آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:
فیلم سینمایی «آندو» به کارگردانی مرتضی رحیمی، یکی از آثار بخش مسابقه سینمای ایران در چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر است. این فیلم تلاش کرده تا روایتی متفاوت از دفاع مقدس را از نگاه یک نوجوان به تصویر بکشد. داستان فیلم، ادای دینی است به شهدای ایل بختیاری و بر پایه زندگی واقعی شهید نوجوان ۱۲ ساله، «ظفر خالدی» شکل گرفته است. شهید خالدی یکی از خردسالترین شهدای کشور است که در منطقه عملیاتی شلمچه به همراه برادرش به شهادت رسید. کارگردان با انتخاب سوژهای چنین عمیق و احساسبرانگیز، این انتظار را ایجاد میکند که مخاطب با درامی قوی و به یادماندنی روبرو شود. پرداختن به عواطف یک کودک در میانه جنگ، میتواند دریچهای تازه به سینمای دفاع مقدس باز کند. با این حال، آنچه روی پرده سینما میبینیم، به گفته بسیاری از منتقدان، نتوانسته است آن ظرفیت عظیم را به فعل تبدیل کند. فیلم با وجود داشتن المانهای قوی، در ایجاد ارتباط عاطفی با مخاطب موفق نبوده است.
حضور بازیگرانی مانند فریبا کوثری و قدرتالله ایزدی، نویدبخش کیفیتی در سطح بازیها بود. اما حتی این چهرههای شناخته شده نیز نتوانستهاند به دلیل ضعف در کارگردانی و فیلمنامه، نقشآفرینی ماندگاری ارائه دهند. یکی از نقاط قوت فیلم، استفاده از لهجههای اصیل، به ویژه لهجه لری بختیاری است. این انتخاب و استفاده گسترده از بازیگران بومی، تلاش برای واقعنمایی و احترام به فضای قصه را نشان میدهد. اما سؤال اصلی اینجاست: آیا تمرکز بر فرم و لهجه، توانسته جای خالی یک درام منسجم و شخصیتپردازی عمیق را پر کند؟ به نظر میرسد پاسخ منفی است. فیلم در بخشهای کلیدی، مانند نمایش رابطه عمیق دو برادر، با ضعف جدی مواجه شده است. در این نقد و تحلیل جامع، به بررسی ابعاد مختلف فیلم «آندو» میپردازیم؛ از انتخاب سوژه و بازیگری تا کارگردانی و فیلمنامه، تا ببینیم چرا این ادای دین نتوانست آنطور که باید بر دل مخاطب بنشیند.
انتخاب سوژه و فاصله تا اجرا
سوژه «آندو» بیتردید یکی از غنیترین و احساسبرانگیزترین موضوعات برای ساخت فیلمی در ژانر دفاع مقدس است. زندگی کوتاه و حماسی یک نوجوان ۱۲ ساله عشایری که برای یافتن برادرش راهی جبهه میشود، تمام عناصر یک درام موفق را در خود دارد. این انتخاب نشان از نگاه جستجوگر کارگردان به بخشهای کمتر دیده شده تاریخ دفاع مقدس دارد. اما شکاف عمیقی بین ظرفیت این سوژه و آنچه بر پرده نمایش داده میشود، وجود دارد. فیلمنامه نتوانسته عمق تراژدی و معصومیت موجود در این سفر را استخراج و به درستی پردازش کند. روایت، بیشتر گزارشگونه و سطحی پیش میرود و کمتر به ژرفای عواطف شخصیت اصلی و اطرافیانش میپردازد. این ضعف منجر به ساخته شدن فیلمی شده که بیشتر «درباره» یک شهید نوجوان سخن میگوید تا اینکه بتواند مخاطب را «درون» جهان احساسی و انگیزههای او قرار دهد. در نتیجه، تأثیر عاطفی که باید در پایان بر مخاطب وارد شود، محقق نمیشود.
ضعف در کارگردانی و هدایت بازیگران
مرتضی رحیمی نتوانسته به عنوان کارگردان، کنترل کاملی بر اجزای دراماتیک فیلم داشته باشد. صحنههایی که باید اوج احساسی داشته باشند، مانند لحظه دیدار دو برادر، با ضعف در ترکیببندی تصویر، ریتم و هدایت بازیگران، تاثیر خود را از دست میدهند. زوایای دوربین و تدوین به احساس آن لحظه کمک چندانی نکردهاند. هدایت بازیگران نیز از دیگر نقاط ضعف کارگردان است. با وجود حضور بازیگران بااستعداد، عمده عملکردها یا اغراقآمیز هستند یا فاقد عمق لازم. حتی بازیگر نوجوان نقش اصلی (امیررضا فرامرزی) که پیش از این توانایی خود را نشان داده، در اینجا عملکردی یکبعدی و محدود دارد. کارگردان نتوانسته از ظرفیت طنز و شیطنت نوجوانانه او برای ایجاد جذابیت و باورپذیری بیشتر بهره ببرد. این ضعف در هدایت بازیگران بومی نیز دیده میشود. اگرچه حضور آنها قابل تحسین است، اما به نظر میرسد تمرکز بیش از حد بر تلفظ درست لهجه، گاه از طبیعیبودن دیالوگها و رفتارها کاسته است. در نهایت، پازل بازیها در کنار هم چفت نمیشود.
فیلمنامه و شخصیتپردازی
فیلمنامه «آندو» بزرگترین مانع موفقیت فیلم است. شخصیتها، به ویژه شخصیت اصلی، پرداخت عمیق و باورپذیری ندارند. انگیزه سفر پرخطر ظفر به جبهه، در طول فیلم به اندازه کافی برای مخاطب پررنگ و ملموس نمیشود. رابطه او با برادرش بیشتر حاصل گفتههای دیگران است تا اینکه در عمل و در صحنههای مشترک به نمایش گذاشته شود. دیالوگها غالبا توصیفی، شعارگونه یا پیشپاافتاده هستند و فاقد ظرافت و عمق لازم برای نمایاندن دنیای درونی شخصیتها. حتی رابطه عاطفی نوجوانانه ظفر با نامزدش (آستاره) نیز کلیشهای و بدون ایجاد حس دلبستگی در مخاطب روایت میشود. غفلت از عنصر «طنز» و «شیطنت نوجوانانه» نیز ضربه بزرگی به فیلمنامه زده است. زندگی حتی در سختترین شرایط، خالی از لحظات سبک و طنز نیست. نادیده گرفتن این بخش از زندگی یک نوجوان، باعث شده شخصیت اصلی و فیلم به طور کلی، خشک و یکنواخت به نظر برسد. این یکنواختی، مخاطب را خسته میکند.
نقاط قوت فرمی و افتخارات
در میان این نقدها، فیلم «آندو» دارای نقاط قوت قابل توجهی نیز هست که عمدتاً در حوزه فرم قرار میگیرند. استفاده جسورانه و گسترده از لهجه اصیل لری بختیاری، ستودنی است. این کار نه تنها به واقعنمایی فضای عشایری کمک میکند، بلکه احترام به خاستگاه قصه را نشان میدهد. فریبا کوثری در اجرای این لهجه عملکرد قابل قبولی دارد. استفاده از بازیگران بومی و لوکیشنهای واقعی در چهارمحال و بختیاری، جلوههای تصویری زیبایی به فیلم بخشیده است. صحنههای زندگی در چادر و طبیعتگردی، از بخشهای به یاد ماندنی اثر هستند. همچنین بازسازی صحنههای جنگ در شهرک سینمایی دفاع مقدس، با کیفیت قابل قبولی انجام شده است. تنوع لهجهها در طول سفر ظفر (لری، اصفهانی، آبادانی، تهرانی) نیز ایده هوشمندانهای است که میخواهد وحدت ملی در دوران دفاع مقدس را به تصویر بکشد. این نگاه فراگیر و فراتر از یک قوم خاص، حائز اهمیت است.
جمعبندی؛ فرصتی که از دست رفت
در نهایت، «آندو» فیلمی است که یک فرصت استثنایی را از دست داده است. سوژه آن گنجینهای بود که میتوانست فیلمی ماندگار و اشکآور در سینمای دفاع مقدس خلق کند. اما ضعف اساسی در طراحی درام، شخصیتپردازی و هدایت بازیگران، باعث شده اثر نهایی نتواند حتی بخشی از آن ظرفیت را محقق کند. این فیلم بیشتر شبیه به یک گزارش مصور زیبا اما فاقد روح است. تلاش برای وفاداری به ظواهر (لهجه، لباس، لوکیشن) نتوانسته جای خالی یک قصهگویی قدرتمند و کارگردانی مسلط را پر کند. مخاطب در نهایت با تصاویری زیبا و اطلاعاتی درباره یک شهید مواجه میشود، اما هرگز در عمق تراژدی و شکوه آن زندگی شریک نمیشود. «آندو» میتوانست ادای دینی شایسته باشد، اما به نتیجهای ناتمام تبدیل شده است. این فیلم درس بزرگی برای سینماگران است که داشتن سوژه قوی، تنها شروع راه است و موفقیت در گرو اجرای فنی و هنری در سطحی همتراز با آن سوژه است.