آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، با لحنی تهدیدآمیز و در عین حال دیپلماتیک، از ایران خواست تا هرچه سریعتر توافق هستهای را امضا کند. ترامپ در اظهارات جدید خود مدعی شد که «دیگر صبر زیادی نخواهد کرد» و زمان برای رسیدن به توافق رو به اتمام است. او همچنین پیشنهاد داد که ایران میتواند اورانیوم غنیشده خود را به چین یا حتی آمریکا تحویل دهد. این اظهارات در حالی مطرح میشود که مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا به بنبست رسیده است. ایران بر حفظ برنامه هستهای صلحآمیز و رفع کامل تحریمها تأکید دارد، در حالی که آمریکا خواهان محدودیتهای بیشتر و راستیآزماییهای گستردهتر است. پیشنهاد ترامپ برای تحویل اورانیوم به چین، یک ابتکار جدید و غیرمنتظره است که میتواند نشانهای از ناامیدی کاخ سفید از روند فعلی مذاکرات باشد.
ترامپ با اشاره به اینکه «آخرین چیزی که اکنون جهان به آن نیاز دارد، جنگ است»، عملاً پذیرفت که گزینه نظامی نمیتواند راهحل مناسبی برای اختلافات با ایران باشد. جنگ ایران و آمریکا که ماههاست ادامه دارد، تاکنون هزینههای سنگین اقتصادی و جانی برای هر دو طرف و منطقه به همراه داشته است. ترامپ به وضوح به دنبال راهی برای خروج از این بحران بدون از دست دادن وجهه است. پیشنهاد «تحویل اورانیوم به چین» میتواند تفسیرهای مختلفی داشته باشد. از یک سو، چین به عنوان یکی از اعضای دائم شورای امنیت و امضاکننده برجام، میتواند نقش ضامن را ایفا کند. از سوی دیگر، این پیشنهاد ممکن است تلاشی برای خارج کردن اورانیوم غنیشده از ایران و کاهش توان هستهای کشور باشد. اما جمهوری اسلامی همواره تأکید کرده که اورانیوم غنیشده متعلق به خود را به هیچ کشور دیگری تحویل نخواهد داد، مگر در ازای امتیازات متقابل و سنگین.
واکنش ایران به این اظهارات چه بود؟
تا لحظه نگارش این گزارش، مقامات ارشد ایران مستقیماً به این پیشنهاد پاسخ ندادهاند. با این حال، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه، پیش از این تأکید کرده بود که «ایران پیشنهاد کرده به جای تمرکز بر پرونده هستهای، بر پایان جنگ، حل مسئله تنگه هرمز و توقف محاصره اعمالشده از سوی آمریکا تمرکز شود». به عبارت دیگر، ایران موضوع هستهای را در اولویت نمیداند و خواستار حل مسائل بزرگتر (جنگ و تحریم) است.
تحلیلگران سیاسی معتقدند که پیشنهاد ترامپ یک «ابتکار عمل تبلیغاتی» برای نشان دادن انعطاف آمریکاست. ترامپ با مطرح کردن چین به عنوان یک مقصد تحویل اورانیوم، هم به پکن فشار میآورد (که در سفر اخیر ترامپ به چین، بینتیجه ماند) و هم به ایران نشان میدهد که آمریکا آماده شنیدن پیشنهادهای جدید است. با این حال، بعید به نظر میرسد که ایران این پیشنهاد را بپذیرد، مگر اینکه آمریکا ابتدا تحریمهای نفتی و بانکی را لغو کند.
یکی از نقاط ضعف این پیشنهاد، «عدم شفافیت در مورد سرنوشت اورانیوم تحویل داده شده» است.
- آیا چین اورانیوم را به روسیه منتقل میکند؟
- آیا آمریکا اورانیوم را برای مصارف صلحآمیز (سوخت راکتور) خریداری میکند؟
- آیا ایران در ازای تحویل اورانیوم، غنیسازی مجدد را از سر میگیرد؟
این سوالات بیپاسخ مانده است. تا زمانی که جزئیات روشن نباشد، ایران به این پیشنهاد بدبینانه نگاه خواهد کرد.
در مجموع، اظهارات ترامپ نشان میدهد که کاخ سفید در تنگنا قرار دارد: از یک سو نمیتواند جنگ را به سرعت تمام کند، از سوی دیگر نمیخواهد امتیازات بزرگی به ایران بدهد. پیشنهاد تحویل اورانیوم به چین، یک توپ جدید در زمین ایران است. حالا نوبت تهران است که پاسخ دهد: «آیا حاضر است در قالب یک توافق گامبهگام، بخشی از اورانیوم خود را به کشور ثالث (تحت نظارت آژانس) منتقل کند، در ازای لغو بخشی از تحریمها؟» پاسخ ایران در روزها و هفتههای آینده مشخص خواهد شد.
تحلیل پیشنهاد تحویل اورانیوم به چین از منظر حقوقی و فنی
از نظر فنی، اورانیوم غنیشده محصول فرآیندی است که در آن ایزوتوپ U-235 (قابل شکافت) از U-238 جداسازی میشود. اورانیوم با غنای ۳.۶۷ درصد (سطح برجام) برای سوخت راکتورهای نیروگاهی مناسب است، اورانیوم با غنای ۲۰ درصد برای راکتورهای تحقیقاتی (مانند راکتور تهران) و اورانیوم با غنای ۶۰ درصد (که ایران در حال حاضر به آن دست یافته) در آستانه سطح نظامی (۹۰ درصد) قرار دارد. پیشنهاد ترامپ به معنای خروج بخشی از اورانیوم غنیشده از ایران و انتقال آن به یک کشور ثالث (چین) است. این کار دو هدف دارد: اول، کاهش موجودی اورانیوم غنیشده ایران به زیر آستانهای که بتواند در مدت کوتاهی به غنای نظامی تبدیل شود. دوم، ایجاد یک «اهرم فشار» بر ایران که اگر توافق را نقض کند، چین نیز ممکن است همکاری را متوقف کند.
اما از منظر حقوقی، اورانیوم غنیشده «مالکیت ایران» محسوب میشود. انتقال آن به یک کشور دیگر نیازمند یک قرارداد بینالمللی (مثل پیمان خرید و فروش) است و باید تحت نظارت کامل آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) انجام شود. همچنین ایران باید مطمئن شود که اورانیوم تحویل داده شده، به کشور ثالث دیگری (مثلاً اسرائیل) منتقل نخواهد شد. چین به عنوان یک کشور مسئول، سابقه همکاری با ایران در حوزه هستهای دارد (مثل ساخت نیروگاه بوشهر). اما چین هرگز اورانیوم غنیشده ایران را به عنوان «مال خود» قبول نکرده است.
بنابراین، تحویل اورانیوم به چین ممکن است به معنای «فروش» آن به چین باشد (که درآمد ارزی برای ایران دارد) یا «امانت گذاری» (که ایران پس از رفع تحریمها، آن را پس بگیرد). نکته مهم دیگر، راستیآزمایی است. اگر ایران اورانیوم خود را به چین تحویل دهد، آیا آمریکا تحریمها را یکجا لغو میکند یا پلهپله؟ تجربه برجام نشان داد که آمریکا (تحت ریاستجمهوری ترامپ در دوره اول) از برجام خارج شد و تحریمها را بازگرداند. ایران به آمریکا اعتماد ندارد و بعید است که بدون لغو کامل و قابل راستیآزمایی تحریمها، اورانیوم خود را از کشور خارج کند. همچنین مجلس ایران اخیراً قانونی تصویب کرده که خروج اورانیوم غنیشده از کشور را ممنوع کرده است، مگر با مصوبه شورای عالی امنیت ملی. بنابراین، پیشنهاد ترامپ با موانع قانونی داخلی در ایران نیز مواجه است.
اهداف پنهان ترامپ از مطرح کردن چین و تأثیر آن بر مذاکرات
ترامپ اخیراً سفری به چین داشت و با شی جین پینگ دیدار کرد. در آن سفر، هیچ توافق بزرگی (نه در مورد ایران، نه در مورد تجارت) حاصل نشد. به نظر میرسد ترامپ با مطرح کردن چین به عنوان مقصد تحویل اورانیوم، میخواهد فشار را بر پکن افزایش دهد. شاید ترامپ امیدوار است که چین به عنوان «ضامن» اجرای توافق هستهای عمل کند و در صورت نقض توافق توسط ایران، چین تحریمهای اقتصادی علیه ایران اعمال کند. اما چین هرگز چنین تعهدی نمیدهد، زیرا چین روابط استراتژیک و اقتصادی عمیقی با ایران دارد (مثل خرید نفت، سرمایهگذاری در زیرساختها، و مشارکت در ابتکار یک کمربند یک راه).
چین حاضر نیست به خاطر آمریکا، رابطه خود با ایران را قربانی کند. هدف دیگر ترامپ، «تغییر روایت» مذاکرات است. تاکنون رسانهها بر روی «مقاومت ایران در برابر محدودیت هستهای» تمرکز داشتند. حالا ترامپ با ارائه یک پیشنهاد (هرچند مبهم)، میخواهد نشان دهد که آمریکا انعطاف دارد و اگر توافق نشود، تقصیر ایران است. این یک بازی روانی رایج در مذاکرات بینالمللی است. ایران باید هوشمندانه عمل کند و این پیشنهاد را به نفع خود تغییر دهد. به عنوان مثال، ایران میتواند بگوید: «ما حاضر به تحویل اورانیوم به چین در قبال لغو همه تحریمها، بازگشت به برجام، و جبران خسارت هستیم.» در این صورت، توپ در زمین آمریکا خواهد بود.
در نهایت، جنگ فعلی بین جمهوری اسلامی و آمریکا (که ماههاست ادامه دارد) هزینههای سنگینی بر هر دو طرف تحمیل کرده است. افزایش قیمت نفت (که به نفع ایران است اما تورم جهانی را بالا میبرد)، اختلال در کشتیرانی در خلیج فارس، و خطر گسترش جنگ به سایر نقاط منطقه، همه و همه باعث شده که هر دو طرف به دنبال راهی برای خروج از بحران باشند. اما راه حل نظامی وجود ندارد. تنها راه حل، دیپلماسی است. پیشنهاد ترامپ (اگر جدی باشد) میتواند یک نقطه شروع برای مذاکرات مستقیم یا غیرمستقیم باشد. ایران نباید آن را یک طرفه رد کند، بلکه باید با ارائه پیشنویس متناقض خود، وارد چانهزنی شود. تاریخ نشان داده که بهترین توافقها، توافقهایی هستند که در آنها هر دو طرف احساس پیروزی کنند.