آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:

پوریا زرشناس - دکترای اقتصاد انرژی های تجدیدپذیر
هر از چند گاهی در فضای سیاسی ایران، چهرهای حاشیهای با یک اظهارنظر عجیب، خود را به خوراک رسانهها تبدیل میکند. این بار نوبت به سید محمدباقر خرازی رسیده است؛ روحانی ۶۵ سالهای که نه سمت رسمی دارد و نه کارنامه قابل قبولی در عرصه سیاسی، اما ناگهان به نمایندگی از قلب حاکمیت شروع به سخن گفتن میکند. خرازی که خود را دبیرکل حزبالله ایران مینامد (عنوانی که هیچ جایگاه حقوقی در نظام ندارد)، در یک سخنرانی جنجالی ادعا کرد که پزشکیان ۲۸ بار استعفا داده و مجتبی خامنهای - رهبر جدید انقلاب - از این استعفاها خسته شده و قاطعانه اعلام کرده استعفای بعدی را میپذیرد. او حتی برای باورپذیرتر کردن دروغ خود، ادعا کرد رهبری «رسماً و علناً» زیر استعفای بعدی پزشکیان مینویسد: موافقم.
اما حیف که این روحانی جنجالی، حتی در دروغگویی هم ماهر نیست. چرا که دفتر رهبری در واکنشی فوری و بیسابقه، هرگونه خبری درباره واکنش رهبر به استعفای رئیسجمهور را «از اساس کذب و خلاف واقع» اعلام کرد و به صراحت نوشت: «منتشرکنندگان این مطالب، بدانند که با جوسازی دروغین خود، جز اینکه به اهداف بدخواهان و دشمنان قسمخورده ملت ایران خدمت میکنند، به جایی نخواهند رسید». این اولین بار نیست که خرازی با ادعاهای واهی، خود را به حاشیه میکشاند. او همان کسی است که در انتخابات ریاستجمهوری سال ۱۳۹۲ وعدههایی چون کاهش دلار به هزار تومان، بازگرداندن سرزمینهای جداشده بدون جنگ و آشتی دادن موسوی و کروبی با نظام را مطرح کرد و همان موقع هم شورای نگهبان، صلاحیت او را احراز نکرد. کارنامه پر از توهمات او، امروز با یک ادعای جدید درباره استعفاهای خیالی، تکمیل شده است.
روزنامه جمهوری اسلامی که ارگانی رسمی محسوب میشود، در یادداشتی تند به خرازی تاخت و نوشت: «این گروه کوچک اما پرسر و صدا، با این شبهخبرها در پی تجزیه مردم و فعالسازی گسلهای داخلی هستند». این روزنامه حتی خرازی را به «همصدایی با دشمن سفاک» متهم کرد و گفت: «اهل خرد قبل از هر اقدامی بررسی میکنند که رفتارشان برای چه کسی قدرت ایجاد میکند؛ وقتی بهرهبردار آن دشمن باشد، حتماً تجدید نظر میکنند اما اینان نظرشان با دشمن چنان درهم ترجمه شده است». در نهایت، این ماجرا بیش از هر چیز، رسوایی جدیدی برای خرازی رقم زد. او که احتمالاً تصور میکرد با این اظهارات میتواند جایگاهی برای خود دست و پا کند، حالا با واکنش قاطع دفتر رهبری و روزنامه جمهوری اسلامی روبرو شده است. پزشکیان نیز با گفتن «استعفا نخواهم داد و خواهم ایستاد»، عملاً آب پاکی را روی دست او و همدستانش ریخت. شاید وقت آن رسیده که خرازی به جای شایعهپراکنی در بالاترین سطوح سیاسی، به همان مجالس روضه بپردازد و از اظهارات بیاساس و فاقد هرگونه سندیت در مورد نظام و مسئولان کشور دست بردارد.
اینجا جای تأمل است؛ آقای خرازی! تو که خود را با این همه نسبتهای سببی و خانوادگی به چهرههای شاخص سیاسی و نظامی مملکت میچسبانی - از عمویت کمال خرازی، وزیر خارجه سابق، تا باجناقت مسعود خامنهای (پسر آیت الله علی خامنه ای)، و از برادر شوهرخواهرت مجتبی خامنهای که امروز رهبر جدید انقلاب است تا پدر باجناقت علی خامنهای و همچنین نسبت سببیات با ابراهیم رئیسی که برادر دامادش محسوب میشوی و برادرت محمدصادق خرازی که سفیر سابق فرانسه بوده - گویا خیال کردهای که این همه وصلت و انتساب، برایت یک مصونیت سیاسی و اخلاقی نامحدود به ارمغان آورده است!
غافل از اینکه این نسبتها، نه تنها تو را در جایگاه یک تحلیلگر یا خبرچین رسمی قرار نمیدهد، بلکه مسئولیت تو را در قبال هر کلمهای که بر زبان میآوری، صدچندان میکند. تو با این ادعاهای واهی و شایعهپراکنیهای نسنجیده - از ۲۸ استعفای خیالی تا وعدههای پوچِ دلار هزار تومانی و بمباتمی - نه تنها به اعتبار خودت لطمه زدی، بلکه پشت این نسبتهای فامیلی، به جایگاه رهبری، ریاستجمهوری و حتی خاندانهایی که خود را به آنها منسوب میدانی، توهین کردی. دفتر رهبری تکذیب کرد، پزشکیان پاسخ قاطع داد و روزنامه جمهوری اسلامی تو را به باد انتقاد گرفت، اما تو همچنان غرق در توهم نفوذ و جایگاه خیالی خود، به راهت ادامه میدهی. آقای خرازی! این نسبتها برای تو مصونیت نمیآورد؛ بلکه هر چه بیشتر از این مسیر غلط بروی، رسواییات در تاریخ ثبت خواهد شد و فردا کسی جز خودت را برای پاسخگویی نخواهی یافت.
کارنامه پر از توهمات خرازی؛ از دلار هزار تومانی تا استعفای خیالی
سید محمدباقر خرازی، چهرهای که نه در حوزه علمیه مرجعیت دارد و نه در عرصه سیاسی کارنامه قابل قبولی از خود به جای گذاشته، همواره با ادعاهای توهمآمیز سعی در جلب توجه داشته است. وعده کاهش دلار به هزار تومان در سال ۱۳۹۲ که تحقق نیافت، ادعای بازگرداندن سرزمینهای جداشده بدون جنگ و سخن از آشتی دادن سران فتنه با نظام، همگی نشان از یک الگوی رفتاری بیمارگونه دارد. این بار اما او پای رهبری و رئیسجمهور را به میان کشیده و با ادعای ۲۸ استعفا، رکورد جدیدی در سخیفترین اظهارات سیاسی به نام خود ثبت کرده است. سوال اساسی اینجاست که چه کسی به این شخص اجازه داده تا از قول رهبری سخن بگوید؟ دفتر رهبری با تکذیب رسمی، پاسخ این سوال را داده است: هیچکس!
خرازی نه ارتباطی با دفتر رهبری دارد و نه سمت رسمی در نظام. او صرفاً یک روحانی حاشیهای است که با این اظهارات، قصد دارد خود را به عنوان یک واسطه یا خبرچین نزدیک به راس حاکمیت جا بزند، اما اینبار حساب کار دستش آمده و با واکنش قاطع و بیسابقه دفتر رهبری روبرو شده است.
دروغی که از زبان خود خرازی به رسوایی رسید
خرازی برای اثبات ادعای خود گفت رهبری «رسماً و علناً» زیر استعفای پزشکیان نوشته است: موافقم. اما او غافل از اینکه اعلام رسمی و علنی، معنای مشخصی در نظام حقوقی ایران دارد؛ شامل سخنرانی رهبری، یا مکتوب ایشان، یا اطلاعیه رسمی دفتر که در رسانهها منتشر شود. هیچکدام از این موارد رخ نداده بود که ناگهان این روحانی عجیب، چنین سخنی را از قول رهبری به مردم تحویل دهد. روزنامه جمهوری اسلامی در این باره به صراحت نوشته است که خرازی «حتی بلد نیست خوب دروغ بگوید»؛ چرا که اگر دروغپرداز ماهرتری بود، دست کم سعی میکرد نشانههایی از این ادعا را به شکلی قابل باورتر ارائه دهد. اما او چنان بیپروایی کرده که با ادعای «اعلام رسمی»، در حالی که هیچ اطلاعیهای صادر نشده، خود را رسوا کرده است. این نشان میدهد که خرازی نه تنها از سواد سیاسی بیبهره است، بلکه از حداقل درک از ساختار رسانهای و حقوقی کشور نیز محروم است.
توهین به آیت الله علی خامنه ای در پوشش تمجید ازمجتبی خامنه ای!
یکی از زشتترین بخشهای اظهارات خرازی، جایی است که برای توجیه ادعای استعفاهای مکرر پزشکیان، مدعیست: "رهبر شهید «تعارف داشته» و به همین دلیل با استعفاها موافقت نمیکرده"!
یعنی به باور خرازی، رهبری، به خاطر تعارف و خالهبازی، رئیسجمهوری که هر ۲۶ روز یک بار استعفا میداده را در پست خود نگه داشته است؟ این ادعا چنان وقیحانه است که روزنامه جمهوری اسلامی در واکنش به آن نوشته است: «واقعاً موهنتر از این میشود در قالب تمجید از رهبر جدید، به رهبر شهید اهانت کرد؟» خرازی در این بخش از سخنانش، نشان داده که برای جایگاه رهبری و نظام سیاسی حاکم بر ایران، هیچ احترامی قائل نیست و صرفاً به دنبال اهداف شخصی خود است. او که مدعی است از عالم دیگر خبر دارد، گویا از این عالم سادهترین حقایق را هم نمیفهمد؛ این ادعای خرازی، در واقع یک توهین حسابشده به تمام تدبیر و حکمت رهبری فقید است که با واکنش تند رسانههای اصولگرا مواجه شد.
واکنش قاطع؛ پیام نظام به شایعهپراکنان
این ماجرا از دو جهت اهمیت دارد:
- اول اینکه سرعت و قاطعیت دفتر رهبری در تکذیب این شایعه، نشان داد که نظام تحرک گروههای حاشیهای را به هیچ وجه برنمیتابد و با کوچکترین تلاش برای القای اختلاف در راس حاکمیت، به شدت برخورد میکند. اطلاعیه دفتر رهبری که در آن آمده «منتشرکنندگان این مطالب بدانند که با جوسازی دروغین خود، جز خدمت به دشمنان، به جایی نمیرسند»، یک هشدار جدی به همه کسانی است که قصد دارند با شایعهپراکنی، فضای سیاسی کشور را ملتهب کنند.
- دوم اینکه پاسخ قاطع پزشکیان با عبارت «استعفا نخواهم داد و خواهم ایستاد»، نشان داد که رئیسجمهور تحت تأثیر این شایعات قرار نمیگیرد و با اقتدار به مسیر خود ادامه میدهد. روزنامه جمهوری اسلامی نیز با لحنی تند به خرازی حمله کرد و او را «گروه کوچک اما پر سر و صدا» خواند که «با صدای بلند و قدرت پراکندن دروغ در فضای مجازی» به دنبال اهداف شوم خود است. این واکنش هماهنگ، پیام روشنی برای همه شایعهپراکنان دارد که نظام در شناسایی و خنثیسازی توطئههای خبری، بسیار هوشمندانه و قاطع عمل میکند.