دوشنبه / ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ / ۱۷:۲۹
کد خبر: 38315
گزارشگر: 548
۱۰۰۵
۱
۰
۲
غیبت ستاره‌ها و افت کیفی سریال‌های تلویزیون / ماجرای زمین‌خواری که نتوانست مخاطب را پای جعبه جادو نگه دارد

​نقد و بررسی سریال «گذرگاه»

​نقد و بررسی سریال «گذرگاه»
سریال «گذرگاه» به کارگردانی جواد میرزا آقازاده و تهیه کنندگی محمد مصری پور، از ۵ اردیبهشت ماه روی آنتن شبکه یک سیما رفته است. این سریال درام-معمایی که در خلأ حضور چهره‌های مطرح سینما و تلویزیون تولید شده، با بازی لیلا زارع، جعفر دهقان، نسرین نکیسا، مجید آقاکریمی و جمعی دیگر از بازیگران، در سکوت خبری نسبتاً کاملی در حال پخش است. به نظر می‌رسد سازمان صدا و سیما این موضوع را پذیرفته که اکثر قریب به اتفاق هنرمندان فعال و حاضر در کشور که مورد توجه مردم هستند، قصد و نیتی برای همکاری با این سازمان ندارند.

آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:

سال هاست که بسیاری از خانواده‌های ایرانی جعبه جادو را به مهمان‌نشینی در خانه دعوت می‌کنند؛ نه به عنوان عضو اصلی، بلکه به عنوان یک وسیله فراموش شده در گوشه اتاق. سریال «گذرگاه» جدیدترین محصول شبکه یک سیماست؛ اثری که از ۵ اردیبهشت روی آنتن رفته و اگر جزو مخاطبان حرفه‌ای تلویزیون نباشید، شاید اصلاً نام آن را نشنیده باشید. این سریال درام-معمایی به کارگردانی جواد میرزا آقازاده و نویسندگی امین حسینیون و مصطفی حسینیون، در سکوت خبری تقریباً کامل در حال پخش است. بازیگرانی چون لیلا زارع، جعفر دهقان، نسرین نکیسا، مجید آقاکریمی، امیراحمد قزوینی، حمیدرضا پگاه، آرش آصفی و فریبا کوثری در این مجموعه نقش آفرینی کرده‌اند.

به نظر می‌رسد سازمان صدا و سیما پذیرفته که اکثر هنرمندان محبوب کشور، قصدی برای همکاری با این سازمان ندارند.» خلاصه داستان «گذرگاه» روایتی در بستر تحولات اجتماعی است با تمرکز بر مفاهیمی همچون ایستادگی، عدالت‌طلبی و مواجهه با انتخاب‌های سرنوشت‌ساز. موضوع اصلی سریال، پرونده‌ای درباره زمین‌خواری است؛ یک قهرمان مرکزی حق‌جو و عدالت‌طلب تلاش می‌کند این پرونده را دنبال کرده و به نتیجه برساند. در گزارش پیش رو، نقد و تحلیل کامل این سریال، دلایل افت کیفی محصولات تلویزیون، و چرایی سکوت خبری پیرامون یکی از تازه‌ترین تولیدات شبکه یک را برای شما مخاطبان عزیز تشریح خواهیم کرد.

خلأ حضور ستاره‌ها؛ علت اصلی افت کیفی سریال‌های تلویزیون؟

  1. یکی از مهم‌ترین نقدهایی که رویداد۲۴ به سریال «گذرگاه» و به طور کلی به وضعیت فعلی سریال‌سازی در صدا و سیما وارد کرده، «خلأ حضور ستاره‌ها» است. به اعتقاد این گزارشگر، سازمان صدا و سیما عملاً نتوانسته است با هنرمندان مطرح و محبوب نسل جدید همکاری کند. کارگردانان سرشناس و بازیگران پرطرفدار، همگی به سمت پلتفرم‌های نمایش خانگی رفته‌اند؛ جایی هم بودجه بیشتری در اختیار آنهاست و هم آزادی عمل بیشتری برای خلق آثار خلاقانه دارند. این خلأ ستاره‌ها، دو پیامد مهم دارد:
    نخست، کاهش «جذابیت اولیه» سریال‌ها برای مخاطب. بسیاری از بینندگان تصمیم به تماشای یک سریال را صرفاً بر اساس نام کارگردان یا بازیگران آن می‌گیرند. وقتی هیچ نام آشنا و محبوبی در میان عوامل نباشد، مخاطب حتی انگیزه برای امتحان کردن سریال را هم از دست می‌دهد.
  2. دوم، کاهش کیفیت فنی و هنری اثر. بازیگران با تجربه و کاربلد، حتی با فیلمنامه ضعیف هم می‌توانند نقش را قابل قبول و جذاب جلوه دهند. در غیاب آن ها، ضعف‌های فیلمنامه و کارگردانی برجسته‌تر و آزاردهنده‌تر می‌شوند.

البته نمی‌توان صرفاً سازمان صدا و سیما را مقصر دانست. پلتفرم‌های خانگی با بودجه‌های کلان و تضمین پخش بدون سانسورهای ریز و درشت، قاعدتاً برای هر هنرمندی جذاب‌تر و وسوسه‌انگیزتر هستند. اما سازمان صدا و سیما هم اگر می‌خواهد دوباره به دوران اوج خود بازگردد، باید هم از نظر مالی و هم از نظر محتوایی شرایط رقابتی ایجاد کند.

«گذرگاه» و داستان زمین‌خواری؛ فرصتی که از دست رفت

خلاصه داستان سریال «گذرگاه» که در معرفی رسمی آن آمده، به نظر می‌رسد پتانسیل بالایی برای تبدیل شدن به یک اثر جذاب و تماشاگرپسند داشته است. «روایتی در بستر تحولات اجتماعی با تمرکز بر مفاهیمی همچون ایستادگی، عدالت‌طلبی و مواجهه با انتخاب‌های سرنوشت‌ساز» و محوریت پرونده «زمین‌خواری» - که یکی از معضلات جدی و ملموس جامعه ایرانی است - می‌توانست سوژه‌ای داغ و به‌روز باشد. چنین موضوعی اگر در قالب یک درام معمایی و پلیسی روایت می‌شد، شانس بالایی برای جذب مخاطب و حتی ایجاد گفتمان اجتماعی داشت. سیاست‌های حاکم بر سازمان صدا و سیما به این سریال هم سرایت کرده و از آن محصولی ساخته که تماشای آن واقعاً صبر زیاد مخاطب را می‌طلبد.» سؤال اینجاست که این سیاست‌ها چه هستند و چگونه به اثر ضربه زده‌اند؟

  1. نخست، «نگاه محافظه‌کار و به شدت تک بعدی» به مقوله عدالت‌طلبی. در سریال‌های تلویزیون، قهرمان داستان باید کاملاً سفید و بی‌نقص باشد، دشمنان کاملاً سیاه، و راه‌حل‌ها صرفاً در چارچوب قوانین و مقررات موجود خلاصه می‌شود. چنین رویکردی عملاً از پیچیدگی‌های انسانی و اجتماعی می‌کاهد و شخصیت‌ها را کاریکاتوری و باورنکردنی می‌سازد.
  2. دوم، «سیاست‌زدگی» و تلاش برای القای بی‌واسطه پیام‌های سیاسی و ایدئولوژیک. در چنین آثاری، دیالوگ‌ها و موقعیت‌ها مدام یادآوری می‌کنند که «ما حرفی برای گفتن داریم» و این حرف را باید مستقیم و بدون لایه‌های هنری به خورد مخاطب داد. نتیجه، اثری می‌شود که نه سرگرم‌کننده است، نه هنرمندانه، و نه تأثیرگذار. مخاطب هوشمند امروز، پیام را اگر در لفافه و در بستری هنرمندانه دریافت کند، می‌پذیرد، در غیر این صورت مقاومت کرده و کانال را عوض می‌کند.

سکوت خبری؛ واقعیت یا توهم؟

  • یکی از نکات جالبی که وجود دارد «پخش در سکوت خبری» سریال «گذرگاه» است. آیا واقعاً این سریال با سکوت کامل و بدون هیچ گونه اطلاع‌رسانی و تبلیغات پخش می‌شود؟ تا حدی بله. در مقایسه با سریال‌های پلتفرم‌های خانگی که ماه‌ها پیش از پخش، تیزرهای جذاب منتشر می‌کنند، برای بازیگران و کارگردان خود نشست خبری برگزار می‌کنند و در شبکه‌های اجتماعی موج‌سازی می‌کنند، سریال‌های تلویزیون با حداقل اطلاع‌رسانی ممکن روانه آنتن می‌شوند. دلایل این سکوت خبری را می‌توان در چند عامل جست:
    اول، باور سنتی مدیران تلویزیون به اینکه «مخاطب خودش می‌آید و می‌بیند». این نگاه در دهه‌های هفتاد و هشتاد شاید درست بود که تلویزیون تنها گزینه سرگرمی خانواده‌ها بود. اما امروز در عصر رقابت با صدها شبکه ماهواره‌ای و ده‌ها پلتفرم اینترنتی، این باور کاملاً منسوخ شده است.
  • دوم، کمبود بودجه برای تبلیغات گسترده. سازمان صدا و سیما سال‌هاست با کاهش منابع مالی دست و پنجه نرم می‌کند و بودجه تبلیغات سریال‌ها جزو اولین مواردی است که حذف یا کاهش می‌یابد.
  • سوم، شاید مهم‌ترین دلیل: «ترس از نقد». وقتی یک سریال با سکوت خبری پخش می‌شود، طبیعتاً نقدها و بازخوردهای کمتری هم دریافت می‌کند. این وضعیت به نوعی «لاک دفاعی» مدیران را نشان می‌دهد؛ ترجیح می‌دهند محصولی تولید شود و بی‌سروصدا از آنتن برود تا اینکه با موج انتقادات روبرو شوند. اما این راهبرد در بلندمدت فقط به ضرر خود سازمان تمام می‌شود؛ چراکه نه مخاطب جدید جذب می‌کند و نه اعتماد مخاطب قدیمی را باز می‌گرداند.

نگاهی به بازیگران و کارنامه هنری آن‌ها

سریال «گذرگاه» اگرچه ستاره‌های درجه یک و مطرح نسل جدید را در خود ندارد، اما بازیگران آن همگی چهره‌های شناخته‌شده و بعضاً باتجربه‌ای هستند. لیلا زارع، متولد ۱۳۵۹ و فارغ‌التحصیل مدیریت بازرگانی، فعالیت خود را از سال ۱۳۸۲ آغاز کرده و با فیلم‌هایی مانند «ما همه خوبیم»، «سوپراستار»، «شیفت شب» و «خون شد» در جشنواره فجر صاحب جایزه و دیپلم افتخار شده است. سریال «ارمغان تاریکی» بود که او را به شهرت فراگیر رساند.

جعفر دهقان، متولد ۱۳۳۹ و دیپلمه هنرستان فنی، یکی از بازیگران با سابقه سینما و تلویزیون ایران است. او فعالیتش را از سال ۱۳۵۴ با تئاتر آغاز کرد و در سال ۱۳۶۱ با حوزه هنری همکاری خود را شروع نمود. نخستین فیلم سینمایی او «توجیه» بود و در سال ۱۳۷۲ با فیلم «حماسه مجنون» سیمرغ بهترین بازیگر نقش مکمل مرد را کسب کرد. اوج شهرت دهقان به واسطه بازی در سریال «مردان آنجلس» ساخته مرحوم فرج الله سلحشور رقم خورد.

سایر بازیگران این سریال مانند نسرین نکیسا، مجید آقاکریمی، امیراحمد قزوینی، حمیدرضا پگاه، آرش آصفی و فریبا کوثری نیز هر کدام کارنامه قابل قبولی در سینما و تلویزیون دارند. اما نکته مهم این است که این بازیگران عمدتاً به «نسل میانی» هنر ایران تعلق دارند؛ نه نسل جوانی که مخاطب امروز با آنها ارتباط عاطفی برقرار می‌کند. به عبارت دیگر، مشکل «گذرگاه» صرفاً کیفیت بازیگران نیست، بلکه «عدم تناسب» میان بازیگران سریال و سلیقه و علایق نسل جوان مخاطب است.

آینده سریال‌سازی در تلویزیون؛ خوش‌بینانه یا بدبینانه؟

بعید است یکی دو سال دیگر اصلاً کسی یادش باشد که چنین سریالی هم ساخته شده است. اما آیا واقعاً آینده سریال‌سازی تلویزیون اینقدر تاریک است؟ برای پاسخ به این سؤال، باید از دو زاویه متفاوت نگاه کرد.

  • از منظر بدبینانه، وضعیت واقعاً بحرانی است. تلویزیون در رقابت با پلتفرم‌های خانگی حرف زیادی برای گفتن ندارد. بودجه‌ها محدود است، خلاقیت‌ها محدودتر، و سیاست‌های محافظه‌کارانه هم دست و پای سازندگان را بسته است. در چنین شرایطی، سخت بتوان به بهبود کیفیت و بازگشت مخاطبان امیدوار بود.
  • اما از منظر خوش‌بینانه، هنوز فرصت‌هایی وجود دارد. نخست، تلویزیون همچنان «عمومی‌ترین» رسانه کشور است و به خانه‌هایی نفوذ دارد که ممکن است به پلتفرم‌های آنلاین دسترسی نداشته باشند (به دلیل ضعف زیرساخت اینترنت، هزینه اشتراک، یا سخت‌افزار مناسب). دوم، هنوز هم مخاطبانی هستند که به «محتوا» اهمیت می‌دهند نه «ستاره»؛ اگر سریالی خوب و جذاب ساخته شود، حتی بدون حضور بازیگران مطرح، می‌تواند مخاطب خود را پیدا کند. نمونه‌های موفقی در همین سال‌ها داشتیم که با وجود بازیگران نسبتاً ناشناخته، به دلیل داستان قوی و کارگردانی خوب، پرمخاطب شدند.
  • سومین و مهم‌ترین نکته، این است که تلویزیون باید «مدل کسب و کار» خود را تغییر دهد. بودجه سریال‌ها باید افزایش یابد، به سازندگان آزادی عمل بیشتری داده شود، و در عین حال از پلتفرم‌های مجازی برای بازپخش سریال‌ها و جذب مخاطب جدید استفاده شود. اگر این تغییر روی دهد، شاید دوباره بتوان از «آینده روشن» سریال‌سازی تلویزیون حرف زد. تا آن زمان، نقدهایی مانند آنچه خواندیم، همچنان مکرراً تکرار خواهند شد.
https://www.asianewsiran.com/u/iPp
اخبار مرتبط
سریال اهل ایران به عنوان اولین محصول نمایش خانگی که در بحبوحه جنگ سوم تولید و پخش شده، با استقبال بی‌سابقه مخاطبان در پلتفرم شیدا مواجه شده است. این مجموعه ۱۴ قسمتی که توسط محمدحسین مهدویان طراحی شده، با بهره‌گیری از ۱۴ کارگردان مختلف، تصویری اپیزودیک اما منسجم از زندگی مردم عادی ایران در روزهای سخت جنگ ارائه می‌دهد. نقد و تحلیل این اثر نشان می‌دهد که برخلاف جوّ کلی شبکه نمایش خانگی، اهل ایران با تمرکز بر جزئیات انسانی و کنار گذاشتن شعارهای کلیشه‌ای، توانسته مرزهای جدیدی در ژانر جنگی ایران ترسیم کند. تحلیل محتوایی اپیزودهای پربازدید این مجموعه، از جمله «رستگاری در گاندی»، «خون سبز» و «بیرق»، حکایت از تلاش سازندگان برای بازتعریف مفاهیمی چون مقاومت، هویت ملی و معنویت در بستر بحران دارد.
مجموعه تلویزیونی «سرو، سپید، سرخ» که به تهیه‌کنندگی محمدرضا شفاه و با کارگردانی جمعی از فیلمسازان شاخص سینمای ایران تولید شده، به عنوان اولین واکنش سریع تلویزیون به جنگ تحمیلی سوم، با استقبال گسترده اما توأم با نقدهای فنی روبه‌رو شده است. این سریال ۱۵ قسمتی که از آنتن سراسری صداوسیما پخش شد، تلاش کرد تا در قالبی اپیزودیک، وجوه مختلف جامعه ایران از جاسوسی و خیانت گرفته تا ایثار و همبستگی ملی را به تصویر بکشد. تحلیل جدید منتقدان نشان می‌دهد که هرچند نیت اثر و سرعت تولید آن قابل تحسین است، اما فقدان «نخ‌تسبیح» روایی و کیفیت نابرابر اپیزودها، مانع از تبدیل شدن آن به یک اثر کلاسیک شده است.
سریال «بدنام» به کارگردانی احسان سجادی‌حسینی و تهیه‌کنندگی حامد عنقا، پس از حاشیه‌های توقیف و رفع توقیف یک‌ماهه، سرانجام با ریتمی آهسته اما حساب‌شده وارد روزهای پخش خود شده است. قصه که از شتاب فاصله گرفته، به‌جای شوک‌های ناگهانی، روی شخصیت‌پردازی و تثبیت موقعیت‌ها تمرکز کرده است. حسن پورشیرازی در نقش «حاج ابراهیم»، یکی از نقاط قوت اصلی سریال است. او شخصیتی میان ظاهر مذهبی و لایه‌های پنهان قدرت را با ظرافت و کنترل اجرا کرده است. با این حال، این نقش در بسیاری از لحظات تداعی‌گر شخصیت «غلام باستانی» در فیلم «پیرپسر» است و این شباهت، از نوآوری اثر کاسته است. هنوز برای قضاوت نهایی زود است، اما سریال فعلاً بیش از آنکه یک درام جسورانه باشد، یادآور همان مسیر امن و پرسودِ سال‌های اخیر حامد عنقا است.
سریال «کلینیک رویا» که با وعده یک درام خانوادگی در بستر زایشگاه روی آنتن شبکه سه رفته، نتوانسته انتظارات حداقلی مخاطبان را برآورده کند. این اثر با ضعف فیلمنامه، شوخی‌های کهنه و شخصیت‌پردازی نامنسجم، نه کمدی موقعیت است و نه درام قابل قبول. حضور بازیگرانی چون وحید رهبانی و جواد خواجوی نیز نتوانسته است سریال را نجات دهد. شوخی‌ها به شدت تکراری، قابل پیش‌بینی و سطحی هستند و ریتم روایت به شدت کند و بی‌انگیزه پیش می‌رود. این سریال که در ۳۶ قسمت تولید شده، فرصت طلایی صداوسیما برای جذب مخاطب در شرایط بحرانی کشور را از بین برد و فاصله میان این رسانه و مردم را بیشتر کرد. کلینیک رویا مصداق بارز نبود درک درست از مخاطب امروز است.
سریال «کلانتری ۱۱»، این روزها از شبکه دو سیما پخش می‌شود. این مجموعه که با ایده‌ای جسورانه، کلانتری را به مثابه «مجلسی برای حل اختلاف» بازتعریف می‌کند، تصویری آرمانی از یک نهاد انتظامی ارائه می‌دهد. سرگرد حسن جهانی با بازی تینو صالحی، نقطه اتکای اصلی این جهان‌سازی است؛ پلیسی که فراتر از وظایف معمول، در قامت یک ریش‌سفید، مشاور خانواده و حتی روان‌شناس ظاهر می‌شود. ساختار نیمه‌اپیزودیک سریال، یکی از چالش‌برانگیزترین تصمیم‌های خلاقانه آن است. در هر قسمت با یک پرونده تازه روبه‌رو می‌شویم، اما شخصیت‌های اصلی در لابه‌لای ماجراها در حال تغییر و تحول هستند. این ساختار مزیت تنوع روایی را دارد، اما گاهی به دلیل شتاب در گره‌گشایی، باورپذیری پرونده‌های فرعی لطمه می‌خورد.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
حسین
۱۴۰۵/۰۲/۲۹
0
0
6

والا این نقدها که همه منفی بود و به نظر می‌رسد کسی که بیشتر طرفدار هنرمندان مخالف نظام هست این نقد را نوشته اما این منصفانه نیست در شرایطی که هنرپبشه گانی که خود از طریق همین قاب تلویزیون رشد کردند ومعروف شدند الان با افکار غربزده و دشمنی با نظام و بخاطر رانتی که از حامیان مخالف نظام از خارج می‌گیرند با تلویزیون همکاری نمی کنند و خوب دوست عزیز منتقد باز دم همین تعداد بازیگر و کارگردان وطن پرست و مردم دوست گرم که با همه این ناملایمات و دشمنی ها باز یک محصول را تولید و حداقل تلویزیون را تنها نگذاشته اند باشد که خدا از اینان راضی و آن به طاهر هنرمندان به ظاهر ایرانی را نیز با همین دنیا مشغول نماید .


تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید