دوشنبه / ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ / ۲۰:۰۳
کد خبر: 38327
گزارشگر: 548
۱۴۲۵
۰
۰
۲
روایت مهجوریت قهرمانان جنگ؛ بازگشت خسرو شکیبایی در قامت یک پدر آزاده در «دست‌های خالی»

نقد و بررسی فیلم «دست های خالی»

نقد و بررسی فیلم «دست های خالی»
فیلم سینمایی «دست‌های خالی» به کارگردانی و نویسندگی ابوالقاسم طالبی و تهیه‌کنندگی محمدرضا تخت‌کشیان، محصول سال ۱۳۸۵، روایتگر داستان دختری به نام حوریه است که به خاطر رفت‌وآمدهای مشکوک مادرش و تلفن‌های ناشناس، درگیر ماجرایی پیچیده و تلخ می‌شود. این فیلم که در مهرماه ۱۳۸۶ بر روی پرده سینما رفته، درامی روان‌شناختی با درون‌مایه انتقام، مهجوریت جانبازان و قصاص ناخواسته است. بازیگران این فیلم عبارتند از خسرو شکیبایی، فاطمه گودرزی، مریلا زارعی، مسعود رایگان، اصغر نقی‌زاده، حسن شکوهی و زهرا داوودنژاد. شکیبایی در نقش امیرحسین، یک جانباز آزاده مبتلا به موج‌گرفتگی، و زارعی در نقش حوریه، دختری که ناخواسته متهم به قتل می‌شود، از جمله برجسته‌ترین بازی‌های این فیلم را به نمایش گذاشته‌اند.

آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:

پوریا زرشناس

 

 

 

 

دکتر پوریا زرشناس - دبیر ارشد تحریریه آسیانیوز ایران

سینمای ایران همیشه مدیون روایت‌هایی بوده که از حاشیه‌ها و مهجورماندگان جامعه سخن می‌گویند. «دست‌های خالی» یکی از همان فیلم‌های کم‌تکرار و ارزشمند است که نه شعار می‌دهد، نه تصنعی به کار می‌گیرد؛ بلکه با تکیه بر متن، شخصیت و بازیگران توانا، مفهوم را به تماشاگر منتقل می‌کند. این فیلم که محصول سال ۱۳۸۵ است و در مهر ۱۳۸۶ بر پرده سینما رفت، شاید در میان موج فیلم‌های به اصطلاح دینی و ارزشی آن سال‌ها گم شد، اما امروز بازبینی آن، خاطره‌ای از یک سینمای متفاوت و عمیق را زنده می‌کند. سینمایی که به جای شعار ظاهری، به «معجزه‌ای واقعی» باور دارد. کارگردانی ابوالقاسم طالبی و تهیه‌کنندگی محمدرضا تخت‌کشیان، نام‌هایی هستند که در سینمای ایران نشانه کیفیت و تعهد حرفه‌ای‌اند. اما آنچه «دست‌های خالی» را از دیگر آثار مشابه متمایز می‌کند، حضور خسرو شکیبایی در نقشی متفاوت و عمیقاً انسانی است؛ همان مردی که سال‌ها در اسارت بوده و اکنون با موج‌گرفتگی و تنهایی دست به گریبان است.

داستان از جایی آغاز می‌شود که حوریه، دختری جوان با بازی مریلا زارعی، به رفت‌وآمدهای مشکوک مادرش (فاطمه گودرزی) شک می‌کند. تلفن‌های ناشناس، شایعات و یک سوءتفاهم ساده، او را به مرز فروپاشی عاطفی می‌کشاند. اما حقیقت جای دیگری است. مادر در تمام این مدت، نه به دنبال رابطه‌ای پنهان، که به عیادت پدری آزاده اما بیمار رفته است. پدری که تازه از اسارت عراق برگشته و در بیمارستان معلولان جنگی بستری است. این کشف، تازه سرآغاز ماجرایی است که فیلم را به سمت یک معمای جنایی و روان‌شناختی می‌کشاند. نقطه عطف فیلم، سفری به شمال کشور است؛ جایی که خانواده تلاش می‌کند از فشار شهر و مزاحمت‌های تلفنی فرار کند، اما در عوض با فاجعه‌ای بزرگ‌تر روبه‌رو می‌شود. قتل یک زن معتاد، اتهام نادرست به حوریه و در نهایت حکم اعدام، فیلم را به مسیری کاملاً غیرمنتظره می‌برد. اما ماجرا فقط یک معمای پلیسی نیست. پشت تمام این حوادث، مردی ایستاده که به خاطر کشته شدن پسر بسیجی‌اش در جبهه، از امیرحسین (شکیبایی) انتقام می‌گیرد. انتقامی حساب‌شده و بیرحمانه که دختر یک رزمنده را پای چوبه دار می‌برد. اگر سینمای حقیقی و بی‌پیرایه را دوست دارید، «دست‌های خالی» را از دست ندهید. فیلمی که در آن معجزه، واقعی و باورپذیر است. جایی که شکیبایی، گودرزی، زارعی و مسعود رایگان در نقش یک معتاد الکلی ازخودبریده، چنان می‌درخشند که پس از پایان فیلم، مدام به شخصیت‌هایشان فکر خواهید کرد.

شخصیت‌پردازی و بازیگری؛ نقطه قوت بی‌بدیل فیلم

«دست‌های خالی» یکی از آن فیلم‌هایی است که مدیون بازیگران خود است. خسرو شکیبایی در نقش امیرحسین، یک جانباز اعصاب و روان که از اسارت برگشته، تصویری بی‌ریا و عمیق از رنج، خشم و عطش آرامش ارائه می‌دهد. او که به موج‌گرفتگی مبتلاست، با کوچک‌ترین صدای بلندی به هم می‌ریزد. شکیبایی این فروپاشی تدریجی را نه با دیالوگ که با نگاه، مکث و لرزش دستانش نمایش می‌دهد. این نقش، یکی از متفاوت‌ترین حضورهای او در سینمای ایران است.

مریلا زارعی نیز در نقش حوریه، بی‌شک یکی از بهترین نقش‌آفرینی‌های کارنامه خود را ارائه کرده است. مونولوگ او در زندان، هنگام خاموش کردن شمع‌های کیک تولدش، چنان باورپذیر و تأثیرگذار است که مخاطب را به گریه می‌اندازد. گریه‌های آمیخته به خنده او در پشت فرمان ماشین، در حین شنیدن صدای پدرش، نمونه‌ای کامل از بازیگری چندلایه و احساسی است که به ندرت در سینمای ایران دیده می‌شود.

فاطمه گودرزی نیز در نقش مادری که میان همسر آزاده و دختر ناآگاهش گرفتار شده، حضور کم‌حرف اما تأثیرگذار دارد. مسعود رایگان نیز در نقش سنجری، یک معتاد الکلی ازخودبریده، چنان بازی کرده که اگر شخصیت‌پردازی فیلمنامه از او حمایت بیشتری می‌کرد، بی‌گمان یکی از ماندگارترین نقش‌های مکمل سینمای ایران می‌شد. فقدان عمق کافی در نوشته شدن شخصیت سنجری، تنها نقطه ضعف این محور است.

روایت مهجوریت و فراموشی قهرمانان جنگ

یکی از درون‌مایه‌های اصلی «دست‌های خالی»، تصویر جانبازانی است که پس از سال‌ها اسارت یا جراحت، در آسایشگاه‌های فراموش‌شده به سر می‌برند. طالبی بدون کلیشه‌پردازی و بدون آنکه شعار دهد، این مهجوریت را از طریق رفتار خانواده امیرحسین، نگاه دیگران و حتی مزاحمت‌های تلفنی به تصویر می‌کشد. امیرحسین کسی است که روزگاری در مرکز میدان قرار داشت، اما اکنون حتی صدای بوق ماشین او را به هم می‌ریزد. فیلم به خوبی نشان می‌دهد که قهرمانان جنگ پس از بازگشت، نه تنها تقدیری ندارند، بلکه گاهی قربانی انتقام‌های شخصی نیز می‌شوند. پدر آن بسیجی کشته‌شده، تمام نقشه خود را بر مبنای ضربه زدن به امیرحسین بنا می‌کند. این لایه انتقادی، فیلم را از یک درام خانوادگی صرف فراتر برده و به نقدی اجتماعی بدل می‌کند. هرچند طالبی هرگز مستقیم این نقد را بیان نمی‌کند، اما تماشاگر آن را در بطن ماجرا حس می‌کند. در مقابل، فیلم به یک امید هم اشاره می‌کند: بازگشت این قهرمانان فراموش‌شده به متن زندگی. امیرحسین در نهایت خودش پای درخت عدالت می‌رود، با پدر مقتول روبرو می‌شود و از او می‌خواهد از قصاص دخترش بگذرد. این «دست‌های خالی» (همان نام فیلم) که چیزی برای بخشیدن ندارند، اما با حضورشان همه چیز را تغییر می‌دهند.

معمای جنایی و تعلیق هوشمندانه در خدمت درام انسانی:

برخلاف بسیاری از فیلم‌های اجتماعی ایران که تعلیق را فدای شعار می‌کنند، «دست‌های خالی» یک معمای جنایی واقعی و منسجم دارد. تلفن‌های ناشناس، شایعات در رستوران، حضور زن معتاد مرموز و در نهایت قتلی که حوریه شاهد آن است اما نمی‌تواند بی‌گناهی خود را اثبات کند، همگی لایه‌هایی از یک پازل حساب‌شده هستند. طالبی گره‌افکنی را ماهرانه انجام می‌دهد و تماشاگر تا میانه‌های فیلم نمی‌داند واقعاً چه کسی پشت این ماجراهاست. حضور هم‌رزمان سابق امیرحسین در سفر شمال، نه یک حشو اضافی، که ابزاری برای افشای تدریجی حقیقت است. از طریق گفت‌وگوهای آنان است که تماشاگر و امیرحسین متوجه می‌شوند پدر یک بسیجی کشته‌شده در صدد انتقام است. این روش روایت، از افتادن فیلم در دام توضیح‌زدگی مستقیم جلوگیری می‌کند و اطلاعات را جرعه‌جرعه به مخاطب می‌دهد. با این حال، نقطه ضعف فیلم در پایان‌بندی آن است. سفر توطئه‌گر به خارج از کشور و ناامیدی امیرحسین از تعقیب او، کمی ساده انگارانه به نظر می‌رسد. همچنین رضایت سنجری (پدر مقتول) برای گذشت از قصاص، چندان عمق روان‌شناختی پیدا نمی‌کند. اگر فیلمنامه ده دقیقه پایانی را با دقت بیشتری می‌نوشت، «دست‌های خالی» می‌توانست به یک شاهکار بی‌نقص بدل شود.

پرداخت معجزه به سبکی واقعی و باورپذیر

یکی از نکات قابل تأمل در نقدهای منتشرشده درباره این فیلم، اشاره به «معجزه‌ای واقعی» در آن است. معمولاً فیلم‌های با مضامین دینی یا ارزشی در سینمای ایران به سمت معجزه‌های تصنعی و فراطبیعی می‌روند که گاه باورپذیری داستان را خدشه‌دار می‌کند. اما طالبی در «دست‌های خالی» از این اشتباه پرهیز کرده است. منظور از معجزه در این فیلم، همان تغییر قلبی است که در پدر مقتول (سنجری) رخ می‌دهد. مردی که تا لحظات پایانی، یک الکلی ازخودبریده و بی‌اعتقاد به همه چیز است، ناگهان از قصاص می‌گذرد. فیلم این تغییر را نه یک رخداد ماورایی، که نتیجه گفت‌وگوی ساده و بی‌پیرایه امیرحسین با او نشان می‌دهد. امیرحسین با دست‌های خالی پیش او می‌رود، نه با پول، نه با زور، نه با تهدید. فقط با روایت رنج خودش. این رویکرد، «دست‌های خالی» را از اتهام شعارزدگی نجات می‌دهد. تماشاگر به راحتی این معجزه انسانی را قبول می‌کند، چون پیش‌زمینه‌های روان‌شناختی آن در فیلم ریخته شده است. سنجری تا آن لحظه هیچ کس را نداشته که با او حرف بزند. ملاقات با یک پدر آزاده که دخترش پای چوبه دار است، شاید اولین جرقه بازگشت او به انسانیت باشد. همین واقع‌گرایی، فیلم را از بسیاری از تولیدات هم‌دوره خود متمایز می‌کند.

کارگردانی و فیلمبرداری؛ قدرت در سادگی و طبیعت شمال

ابوالقاسم طالبی ثابت کرده که کارگردانی است که نیازی به تکنیک‌های اغراق‌آمیز ندارد. «دست‌های خالی» از نظر بصری، فیلمی ساده اما مسحورکننده است. انتخاب لوکیشن‌های شمال ایران در نیمه دوم فیلم، فضایی کاملاً متضاد با شلوغی و آلودگی صوتی تهران ایجاد می‌کند. خانه روستایی در دل طبیعت، با پلان‌های باز از جنگل و باران، به نوعی پناهگاه رویایی برای خانواده امیرحسین تبدیل می‌شود؛ پناهگاهی که در نهایت به صحنه قتل و فاجعه بدل می‌گردد. این تضاد مکانی، از نظر دراماتیک کاملاً هوشمندانه است. فیلمبرداری در سکانس‌های مربوط به آشفتگی روانی امیرحسین، از نماهای نزدیک و لرزان استفاده می‌کند تا بیننده را در سردرگمی او شریک کند. در مقابل، نماهای باز از طبیعت شمال، آرامش و امیدی زودگذر را تداعی می‌کنند. طالبی به خوبی از رنگ‌های سرد (آبی، سبز تیره، خاکستری) برای فضای درونی فیلم بهره برده و تنها در سکانس تولد حوریه در زندان، شمع‌ها نقطه گرمی از عاطفه را خلق می‌کنند. با این حال، فیلم در برخی سکانس‌ها دچار کشش اضافی می‌شود. مثلاً صحنه‌های مربوط به هم‌رزمان امیرحسین در اردوگاه شمال، گاه تکراری و بی‌انرژی پیش می‌رود. اگر تدوین فیلم ۱۰ تا ۱۵ دقیقه فشرده‌تر بود، ریتم آن بی‌تردید تأثیرگذارتر می‌شد. اما در مجموع، «دست‌های خالی» از نظر فرم و محتوا، یکی از آثار قابل دفاع سینمای دفاع مقدس و پساجنگ در ایران است که متأسفانه در زمان اکران خود آنطور که شایسته بود دیده نشد.

*به قلم: دکتر پوریا زرشناس - دبیر ارشد تحریریه آسیانیوز ایران
https://www.asianewsiran.com/u/iPC
اخبار مرتبط
فیلم سینمایی «جانان» ساخته کامران قدکچیان و نویسندگی فرهاد توحیدی با وجود بازیگران مطرحی همچون امین حیایی، مژگان بیات و پروانه معصومی، نتوانست در گیشه سینماهای ایران موفق عمل کند و تنها به فروشی حدود ۳۸۱ میلیون تومانی دست یافت. این فیلم که پس از شش سال دوری قدکچیان از سینما ساخته شد، در تاریخ ۱۶ مرداد ۱۳۹۸ روی پرده رفت اما با نقدهای منفی گسترده منتقدان و استقبال سرد مخاطبان روبه‌رو شد. پخش این فیلم در شبکه نمایش خانگی نیز نتوانست نظر مثبتی را به خود جلب کند و بار دیگر ضعف فیلمنامه را به عنوان بزرگ‌ترین معضل «جانان» به رخ کشید.
فیلم «خط نجات» به کارگردانی وحید موسائیان و نویسندگی مشترک او با مهدی سجاده‌چی، از روزهای پایانی سال ۱۴۰۴ و همزمان با نوروز ۱۴۰۵ اکران خود را آغاز کرده است. این تریلر عاشقانه-تاریخی که در دهه پنجاه خورشیدی و دو سال پیش از انقلاب روایت می‌شود، با بازی مصطفی زمانی، امیر آقایی، پگاه آهنگرانی و آرمین رحیمیان، سعی دارد تجربه متفاوتی از سینمای سیاسی ایران ارائه دهد. این اثر علی‌رغم ضعف‌های متعدد در موسیقی متن (با وجود همکاری دوباره با فریدون شهبازیان) و برخی ابهامات فیلمنامه، توانسته در ژانر اطلاعات و ضداطلاعات به بازتعریف نسبتاً قابل قبولی دست پیدا کند. فیلم برخلاف بسیاری از آثار مشابه، ساواک را صرفاً «دوست شکنجه‌گر غرب» نمی‌داند و به جنبه‌های پیچیده‌تر امنیتی و جاسوسی آن دوران نیز می‌پردازد.
فیلم «عیار ۱۴» به کارگردانی پرویز شهبازی، داستان طلافروشی به نام فرید را روایت می‌کند که پنج سال پیش یک دزد را لو داده و حالا پس از آزادی دزد، در توهم انتقام به سر می‌برد. این فیلم که در فضای برفی و خلوت یک شهر کوچک می‌گذرد، سعی دارد با شخصیت‌های محدود خود، لایه‌های پنهان تنهایی و اضطراب در جامعه امروز را نشان دهد.. بازی محمدرضا فروتن در نقش فرید، یکی از نقاط قوت «عیار ۱۴» محسوب می‌شود؛ او توانسته ترس، شک و توهم را به خوبی به مخاطب منتقل کند. در مقابل، کامبیز دیرباز در نقش منصور (دزد سابق) فرصت چندانی برای درخشش ندارد و شخصیتش به شکلی مبهم و حل‌نشده رها می‌شود.
فیلم سینمایی «قمارباز» به کارگردانی محسن بهاری و با بازی کوروش تهامی، آرمین رحیمیان و شبنم قربانی، در اکران نوروزی ۱۴۰۵ روی پرده رفته است. این فیلم که نخستین تجربه بلند بهاری محسوب می‌شود، روایتگر ماجرای یک حمله سایبری به یکی از بانک‌های کشور در شب‌های جنگ دوازده‌روزه است. فیلم با محدود کردن موقعیت به یک لوکیشن اصلی (آپارتمان شخصیت اصلی) و تقابل روانی یک مأمور امنیتی و یک مظنون، تلاش می‌کند فضایی پرتنش و معمایی خلق کند. با این حال، ریتم کند فیلم و عدم بهره‌گیری کافی از عناصر بصری هیجان‌انگیز، از تأثیر نهایی آن کاسته است. «قمارباز» با وجود نقاط قوتی مانند فیلمنامه منسجم و بازی‌های قابل قبول، به دلیل اتکای بیش از حد به دیالوگ و افت ریتم نتوانسته به یک نمونه کامل در ژانر تریلر امنیتی تبدیل شود
فیلم سینمایی «آنتیک» به کارگردانی هادی نائیجی با بازی پژمان جمشیدی و بیژن بنفشه‌خواه، از زمان اکران در جشنواره فجر تا اکران نوروزی ۱۴۰۵، با موج گسترده‌ای از نقدها و واکنش‌های متفاوت روبرو شده است. عده‌ای آن را اثری هجوآمیز و توهین‌آمیز به مقدسات دانسته و برخی دیگر به ضعف‌های فنی و فیلمنامه آن پرداخته‌اند. داستان فیلم درباره دو آنتیک‌فروش در اوایل انقلاب است که با رکود کسب‌وکارشان، تصمیم می‌گیرند با ساختن یک امامزاده قلابی مردم را فریب دهند. ایده اصلی فیلم (نقد خرافات و سوءاستفاده از باورهای دینی) در ذات خود جذاب است، اما اجرای ضعیف و شوخی‌های نامناسب، پیام اصلی را در میان ضعف‌ها گم کرده است.
فیلم سینمایی «اردوبهشت» به کارگردانی محمد داودی، در چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر رونمایی شد. این فیلم بر اساس حادثه واقعی غرق شدن هفت دانش‌آموز در پارک شهر تهران ساخته شده است. در «اردوبهشت» بازیگرانی چون حامد بهداد، شهرام حقیقت‌دوست و تورج الوندی ایفای نقش کرده‌اند. داستان فیلم حول محور پدری می‌گردد که پس از از دست دادن دخترش، به دنبال عدالت است. این فیلم نخستین تجربه کارگردانی محمد داودی است که پیش از این نویسنده فیلم‌نامه‌های موفق بسیاری بوده است. با این حال، نقدها نشان می‌دهد که فیلم در بخش‌هایی با ضعف دراماتیک و عدم باورپذیری مواجه است.
فیلم سینمایی «آن‌دو» به کارگردانی مرتضی رحیمی، در چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر روی پرده رفت. این فیلم، روایتگر زندگی شهید ۱۲ ساله، ظفر خالدی، از شهدای ایل بختیاری است. با وجود سوژه قدرتمند و حضور بازیگرانی مانند فریبا کوثری، این فیلم نتوانسته ارتباط عاطفی لازم را با مخاطب برقرار کند. ضعف دراماتیک و شخصیت‌پردازی سطحی، از جمله نقاط ضعف اصلی اثر عنوان شده است. استفاده از لهجه اصیل لری و بازیگران بومی، از معدود نقاط قوت فیلم است که نتوانسته بر کلیت ضعیف اثر سرپوش بگذارد.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید