شنبه / ۱۶ خرداد ۱۴۰۵ / ۰۱:۳۱
کد خبر: 38735
گزارشگر: 548
۲۱۳۴
۰
۲
۴
معمای کاهش میل جنسی در زنان؛ تقصیر طبیعت است یا جامعه؟ / از ناآگاهی آناتومیک و درد دخول تا استاندارد دوگانه «دختر خوب»

چرا زنان سکس گریز و سرد هستند؟!

چرا زنان سکس گریز و سرد هستند؟!
نتایج یک پژوهش تازه در روانشناسی نشان می‌دهد که دلیل اصلی تفاوت جنسیتی در میل جنسی، برخلاف باور رایج، لذت کمتر زنان از خود رابطه است. روانشناسان دانشگاه میشیگان در مقاله‌ای در مجله Perspectives on Psychological Science چهار دلیل را اعلام کردند: ناآگاهی از نحوه تحریک کلیتوریس و دردناک بودن دخول، قربانی شدن بیشتر زنان در خشونت جنسی، درون‌سازی استاندارد دوگانه «دختر خوب» و در نهایت فیلمنامه غلط جنسی که در آن پیش‌بازی حول نعوظ مرد می‌چرخد و زن باید به معجزه به ارگاسم برسد. محققان تأکید می‌کنند آموزش جنسی جامع می‌تواند این نابرابری را جبران کند.
آسیانیوز ایران؛ سرویس سلامت و زیبایی:
یکی از یافته‌های ثابت و تکراری در روانشناسی این است که زنان به طور متوسط نسبت به مردان، علاقه کمتری به رابطه جنسی نشان می‌دهند. اما سؤال اینجاست: چرا؟ شاید با خود فکر کنید این تفاوت ریشه در زیست‌شناسی دارد. برخی روانشناسان تکاملی نیز چنین استدلال می‌کنند که مردان برای افزایش فرزندان خود به شرکای جنسی بیشتر نیاز دارند و زنان به دلیل هزینه سنگین بارداری، گزیده‌کارتر هستند.
اما در سوی دیگر ماجرا، گروهی از کارشناسان معتقدند جامعه و فرهنگ، نقش اصلی را ایفا می‌کنند. ما به پسران یاد می‌دهیم که «بالاخره پسر، پسر است» و هر چه بیشتر سکس داشته باشند، تحسین می‌شوند. در مقابل، به دختران القا می‌کنیم که یک «دختر خوب» هرگز نباید تمایل جنسی خود را نشان دهد. زنانی که از میل جنسی خود حرف می‌زنند، با القاب زشتی شناخته می‌شوند، در حالی که مردان هرگز چنین سرزنشی را تجربه نمی‌کنند. اما آیا تا به حال از خود پرسیده‌اید که خودِ تجربه رابطه جنسی برای زنان چگونه است؟ آیا واقعاً به اندازه مردان لذت‌بخش است؟ پاسخ کوتاه این است: خیر.
مقاله جدیدی در مجله معتبر «Perspectives on Psychological Science» به قلم تری کانلی و ورنا کلین، چهار دلیل علمی و قانع‌کننده ارائه می‌دهد که چرا رابطه جنسی برای زنان جذابیت کمتری دارد. از ناآگاهی آناتومیک نسبت به کلیتوریس و دردناک بودن دخول، تا ترس از خشونت جنسی و شرم درونی‌شده از «لذت بیش از حد». این عوامل دست به دست هم می‌دهند تا میل جنسی زنان پایین بیاید. اما خبر خوب این است که راه حل وجود دارد. آموزش جنسی جامع و متناسب با سن می‌تواند این نابرابری را برطرف کند و هم زنان و هم مردان را به رضایت جنسی واقعی برساند. در این گزارش، هر چهار دلیل را موشکافی می‌کنیم.

نبرد تاریخی طبیعت در برابر پرورش در تبیین میل جنسی زنان

برای دهه‌ها، روانشناسان بر سر این پرسش اساسی اختلاف نظر داشته‌اند که آیا تفاوت میل جنسی بین زن و مرد ریشه در ژنتیک و تکامل دارد یا حاصل جامعه‌پذیری و تربیت است. رویکرد تکاملی با استناد به «اصل حداکثرسازی تولیدمثل» استدلال می‌کند که نرها برای پخش کردن ژنهای خود، نیاز به جفت‌گیری با ماده‌های متعدد دارند. بر این اساس، مردان میل جنسی بالاتری دارند و به رابطه جنسی معمولی (بدون تعهد) تمایل بیشتری نشان می‌دهند. در سوی دیگر، زنان به دلیل محدودیت بیولوژیک در تعداد فرزندان (حداکثر یک بار بارداری در سال) و همچنین هزینه‌های سنگین بارداری، شیردهی و مراقبت از نوزاد، ناگزیر از گزینشگری هستند. این دیدگاه می‌گوید زنان باید در انتخاب شریک جنسی سخت‌گیر باشند و رابطه جنسی را تا زمانی که مطمئن نشوند مرد برای کمک به مراقبت از فرزندان پای کار است، به تأخیر بیندازند.
اما مشکل اینجاست که هر دو رویکرد، یک عامل ساده را نادیده گرفته‌اند: کیفیت خود تجربه جنسی. چه فرق می‌کند که علت اولیه میل پایین، زیست‌شناسی باشد یا جامعه؟ اگر زنان به طور مداوم از رابطه جنسی لذت کمتری ببرند، اصلاً جای تعجب نیست که تمایل کمتری هم به آن داشته باشند. این نقطه‌ی شروع تحقیق کانلی و کلاین است.

ناآگاهی آناتومیک و درد فیزیکی؛ اولین مانع بزرگ لذت زنانه

اولین دلیلی که کانلی و کلاین مطرح می‌کنند، به تفاوت‌های آناتومیک و جهل فرهنگی نسبت به بدن زن برمی‌گردد. از کودکی، پسران هر بار که ادرار می‌کنند، آلت تناسلی خود را لمس می‌کنند. این کار روزمره، آنها را زودهنگام با لذت لمس کردن آشنا می‌سازد. در مقابل، دختران هرگز نیازی به لمس کلیتوریس در کارهای روزمره خود ندارند و بسیاری از آنها تا بزرگسالی، یا از وجود و عملکرد این عضو بی‌اطلاع‌اند یا از لمس کردن آن احساس شرم می‌کنند. نتیجه این جهل آناتومیک، اپیدمی «ارگاسم نکردن زنان» است. پژوهش‌ها نشان می‌دهد که بخش قابل توجهی از زنان هرگز یا به ندرت در طول رابطه جنسی به ارگاسم می‌رسند، در حالی که همین زنان در خودارضایی به راحتی به اوج لذت می‌رسند. دلیلش روشن است: در اکثر روابط دگرجنس‌گرا، تحریک کلیتوریس (که تنها عضو بدن با کارکرد صرفاً لذتی است) نادیده گرفته می‌شود و تنها به دخول اکتفا می‌شود.
علاوه بر این، ماهیت نافذ رابطه جنسی واژینال به این معنی است که زنان به مراتب بیشتر از مردان درد فیزیکی را تجربه می‌کنند. خشکی واژن به دلیل برانگیختگی ناکافی، عفونت‌های مکرر، واژینیسموس و حتی پارگی‌های کوچک، همگی باعث می‌شوند که سکس برای بسیاری از زنان با ناراحتی همراه باشد. بارداری و زایمان نیز تجربه‌ای است که درد آن هرگز برای مردان قابل درک نخواهد بود.

خشونت جنسی و ترس از امنیت؛ قاتل خاموش میل

دومین دلیلی که محققان ارائه می‌دهند، تلخ و ناراحت‌کننده است: زنان بسیار بیشتر از مردان قربانی خشونت جنسی می‌شوند. آمار سازمان‌های بین‌المللی نشان می‌دهد که حدود یک نفر از هر سه زن در طول زندگی خود، نوعی از آزار جنسی (از تعرض کامل تا مزاحمت خیابانی) را تجربه می‌کند. این در حالی است که مردان به دلیل جثه بزرگتر، قدرت بدنی بیشتر و تمایل به رفتارهای تهاجمی، به ندرت قربانی چنین تجاوزهایی می‌شوند.
اثر روانی این تجربه‌ها بر میل جنسی عمیق و غیرقابل انکار است. اگر کسی مورد تجاوز قرار گرفته باشد، طبیعی‌ترین واکنش، احتیاط و بی‌اعتمادی نسبت به هرگونه رابطه جنسی (حتی با یک شریک جدید و قابل اعتماد) است. ترس از امنیت، یکی از رایج‌ترین عواملی است که زنان برای اجتناب از رابطه جنسی ذکر می‌کنند. کانلی و کلاین تأکید می‌کنند که زنان برای تجربه میل جنسی، نخست باید احساس امنیت کنند. در حالی که مردان گاهی با خطر و عدم قطعیت نیز برانگیخته می‌شوند، سیستم عصبی زنان به گونه‌ای تکامل یافته (یا شرطی شده) که هوشیاری نسبت به تهدید را در اولویت قرار می‌دهد. نکته جالب اینکه محققان حدس می‌زنند اگر مردان هم به اندازه زنان قربانی خشونت جنسی می‌شدند، آنها نیز به همان اندازه در برقراری رابطه جنسی محتاط و کم‌میل می‌شدند.

استاندارد دوگانه جنسی و زن «بد» در برابر «دختر خوب»

سومین دلیل، شاید نافذترین و در عین حال پنهان‌ترین عامل باشد: استاندارد دوگانه جنسی. جامعه ما به طور همزمان دو پیام کاملاً متناقض به زنان می‌دهد: از یک سو، باید جذاب، سکسی و دلربا باشند تا شریک عاطفی پیدا کنند. از سوی دیگر، اگر به میل جنسی خود عمل کنند و از آن لذت ببرند، برچسب «زن بد»، «آسان» یا «هرزه» می‌خورند. این استاندارد دوگانه به قدری در فرهنگ نفوذ کرده که بسیاری از زنان آن را درونی می‌کنند. حتی در روابط متعهدانه و طولانی‌مدت، برخی از زنان اگر در حین رابطه جنسی «بیش از حد» لذت ببرند یا خواسته خاصی داشته باشند، احساس گناه و شرم می‌کنند. آنها ناخودآگاه نگران قضاوت شدن توسط شریک خود هستند: «مبادا فکر کند من زن بدی هستم.» نکته تأسف‌بار اینکه مردان هرگز چنین پیام‌هایی را دریافت نمی‌کنند. نه تنها مردان به خاطر داشتن شرکای جنسی متعدد سرزنش نمی‌شوند، بلکه اغلب تحسین هم می‌شوند. دوستانشان به آنها تبریک می‌گویند و جامعه آنها را «مرد کامل» خطاب می‌کند. این شکاف آشکار بین آنچه از مرد و زن انتظار می‌رود، یکی از عمیق‌ترین بی‌عدالتی‌های جنسی است.

فیلمنامه غلط و سکوت مرگبار در اتاق خواب

چهارمین و آخرین دلیل، به «فیلمنامه فرهنگی» رفتارهای جنسی در روابط دگرجنس‌گرا بازمی‌گردد. این فیلمنامه نانوشته اما قدرتمند، دقیقاً مشخص می‌کند که چه کسی شروع می‌کند، چه کسی هدف لذت است و چه کسی باید ارگاسم داشته باشد. مرد آغازگر است. سپس پیش‌بازی حول محور نعوظ مرد می‌چرخد. پس از رسیدن به این هدف، دخول انجام می‌شود و رابطه تا زمانی که مرد به ارگاسم برسد، ادامه می‌یابد. در این فیلمنامه، انتظار می‌رود که زن نیز به طور معجزه‌آسا و بدون تحریک کافی کلیتوریس، در همین بازه زمانی به ارگاسم برسد. اما آناتومی بدن زن چنین چیزی را ایجاب نمی‌کند. اکثر زنان برای رسیدن به ارگاسم حداقل به ۱۵ تا ۲۰ دقیقه تحریک مستقیم کلیتوریس نیاز دارند، چیزی که در فیلمنامه فعلی جایی ندارد.
بزرگ‌تر از همه، «سکوت» است. تحقیقات نشان می‌دهد تعداد بسیار کمی از زوج‌ها در طول رابطه جنسی درباره خواسته‌ها و لذت خود صحبت می‌کنند. آنها صحبت کردن در حین این «عمل طبیعی» را غیرضروری، عجیب یا حتی نامناسب می‌دانند. نتیجه؟ مرد هرگز نمی‌داند که شریکش به تحریک متفاوتی نیاز دارد و زن هرگز جرأت نمی‌کند درخواست کند. آموزش جنسی جامع می‌تواند این فیلمنامه را بازنویسی کند. وقتی زوج‌ها یاد بگیرند درباره سکس حرف بزنند، کلیتوریس را بشناسند و پیش‌بازی را گسترش دهند، هم زنان و هم مردان به رضایت جنسی واقعی دست خواهند یافت.
https://www.asianewsiran.com/u/iWa
اخبار مرتبط
میلیون‌ها زن در سراسر جهان در سکوت از درد رابطه جنسی رنج می‌برند. بر اساس پژوهش‌های معتبر، بین ۱۰ تا ۲۸ درصد زنان در سن باروری به ولوودینیا (درد مزمن فرج) مبتلا هستند اما ۴۰ درصد آنها هرگز تشخیص و درمان مناسب دریافت نمی‌کنند. دیسپارونیا (درد قبل، حین یا بعد از سکس) و واژینیسموس (اسپاسم عضلانی غیرارادی) از دیگر اختلالات شایع هستند. علل این درد می‌تواند بیولوژیکی (عفونت، عدم تعادل هورمونی، مشکلات کف لگن) یا روانی-اجتماعی (تروماهای جنسی، باورهای فرهنگی و دینی، ننگ اجتماعی) باشد. متخصصان سه راهکار تاب‌آوری جنسی یعنی پذیرش، انعطاف‌پذیری و پایداری را برای غلبه بر این چالش توصیه می‌کنند.
تمرکز بیش از حد روی ارگاسم، به ویژه برای زنان، روند رسیدن به آن را مختل می‌کند. پژوهش‌های جدید روانشناسی نشان می‌دهد که رابطه جنسی هدف‌گرا (با تمرکز صرف بر ارگاسم) اضطراب را افزایش داده و فرصت ایجاد صمیمیت را محدود می‌کند. به جای آن، متخصصان «ذهن آگاهی جنسی» (حضور، آگاهی و عدم قضاوت در حین رابطه) را توصیه می‌کنند. در مطالعه‌ای از دانشگاه فلوریدا، مردان زمانی که شریک خیالی آنها با ویبراتور به ارگاسم می‌رسید، کمترین احساس مردانگی را داشتند، اما آنهایی که آناتومی کلیتوریس را می‌شناختند، چنین کاهشی را تجربه نمی‌کردند. هیچ کس نمی‌تواند به دیگری ارگاسم بدهد؛ هر فردی مسئول لذت خود است.
تحقیقات نشان می‌دهد ۹۷ تا ۹۸ درصد بزرگسالان فانتزی جنسی دارند، اما ۲ تا ۳ درصد ادعا می‌کنند هرگز چنین تجربه‌ای نداشته‌اند. برخی از این افراد به اختلال «آفانتازی» مبتلا هستند؛ یعنی به معنای واقعی کلمه نمی‌توانند تصاویر ذهنی ایجاد کنند. این اصطلاح در سال ۲۰۱۵ ابداع شده و تخمین زده می‌شود حدود ۱ درصد جمعیت را شامل شود. با این حال، برخی افراد مبتلا به آفانتازی فانتزی‌های خود را به صورت روایت یا احساس توصیف می‌کنند. از سوی دیگر، برخی افراد فانتزی‌های جنسی دارند اما به دلیل شرم درونی یا درک محدود از مفهوم «فانتزی» (مثلاً تصور اینکه فانتزی باید حتماً خیالی و غیرواقعی باشد)، آنها را فانتزی نمی‌نامند.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید