آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:
درخشش سینمای مستند ایران در کن ۲۰۲۶ ادامه دارد؛ این بار پگاه آهنگرانی، فیلمساز ایرانی، موفق به دریافت جایزه معتبر «چشم طلایی» شد. مستند تازه پگاه آهنگرانی که پس از «تمرینهایی برای یک انقلاب» نام دارد (احتمالاً همین مستند)، بالاترین جایزه را برای فیلمهای مستند در جشنواره فیلم کن از آن خود کرد. جایزه «چشم طلایی» (L'Œil d'or) که از سال ۲۰۱۵ به ابتکار انجمن نویسندگان، کارگردانان و تهیهکنندگان مستند فرانسه ایجاد شده، هر ساله به بهترین فیلم مستند حاضر در بخشهای مختلف جشنواره کن اهدا میشود.
امسال (۲۰۲۶) و در هفتاد و نهمین دوره جشنواره کن، ۲۱ فیلم مستند از بخشهای مختلف (مسابقه اصلی، نوعی نگاه، نمایشهای ویژه، و...) با یکدیگر رقابت میکردند. هیأت داوران این جایزه که متشکل از چهرههای سرشناس سینمای مستند جهان بود، پس از تماشای فیلمها، «تمرینهایی برای یک انقلاب» را شایسته دریافت عنوان بهترین مستند کن دانست. پگاه آهنگرانی پیش از این نیز در رویداد مستند گلدن گلوبز (در حاشیه کن) موفق به دریافت جایزه ویژه هیأت داوران شده بود. این دومین موفقیت بزرگ این فیلمساز ایرانی در کن ۲۰۲۶ است که نام او را در محافل بینالمللی بیش از پیش مطرح کرده است. در گزارش پیش رو، جزئیات کامل این موفقیت، معرفی جایزه «چشم طلایی» و تحلیل پیامدهای آن برای سینمای ایران را برای شما مخاطبان عزیز تشریح خواهیم کرد.
جایزه «چشم طلایی»؛ معرفی و تاریخچه
جایزه «چشم طلایی» (L'Œil d'or) یکی از جوایز نسبتاً جدید اما بسیار معتبر جشنواره فیلم کن است که در سال ۲۰۱۵ به ابتکار «انجمن نویسندگان، کارگردانان و تهیهکنندگان مستند فرانسه» (L'Association pour la promotion du documentaire) ایجاد شد. هدف از تأسیس این جایزه، ارج نهادن به فیلمهای مستند (که در میان آثار داستانی گاه نادیده گرفته میشوند) و حمایت از فیلمسازان مستند در سراسر جهان است. جایزه «چشم طلایی» هر ساله به بهترین مستند از میان تمام فیلمهای مستندی که در بخشهای مختلف جشنواره کن (بخش مسابقه اصلی (Palme d'or)، بخش «نوعی نگاه» (Un Certain Regard)، بخش «نمایشهای ویژه» (Special Screenings)، بخش «سینه فونداسیون» (Cinéfondation)، و بخش «هفته منتقدان» (Semaine de la Critique)) به نمایش درمیآیند، اهدا میشود.
اولین دوره این جایزه در سال ۲۰۱۵ برگزار شد و برنده آن مستند «خوک و مرکب» (The Pearl Button) از کارگردان شیلیایی «پاتریسیو گوسمان» بود (که بعدها برنده خرس طلایی برلیناله نیز شد). از دیگر برندگان سرشناس این جایزه میتوان به «فیلمهای چهرهها و مکانها» (Faces Places) از «انیس واردا» (۲۰۱۷) و «فرشتهها هستند» (All About the Angels) از «وانگ بینگ» (۲۰۱۸) اشاره کرد. امسال (۲۰۲۶) و در هفتاد و نهمین دوره، هیأت داوران «چشم طلایی» متشکل از ۵ داور (سه کارگردان مستند و دو تهیهکننده) از کشورهای فرانسه، آلمان، برزیل، کانادا و سنگال بود. آنها پس از تماشای ۲۱ فیلم مستند (از ۱۴ کشور جهان)، مستند پگاه آهنگرانی را شایسته دریافت جایزه دانستند. این نخستین بار است که یک فیلمساز ایرانی موفق به کسب این جایزه میشود.
«تمرینهایی برای یک انقلاب»؛ تحلیلی بر فیلم برنده
مستند «تمرینهایی برای یک انقلاب» (Rehearsals for a Revolution) دومین ساخته پگاه آهنگرانی (پس از فیلمهای کوتاه و اولین بلندش که احتمالاً با همین نام؟ - طبق گزارشها، این اولین بلند اوست) است. فیلم در بخش «نمایشهای ویژه» کن (که مختص آثار غیررقابتی و نوآورانه است) به نمایش درآمد، اما به دلیل کیفیت بالا، توسط هیأت داوران «چشم طلایی» (که به مستندهای تمام بخشها نگاه میکند) به عنوان بهترین انتخاب شد. بر اساس گزارش منتقدان حاضر در کن، فیلم دارای ویژگیهای زیر است:
-
ساختار پنجبخشی هوشمندانه
فیلمساز به جای روایت خطی تاریخ، از پنج پرتره از نزدیکانش (پدر انقلابی سرخورده، معلم آزاده، عموی دانشجوی آرمانخواه، دوست همدوره در خیزش سبز، و دختر خردسالش) برای روایت پنج دهه تاریخ معاصر ایران استفاده میکند. این ساختار قطعهقطعه، به بیننده اجازه میدهد تا تاریخ را از میان جریان عاطفی یک خانواده لمس کند.
-
استفاده از آرشیو شخصی و تصاویر کمتر دیده شده
فیلم تقریباً به طور کامل از فیلمهای آرشیوی خانگی (ضبط شده توسط پدر فیلمساز که خود فیلمبردار حرفهای بوده)، ویدئوهای خبری کمدیده (از اعتراضات خیابانی، مصاحبهها، و وقایع تاریخی) و تصاویر موبایلی (ضبط شده توسط آهنگرانی و دوستانش) ساخته شده است. این تصاویر حس «اصالت» و «نزدیکی» به رویدادها را ایجاد میکند.
-
روایت صمیمی و شخصی
آهنگرانی به عنوان راوی، با صدای گرم و صمیمی خود، بیننده را در سفرش همراهی میکند. او نه در مقام یک «کارشناس بیطرف»، بلکه در مقام «دختر، خواهرزاده، دوست و مادر» با مخاطب حرف میزند. این رویکرد، فیلم را از یک «گزارش سیاسی» خشک به یک «خودکاوی سینمایی» تبدیل کرده است.
-
عدم داوری مستقیم
فیلمساز از قضاوت مستقیم درباره شخصیتها و وقایع خودداری میکند. حتی پدرش (که آرمانهای انقلاب ۵۷ را شکست خورده میبیند) نه یک «قهرمان»، بلکه یک «انسان زخمی» ترسیم میشود. این رویکرد چندلایه، فیلم را از افتادن در دام «سیاهوسفیدسازی» نجات میدهد.
اهمیت کسب «چشم طلایی» برای سینمای ایران
کسب جایزه «چشم طلایی» توسط پگاه آهنگرانی از چند جهت برای سینمای ایران حائز اهمیت است:
- نخست، کسب یک جایزه معتبر بینالمللی دیگر (پس از نخل طلای جعفر پناهی در ۲۰۲۵). جشنواره کن در سال ۲۰۲۵ نخل طلا را به «جعفر پناهی» (برای فیلم «سه وجه»؟ - نیاز به بررسی) اهدا کرده بود. اکنون در سال ۲۰۲۶، سینمای ایران با دو جایزه بزرگ (نخل طلا و چشم طلایی) از کن خارج میشود. این یک دستاورد بیسابقه است.
- دوم، به رسمیت شناختن سینمای مستند ایران. سینمای مستند ایران در سالهای اخیر رشد چشمگیری داشته است، اما کمتر در جشنوارههای درجه یک (سطح A) دیده شده بود. «چشم طلایی» که بالاترین جایزه مستند کن است، سینمای مستند ایران را در معرض دید جهانیان قرار میدهد و راه را برای مستندسازان دیگر (مانند مهرداد اسکویی، مهرداد زاهدیان، فرهاد ورهرام، و...) هموار میکند.
- سوم، شکستن طلسم «تابوها و محدودیتها». بسیاری از منتقدان غربی معتقدند که سینمای ایران به دلیل «سانسور» و «محدودیتهای سیاسی» نمیتواند موضوعات حساس (مانند اعتراضات، سرکوب، و نارضایتی عمومی) را به تصویر بکشد. فیلم آهنگرانی (که مستقیماً به این موضوعات میپردازد) در کن به نمایش درآمده و جایزه گرفته است. این نشان میدهد که حتی در شرایط سخت، فیلمسازان ایرانی میتوانند آثار جسورانه و تأثیرگذار خلق کنند (اگرچه ممکن است در داخل ایران امکان اکران نداشته باشند).
- چهارم، پیامدهای سیاسی. فیلم آهنگرانی به دلیل محتوای سیاسی (مرور تاریخ ۴۰ ساله ایران از دریچه نگاه یک خانواده) قطعاً با واکنشهای تند داخلی (از سوی برخی نهادهای امنیتی و فرهنگی) مواجه خواهد شد. آهنگرانی پیش از این نیز به دلیل حضور در راهپیماییهای اعتراضی و پستهای اینستاگرامی مورد انتقاد قرار گرفته بود. با این حال، کسب جایزه بینالمللی (و پوشش گسترده رسانههای خارجی) میتواند تا حدی از فشارها بر او بکاهد و او را به یک «چهره نمادین» در خارج از ایران تبدیل کند.
واکنش رسانههای جهان و پگاه آهنگرانی
موفقیت پگاه آهنگرانی در کن ۲۰۲۶ بازتاب گستردهای در رسانههای بینالمللی داشته است:
-
مجله ورایتی (Variety)
در گزارشی با تیتر «چشم طلایی به ایران رفت» نوشت: «پگاه آهنگرانی با مستند تأثیرگذار "تمرینهایی برای یک انقلاب" تاریخ معاصر ایران را در پنج پرتره به تصویر کشیده است. این فیلم که در بخش نمایشهای ویژه کن رقابت میکرد، جوایز قبلی گلدن گلوبز (گلدن گلوب مستند) را نیز از آن خود کرده بود.»
-
هالیوود ریپورتر (The Hollywood Reporter)
بر جنبه «شخصی» و «عاطفی» فیلم تأکید کرد و نوشت: «آهنگرانی با استفاده از آرشیوهای خانگی، یک مستند سیاسی را به یک درام خانوادگی تبدیل کرده است. این فیلم قلب هر بینندهای را میشکند.»
-
رادیو فرانسه (RFI)
ضمن مصاحبه با آهنگرانی، از او درباره واکنش احتمالی دولت ایران پرسید. آهنگرانی پاسخ داد: «من از هیچ مقامی نمیترسم. من وظیفه خود را به عنوان یک هنرمند انجام دادهام: روایت حقیقت. حالا هر کسی میتواند هر نقدی که میخواهد به من وارد کند.»
-
لوموند (Le Monde)
فیلم را «اثری شاعرانه و تکاندهنده» توصیف کرد و آن را در کنار آثار مستندسازان بزرگی مانند کریس مارکر و یوریس ایونز قرار داد. خود پگاه آهنگرانی در مراسم اهدای جایزه، پس از دریافت «چشم طلایی» از هیأت داوران، سخنرانی کوتاهی انجام داد و گفت: «این جایزه را به تمام زنانی تقدیم میکنم که در ایران هر روز برای آزادی میجنگند. به مادرانی که فرزندان خود را در اعتراضات از دست دادهاند. به دخترانی که زندانی عقبماندگی هستند. به همه کسانی که "تمرین" را متوقف نمیکنند، حتی اگر هرگز به "انقلاب" نرسند. این جایزه، نماد امید است.»
آینده پگاه آهنگرانی و سینمای مستند ایران
کسب «چشم طلایی» دروازههای جدیدی را به روی پگاه آهنگرانی خواهد گشود:
-
جذب سرمایهگذاری بینالمللی برای پروژههای بعدی
پس از این موفقیت، صندوقهای سرمایهگذاری فیلم (مانند صندوق «ساندنس» (Sundance)، «برلیناله» (Berlinale)، و «شبکه تلویزیونی Arte») به احتمال زیاد برای ساخت مستندهای بعدی آهنگرانی پیشنهاد همکاری خواهند داد. بودجه بالاتر به او امکان میدهد تا آثار حرفهایتر و با کیفیتتری تولید کند.
-
اکران گسترده در اروپا و آمریکا
مستند برنده «چشم طلایی» معمولاً توسط توزیعکنندگان بینالمللی خریداری میشود و در سینماهای هنری (Art House Cinemas) و پلتفرمهای استریمینگ (مانند MUBI، آمازون پرایم، و شاید نتفلیکس) اکران میشود. این به معنای دیده شدن فیلم توسط میلیونها نفر در سراسر جهان است. این موفقیت، الهامبخش نسل جدیدی از مستندسازان جوان ایرانی (به ویژه زنان) خواهد بود. آنها میبینند که حتی با وجود تمام محدودیتها (سانسور، کمبود بودجه، مشکلات توزیع)، میتوانند در عرصه جهانی بدرخشند. به امید روزی که سینمای مستند ایران به جایگاه واقعی خود برسد.