سعودی اعتراف کرده‌اند که مجبور بودند انتخاب کنند کدام اهداف را با پاتریوت بزنند و کدام را با توپ‌های ضدپهپاد معمولی. این انتخاب تلخ، همان نقطه‌ای است که تئوری «اقتصاد رهگیری» را از یک بحث آکادمیک به یک کابوس عملیاتی تبدیل کرد. راه‌حل این بن‌بست چیزی نیست جز لایه‌بندی عمیق و متنوع دفاع هوایی با رهگیرهای چندقیمته.

کره جنوبی و نظم نوین لایه میانی؛ از حاشیه به متن

سامانه چونگونگ-۲ کره جنوبی، که در غرب با نام M-SAM II شناخته می‌شود، پاسخی دقیق به نیاز جدید خلیج فارس است: یک رهگیر میان‌برد با قیمت مناسب که نه برای ارتفاع جوّی مثل تاد طراحی شده، نه برای درگیری با جنگنده‌های پیشرفته مثل پاتریوت؛ بلکه برای «پاکسازی آسمان» از موشک‌های کروز و پهپادهای بزرگ در لایه بین ده تا چهل کیلومتری. گزارشی که از عملکرد این سامانه در امارات منتشر شده، نشان می‌دهد حدود شصت موشک چونگونگ برای درگیری با سی هدف استفاده شده که بیست و نه هدف با موفقیت منهدم شده‌اند. نرخ نود و شش درصدی توقف، با احتساب احتمال شلیک دو موشک به ازای هر هدف، یک آمار فوق‌العاده برای سامانه‌ای است که تازه اولین اعتبارسنجی رزمی خود را خارج از کره شمالی تجربه می‌کرد. اما آنچه کره جنوبی را به یک بازیگر ژئوپلیتیک در خلیج فارس تبدیل کرده، صرفاً فناوری نیست؛ سرعت تحویل و انعطاف صنعتی است. در شرایطی که لاکهید مارتین برای تحویل یک باتری پاتریوت جدید به امارات، برنامه زمانی پنج ساله ارائه می‌دهد، کره جنوبی ظرف هجده ماه سامانه را نصب و راه‌اندازی کرد. همچنین قیمت تمام شده هر موشک چونگونگ حدود هشتصد هزار دلار تخمین زده می‌شود؛ عددی که هنوز در قیاس با شاهد بیست هزار دلاری بالاست، اما در مقایسه با پاتریوت سه میلیون دلاری، یک تحول انقلابی محسوب می‌شود. قرارداد سه و نیم میلیارد دلاری امارات در ۲۰۲۲ و سپس قرارداد سه و دو دهم میلیارد دلاری عربستان در ۲۰۲۴، نشان می‌دهد که سئول نه به عنوان یک جایگزین، بلکه به عنوان «ستون فقرات لایه میانی» معماری جدید پذیرفته شده است. این موفقیت، الگویی برای دیگر تولیدکنندگان غیرغربی مثل ترکیه و چین ایجاد می‌کند، اما تاکید کره جنوبی بر یکپارچگی با سیستم‌های فرماندهی و کنترل آمریکایی، مزیت رقابتی مهمی برای او محسوب می‌شود که رقبای شرقی از آن بی‌بهره‌اند.

اوکراین و صادرات بداهه‌پردازی میدان نبرد

شاید غیرمنتظره‌ترین عضو مثلث جدید دفاع هوایی خلیج فارس، اوکراین باشد. کشوری که خود نیازمند سامانه‌های پاتریوت و ایر دیفنس است، امروز به صادرکننده دانش در مقابل حملات پهپادی تبدیل شده است. توافقنامه‌های همکاری نظامی زلنسکی با عربستان، امارات و قطر در اوایل ۲۰۲۶، زمانی امضا شد که کی‌یف به خوبی می‌دانست تنها راه بقای او در برابر هزاران پهپاد روسی، ابداع رهگیرهای ارزان‌قیمت و تولید انبوه آنها بوده است. محصول محوری این همکاری، «پهپاد رهگیر» است؛ پرنده کوچکی که با هزاری بین هشتصد تا سه هزار دلار ساخته می‌شود و می‌تواند در آسمان به استقبال شاهد رفته و آن را منهدم کند. تفاوت این راه‌حل با سامانه‌های سنتی مثل پاتریوت در «منطق درگیری» است. پاتریوت منتظر می‌ماند تا هدف به محدوده بردش برسد و سپس یک موشک میلیون دلاری به سمت آن پرتاب می‌کند. پهپاد رهگیر اوکراینی اما جابجا می‌شود، به تعقیب می‌پردازد و با هزینه ای ناچیز، تهدید را حذف می‌کند. زلنسکی در اواخر مارس اعلام کرد که اوکراین توان تولید روزانه هزار فروند از این رهگیرها را دارد. اما مهم‌تر از سخت‌افزار، استقرار دویست و یک متخصص نظامی اوکراینی در پایگاه‌های سعودی و اماراتی است. این افراد نه برای فروش تجهیزات، بلکه برای «آموزش بداهه‌پردازی» آمده‌اند. آنها به اپراتورهای خلیج فارس یاد می‌دهند چطور با چیدمان غیرمتمرکز رادارها، شبکه‌های جنگ الکترونیک واکنش سریع، و تخصیص خودکار سطوح مختلف تهدید به سامانه‌های مختلف، از پس موج‌های ترکیبی بربیایند. این دقیقاً همان دانشی است که پنتاگون هرگز در کتاب‌های درسی آکادمی‌های نظامی سعودی تدریس نکرده بود.

بریتانیا و هنر پل زدن بین کهنه و نو

نقش بریتانیا در این معماری جدید را نمی‌توان با کره جنوبی یا اوکراین مقایسه کرد؛ لندن نه یک سامانه جایگزین کامل دارد و نه یک فناوری انقلابی. قدرت بریتانیا در «قابلیت پل زدن» است. سامانه اسکای سیبر که در پایگاه هوایی ملک فهد در عربستان مستقر شده، با موشک CAMM کار می‌کند که برد حدود بیست و چهار کیلومتری دارد و می‌تواند همزمان با بیست و چهار هدف درگیر شود. این مشخصات فنی، آن را دقیقاً در لایه‌ای قرار می‌دهد که پایین‌تر از برد پاتریوت و بالاتر از برد توپ‌های ضدپهپاد معمولی است. یعنی همان لایه میانی‌ای که کره جنوبی هم روی آن سرمایه‌گذاری کرده، اما با این تفاوت که اسکای سیبر با تمام زیرساختهای فرماندهی و کنترل ناتو کاملاً یکپارچه است. قرارداد آوریل ۲۰۲۶ با استارتاپ کمبریج اروسپیس برای تولید انبوه موشک اسکای همر یک نقطه عطف دیگر است. این موشک با برد بیش از بیست و نه کیلومتر، صرفاً برای مقابله با پهپادهای نوع شاهد طراحی شده و قیمت هر فروند آن به طور قابل توجهی کمتر از رهگیرهای پاتریوت است. لندن اعلام کرده اولین محموله‌های این موشک‌ها از ماه مه به شرکای خلیج فارس ارسال خواهد شد و طی شش ماه آینده، صدها فروند دیگر تحویل خواهد شد. برای اولین بار، یک قدرت اروپایی با سرعتی نزدیک به صنعت نظامی چین در حال پاسخگویی به نیاز فوری منطقه است. سفر دیوید لامی به کویت در آوریل ۲۰۲۶ و اعلام همکاری برای توسعه مشترک پهپادهای نظامی، نشان می‌دهد بریتانیا به دنبال نقش فراتر از فروشنده صرف است. او دارد الگوی «توسعه مشترک و تولید محلی» را پیش می‌برد که برای کشورهای خلیج فارس که از وابستگی صرف به واردات خسته شده‌اند، جذابیت زیادی دارد. اگر این مدل موفق شود، بریتانیا می‌تواند به پلی بین «هژمونی آمریکایی» و «خودکفایی نسبی منطقه‌ای» تبدیل شود؛ موقعیتی که هم از نظر اقتصادی و هم از نظر سیاسی، هوشمندانه به نظر می‌رسد.

آینده معماری دفاعی خلیج فارس؛ پایان تک‌فروشی یا تغییر موقت تاکتیک؟

آیا آنچه در خلیج فارس می‌گذرد، آغاز پایان هژمونی تسلیحاتی آمریکا در غرب آسیاست یا فقط یک انحراف تاکتیکی تا زمان احیای خطوط تولید واشنگتن؟ پاسخ به این سؤال را باید در سه متغیر جستجو کرد: سرعت بازسازی ذخایر آمریکا، عملکرد سامانه‌های جدید در نبرد واقعی بعدی، و اراده سیاسی کشورهای خلیج فارس برای تحمل ریسک وابستگی به شرکای غیرسنتی. واقعیت این است که هیچ یک از گزینه‌های جدید – نه کره جنوبی، نه اوکراین و نه بریتانیا – توانایی جایگزینی کامل لایه بالستیک (تاد و پاتریوت) را ندارند. چونگونگ-۲ در ارتفاع بیش از چهل کیلومتر به سادگی قادر به رهگیری نیست. اسکای همر برد کافی برای مقابله با موشک‌های بالستیک ندارد. و پهپاد رهگیر اوکراینی اساساً برای آسمان استراتوسفر طراحی نشده است. بنابراین، تا زمانی که تهدید موشک‌های بالستیک ایران با کلاهک‌های جداشونده وجود دارد، سامانه‌های آمریکایی به عنوان لایه بالایی اجتناب‌ناپذیر باقی می‌مانند. اما آنچه تغییر کرده، «انحصار لایه‌های پایین‌تر» است. در گذشته، یک کشور خلیج فارس برای تأمین هر نوع رهگیری از سطح زمین تا فضا، ناچار بود به آمریکا مراجعه کند. امروز، فقط لایه بالایی (ماورای جو) با آمریکاست. لایه میانی را کره جنوبی و بریتانیا پر کرده‌اند. لایه ضدپهپاد ارزان‌قیمت را اوکراین و استارتاپ‌های اروپایی تأمین می‌کنند. این «تقسیم بازار دفاع هوایی» برای نخستین بار، اهرم چانه زنی را به نفع خریداران منطقه‌ای جابه‌جا کرده است. ریاض و ابوظبی امروز می‌توانند به واشنگتن بگویند: «اگر تحویل پاتریوت به تعویق بیفتد، ما لایه میانی را از سئول می‌خریم.» چنین جمله‌ای دو سال پیش غیرممکن بود. در میان‌مدت، محتمل‌ترین سناریو، تثبیت همین معماری چندقطبی است. آمریکا ستون فقرات مأموریت‌های بالستیک و فرماندهی یکپارچه باقی می‌ماند. کره جنوبی در لایه میانی نفوذ خود را گسترش می‌دهد و احتمالاً کارخانه مونتاژ محلی در امارات تأسیس می‌کند. اوکراین به صادرات دانش و پشتیبانی میدانی ادامه می‌دهد. و بریتانیا به عنوان ضامن اروپایی و پل ارتباطی با فناوری‌های بداهه، جایگاه خود را تثبیت خواهد کرد. تغییری آرام، اما بنیادین؛ از یک فروشنده و یک خریدار، به بازاری با چند برند معتبر که رقابت آنها در نهایت به نفع امنیت منطقه تمام خواهد شد – به شرطی که این رقابت به آشفتگی در زنجیره فرماندهی منجر نشود.

https://www.asianewsiran.com/u/iJV
اخبار مرتبط
منابع نظامی کره جنوبی گزارش داد که کره شمالی روز شنبه تقریبا ۱۰ موشک بالستیک شلیک کرده است. گارد ساحلی ژاپن گزارش داد که کره شمالی احتمالا یک موشک بالستیک به سمت ژاپن شلیک کرده است که سقوط کرده است. خبرگزاری ان.اچ.کی ژاپن به نقل از منبعی در وزارت دفاع این کشور گزارش داد که این موشک در خارج از منطقه اقتصادی انحصاری ژاپن فرود آمده است.
برخی شاهدان از مشاهده نور آبی رنگ در آسمان خبر دادند که کارشناسان نظامی آن را ناشی از یونیزه شدن هوا در اثر استفاده از سامانه‌های پدافندی یا اصابت موشک‌های با انرژی بالا به پست های برق می‌دانند. برخی اهالی کرج دیشب از آبی شدن آسمان و قطع برق پس از حمله هوایی اسرائیل خبر دادند.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید