دوشنبه / ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ / ۲۱:۰۸
کد خبر: 38174
گزارشگر: 548
۸۱
۰
۰
۰
نقش آفرینی در سریال «زندانی ۹۵۱» که روایتگر شش سال زندان نازنین زاغری در ایران است

نرگس رشیدی، بازیگر ایرانی‑آلمانی، برنده جایزه بفتا شد

نرگس رشیدی، بازیگر ایرانی‑آلمانی، برنده جایزه بفتا شد
نرگس رشیدی، بازیگر ایرانی‑آلمانی، با بازی در نقش نازنین زاغری در سریال «زندانی ۹۵۱»، موفق به دریافت جایزه بهترین بازیگر زن نقش اول از جوایز آکادمی فیلم بریتانیا (بفتا) شد. این سریال که بر اساس داستان واقعی زندگی زاغری، کارمند بنیاد تامسون رویترز، ساخته شده، خاطرات شش سال زندانی شدن او در ایران را روایت می‌کند. رشیدی که خود متولد ایران و مقیم آلمان است، تندیس بفتا را به نازنین زاغری و خانوادهاش تقدیم کرد. سریال «زندانی ۹۵۱» نوامبر سال گذشته از نت‌فلیکس پخش شد و بر اساس کتابی ساخته شده که زاغری به همراه همسرش ریچارد از روزهای بازداشت، محاکمه و حبس خود نوشته است. نرگس رشیدی برای ایفای این نقش، پیش از ساخت سریال، نسخه منتشرنشده این کتاب را مطالعه کرده و با جزئیات زندگی پرتلاطم زاغری آشنا شده بود

آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:

سینمای جهان شب گذشته شاهد یک لحظه تاریخی بود؛ زنی با ریشه‌های ایرانی، بر روی بزرگترین صحنه سینمای بریتانیا ایستاد و جایزه معتبر بفتا را دریافت کرد. نرگس رشیدی، بازیگر ایرانی‑آلمانی، با نقش‌آفرینی درخشان خود در سریال «زندانی ۹۵۱» توانست رأی دهندگان آکادمی فیلم بریتانیا را متقاعد کند و جایزه بهترین بازیگر زن نقش اول را از آن خود کند. این موفقیت بزرگ تنها یک دستاورد هنری نیست. «زندانی ۹۵۱» روایتگر زندگی واقعی نازنین زاغری‑رتکلیف، کارمند ایرانی‑تبار بنیاد تامسون رویترز، است که در فروردین ۱۳۹۵ به اتهام جاسوسی در فرودگاه تهران بازداشت و به پنج سال زندان محکوم شد. او شش سال از عمر خود را در زندان های ایران گذراند؛ بر اساس کتاب خاطراتش که به قلم خودش و همسرش ریچارد نوشته شده، این سریال ساخته شده است.

نرگس رشیدی که خود در ایران متولد شده و تا هفت سالگی در این کشور زندگی کرده، برای آماده شدن برای این نقش سنگین، پیش از آغاز فیلمبرداری، خاطرات منتشرنشده زاغری را مطالعه کرده و با جزئیات رنج، تنهایی و امید یک زن زندانی سیاسی در ایران آشنا شده است. سریال «زندانی ۹۵۱» نوامبر سال گذشته از پلتفرم نت‌فلیکس پخش شد و خیلی زود به یکی از پربیننده‌ترین و جنجالی‌ترین آثار آن سال تبدیل شد. داستانی که از دل واقعیت بیرون آمده بود، با بازی قدرتمند رشیدی جان دوباره‌ای گرفت و تماشاگران را تا آخرین لحظات با خود همراه کرد. نازنین زاغری، که این روزها به همراه خانواده خود در بریتانیا زندگی می‌کند، پس از آزادی در سال ۱۳۹۸، تصمیم گرفت خاطرات تلخ اما امیدبخش خود را به کتاب تبدیل کند. این کتاب که با همکاری ریچارد، همسر وفادارش نوشته شده، نه تنها مستندی از بیعدالتی، بلکه روایتی از عشق، ایستادگی و امید در تاریکترین شرایط است.

داستان بازداشت زاغری در فرودگاه تهران در لحظاتی که قرار بود پس از دیدار خانواده به بریتانیا بازگردد، تیتر یک رسانه‌های جهان شد. اتهام جاسوسی، محاکمه غیرعلنی و سپس محکومیت پنج ساله، موجی از اعتراضات بین‌المللی را برانگیخت. سرانجام پس از شش سال (با احتساب بازداشت پیش از محاکمه)، او آزاد شد و به آغوش خانواده بازگشت. اما آنچه این جایزه را از یک رویداد هنری فراتر می‌برد، سخنرانی نرگس رشیدی در مراسم بفتاست. او در حالی که تندیس زرین را در دست داشت، آن را به نازنین زاغری‑رتکلیف و خانواده اش تقدیم کرد. حرکتی که نشان داد هنر گاهی می‌تواند صدای کسانی باشد که سال ها در سکوت رنج کشیده‌اند. برای مخاطبان ایرانی، این موفقیت وجوه پیچیده‌ای دارد. از یک سو افتخار به بازیگری با ریشه ایرانی در بزرگترین صحنه‌های بین‌المللی، و از سوی دیگر روایتی که بار دیگر پرونده زندانیان دو تابعیتی و اتهامات امنیتی در ایران را به یاد می‌آورد. اما در نهایت، پیروزی رشیدی، پیروزی یک بازیگر زن قدرتمند و یک هنر والا بود که توانست مرزها را کنار بزند.

تحلیل بازیگری نرگس رشیدی و چالش نقش‌آفرینی در یک پرونده واقعی

بازی در نقش شخصیتی واقعی که داستان زندگیاش هنوز در خاطر مخاطبان تازه است، یکی از دشوارترین کارهای بازیگری محسوب می‌شود. رشیدی برای نقش نازنین زاغری نه یک نمونه داستانی، بلکه زنی با اسناد، عکسها، مصاحبه‌ها و چهره واقعی در برابر خود داشت. این یعنی هر اشتباه در لحن، نگاه، راه رفتن یا حتی لحظه‌ای فروپاشی احساسی می‌توانست توسط مخاطبانی که داستان زاغری را دنبال کرده بودند، به سرعت تشخیص داده شود. آنچه رشیدی را موفق کرد، پرهیز از کلیشه‌های رایج در نمایش زندانیان سیاسی بود: نه قهرمانی مطلق و نه قربانی منفعل، بلکه انسانی با تناقض ها، ترس ها و لحظات شکننده.

آمادگی رشیدی پیش از فیلمبرداری فراتر از مطالعه معمول فیلمنامه بود. او به خاطرات دست‌نخورده و در شرف انتشار زاغری دسترسی داشت و ساعت‌ها با خود زاغری و خانوادهاش گفتگو کرد. این فرآیند غوطه‌وری در زیستجهان شخصیت، به او اجازه داد لایه‌های ظریف روانشناختی زنی را بازسازی کند که هم از شکنجه روانی می‌گوید و هم از طنازی با همسرش در تلفن زندان. این جزئیات است که بازی رشیدی را از تقلید ساده فراتر می‌برد و آن را به یک بازآفرینی هنری بدل می‌کند. از منظر تکنیک بازیگری، رشیدی از مکتب واقع‌گرایی روانشناختی پیروی می‌کند؛ همان مکتبی که بازیگران بزرگ سینمای اروپا را پرورده است. او در صحنه‌های کلیدی، از جمله لحظه بازداشت در فرودگاه و ملاقات‌های زندان، از بیان پرسروصدا پرهیز کرده و به جای آن بر ریزحرکات صورت، مکث‌های نفس‌گیر و تغییرات میکروسکوپی در چشمها تکیه می‌کند. این رویکرد، مخاطب را وادار به همدلی عمیق می‌کند نه صرفاً تماشا. جایزه بفتا، اوج همین دقت و ظرافت بازیگری را تأیید کرده است.

بررسی تطبیقی سریال «زندانی ۹۵۱» با کتاب خاطرات نازنین زاغری

کتاب خاطرات نازنین زاغری که با همکاری همسرش ریچارد نگاشته شده، اثری چندلایه است: از یک سو مستندی از روند بازداشت، بازجویی، محاکمه و حبس یک زن دو تابعیتی در ایران، و از سوی دیگر روایتی عاشقانه از تلاش همسرش برای آزادی او در لندن. سریال «زندانی ۹۵۱» به طرزی هوشمندانه این دو روایت موازی را حفظ کرده؛ نیمی از داستان در سلول‌های انفرادی زندان اوین می‌گذرد و نیم دیگر در خیابان‌های لندن، جایی که ریچارد در حال لابی با سیاستمداران و رسانه‌هاست. این ساختار موازی باعث شده مخاطب هرگز از فشار روانی داستان خارج نشود.

تفاوت مهم سریال با کتاب، فشرده‌سازی زمانی و حذف برخی جزئیات امنیتی است. در حالی که کتاب به تفصیل از اسامی بازجویان، روش‌های بازجویی و حتی شوخی‌های زندانبانان با زاغری می‌گوید، سریال این بخشها را با ملاحظات دراماتیک کاهش داده و به جای آن بر رابطه عاطفی زن و شوهر و امید به آزادی تمرکز کرده است. این تغییر لایه جذابیت سریال را برای مخاطب عام افزایش داده، اما از عمق مستندگونه آن کاسته است. با این حال، به گواه منتقدان، وفاداری سریال به روح روایت اصلی، تحسین‌برانگیز بوده است. نکته قابل توجه، نقش نرگس رشیدی در ترجمه زبان ادبی کتاب به زبان بدن در سریال است. در کتاب، زاغری از «صدای قفل سلول هر شب» می‌نویسد که تا سال‌ها پس از آزادی کابوسش بوده. رشیدی در سریال، بدون هیچ دیالوگی، با انقباض ماهیچه‌های شانه و نگاه وحشت‌زده به در بسته، همین تجربه را بازآفرینی می‌کند. اینجاست که نقش بازیگر فراتر از یک مقلد صرف قرار می‌گیرد و او به هم‌آفریننده اثر تبدیل می‌شود. بفتا نیز دقیقاً همین هم‌آفرینی خلاقانه را پاداش داده است.

واکاوی پرونده نازنین زاغری در بستر مناقشات بین‌المللی زندانیان دو تابعیتی

نازنین زاغری، کارمند بنیاد تامسون رویترز، در فروردین ۱۳۹۵ به اتهام جاسوسی بازداشت شد. او که تابعیت دوگانه ایرانیـبریتانیایی دارد، در حالی به ایران سفر کرده بود که از وجود اتهامات امنیتی علیه خود بی‌خبر بود. پرونده او یکی از اولین و برجسته‌ترین نمونه‌های موج بازداشت شهروندان دو تابعیتی در ایران پس از برجام محسوب می‌شود. این موج بعدها شامل افراد دیگری مانند کامیل احمدی (فرانسوی)، کاووس سیدامامی (بریتانیایی) و نازنین زاغری شد. تحلیلگران سیاسی معتقدند این بازداشت ها ابزاری برای اعمال فشار بر کشورهای غربی در مذاکرات پسابرجامی بوده است. مهمترین نقطه عطف پرونده زاغری، محاکمه غیرعلنی و صدور حکم پنج سال زندان بود. او در این مدت بارها دست به اعتصاب غذا زد و از طریق وکیلش ضمن رد اتهام جاسوسی، بر حق خود برای مصونیت قضایی به دلیل تابعیت خارجی تأکید کرد. اما دادگاه‌های ایران، تابعیت دوگانه را به رسمیت نشناخته و او را صرفاً به عنوان یک شهروند ایرانی محاکمه کردند. این تناقض حقوقی، یکی از چالش‌های اصلی در پرونده‌های مشابه است و هنوز در نظام حقوقی ایران راهکار روشنی برای آن تعریف نشده است. آزادی زاغری در سال ۱۳۹۸ با خروج از ایران و پیوستن به خانواده در بریتانیا، پایانی بر شش سال حبس و حصر بود. اما پرونده او همچنان به عنوان نمونه تکان‌دهنده‌ای از «گروگانگیری دیپلماتیک» در رسانه‌های غربی بازتولید می‌شود. ساخت سریال «زندانی ۹۵۱» و اکنون دریافت جایزه بفتا توسط بازیگر این سریال، باعث شده این پرونده بار دیگر به صدر اخبار بازگردد. از منظر روایت‌شناسی سیاسی، سریال و جایزه آن به سلاحی رسانه‌ای علیه جمهوری اسلامی تبدیل شده است؛ سلاحی که زاغری از آن برای فشار بر ایران و دریافت غرامت استفاده کرده است. اما از نگاه هنری، جدای از سیاست، سریال اثری مستقل و موفق است.

نرگس رشیدی؛ از تهران هفت سالگی تا لندن و تندیس بفتا

نرگس رشیدی در ایران متولد شد و تا هفت سالگی در تهران زندگی کرد. سپس خانوادهاش به آلمان مهاجرت کردند و او در محیط فرهنگی آلمان بزرگ شد. این دوگانگی فرهنگی، بعدها به یکی از اصلیترین سرمایه‌های بازیگری او تبدیل شد. تسلط کامل بر زبان و ادبیات فارسی از یک سو و تربیت یافته مکتب تئاتر اروپا از سوی دیگر، به رشیدی اجازه داده در نقشهایی بازی کند که عمق فرهنگ ایرانی را با ساختار دراماتیک غربی پیوند می‌زند. او پیش از «زندانی ۹۵۱» بیشتر در سینما و تلویزیون آلمان شناخته شده بود، اما این سریال نام او را به شهرت جهانی رساند. مسیر حرفه‌ای رشیدی نشان‌دهنده یک استراتژی هوشمندانه است: نه ورود زودهنگام به هالیوود و نه اصرار بر نقش‌های قالبی «مهاجر». او نقش‌های زنان پیچیده، اغلب با بار روانی سنگین را انتخاب کرده که نیازمند تحقیق عمیق هستند. وسواس او در انتخاب نقش، شبیه به بازیگرانی نظیر تیلدا سوئینتون یا کیت بلانشت است. جایزه بفتا، گواهی از سوی صنعت سینمای بریتانیاست که او را در کنار بزرگترینها مینشاند، اما رشیدی همچنان بر کار در سینمای مستقل اروپا تمرکز دارد، نه بلوک‌بازی هالیوودی.

تقدیم جایزه به نازنین زاغری و خانوادهاش، حرکتی بود که رشیدی را از یک «بازیگر خوب» به «صدای سیاسی» تبدیل کرد. در حالی که بسیاری از بازیگران برای حفظ بازار کاری خود از ورود به حاشیه‌های سیاسی پرهیز می‌کنند، رشیدی بدون هیچ ترسی از لابی‌های ایران‌هراسی یا ایران‌دوستی، صرفاً به یک زن رنج‌دیده ادای احترام کرد. این استقلال رأی، او را در فضای سیاسی سخت‌تر، اما در فضای هنری محبوب‌تر کرده است. آینده نشان خواهد داد که آیا این جسارت به ضرر یا به سود حرفه او تمام می‌شود، اما در لحظه کنونی، رشیدی به اسطوره‌ای نوین برای زنان هنرمند با ریشه‌های دو فرهنگی تبدیل شده است.

بازتاب این رویداد در رسانه‌های ایران و جهان و پیامدهای آن

رسانه‌های بین‌المللی، از بی‌بی‌سی تا گاردین و نیویورک تایمز، پیروزی نرگس رشیدی را با تیترهایی چون «شب تاریخی برای سینمای ایران در لندن» پوشش داده‌اند. اما تقریباً همه این گزارشها، بر جنبه سیاسی قضیه متمرکز شده‌اند: اشاره به بازداشت نازنین زاغری، اتهام جاسوسی، و فشارهای دیپلماتیک. این یعنی موفقیت هنری رشیدی، در رسانه‌های غربی عمدتاً در سایه پرونده زاغری تفسیر می‌شود، نه استقلال بازیگری او. این وضعیت خود موضوع تحلیل دیگری است: چگونه هنر در فضای ژئوپلیتیک امروز، به ندرت می‌تواند از سیاست جدا شود. در رسانه‌های فارسی زبان داخل ایران، پوشش این خبر با احتیاط و حذف بخشه ایی از صحبت های تقدیمی رشیدی همراه بوده است. برخی خبرگزاری ها صرفاً به «برنده شدن یک بازیگر ایرانی‑آلمانی» اشاره کرده و از نام سریال و شخصیت زاغری عبور کرده‌اند. این سانسور گزینشی، نشانه حساسیت بالای پرونده زاغری در داخل کشور است.

از سوی دیگر، رسانه‌های مخالف جمهوری اسلامی، این جایزه را با آب و تاب کامل پوشش داده و آن را «پیروزی مقاومت زنان زندانی سیاسی» قلمداد کرده‌اند. در این دو قطبی رسانه‌ای، خودِ جایزه بفتا و ارزش هنری آن گم شده است. از منظر پیامدهای آتی، این جایزه می‌تواند درهایی را به روی رشیدی باز کند: احتمال حضور در پروژه‌های بزرگ سینمایی بریتانیا و آمریکا افزایش یافته است. همچنین احتمال ساخت فصل دوم یا فیلمی سینمایی بر اساس ادامه زندگی زاغری وجود دارد. برای نازنین زاغری نیز این جایزه یک برگ برنده دیپلماتیک و رسانه‌ای برای پیگیری حقوقی خود علیه جمهوری اسلامی است. اما مهمتر از همه، برای نسل جوان بازیگران ایرانی در تبعید، نرگس رشیدی به الگویی تبدیل شده که نشان می‌دهد ریشه ایرانی یک محدودیت نیست، بلکه یک نقطه قوت و منبعی برای نقش‌آفرینی عمیق و جهانی است.

https://www.asianewsiran.com/u/iNa
اخبار مرتبط
نازنین بنیادی، بازیگر ایرانی‌تبار هالیوود که با نقش‌آفرینی در سریال‌های «آشنایی با مادر» و «ارباب حلقه‌ها: حلقه‌های قدرت» شناخته می‌شود، از چهره‌های فعال در کمپین‌های بین‌المللی علیه جمهوری اسلامی ایران است. او متولد تهران است و از ۲۰ روزگی به همراه خانواده به لندن مهاجرت کرده است. بنیادی فعالیت بازیگری را از سال ۲۰۰۷ آغاز کرد و در سال ۲۰۰۸ با نقشی کوتاه در فیلم «مرد آهنی» به شهرت رسید. او در سال‌های ۲۰۰۴ و ۲۰۰۵ با تام کروز در رابطه عاطفی بود. از سال ۱۳۸۸ به حوزه حقوق بشر وارد شد و سخنگوی شاخه آمریکای سازمان عفو بین‌الملل بود. با آغاز اعتراضات ۱۴۰۱، بنیادی به یکی از فعالترین چهره‌های حامی معترضان تبدیل شد و با مقام‌های ارشد آمریکا از جمله کامالا هریس دیدار کرد.
گلشیفته فراهانی، بازیگر مشهور ایرانی، در یک مصاحبه جنجالی مخالفت صریح خود با هرگونه دخالت نظامی خارجی در ایران را اعلام کرد و با اشاره به تجربه کشورهای عراق و افغانستان، هشدار داد که سقوط حکومت‌ها به هرج‌ومرج می‌انجامد. او در ادامه ادعا کرد دونالد ترامپ، ایران را به چشم گنجی می‌بیند که می‌خواهد برای حل مشکلات مالی خود تصاحبش کند.
فریبا نادری، بازیگر سینما، در یک مصاحبه با اظهاراتی جسورانه درباره زیبایی خود سوژه فضای مجازی شد. او در پاسخ به اشاره مجری به گریم سنگینش در فیلم «شوهر ستاره» گفت: «در آن فیلم به زیبایی واقعی‌ام نبودم.» نادری در ادامه، در پاسخ به این سؤال که «آیا دیگران نباید از شما تعریف کنند؟» گفت: «نه مشکلی نیست. من خودشیفته‌ام.» این اعتراف صریح، واکنش‌های متفاوتی از تحسین تا انتقاد را در پی داشته است. این اظهارات در حالی مطرح شده که صحبت مستقیم زنان درباره زیبایی خود در جامعه اغلب با قضاوت مواجه می‌شود.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید