شنبه / ۱۶ خرداد ۱۴۰۵ / ۰۱:۲۲
کد خبر: 38734
گزارشگر: 548
۴۷
۰
۰
۱
۴۰ درصد هرگز تشخیص مناسب نمی‌گیرند / سه راهکار تاب‌آوری جنسی برای غلبه بر چالش‌ها

علت درد رابطه جنسی در زنان چیست؟!

علت درد رابطه جنسی در زنان چیست؟!
میلیون‌ها زن در سراسر جهان در سکوت از درد رابطه جنسی رنج می‌برند. بر اساس پژوهش‌های معتبر، بین ۱۰ تا ۲۸ درصد زنان در سن باروری به ولوودینیا (درد مزمن فرج) مبتلا هستند اما ۴۰ درصد آنها هرگز تشخیص و درمان مناسب دریافت نمی‌کنند. دیسپارونیا (درد قبل، حین یا بعد از سکس) و واژینیسموس (اسپاسم عضلانی غیرارادی) از دیگر اختلالات شایع هستند. علل این درد می‌تواند بیولوژیکی (عفونت، عدم تعادل هورمونی، مشکلات کف لگن) یا روانی-اجتماعی (تروماهای جنسی، باورهای فرهنگی و دینی، ننگ اجتماعی) باشد. متخصصان سه راهکار تاب‌آوری جنسی یعنی پذیرش، انعطاف‌پذیری و پایداری را برای غلبه بر این چالش توصیه می‌کنند.

آسیانیوز ایران؛ سرویس سلامت و زیبایی:

توانایی تجربه لذت جنسی، یک ضرورت برای رفاه حال و سلامت روان هر فرد است. اما برای میلیون‌ها زن در سراسر جهان، رابطه جنسی به جای لذت و رضایت، با درد و ناراحتی همراه است. سوالی که اغلب توسط مراجعان پرسیده می‌شود این است که «چگونه با درد رابطه جنسی کنار بیاییم؟» پاسخ به این سوال نیازمند درک عمیق از اختلالات درد دستگاه تناسلی و عوامل بیولوژیکی و روانی-اجتماعی آن است. آمارها نشان می‌دهد که بین ۱۰ تا ۲۸ درصد از زنان در سن باروری از ولوودینیا (درد مزمن ناحیه فرج) رنج می‌برند. مطالعات جدیدتر در سال ۲۰۲۰ این رقم را ۸ تا ۱۰ درصد در تمام سنین گزارش کرده‌اند.

اما واقعیت ناراحت‌کننده این است که بسیاری از زنان به دلیل خجالت و شرم، هرگز درد خود را با متخصصان در میان نمی‌گذارند. متخصصان نیز اغلب سوال نمی‌پرسند. نتیجه؟ شیوع این اختلالات به شدت دست‌کم گرفته می‌شود. مطالعات نشان می‌دهد تنها ۶۰ درصد از زنان با علائم ولوودینیا اقدام به درمان می‌کنند و ۴۰ درصد باقی‌مانده هرگز تشخیص و درمان مناسب دریافت نمی‌کنند. این یعنی میلیون‌ها زن و همسرانشان در سکوت رنج می‌برند. درد رابطه جنسی می‌تواند به صورت دیسپارونیا (درد مکرر قبل، حین یا بعد از سکس) یا ولوودینیا (درد مزمن بیش از سه ماه بدون علت مشخص) ظاهر شود. همچنین واژینیسموس (اسپاسم غیرارادی عضلات واژن) نیز از اختلالات شایع است. عوامل بیولوژیکی مانند عفونت‌ها، عدم تعادل هورمونی، مشکلات عضلات کف لگن و عوامل روانی-اجتماعی مانند تجربیات آسیب‌زا، باورهای فرهنگی و دینی و ننگ اجتماعی، همگی در ایجاد و تشدید این درد نقش دارند. اما خبر خوب این است که با تاب‌آوری جنسی (پذیرش، انعطاف‌پذیری و پایداری) و کمک گرفتن از مشاوره و زوج درمانی، می‌توان بر این چالش‌ها غلبه کرد. در این گزارش، هر آنچه باید درباره درد رابطه جنسی در زنان بدانید، موشکافی می‌کنیم.

انواع اختلالات درد دستگاه تناسلی در زنان (دیسپارونیا، ولوودینیا، واژینیسموس)

درد رابطه جنسی در زنان یک پدیده تک‌بعدی نیست و دست کم سه اختلال مجزا اما مرتبط با هم آن را پوشش می‌دهند:

  1. نخست «دیسپارونیا» است که اصطلاحی چتری برای هرگونه درد مکرر یا مداوم پیش، حین یا پس از رابطه جنسی محسوب می‌شود. دیسپارونیا به دو نوع سطحی (درد در ورودی واژن یا ناحیه فرج شامل لب‌ها، کلیتوریس و مجرای ادرار) و عمیق (درد در عمق واژن یا لگن تحتانی که معمولاً با دخول عمیق تشدید می‌شود) تقسیم می‌گردد.
  2. دومین اختلال، «ولوودینیا» است که به درد مزمن ناحیه فرج (ولووا) گفته می‌شود که حداقل سه ماه ادامه داشته باشد. تفاوت کلیدی ولوودینیا با دیسپارونیا در این است که ولوودینیا می‌تواند بدون هیچ تحریک یا لمسی (یعنی به صورت خودبه‌خودی) ایجاد شود و دلیل مشخصی برای آن یافت نمی‌شود. با این حال، در عمل بسیاری از متخصصان این دو اصطلاح را به جای هم استفاده می‌کنند.
  3. سومین اختلال، «واژینیسموس» است که در آن مقاربت با اسپاسم عضلانی غیرارادی دیواره واژن مختل می‌شود. در واژینیسموس، حتی تلاش برای نفوذ (چه با آلت تناسلی، چه با انگشت یا ابزار پزشکی) باعث انقباض شدید و دردناک عضلات کف لگن می‌شود. راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (دی اس ام-۵) این سه اختلال را تحت عنوان «اختلال درد یا ایجاد درد در ناحیه تناسلی-لگن» دسته‌بندی کرده است.

آمارهای هشداردهنده؛ مقیاس خاموش رنج زنان

تخمین شیوع دقیق این اختلالات به دلیل خجالت و شرم فرهنگی بسیار دشوار است. با این حال، یک بررسی جامع در سال ۲۰۱۶ نشان داد که ۱۰ تا ۲۸ درصد از زنان در سن باروری از ولوودینیا رنج می‌برند. مقاله معتبر دیگری در سال ۲۰۲۰ این میزان را ۸ تا ۱۰ درصد در تمام گروه‌های سنی گزارش کرده است. نرخ‌ها بسته به کشور و روش تشخیص متفاوت است، اما مطالعات در ایالات متحده نشان داده که حدود ۱۶ درصد از زنان در طول زندگی خود ولوودینیا را تجربه می‌کنند. نکته هشداردهنده‌تر، سن بروز این علائم است. به نظر می‌رسد زنان جوان حتی پیش از ۲۰ سالگی بیشتر در معرض خطر ابتلا به این اختلالات قرار دارند. این یعنی دختران نوجوان و جوان، بی‌سروصدا درگیر دردی می‌شوند که ممکن است تا سال‌ها بدون تشخیص باقی بماند. از سوی دیگر، ولوودینیا در حدود ۷ تا ۸ درصد از زنان ۴۰ ساله نیز علائم فعال دارد. اما تکان‌دهنده‌ترین آمار این است که تنها ۶۰ درصد از زنان با علائم ولوودینیا اقدام به درمان می‌کنند و ۴۰ درصد باقی‌مانده هرگز تشخیص و درمان مناسب دریافت نمی‌کنند. به عبارت دیگر، از هر پنج زن مبتلا، دو زن تمام عمر خود را در سکوت با دردی تحمل‌ناپذیر سپری می‌کنند. این شکاف درمانی یک تراژدی خاموش بهداشتی است.

عوامل بیولوژیکی و روانی-اجتماعی در ایجاد درد جنسی

درد هنگام رابطه جنسی هرگز یک علت ساده و تک‌عاملی ندارد. متخصصان این پدیده را نتیجه تداخل پیچیده عوامل بیولوژیکی و روانی-اجتماعی می‌دانند. در بعد بیولوژیکی، مشکلاتی مانند عفونت‌های مکرر قارچی یا باکتریایی، عدم تعادل هورمونی (به ویژه کاهش استروژن در یائسگی یا شیردهی)، اختلال در عملکرد عضلات کف لگن (بیش‌فعالی یا اسپاسم)، آسیب به اعصاب محیطی، فرآیندهای التهابی مزمن و حتی تغییر در پردازش درد در مغز (حساسیت مرکزی) همگی نقش دارند.

در بعد روانی-اجتماعی، مهم‌ترین عامل «تجربیات یادگیری» در خانواده و فرهنگ است. آیا به ما آموخته‌اند که رابطه جنسی گناه یا عمل کثیفی است؟ آیا تجربه لمس نامناسب در کودکی داشته‌ایم؟ آیا همسرمان مرزهای ما را رعایت نمی‌کند و رفتاری آسیب‌زا دارد؟ همه اینها می‌توانند به درد جسمی در حین رابطه دامن بزنند. سابقه آسیب جنسی (تروما) یکی از قوی‌ترین پیش‌بین‌کننده‌های درد مزمن لگنی است.

فرهنگ و دین نیز نقشی کلیدی ایفا می‌کنند. برخی فرهنگ‌ها در مورد رابطه جنسی باز و گفتگوگر هستند و برخی دیگر با ننگ و تابوی سنگین. قوانین و آموزه‌های دینی می‌توانند احساس گناه و شرم را چنان درونی کنند که بدن زن به طور ناخودآگاه با انقباض و درد به هرگونه تحریک جنسی پاسخ دهد. ننگ پیرامون رابطه جنسی، بزرگترین مانع برای کمک گرفتن است.

تاب‌آوری جنسی و سه راهکار پذیرش، انعطاف‌پذیری و پایداری

در مطالعه معروف «پراسم»، آندریا بک و جان رابینسون با زوج‌هایی که چالش جنسی داشتند مصاحبه کردند و به مفهوم «تاب‌آوری جنسی» رسیدند. تاب‌آوری جنسی یعنی توانایی بازگشت از شکست‌ها و سازگاری با تغییرات ناخواسته در زندگی جنسی. آنها سه مؤلفه کلیدی را شناسایی کردند: پذیرش، انعطاف‌پذیری و پایداری.

«پذیرش» یعنی نگرش «همین است که هست» نسبت به چالش جنسی. به جای صرف انرژی بر سر ناامیدی از ناتوانی در برقراری رابطه جنسی قدیمی، انرژی را به سمت یافتن راه‌حل‌های جدید هدایت کنید. مثال: اگر والدین کودکان خردسال هستید، بپذیرید که رابطه جنسی ممکن است هر لحظه قطع شود، کوتاه باشد، اما همچنان می‌تواند سرگرم‌کننده و معنادار باشد. برای زوج‌هایی با محدودیت فیزیکی، پذیرش به این معناست که منوی جنسی باید تغییر کند؛ فعالیت‌های قبلی ممکن است خارج از منو باشند.

«انعطاف‌پذیری جنسی» یعنی توانایی تغییر خط‌مشی جنسی. بسیاری از زوج‌ها یک فیلمنامه ثابت دارند و فقط همان حرکات را تکرار می‌کنند. چالش جنسی نیازمند حل مسئله و امتحان راهکارهای جدید است: استفاده از ابزارهای جنسی، تمرکز بر روش‌های دیگر لذت (بدون دخول)، برنامه‌ریزی برای رابطه جنسی به جای انتظار برای اتفاق افتادن آن. این برخلاف پیام غلطی است که می‌گوید «رابطه جنسی عالی باید خودبه‌خود و بدون زحمت باشد». گاهی رابطه جنسی نیاز به ترمیم دارد. «پایداری» یعنی تسلیم نشدن. زوج‌های ناتوان در مطالعه پراسم، یک یا دو استراتژی را امتحان کردند و سپس منصرف شدند. تغییر ارزش‌ها و عادات جنسی کار دشواری است که به صبر و تلاش مداوم نیاز دارد. گاهی رابطه جنسی قطع می‌شود، نعوظ از بین می‌رود یا ذهن به سمت استرس می‌رود. تاب‌آوری در مواجهه با این چالش‌های لحظه‌ای به اندازه تاب‌آوری برای مشکلات بلندمدت مهم است.

مشاوره جنسی، زوج درمانی و هشدار درباره سوءاستفاده

اگر درد رابطه جنسی را تجربه می‌کنید، اولین قدم صحبت کردن با یک متخصص بهداشت جنسی است. مشاوره جنسی (سکس تراپی) یک رویکرد تخصصی است که هم عوامل بیولوژیکی (با ارجاع به پزشک) و هم عوامل روانی-اجتماعی را هدف قرار می‌دهد. در مشاوره جنسی، یاد می‌گیرید که با شریک زندگی خود درباره درد و نیازهایتان صحبت کنید، تمرینات رفتاری مانند تمرینات کف لگن یا استفاده از دیلاتورهای واژینال را انجام دهید و باورهای شرم‌آلود خود را به چالش بکشید. زوج درمانی نیز می‌تواند فوق‌العاده مؤثر باشد. پژوهش‌ها نشان می‌دهد زوج‌هایی که ارزش را بر «نزدیکی عاطفی و صمیمیت» می‌گذارند، نه صرفاً رضایت جسمانی، در برابر چالش‌های جنسی تاب‌آورتر هستند. ارزش‌های جنسی می‌توانند در طول زمان تغییر کنند. حتی اگر شما فردی هستید که به بخش فیزیکی رابطه جنسی علاقه دارید، می‌توانید تمرکز خود را تغییر دهید و برای ارتباط عاطفی که در طول سکس احساس می‌کنید، ارزش بیشتری قائل شوید.

اما یک هشدار بسیار جدی

اگر شریک زندگی شما شما را مجبور به داشتن رابطه جنسی یا انجام کارهایی می‌کند که باعث ناراحتی شما می‌شود، این یک «چالش جنسی عادی» نیست. این شواهدی از سوءاستفاده و خشونت است. لطفاً فوراً به یک کلینیک روانشناسی یا مرکز مشاوره مراجعه کنید و کمک بگیرید. خشونت جنسی هرگز نباید تحمل شود. حق شما بر بدن و لذت خود، یک حق اساسی و غیرقابل انکار است.

https://www.asianewsiran.com/u/iW9
اخبار مرتبط
تمرکز بیش از حد روی ارگاسم، به ویژه برای زنان، روند رسیدن به آن را مختل می‌کند. پژوهش‌های جدید روانشناسی نشان می‌دهد که رابطه جنسی هدف‌گرا (با تمرکز صرف بر ارگاسم) اضطراب را افزایش داده و فرصت ایجاد صمیمیت را محدود می‌کند. به جای آن، متخصصان «ذهن آگاهی جنسی» (حضور، آگاهی و عدم قضاوت در حین رابطه) را توصیه می‌کنند. در مطالعه‌ای از دانشگاه فلوریدا، مردان زمانی که شریک خیالی آنها با ویبراتور به ارگاسم می‌رسید، کمترین احساس مردانگی را داشتند، اما آنهایی که آناتومی کلیتوریس را می‌شناختند، چنین کاهشی را تجربه نمی‌کردند. هیچ کس نمی‌تواند به دیگری ارگاسم بدهد؛ هر فردی مسئول لذت خود است.
تحقیقات نشان می‌دهد ۹۷ تا ۹۸ درصد بزرگسالان فانتزی جنسی دارند، اما ۲ تا ۳ درصد ادعا می‌کنند هرگز چنین تجربه‌ای نداشته‌اند. برخی از این افراد به اختلال «آفانتازی» مبتلا هستند؛ یعنی به معنای واقعی کلمه نمی‌توانند تصاویر ذهنی ایجاد کنند. این اصطلاح در سال ۲۰۱۵ ابداع شده و تخمین زده می‌شود حدود ۱ درصد جمعیت را شامل شود. با این حال، برخی افراد مبتلا به آفانتازی فانتزی‌های خود را به صورت روایت یا احساس توصیف می‌کنند. از سوی دیگر، برخی افراد فانتزی‌های جنسی دارند اما به دلیل شرم درونی یا درک محدود از مفهوم «فانتزی» (مثلاً تصور اینکه فانتزی باید حتماً خیالی و غیرواقعی باشد)، آنها را فانتزی نمی‌نامند.
نتایج یک مطالعه جدید در روانشناسی نشان می‌دهد که دلیل اصلی تفاوت جنسیتی در میل جنسی، برخلاف باور رایج، تفاوت‌های ذاتی یا صرفاً تربیتی نیست، بلکه نابرابری کیفیت لذت جنسی است. به گزارش سایکولوژی تودی، تری کانلی و ورنا کلین از دانشگاه میشیگان اعلام کردند زنان در روابط جنسی معمولاً کمتر از مردان به ارگاسم می‌رسند، بیشتر درد را تجربه می‌کنند، قربانی خشونت می‌شوند و با استانداردهای دوگانه «دختر خوب» سرکوب می‌شوند. از ناآگاهی آناتومیک تا نبود پیش‌بازی مؤثر و شرم از دریافت رابطه دهانی، همگی دست به دست هم می‌دهند تا میل جنسی زنان کاهش یابد. محققان تأکید می‌کنند با آموزش جنسی جامع و تغییر فیلمنامه‌های غلط، این نابرابری قابل حل است.
نتایج پژوهش‌های جدید نشان می‌دهد که «سکس خشن» یا همان رابطه جنسی همراه با اعمالی مانند سیلی زدن، خفه کردن سبک و گاز گرفتن، دیگر یک حاشیه نیست، بلکه به بخش عادی از زندگی جنسی بیش از نیمی از زوج‌های جوان تبدیل شده است. روانشناسان جنسی معتقدند که جذابیت این نوع رابطه، برخلاف تصور ابتدایی، ریشه در خشونت ندارد، بلکه ناشی از تحریک گیرنده‌های دوپامین در مغز از طریق عنصر «غافلگیری» است. این یافته، درک سنتی از صمیمیت را که تنها بر اساس نرمی و آرامش استوار بود، به چالش می‌کشد. کارشناسان کلینیک‌های روانشناسی تاکید دارند که کلید اصلی لذت‌بخش بودن سكس خشن، فقط یک چیز است: «رضایت آگاهانه و مستمر».
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید