یکشنبه / ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ / ۲۲:۳۳
کد خبر: 38295
گزارشگر: 548
۸۶
۰
۰
۲
​ جانان؛ عاشقانه‌ای که به مقصد نمی رسد / نقدی بر فیلمنامه سست و کارگردانی سردرگم قدکچیان

نقد و بررسی فیلم جانان

نقد و بررسی فیلم جانان
فیلم سینمایی «جانان» ساخته کامران قدکچیان و نویسندگی فرهاد توحیدی با وجود بازیگران مطرحی همچون امین حیایی، مژگان بیات و پروانه معصومی، نتوانست در گیشه سینماهای ایران موفق عمل کند و تنها به فروشی حدود ۳۸۱ میلیون تومانی دست یافت. این فیلم که پس از شش سال دوری قدکچیان از سینما ساخته شد، در تاریخ ۱۶ مرداد ۱۳۹۸ روی پرده رفت اما با نقدهای منفی گسترده منتقدان و استقبال سرد مخاطبان روبه‌رو شد. پخش این فیلم در شبکه نمایش خانگی نیز نتوانست نظر مثبتی را به خود جلب کند و بار دیگر ضعف فیلمنامه را به عنوان بزرگ‌ترین معضل «جانان» به رخ کشید.

آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:
سینمای ایران در سال‌های اخیر با موج تازه‌ای از فیلم‌های عاشقانه مواجه بوده که بیشترشان به جای روایت درست یک قصه، به تکرار کلیشه‌های فرسوده و ارائه تصاویر کارت‌پستالی از شهرهای تاریخی بسنده کرده‌اند. فیلم «جانان» به کارگردانی کامران قدکچیان نیز از این قاعده مستثنی نیست؛ اثری که با وجود داشتن سوژه‌ای بالقوه جذاب، در اجرا به شدت ناکام می‌ماند. داستان درباره دختری به نام جانان است که به طور اتفاقی به نامه‌ای عاشقانه از نیم‌قرن پیش برمی‌خورد. این کشف، او را در مسیر وصل دوباره یک عشق قدیمی قرار می‌دهد و همزمان، عشق خودش نیز در این میان جوانه می‌زند. چنین ساختاری یادآور بهترین ملودرام‌های سینمای جهان است، اما متأسفانه «جانان» از پس روایت موازی این دو عشق برنمی‌آید.

کامران قدکچیان، کارگردان ۷۲ ساله و باسابقه سینمای ایران، پیش از این سابقه ساخت آثار شاخصی چون «کنیز» و «خاک و خون» را در کارنامه دارد. او که حرفه اصلی‌اش تدوین است، در «جانان» نشان می‌دهد که هنوز هم به خوبی قاب‌های زیبا از شیراز می‌گیرد، اما غافل از اینکه سینما بدون داستانی محکم، فقط به آلبومی از تصاویر زیبا تبدیل می‌شود. فرهاد توحیدی، فیلمنامه‌نویس ۶۴ ساله و نام‌آشنایی که آثار ماندگاری چون «مرد عوضی» و «شهر موش‌ها» را نوشته، در «جانان» ضعیف‌ترین اثرش را ارائه داده است. فیلمنامه‌ای که سرشار از جزئیات بی‌ربط، شخصیت‌های پرداخت‌نشده و دیالوگ‌های تکراری است و مخاطب را مدام با این سوال مواجه می‌کند که «چرا این صحنه اینجاست؟»
یکی از بزرگ‌ترین معضلات فیلم، شخصیت‌پردازی نامنسجم جانان (با بازی مژگان بیات) است. ما از زبان راوی درباره خواهرش که با یک مرد سوئدی ازدواج کرده، پدر شاعر مسلکش و خواهرزاده‌هایش می‌شنویم، اما هیچ‌کدام از این اطلاعات در پیشبرد داستان نقشی ندارند. گویی فیلمنامه‌نویس فراموش کرده است چرا این جزئیات را در ابتدا گنجانده بود. استفاده بی‌جا و مکرر از اسلوموشن (تصویر آهسته) در صحنه‌هایی که هیچ بار دراماتیکی ندارند، یکی دیگر از نقاط ضعف فنی فیلم است. به عنوان نمونه، لحظه خروج مهرانگیز از بیمارستان در حالی که تازه فهمیده فرد در حال مرگ، همسر سابقش نیست، چنان با اسلوموشن همراه می‌شود که انگار کارگردان صرفاً می‌خواسته زمان فیلم را پر کند یا با یک تکنیک دم‌دستی، احساسی کاذب به مخاطب القا کند.
شیمی میان شخصیت‌های عاشق فیلم (جانان و پیمان با بازی امین حیایی) نیز به هیچ وجه شکل نمی‌گیرد. عشق آن ها در دقیقه صفر متولد می‌شود و بدون هیچ دلیلی به اوج می‌رسد. چنین شتابزدگی در روابط عاطفی، باورپذیری را از مخاطب سلب می‌کند و فیلم را به یک کمدی عاشقانه سطحی شباهت می‌دهد که متعلق به اوایل دهه هشتاد است، نه سال ۱۳۹۷. در نهایت «جانان» با فروش ناچیز ۳۸۱ میلیون تومانی در گیشه و نقدهای عمدتاً منفی، به یکی از شکست‌های آشکار سال ۱۳۹۸ تبدیل شد. این فیلم که در شبکه نمایش خانگی نیز پخش شده است، نمونه‌ای کلاسیک از ناهماهنگی میان عوامل است؛ جایی که لوکیشن‌های بکر، بازیگران چهره و یک کارگردان باتجربه، در فقدان یک فیلمنامه منسجم، تمام توان خود را از دست می‌دهند.

فیلمنامه و ساختار روایی؛ فاجعه‌ای به نام جزئیات بی‌ربط

فیلمنامه «جانان» نوشته فرهاد توحیدی، نمونه‌ای کلاسیک از نقض قواعد اولیه فیلمنامه‌نویسی است. در یک فیلمنامه استاندارد، هر جزئیات، هر دیالوگ و هر کاراکتر باید در خدمت پیشبرد داستان یا عمق‌بخشی به ماجرا باشد. اما در «جانان» با حجم انبوهی از اطلاعات اضافه مواجهیم که هیچگاه فعال نمی‌شوند. معرفی خواهر جانان که با یک مرد سوئدی ازدواج کرده و دو فرزند دارد، اگر قرار نباشد این شخصیت در فیلم ظاهر شود و نقشی ایفا کند، نه تنها بی‌فایده است، بلکه ذهن مخاطب را با انتظاری بی‌پاسخ سرگردان می‌کند. یا ارجاع مداوم به پدر شاعر مسلک جانان که هرگز از اتاقش بیرون نمی‌آید و ما حتی یک بار هم او را نمی‌بینیم، تبدیل به یک شوخی تکراری و خسته‌کننده می‌شود.
علاوه بر این، خط سیر اصلی داستان (پیدا شدن نامه و تلاش برای وصل مهرانگیز و علی) به قدری ساده و خطی روایت می‌شود که هیچ فراز و نشیبی ندارد. مخاطب از همان بیست دقیقه اول به راحتی می‌تواند پایان قصه را حدس بزند و این بزرگ‌ترین گناه برای یک فیلم درام محسوب می‌شود. فرهاد توحیدی که پیشتر توانایی خود را در خلق موقعیت‌های کمدی و دراماتیک نشان داده، در «جانان» گویی به یک نسخه تکراری و قالبی از خودش تن داده است. شخصیت‌ها به جای آنکه از طریق کنش و واکنش معرفی شوند، صرفاً از زبان راوی به ما معرفی می‌شوند و همین فاصله‌گذاری، مانع از همذات‌پنداری مخاطب با آنها می‌شود. حتی نامه محوری فیلم که قرار بود قلب تپنده قصه باشد، چنان سطحی و بی‌عمق نوشته شده که سوز و گداز یک فراق پنجاه ساله را به مخاطب منتقل نمی‌کند.

کارگردانی و زبان بصری؛ گیجی دوربین و سوءاستفاده از اسلوموشن

کامران قدکچیان به عنوان تدوینگری باسابقه، قطعاً شناخت کافی از زبان تصویر دارد، اما در «جانان» نتوانسته است تسلط خود را بر قاب و حرکت دوربین به درستی نشان دهد. یکی از شاخص‌ترین ایرادات فنی فیلم، انتخاب بی‌محل و مکرر اسلوموشن (تصویر آهسته) است. در سینما، اسلوموشن ابزاری برای بسط یک لحظه مهم دراماتیک، تأکید بر یک احساس یا ایجاد ضرباهنگ خاص است. اما در «جانان»، این تکنیک در لحظاتی کاملاً عادی و فاقد اهمیت به کار می‌رود، مانند خروج مهرانگیز از بیمارستان وقتی متوجه می‌شود اشتباه کرده است. اینجا نه لحظه‌ای حماسی در کار است و نه احساسی که نیاز به بسط تصویری داشته باشد. نتیجه این کار، ایجاد حسی مضحک و آماتوری است که اعتبار فیلم را خدشه‌دار می‌کند.
از سوی دیگر، دوربین فیلم به رهبری کامیار فاروقی، گاهی قاب‌های بسته و بی‌جهتی می‌گیرد و گاهی چنان باز می‌کند که انگار کارگردان نمی‌داند مخاطب باید دقیقاً به چه چیزی نگاه کند. لوکیشن‌های شیراز، اگرچه خود به خود زیبا هستند، اما نتوانسته‌اند به عنصری دراماتیک تبدیل شوند و صرفاً نقش یک پوستر توریستی را دارند. قدکچیان در خلق سکانسی که واقعاً احساس را منتقل کند، ناتوان است؛ صحنه‌های عاشقانه بین جانان و پیمان چنان سرد و فرمولیک از آب درآمده‌اند که هیچ حسی را برنمی‌انگیزند. انگار کارگردان فقط فهرستی از نماهای کلیشه‌ای عاشقانه (دویدن در باران، نگاه‌های طولانی در غروب و ...) را یکجا جمع کرده و بدون هیچ نگاه شخصی، پشت سر هم چیده است.

بازیگران و شیمی؛ وقتی ستاره‌ها هم نمی‌توانند نجات دهند

ترکیب بازیگران «جانان» شامل امین حیایی، مژگان بیات، پروانه معصومی، چنگیز وثوقی، بیژن بنفشه‌خواه و مهران رجبی می‌شود. روی کاغذ، این نام‌ها وعده یک فیلم جمع و جور با بازی‌های خوب را می‌دهند، اما در عمل، نتیجه رضایت‌بخش نیست. بدترین بازی فیلم بی‌مناقصه متعلق به مژگان بیات در نقش جانان است. بیات که در فیلم‌هایی چون «چارچنگولی» و «نامزد آمریکایی من» شناخته می‌شود، در اینجا نتوانسته است از پس یک شخصیت دراماتیک با لایه‌های احساسی برآید. بازی او یکبعدی و سطحی است و احساسات متناقض شخصیت (کنجکاوی، شادی، غم، عشق) را به درستی منتقل نمی‌کند.
امین حیایی نیز در نقش پیمان، تکرار همیشگی خودش است؛ همان اداهای آشنا و همان تیپ‌سازی تکراری. مشکل اصلی اما به فقدان شیمی میان این دو بازمی‌گردد. در یک فیلم عاشقانه، باورپذیری عشق به درجه‌ای بستگی دارد که تماشاگر بتواند میان دو بازیگر «جرقه» ببیند. در «جانان» نه تنها جرقه‌ای وجود ندارد، بلکه تعاملات آنها چنان سرد و حساب‌شده است که گویی دو غریبه در یک اتاق انتظار نشسته‌اند. در مقابل، پروانه معصومی و چنگیز وثوقی به عنوان نسل قدیم، اندکی بهتر عمل کرده‌اند، اما باز هم فرصت کافی برای درخشش به آنها داده نشده است. استفاده از بازیگران کمدی مانند بیژن بنفشه‌خواه و مهران رجبی نیز بیشتر به دراز کردن طول فیلم انجامیده تا ایجاد طنز موقعیت مؤثر. انگار سازندگان فکر می‌کردند صرف حضور این چهره‌ها می‌تواند فیلم را از ملال نجات دهد، اما این اشتباه محاسباتی فاحشی بود.

گیشه و بازخوردها؛ چرا «جانان» فروش نرفت؟

فیلم «جانان» در حالی روی پرده سینماها رفت که رقبای قدرتمندی در آن سال داشت. فروش ۳۸۱ میلیون تومانی برای فیلمی با این تعداد بازیگر مطرح و هزینه تولید نسبتاً بالا، یک شکست محض محسوب می‌شود. این رقم به این معناست که «جانان» حتی نتوانسته است بخش بزرگی از هزینه تبلیغات خود را هم برگرداند. دلایل متعددی برای این شکست وجود دارد، اما مهم‌ترین آنها قطعاً نقدهای منفی گسترده و دهان به دهان بد فیلم در میان مخاطبان بوده است. در عصر شبکه‌های اجتماعی، یک فیلم ضعیف خیلی زود رسوا می‌شود و مردم تمایل خود را برای صرف هزینه و زمان برای دیدن آن از دست می‌دهند. نکته دیگر، عدم حضور امین حیایی به عنوان بازیگر محبوب تلویزیون در برنامه‌های تبلیغاتی پیش از اکران بود. هرچند که او در آن زمان با برنامه «عصر جدید» روی آنتن بود، اما این حضور نتوانست به فروش فیلم کمک شایانی کند. همچنین ژانر فیلم (ملودرام عاشقانه سنتی) در آن مقطع، دیگر آن کشش سابق را برای مخاطب نداشت و سلیقه تماشاگران ایرانی به سمت کمدی‌های اجتماعی و فیلم‌های معمایی تغییر کرده بود. «جانان» با ادبیات و فضای دهه شصتی خود، عمیقاً از مد روز سینمای ایران عقب مانده بود و نتوانست خود را به روز کند.

مقایسه با آثار مشابه و جایگاه در سینمای ایران

اگر «جانان» را در مقایسه با سایر ملودرام‌های عاشقانه سینمای ایران قرار دهیم، بی‌تردید در پایین‌ترین رده‌ها جای می‌گیرد. فیلم‌هایی مانند «جدایی نادر از سیمین» یا «درباره الی» نشان دادند که می‌شود در بستر یک قصه عاشقانه (حتی به معنای کلاسیک آن) به لایه‌های عمیق اجتماعی و روانشناختی دست یافت. اما «جانان» حتی از آثاری مانند «چند متر مکعب عشق» نیز عقب‌تر است. مشکل اصلی این فیلم، تلاش برای خلق یک «عاشقانه نوستالژیک» به روش کاملاً قالبی و بدون نگاه واقع‌بینانه است. دنیای «جانان» دنیای انسان‌هایی با مشکلات واقعی نیست؛ دنیایی است پر از اتفاقی‌های محض و عشق‌هایی که بی‌مقدمه گل می‌کنند.
این فیلم یادآور انبوه فیلم‌های سطحی و تلویزیونی اوایل دهه هشتاد است که با شعار «عاقبت به خیر می‌شوند» ساخته می‌شدند. اما سینمای ایران امروز فراتر از این حرف‌ها رفته است. مخاطب امروز به دنبال علت‌ها و چرایی‌هاست و دیگر حرف‌های کلیشه‌ای و کلی مثل «عشق ناب» و «وفاداری» را نمی‌خرد. در یک کلام، «جانان» یک قدم به جلو و بیست قدم به عقب است. اثری که تلاش می‌کند به گذشته سینمایی ایران ادای دین کند اما از قوانین اولیه دراماتیک بی‌خبر است و در نهایت، نه می‌تواند نوستالژیک باشد و نه می‌تواند مخاطب امروز را راضی کند.
https://www.asianewsiran.com/u/iP7
اخبار مرتبط
فیلم «خط نجات» به کارگردانی وحید موسائیان و نویسندگی مشترک او با مهدی سجاده‌چی، از روزهای پایانی سال ۱۴۰۴ و همزمان با نوروز ۱۴۰۵ اکران خود را آغاز کرده است. این تریلر عاشقانه-تاریخی که در دهه پنجاه خورشیدی و دو سال پیش از انقلاب روایت می‌شود، با بازی مصطفی زمانی، امیر آقایی، پگاه آهنگرانی و آرمین رحیمیان، سعی دارد تجربه متفاوتی از سینمای سیاسی ایران ارائه دهد. این اثر علی‌رغم ضعف‌های متعدد در موسیقی متن (با وجود همکاری دوباره با فریدون شهبازیان) و برخی ابهامات فیلمنامه، توانسته در ژانر اطلاعات و ضداطلاعات به بازتعریف نسبتاً قابل قبولی دست پیدا کند. فیلم برخلاف بسیاری از آثار مشابه، ساواک را صرفاً «دوست شکنجه‌گر غرب» نمی‌داند و به جنبه‌های پیچیده‌تر امنیتی و جاسوسی آن دوران نیز می‌پردازد.
فیلم «عیار ۱۴» به کارگردانی پرویز شهبازی، داستان طلافروشی به نام فرید را روایت می‌کند که پنج سال پیش یک دزد را لو داده و حالا پس از آزادی دزد، در توهم انتقام به سر می‌برد. این فیلم که در فضای برفی و خلوت یک شهر کوچک می‌گذرد، سعی دارد با شخصیت‌های محدود خود، لایه‌های پنهان تنهایی و اضطراب در جامعه امروز را نشان دهد.. بازی محمدرضا فروتن در نقش فرید، یکی از نقاط قوت «عیار ۱۴» محسوب می‌شود؛ او توانسته ترس، شک و توهم را به خوبی به مخاطب منتقل کند. در مقابل، کامبیز دیرباز در نقش منصور (دزد سابق) فرصت چندانی برای درخشش ندارد و شخصیتش به شکلی مبهم و حل‌نشده رها می‌شود.
فیلم سینمایی «قمارباز» به کارگردانی محسن بهاری و با بازی کوروش تهامی، آرمین رحیمیان و شبنم قربانی، در اکران نوروزی ۱۴۰۵ روی پرده رفته است. این فیلم که نخستین تجربه بلند بهاری محسوب می‌شود، روایتگر ماجرای یک حمله سایبری به یکی از بانک‌های کشور در شب‌های جنگ دوازده‌روزه است. فیلم با محدود کردن موقعیت به یک لوکیشن اصلی (آپارتمان شخصیت اصلی) و تقابل روانی یک مأمور امنیتی و یک مظنون، تلاش می‌کند فضایی پرتنش و معمایی خلق کند. با این حال، ریتم کند فیلم و عدم بهره‌گیری کافی از عناصر بصری هیجان‌انگیز، از تأثیر نهایی آن کاسته است. «قمارباز» با وجود نقاط قوتی مانند فیلمنامه منسجم و بازی‌های قابل قبول، به دلیل اتکای بیش از حد به دیالوگ و افت ریتم نتوانسته به یک نمونه کامل در ژانر تریلر امنیتی تبدیل شود
فیلم سینمایی «آنتیک» به کارگردانی هادی نائیجی با بازی پژمان جمشیدی و بیژن بنفشه‌خواه، از زمان اکران در جشنواره فجر تا اکران نوروزی ۱۴۰۵، با موج گسترده‌ای از نقدها و واکنش‌های متفاوت روبرو شده است. عده‌ای آن را اثری هجوآمیز و توهین‌آمیز به مقدسات دانسته و برخی دیگر به ضعف‌های فنی و فیلمنامه آن پرداخته‌اند. داستان فیلم درباره دو آنتیک‌فروش در اوایل انقلاب است که با رکود کسب‌وکارشان، تصمیم می‌گیرند با ساختن یک امامزاده قلابی مردم را فریب دهند. ایده اصلی فیلم (نقد خرافات و سوءاستفاده از باورهای دینی) در ذات خود جذاب است، اما اجرای ضعیف و شوخی‌های نامناسب، پیام اصلی را در میان ضعف‌ها گم کرده است.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید