یکشنبه / ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ / ۰۲:۵۱
کد خبر: 38001
گزارشگر: 548
۷۴
۰
۰
۲
روایتی از جنگ سایبری در یک شب و یک آپارتمان / ایده‌ای روزآمد اما ریتمی کند

نقد و بررسی فیلم قمارباز

نقد و بررسی فیلم قمارباز
فیلم سینمایی «قمارباز» به کارگردانی محسن بهاری و با بازی کوروش تهامی، آرمین رحیمیان و شبنم قربانی، در اکران نوروزی ۱۴۰۵ روی پرده رفته است. این فیلم که نخستین تجربه بلند بهاری محسوب می‌شود، روایتگر ماجرای یک حمله سایبری به یکی از بانک‌های کشور در شب‌های جنگ دوازده‌روزه است. فیلم با محدود کردن موقعیت به یک لوکیشن اصلی (آپارتمان شخصیت اصلی) و تقابل روانی یک مأمور امنیتی و یک مظنون، تلاش می‌کند فضایی پرتنش و معمایی خلق کند. با این حال، ریتم کند فیلم و عدم بهره‌گیری کافی از عناصر بصری هیجان‌انگیز، از تأثیر نهایی آن کاسته است. «قمارباز» با وجود نقاط قوتی مانند فیلمنامه منسجم و بازی‌های قابل قبول، به دلیل اتکای بیش از حد به دیالوگ و افت ریتم نتوانسته به یک نمونه کامل در ژانر تریلر امنیتی تبدیل شود

آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:

فیلم سینمایی «قمارباز» به کارگردانی محسن بهاری، یکی از آثار امنیتی قابل توجه سینمای ایران در سال‌های اخیر است که در اکران نوروزی ۱۴۰۵ روی پرده رفته و تلاش می‌کند تصویری متفاوت از جنگ‌های ترکیبی و مدرن ارائه دهد. این فیلم که نخستین تجربه کارگردانی بلند بهاری محسوب می‌شود، به تهیه‌کنندگی سجاد نصراللهی و با حمایت بنیاد سینمایی فارابی تولید شده است. فیلمنامه اثر را بهجت شریف نوشته و بازیگرانی چون آرمین رحیمیان، شبنم قربانی و کوروش تهامی ایفای نقش می‌کنند. «قمارباز» نمونه‌ای جالب توجه از تلاش سینمای ایران برای پیوند زدن دغدغه‌های کاملاً امروزی جنگ سایبری و امنیت اطلاعات با قالب‌های آشنا ژانر معمایی است. داستان فیلم در بستر جنگ دوازده‌روزه شکل می‌گیرد و حول یک حمله سایبری به یکی از بانک‌های کشور می‌چرخد؛ بحرانی که در ظاهر یک اختلال فنی است، اما به تدریج ابعاد پیچیده‌تری پیدا می‌کند و پای نفوذ، خیانت و بازی‌های چندلایه امنیتی را به میان می‌کشد.

فیلم با محدود کردن موقعیت به یک لوکیشن اصلی (آپارتمان شخصیت اصلی)، روایت خود را در فضایی بسته و پرتنش پیش می‌برد؛ جایی که شخصیت‌ها در یک بازی ذهنی و امنیتی گرفتار شده‌اند. نقطه قوت اصلی «قمارباز» را باید در فیلمنامه آن جست‌وجو کرد؛ فیلمنامه‌ای دقیق و ظریف که از پرداخت هرگونه خرده‌داستان و ارائه اطلاعات غیرضروری پرهیز کرده است. گره‌های داستان به موقع طرح و به موقع گشوده می‌شوند. با این حال، فیلم در مسیر تبدیل این ایده به تجربه‌ای سینمایی فراگیر و مؤثر با چالش‌هایی دست و پنجه نرم می‌کند که ریشه در ناهماهنگی میان بستر پرتنش داستان، ریتم اجرا و محدودیت‌های تولید دارد. در این گزارش، ضمن معرفی فیلم «قمارباز»، به تحلیل داستان، بازیگری، ریتم، فرم و جایگاه آن در سینمای تریلر امنیتی ایران می‌پردازیم و نقاط قوت و ضعف این اثر را مرور می‌کنیم.

خلاصه داستان و ساختار روایی

«قمارباز» در شب تولد فرید (با بازی کوروش تهامی)، برنامه‌نویس بانک مرکزی، آغاز می‌شود. باران، نامزد فرید، قرار است به دیدن او بیاید، اما فرید وقتی وارد خانه می‌شود با مردی غریبه در آشپزخانه روبرو می‌شود. این مرد، پیمان با بازی آرمین رحیمیان، مأمور امنیتی است که برای روشن شدن اتهامات یک معاون بانک، از فرید کمک می‌خواهد. داستان اصلی حول محور تقابل روانی یک مأمور و یک مظنون در فضایی بسته و تحت فشار زمانی می‌چرخد. فیلم با محدود کردن روایت به یک شب و یک لوکیشن اصلی، سعی دارد از پتانسیل ذاتی این موقعیت برای ایجاد تعلیق استفاده کند. اما آنچه در عمل رخ می‌دهد، روایتی است که گاهی درجا می‌زند و از کشش لازم برخوردار نیست. از نیمه فیلم به بعد، اثری از التهاب و تنش اولیه باقی نمی‌ماند. گفتگوهای طولانی و کند، جایگزین تعلیق‌های تصویری می‌شود و مخاطب برای رسیدن به نقطه اوج داستان، انتظاری طولانی را تحمل می‌کند. پایان‌بندی فیلم نیز تا حد زیادی قابل پیش‌بینی است و غافلگیری چندانی برای مخاطب ندارد.

بازیگری و شخصیت‌پردازی

در حوزه بازیگری، «قمارباز» عملکرد قابل قبولی به نمایش می‌گذارد. کوروش تهامی در نقش فرید، برنامه‌نویس تحت فشار، چهره‌ای آشنا و باورپذیر از یک متخصص گرفتار در مخمصه اخلاقی و امنیتی ارائه می‌دهد. حضور تهامی با توجه به سابقه طولانی‌اش، اعتباری به فضای فیلم می‌بخشد. آرمین رحیمیان در نقش پیمان، مأمور امنیتی، با ارائه یک بازی بی‌تکلف و خونسرد، سهم به‌سزایی در دیده شدن فیلم دارد. کاراکتری که در باورپذیری عملکرد یک نیروی کارآزموده امنیتی، متفاوت و تأثیرگذار ظاهر می‌شود. خونسردی پیمان در رویارویی با پاسخ‌های فرید و اعتماد مستتر در نگاه و بیان او برای نتیجه دادن بازجویی در محملی متفاوت، نقش‌آفرینی او را به چشمان مخاطب می‌نشاند. شبنم قربانی نیز نقش مکمل خود را به عنوان نامزد فرید باورپذیر ایفا می‌کند، اما عمق شخصیت او به اندازه دو نقش اصلی پرداخته نشده است. مشکل اصلی اما در خود شخصیت‌پردازی و منطق رفتار آنها نهفته است. استراتژی مأمور برای استخراج حقیقت آنقدر پیچیده و چندلایه نیست که مخاطب را تا پایان همراهی کند.

ریتم و فرم فیلم

یکی از نقاط قابل بحث فیلم، ریتم و ضرباهنگ آن است. فیلم از همان ابتدا فاقد شوک یا کشش آغازین قدرتمندی است و ریتمی کند را در پیش می‌گیرد. این کندی که می‌تواند در خدمت تعمیق فضای روانی و تعلیق باشد، در «قمارباز» اغلب به احساس درجا زدن روایت و انتظار طولانی مخاطب برای رخدادی تعیین‌کننده تبدیل می‌شود. تعلیق‌های ایجاد شده نیمه‌کاره رها می‌شوند و فیلم هرگز به آن اوج هیجانی که ژانر تریلر معمایی وعده می‌دهد، دست نمی‌یابد. این ضرباهنگ کند باعث می‌شود حتی صحنه‌های گفتگوی دوطرفه که باید پرتنش باشند، بخشی از جذابیت خود را از دست بدهند. استفاده از قاب‌های ایستا در میانه کادر و عدم استفاده صحیح از تمام زوایای خانه با نماهایی تلویزیونی، از جذابیت بصری کار کاسته است. از منظر فرم، «قمارباز» تحت محدودیت‌های تولید اولین فیلم بلند قرار دارد. تصمیمات کارگردانی در خلق فضاسازی بصری و شنیداری به یادماندنی، محافظه‌کارانه به نظر می‌رسد. طراحی صحنه و لباس معمولی است و موسیقی نیز نتوانسته به عنوان عامل تشدیدکننده تنش عملکرد چشمگیری داشته باشد.

باورپذیری بستر جنگی؛ نقطه ضعف اصلی فیلم

فیلم در شب‌های جنگ دوازده‌روزه اتفاق می‌افتد و به یک حمله سایبری به بانک سپه می‌پردازد. با این حال، این بستر پرالتهاب، عمدتاً به عنصری گفتاری و ادعایی تقلیل یافته است. از نیمه فیلم به بعد، اثری از التهاب، ترس یا نشانه‌های عینی جنگ چه در تصویر، چه در صدا و چه در میزانسن دیده نمی‌شود. جنگ تنها در دیالوگ‌ها حضور دارد و هرگز به یک شخصیت یا نیروی فشارآور در فضای درام تبدیل نمی‌شود. این فقدان، حس مصنوعی بودن موقعیت و دوری از واقعیت ملموس یک جامعه در بحران را تقویت می‌کند. حتی عناصر روزمره‌ای مانند پختن ماکارونی توسط مأمور برای ایجاد صمیمیت، با فضای اورژانسی و پراسترس یک پرونده امنیتی بزرگ در شب جنگ همخوانی چندانی ندارد. در ابتدای فیلم از پنجره دو موشک برخورد می‌کند و در انتهای فیلم صدای برخورد موشک را داریم، در صورتی که پدافند شهر تهران در آن ایام به صورت شبانه‌روزی فعالیت می‌کرد و به راحتی صدای آن شنیده می‌شد، اما صدایی از پدافند در فیلم وجود ندارد. این فقدان، حس باورپذیری را تضعیف می‌کند.

جمع‌بندی و جایگاه فیلم در سینمای امنیتی ایران

«قمارباز» را باید بیشتر به عنوان یک «فیلم-ایده» ارزیابی کرد تا یک «فیلم-تجربه» کامل. انتخاب سوژه جنگ سایبری و توجه به منابع انسانی به عنوان هدف دشمن، ایده‌ای به غایت روزآمد و هوشمندانه است که لایه‌های اجتماعی و امنیتی قابل تأملی دارد. فیلم به درستی اشاره می‌کند که در جنگ‌های جدید، هدف تنها زیرساخت‌های فیزیکی نیست، بلکه تسخیر مغزها و استفاده از متخصصان برای ضربه زدن به سیستم است. تفاوت مهم «قمارباز» با فیلم‌های امنیتی که تا به حال دیده‌ایم این است که با کمترین حضور نیروهای امنیتی و کنش و واکنش‌های مرتبط ساخته شده و تلاش کرده تصویر جدیدی از بخش مهمی از مسئله امنیت کشوری ارائه دهد. رضا به جای هرگونه بگیر و ببند، بازی روانی را پیش می‌گیرد و در نهایت به فرید فرصت می‌دهد تا اشتباهش را جبران کند. برای محسن بهاری به عنوان نخستین فیلم بلند، «قمارباز» یک کارت ورود به عرصه کارگردانی حرفه‌ای است. این فیلم نشان می‌دهد کارگردان بر ساختار پایه‌ای فیلمسازی مسلط است و به سوژه‌های پیچیده و مربوط به جامعه امروز علاقه دارد، اما همچنین نشان می‌دهد که تبدیل یک ایده خوب به یک فیلم موفق نیازمند جسارت بیشتر در ریتم‌پردازی، خلق فضای باورپذیر و غنای بیشتر در شخصیت‌پردازی است.

https://www.asianewsiran.com/u/iKp
اخبار مرتبط
فیلم سینمایی «اردوبهشت» به کارگردانی محمد داودی، در چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر رونمایی شد. این فیلم بر اساس حادثه واقعی غرق شدن هفت دانش‌آموز در پارک شهر تهران ساخته شده است. در «اردوبهشت» بازیگرانی چون حامد بهداد، شهرام حقیقت‌دوست و تورج الوندی ایفای نقش کرده‌اند. داستان فیلم حول محور پدری می‌گردد که پس از از دست دادن دخترش، به دنبال عدالت است. این فیلم نخستین تجربه کارگردانی محمد داودی است که پیش از این نویسنده فیلم‌نامه‌های موفق بسیاری بوده است. با این حال، نقدها نشان می‌دهد که فیلم در بخش‌هایی با ضعف دراماتیک و عدم باورپذیری مواجه است.
فیلم سینمایی «آن‌دو» به کارگردانی مرتضی رحیمی، در چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر روی پرده رفت. این فیلم، روایتگر زندگی شهید ۱۲ ساله، ظفر خالدی، از شهدای ایل بختیاری است. با وجود سوژه قدرتمند و حضور بازیگرانی مانند فریبا کوثری، این فیلم نتوانسته ارتباط عاطفی لازم را با مخاطب برقرار کند. ضعف دراماتیک و شخصیت‌پردازی سطحی، از جمله نقاط ضعف اصلی اثر عنوان شده است. استفاده از لهجه اصیل لری و بازیگران بومی، از معدود نقاط قوت فیلم است که نتوانسته بر کلیت ضعیف اثر سرپوش بگذارد.
فیلم سینمایی «خواب» به کارگردانی مانی مقدم و با بازی رضا عطاران و مریلا زارعی، در چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر با انتقادات گسترده‌ای مواجه شد. این فیلم که در ژانر کمدی-اجتماعی و با ادعای پرداختن به مفاهیم فلسفی ساخته شده، از نظر منتقدان در تحقق اهداف خود ناکام مانده است. مهم‌ترین انتقادات وارده به این فیلم شامل ضعف فیلمنامه و کارگردانی، ریتم کند، عدم تفکیک مناسب جهان خواب و واقعیت، و رویکردی طعنه‌آمیز و سطحی به مولفه‌های مذهبی است. عملکرد بازیگران نیز به دلیل ضعف متن، نتوانسته درخشان باشد. این فیلم که نخستین تجربه کارگردانی مانی مقدم محسوب می‌شود، با وجود ترکیب قدرتمند بازیگری، به عنوان یک فرصت از دست رفته در جشنواره ارزیابی شده و نتوانسته رضایت منتقدان و مخاطبان را جلب کند.
فیلم «آرام‌بخش» به کارگردانی سعید زمانیان و با بازی الناز شاکردوست، در جشنواره فیلم فجر با نقدهای منفی مواجه شده است. این فیلم که اولین تجربه کارگردانی بلند زمانیان محسوب می‌شود، نتوانسته انتظارات را برآورده کند. نقدها عمدتاً بر ریتم کند، فیلمنامه ضعیف، شخصیت‌پردازی ناقص و تناقض‌های روایی متمرکز است. فیلم با وجود تلاش برای ساختارشکنی، نتوانسته پیام خود را به طور مؤثر منتقل کند. ضعف‌های فنی از جمله گریم ناپایدار و دکوپاژ نامنسجم نیز از دیگر مواردی است که مورد انتقاد قرار گرفته و فیلم را به اثری ضعیف در جشنواره تبدیل کرده است.
فیلم «سقف» به کارگردانی ابراهیم امینی، نویسنده شناخته‌شده سینمای ایران، در چهل‌وچهارمین جشنواره فیلم فجر با نقدهای تندی مواجه شده است. این فیلم که روایتگر زندگی خانواده‌ای در گیرودار جنگ است، نتوانسته انتظارات مخاطبان و منتقدان را برآورده کند. نقدها عمدتاً بر شخصیت‌پردازی ضعیف، روایت آشفته و کارگردانی غیرحرفه‌ای متمرکز است. بازی‌های مصنوعی، اسلوموشن‌های کلیشه‌ای و دیالوگ‌های بی‌جان ازجمله مواردی است که مورد انتقاد قرار گرفته است. فیلم با وجود بازیگران مطرحی چون سام درخشانی و فریبا نادری نتوانسته از دام ضعف‌های اساسی فیلمنامه و کارگردانی رهایی یابد و به عنوان یکی از آثار ضعیف جشنواره شناخته می‌شود.
امیرحسین ثقفی، کارگردان فیلم «زندگی کوچک کوچک»، در نشست خبری این فیلم در پردیس سینمایی ملت، به تشریح فلسفه و ایده‌های پشت اثر خود پرداخت. او تأکید کرد که این فیلم با الهام از داستان کوتاه «بازی تمام شد» نوشته غلامحسین ساعدی ساخته شده و هدف آن نمایش بحران‌های فردی و اجتماعی، به ویژه پدیده خشونت، و جست‌وجوی راه‌های رهایی از آن است. ثقفی سینما را وسیله‌ای برای خلق جهانی نو دانست و از تأثیرپذیری خود از فیلمسازانی چون آندری تارکوفسکی، عباس کیارستمی و کیانوش عیاری سخن گفت. این فیلم با بازی نابازیگرانی مانند محمود نظرعلیان و یاشار جناق‌چی، داستان رابطه یک پدر و پسر را در بستر چالش‌های عمیق فردی روایت می‌کند و پرسش‌هایی اساسی درباره تنهایی و آرزوهای انسانی مطرح می‌سازد.
«قایق‌سواری در تهران»، جدیدترین ساخته رسول صدرعاملی، در چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر روی پرده رفت. این فیلم با نویسندگی و بازی پیمان قاسم‌خانی و همراهی سحر دولتشاهی، داستان مرد میانسالی را روایت می‌کند که پس از ۲۵ سال برای ازدواج به ایران بازمی‌گردد و درگیر خاطرات گذشته و مسئولیت‌های ناخواسته حال می‌شود. صدرعاملی در این اثر نیز همچون فیلم‌های پیشین خود، بر مفهوم خانواده و روابط انسانی تمرکز کرده، اما این بار با چاشنی طنز و در قالب یک کمدی اجتماعی-عاشقانه. فیلم اگرچه با استقبال خوب مخاطبان روبه‌رو شده، اما از نظر منتقدان در مقایسه با آثار قبلی کارگردان و نویسنده، ضعف‌های محسوسی دارد.
فیلم سینمایی «پل» به کارگردانی محمد عسگری امروز در بخش مسابقه چهل‌وچهارمین جشنواره فیلم فجر اکران می‌شود. این فیلم که سومین اثر عسگری در ژانر دفاع مقدس است، داستان نوجوانی را روایت می‌کند که برای یافتن برادر رزمنده‌اش به جبهه می‌رود. در این سفر، او با یک نوزاد بی‌سرپرست در میان هور مواجه می‌شود و مأموریتش برای نجات کودک و پیدا کردن برادرش آغاز می‌گردد. روح‌الله زمانی، سروش صحت و سعید آقاخانی از بازیگران اصلی این فیلم هستند. «پل» با نگاهی انسانی و به دور از کلیشه‌های رایج جنگی، به زندگی رزمندگان در خط مقدم و روابط آنان می‌پردازد.
فیلم سینمایی «کافه سلطان» به کارگردانی مصطفی رزاق‌کریمی و تهیه‌کنندگی مرتضی رزاق‌کریمی، داستانی خانوادگی و عاشقانه را در پس‌زمینه جنگ ۱۲ روزه روایت می‌کند. این فیلم مستقیماً به جنگ نمی‌پردازد، بلکه از آن به عنوان محرکی برای تغییر مناسبات شخصیت‌ها استفاده می‌کند. داستان در یک کافه بین‌راهی به نام «کافه سلطان» اتفاق می‌افتد که با آغاز جنگ، مسافران و یک خانواده در آن گیر می‌افتند. محمدرضا شریفی‌نیا و آزیتا حاجیان در نقش زوج اصلی این درام ایفای نقش کرده‌اند. تهیه‌کننده فیلم تأکید کرد که تحقیقات میدانی گسترده‌ای برای بازسازی فضای واقعی کافه‌های بین‌راهی در دوران جنگ انجام شده و انتخاب بازیگران بر اساس انطباق با شخصیت‌های فیلمنامه بوده است.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید