آسیانیوز ایران؛ سرویس علم و تکنولوژی:
صبح که از خواب بیدار میشوید، به جای اسکرول کردن در شبکههای اجتماعی، با مجموعهای از داستانهای مصور شده درباره زندگی خودتان روبرو میشوید. این رویایی است که گوگل با اپلیکیشن جدیدش به نام «دریم بینز» به واقعیت نزدیک کرده است. گوگل لبز، بازوی نوآوری این شرکت، اپلیکیشنی آزمایشی ساخته که مستقیمترین پیام را تا به امروز به کاربران میدهد: مشکل رسانههای اجتماعی، خود محتوا نیست، بلکه فیدهای بینهایت و اسکرول پایانناپذیر است. دریم بینز دقیقاً برعکس تمام اپلیکیشنهای مصرف محتوا عمل میکند. به جای اینکه شما را ساعتها در محیط خود حبس کند، هر روز صبح فقط ۱۰ تا ۱۴ داستان کوتاه و شخصیسازی شده به شما نشان میدهد و سپس شما را راهی زندگی واقعیتان میکند.
عملکرد این برنامه شگفتانگیز است. در حالی که شما خواب هستید، دریم بینز دادههای مورد نیاز خود را از سرویسهای گوگل شما جمعآوری میکند: جیمیل، تقویم، گوگل فوتوز، یوتیوب و حتی سابقه جستوجوی شما. سپس این دادهها در قالب داستانهایی مصور و شخصیسازی شده سازماندهی میشوند. برای مثال، بر اساس جستوجوهای شما یک کافه نزدیک محل زندگیتان پیشنهاد میدهد یا بر اساس رویدادهای تقویم، اطلاعاتی درباره سفر کاری یا تفریحی بعدی شما ارائه میکند. برخی از این داستانها کاملاً کاربردی هستند و شامل لینک خرید بلیت یا رزرو یک نمایش میشوند. تمام تصاویر این داستانها توسط هوش مصنوعی و با مدلی به نام نانو بنا تولید میشوند. اما یک ویژگی شخصیتر هم وجود دارد: اگر داستانی مربوط به شما یا افرادی باشد که میشناسید، اپلیکیشن با استفاده از قابلیت گروهبندی چهره در گوگل فوتوز، تصویر واقعی آنها را در صحنههای داستان میگنجاند. ۸. این اپلیکیشن در حال حاضر فقط برای مشترکین گوگل ای یو آلترا در آمریکا در دسترس است؛ اشتراکی که ماهانه صد دلار هزینه دارد. گوگل عمداً دایره مخاطبان را محدود نگه داشته تا آزمایش خود را روی کاربرانی که واقعاً به فناوری متعهد هستند، انجام دهد.
انقلاب پارادایمی؛ از اسکرول بیانتها تا داستانهای محدود
برای نزدیک به دو دهه، مدل کسبوکار غالب شبکههای اجتماعی بر پایه یک اصل ساده بنا شده بود: هرچه کاربر بیشتر اسکرول کند، تبلیغات بیشتری میبیند و شرکت درآمد بیشتری کسب میکند. این مدل که به «اقتصاد توجه» معروف است، اپلیکیشنها را به سمت طراحی هرچه اعتیادآورتر سوق داده است. اما دریم بینز گوگل، این پارادایم را به چالش میکشد. گوگل با این اپلیکیشن میگوید که مشکل اصلی، محتوای بیکیفیت نیست، بلکه «بینهایت بودن» فیدهاست. وقتی کاربر میداند که هر لحظه میتواند پایین برود و محتوای تازهای ببیند، ذهنش هرگز خاموش نمیشود. اما دریم بینز با محدود کردن تعداد داستانها به ۱۰ تا ۱۴ مورد در روز، یک «پایان» مشخص برای تجربه کاربری تعریف میکند.
این رویکرد یادآور روزنامههای صبحگاهی سنتی است که یک نسخه مشخص داشتند و پس از خواندن آن، کار تمام میشد. گوگل با این آزمایش میخواهد ببیند آیا کاربرانی که سالها به اسکرول بیانتها عادت کردهاند، حاضرند محدودیت روزانه را بپذیرند یا خیر. پاسخ به این پرسش، میتواند آینده طراحی اپلیکیشنهای مصرف محتوا را دگرگون کند.
تحلیل عمیق فنی و نحوه جمعآوری دادهها
قلب تپنده دریم بینز، موتور شخصیسازی پیشرفته آن است که در ساعات خواب کاربر، مشغول به کار میشود. این موتور دادهها را از پنج منبع اصلی استخراج میکند:
- اولین منبع، جیمیل است که ایمیلهای مربوط به رزرو پرواز، هتل، بلیت رویدادها و تأییدیههای خرید را پردازش میکند.
- منبع دوم، تقویم گوگل است که رویدادهای آتی، جلسات کاری، سالگردها و برنامههای شخصی را استخراج مینماید.
- سومین منبع، گوگل فوتوز است که فراتر از یک آلبوم عکس ساده عمل میکند. این سرویس با استفاده از قابلیت تشخیص چهره و گروهبندی هوشمند، میتواند تشخیص دهد شما چه کسانی را بیشتر میبینید و سپس تصاویر واقعی آن افراد را در داستانهای تولید شده توسط هوش مصنوعی قرار دهد.
- چهارمین منبع، یوتیوب است که سابقه تماشای شما را تحلیل کرده و سرگرمیها و علایقتان را شناسایی میکند.
- پنجمین و شاید حساسترین منبع، سابقه جستوجوی شماست. گوگل از کوئریهایی که در موتور جستوجویش تایپ کردهاید، برای درک نیازها، نگرانیها و علایق پنهان شما استفاده میکند. تمام این دادهها در طول شب پردازش شده و صبح روز بعد، به شکل داستانهایی منسجم و مصور به شما تحویل داده میشوند. مدل هوش مصنوعی نانو بنا نیز مسئول تولید تصاویر این داستانهاست.
حریم خصوصی؛ بزرگترین چالش دریم بینز
با توجه به اینکه دریم بینز به حساسترین دادههای شخصی کاربران دسترسی دارد، مسئله حریم خصوصی در صدر نگرانیها قرار میگیرد. سابقه جستوجو، محتوای ایمیلها، موقعیتهای مکانی ثبت شده در عکسها و رویدادهای تقویم، همگی جزو اطلاعاتی هستند که کاربران معمولاً دوست ندارند حتی گوگل هم آنها را به این شکل پردازش کند. گوگل برای پاسخ به این نگرانیها، چند مکانیسم کنترلی در نظر گرفته است. اول اینکه کاربر میتواند انتخاب کند دقیقاً کدام سرویسها به اپلیکیشن متصل شوند. برای مثال، ممکن است کسی اجازه دسترسی به جیمیل را بدهد اما از دسترسی به سابقه جستوجو خودداری کند. دوم اینکه کاربران میتوانند هر زمان که بخواهند، تمام دادههای ذخیره شده خود را از طریق تنظیمات داخلی برنامه حذف کنند.
نکته مهم دیگر اینکه گوگل تأکید کرده است انتخابهای کاربر در دریم بینز، بر تنظیمات برگزیده او در سرویسهای دیگر مانند جمینای یا حالت هوش مصنوعی تأثیری نمیگذارد. این جداسازی، یک لایه امنیتی دیگر ایجاد میکند. با این حال، هنوز مشخص نیست که آیا کاربران عادی، به ویژه آنهایی که نگرانیهای جدی درباره حریم خصوصی دارند، حاضرند چنین دسترسی عمیقی به زندگی دیجیتال خود بدهند یا خیر.
هزینه صد دلاری؛ استراتژی محدودسازی عمدی یا قیمت واقعی؟
دریم بینز در حال حاضر فقط برای مشترکین گوگل ای یو آلترا در دسترس است؛ اشتراکی که ماهانه صد دلار هزینه دارد. این قیمت بسیار بالاتر از میانگین اشتراکهای سرویسهای مشابه است. اما به نظر میرسد گوگل عمداً این محدودیت قیمتی را اعمال کرده است تا چند هدف را همزمان دنبال کند.
- هدف اول، محدود کردن دایره آزمایش به کاربرانی است که واقعاً به فناوری متعهد هستند و بازخورد سازنده میدهند. کاربری که ماهانه صد دلار پرداخت میکند، احتمالاً یک کاربر حرفهای و صبور است که مشکلات اولیه یک اپلیکیشن آزمایشی را تحمل میکند و گزارش مفصلی ارائه میدهد.
- هدف دوم، ایجاد حس انحصارطلبی و کمیابی است که خود به یک استراتژی بازاریابی تبدیل میشود.
- هدف سوم اما جالبتر است: گوگل میخواهد ارزش واقعی چنین خدمتی را بسنجد. آیا کاربران حاضرند ماهانه صد دلار بپردازند تا هر روز صبح یک داستان مصور شخصی از زندگی خودشان دریافت کنند؟ اگر پاسخ مثبت باشد، این اپلیکیشن میتواند به یکی از سودآورترین محصولات گوگل تبدیل شود. اگر پاسخ منفی باشد، گوگل احتمالاً قیمت را کاهش میدهد یا مدل درآمدی دیگری مانند تبلیغات هدفمند را جایگزین میکند.
آینده مصرف محتوا؛ پایان عصر اسکرول بیانتها؟
دریم بینز تنها یک اپلیکیشن نیست؛ بلکه یک بیانیه فلسفی درباره آینده مصرف محتواست. برای سالها، شبکههای اجتماعی ما را به این باور رساندهاند که «بیشتر بهتر است». هرچه بیشتر اسکرول کنیم، اطلاعات بیشتری به دست میآوریم، بیشتر سرگرم میشویم و بیشتر با دیگران ارتباط برقرار میکنیم. اما تحقیقات روانشناختی نشان داده است که اسکرول بیانتها دقیقاً عامل اصلی اضطراب، افسردگی و کاهش بهرهوری است. دریم بینز پیشنهاد میدهد که «کمتر اما شخصیتر و عمیقتر» میتواند جایگزین بهتری باشد. دریافت ۱۰ داستان کاملاً مرتبط با زندگی خودتان، بسیار ارزشمندتر از اسکرول صدها پست تصادفی از غریبههاست. این مدل، کیفیت را جایگزین کمیت میکند و به کاربر اجازه میدهد صبح خود را با یک تجربه مثبت و مفید آغاز کند و سپس به زندگی واقعی بازگردد.
اگر این آزمایش موفق باشد، میتواند موج جدیدی در طراحی اپلیکیشنها ایجاد کند. ممکن است در آینده شاهد اپلیکیشنهای بیشتری باشیم که به جای به دام انداختن کاربر، او را پس از یک تجربه کوتاه و مفید آزاد میکنند. این یک تغییر پارادایم اساسی از «اقتصاد توجه» به «اقتصاد ارزش» است. باید دید آیا کاربران آماده چنین تحولی هستند یا اعتیاد به اسکرول بیانتها، دیگر قابل درمان نیست.