آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:
گاهی یک مصاحبه ساده، میتواند بحثهای داغی در فضای مجازی به پا کند. این بار نوبت به اعتراف غیرمنتظره یک بازیگر زن سینمای ایران رسیده است. فریبا نادری، بازیگر سینما و تلویزیون، در یک برنامه گفتوگو، با صراحتی نادر، به زیبایی چهره خود اشاره کرد و خود را «خودشیفته» خواند. ماجرا از اینجا شروع شد که مجری برنامه از او پرسید: «از میان آثاری که کار کردید کدام را بیشتر دوست دارید؟» نادری در پاسخ، فیلم «شوهر ستاره» را نام برد که برای آن سیمرغ بلورین بهترین بازیگر زن را دریافت کرده است. سپس مجری با اشاره به گریم سنگین او در آن فیلم گفت: «گریم سنگینی هم در آن فیلم داشتید، چون مثل قیافه واقعیتون نبودید.» پاسخ نادری شگفتانگیز بود: «نه، به این زیبایی نبودم.» وقتی مجری پرسید: «آیا دیگران نباید از شما تعریف کنند؟» نادری با آرامش پاسخ داد: «نه، مشکلی نیست. من خودشیفتهام.»
این اظهارات صریح و بیپرده، بلافاصله در شبکههای اجتماعی واکنشهای مختلفی برانگیخت. برخی آن را نشانه «صداقت و اعتماد به نفس بالا» دانستند و برخی دیگر آن را «خودبینی افراطی» تفسیر کردند. در جامعهای که معمولاً از زنان انتظار میرود فروتن و کمگفتار باشند، چنین اظهاراتی جسورانه و نامتعارف به نظر میرسد. اما سؤال اینجاست: آیا واقعاً میتوان این حرف را نشانه خودشیفتگی مرضی دانست یا صرفاً یک بیان طنزآمیز و صادقانه است؟ این اتفاق بهانهای شد تا بار دیگر مفهوم «خودشیفتگی سالم» در مقابل «خودشیفتگی مخرب» و نیز تابوی صحبت زنان درباره زیبایی خود مورد بحث قرار گیرد. تحلیل این گفتوگوی کوتاه و پیامدهای فرهنگی آن را در ادامه بخوانید.
تحلیل روانشناختی؛ مرز بین اعتماد به نفس سالم و خودشیفتگی مرضی
از دیدگاه روانشناسی، «خودشیفتگی» (Narcissism) یک طیف است. در یک سر آن «خودشیفتگی سالم» قرار دارد که شامل عزت نفس بالا، شناخت از نقاط قوت خود و توانایی پذیرش تعریف است. در سر دیگر، «اختلال شخصیت خودشیفته» (NPD) قرار دارد که یک وضعیت آسیبشناختی با ویژگیهایی مثل احساس بزرگمنشی، نیاز مفرط به تحسین و فقدان همدلی است. اظهارات نادری را میتوان بیشتر در چارچوب اعتماد به نفس بالا و شوخطبعی تفسیر کرد. او در یک فضای گفتوگویی، به طنز و با صراحت به یک واقعیت (زیبایی ظاهری که در صنعت سینما یک سرمایه محسوب میشود) اشاره کرده است. استفاده از واژه «خودشیفته» احتمالاً کنایهای غیربالینی بوده، نه یک تشخیص روانشناختی. نکته جالب، آسودگی او در پذیرش تعریف است. در فرهنگی که اغلب به زنان آموخته میشود در مقابل تعریف واکنش کماهمیتدهی نشان دهند (مثلاً بگویند «نه، چیز خاصی نیست»)، پاسخ مستقیم او الگوی متفاوتی ارائه میدهد.
تحلیل جامعهشناختی؛ تابوی صحبت زنان درباره زیبایی و خودستایی
در بسیاری از فرهنگها، از جمله جامعه ایران، صحبت زنان درباره زیبایی جسمانی خود اغلب با برچسب «خودستایی»، «تظاهر» یا «بیعفتی» همراه است. انتظار میرود زنان زیبایی خود را کتمان کنند یا حداقل در ملاء عام به آن اشاره نکنند. این یک تابوی اجتماعی پنهان است. اقدام نادری را میتوان نوعی شکستن این تابو دانست. او با صراحت میگوید که زیباست و از این موضوع آگاه است. این صراحت، میتواند برای بسیاری از زنان آزادکننده باشد. نشان میدهد که شناخت و پذیرش داراییهای شخصی (حتی فیزیکی) و بیان آن لزوماً گناه نیست. اما همین صراحت، در جامعهای با ارزشهای محافظهکارانه میتواند واکنش منفی و قضاوتهای اخلاقی به دنبال داشته باشد. برخی ممکن است آن را نشانه «غربزدگی» یا «فروپاشی اخلاقی» بدانند. این تقابل، نشاندهنده کشمکش بین ارزشهای سنتی و مدرن در حوزه تصویر زن است.
تحلیل در بستر صنعت سینما و اقتصاد توجه
سینما صنعتی است که زیبایی ظاهری در آن یک سرمایه اقتصادی و نمادین محسوب میشود. بازیگران زن، چه بخواهند چه نخواهند، اغلب تحت نگاه عینیشده قرار میگیرند و ظاهرشان بخشی از «برند» حرفهای آنان است. در این فضا، اظهارات نادری را میتوان یک اقدام استراتژیک برای کنترل روایت شخصی دانست. به جای اینکه اجازه دهد دیگران درباره زیبایی یا عدم زیباییاش قضاوت کنند، خودش مستقیم و با اعتماد به نفس بالا وارد این بحث شده است. این کار نوعی قدرتنمایی رسانهای است. از سوی دیگر، این صحبتها تولید محتوایی بحثبرانگیز میکند که برای رسانهها و صفحات مجازی جذاب است. این میتواند به افزایش توجه (Attention Economy) به او و برنامه مربوطه بینجامد. در عصر شبکههای اجتماعی، چنین اظهاراتی میتواند عامدانه یا غیرعامدانه، یک تاکتیک برای ماندن در کانون توجه باشد.
تحلیل واکنش شبکههای اجتماعی و دوگانگی فرهنگ عمومی
واکنشها در فضای مجازی به این اظهارات، معمولاً دو قطبی بوده است:
-
طرفداران
او را به خاطر صداقت، شجاعت و شکستن کلیشههای زنانه تحسین کردهاند. آن را نشانه قدرت زنانگی و خودآگاهی میدانند.
-
منتقدان
این اظهارات را نشانه تکبر، سطحینگری و دور شدن از ارزشهای اخلاقی دانستهاند. برخی نیز آن را یک حراجی شخصیتی برای جلب توجه ارزیابی کردهاند.
این دوگانگی، در واقع بازتابی از شکاف نسلی و ارزشی در جامعه ایران است. نسل جوانتر و شهرنشینتر، ممکن است این صراحت را بپسندد، در حالی که نسل قدیمتر یا باورمندان به ادب سنتی، آن را ناپسند بدانند. همچنین، این اتفاق نشان میدهد که زنان مشهور در ایران بین انتظارات متضاد گیر کردهاند: از یک سو انتظار میرود مدرن، مستقل و بااعتماد به نفس باشند؛ از سوی دیگر انتظار میرود متواضع، محجوب و کمگفتار باقی بمانند. راضی کردن همه این انتظارات ناممکن است.
جمعبندی و درسهای این رویداد برای فضای عمومی
۱. عادیسازی گفتوگو درباره بدن
این اتفاق میتواند گامی کوچک برای عادیسازی بحث درباره بدن و تصویر شخصی باشد، بدون اینکه لزوماً با شرم یا تکبر همراه باشد.
۲. اهمیت قصد و زمینه
باید بین یک اظهار طنزآمیز و غیرجدی در یک برنامه گفتوگو و خودبینی بیمارگونه تفاوت قائل شد. نباید هر اظهار مثبتی درباره خود را به سرعت بیمارگونه خواند.
۳. آزادی بیان زنان
زنان باید این حق را داشته باشند که هم درباره دستاوردهای فکری و حرفهای خود صحبت کنند، هم — اگر خواستند — درباره ویژگیهای ظاهری خود، بدون اینکه مورد هجوم قرار گیرند.
۴. خطر کاهش یافتن به ظاهر
خطر اصلی برای زنان هنرمند این است که تمام هویت حرفهای آنان صرفاً به «زیبایی» تقلیل یابد. گفتوگو باید به سمت آثار و مهارتهای آنان نیز هدایت شود.
جمعبندی نهایی
اظهارات فریبا نادری را نباید لزوماً یک پدیده آسیبشناختی دانست، بلکه میتوان آن را بازتابی از تغییرات فرهنگی در حال وقوع تفسیر کرد. این تغییرات شامل افزایش اعتماد به نفس فردی در زنان، تمایل به بیان صریح تر احساسات و درگیر شدن با پدیده «اقتصاد توجه» در عصر رسانه است. این رویداد کوچک، آینهای است از جامعهای در حال گذار که در آن مفاهیمی مانند تواضع، خودآگاهی، خودشیفتگی و استقلال زنانه در حال بازتعریف هستند. به جای قضاوت سریع، شاید بهتر باشد این گفتوگوها را فرصتی برای تبادل نظر درباره مرزهای جدید فردیت و بیان شخصی در فضای عمومی بدانیم.