آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:

دکتر پوریا زرشناس - دبیر ارشد تحریریه آسیانیوز ایران
سینمای ایران در سالهای اخیر با موج تازهای از فیلمهای «اکشن-جنگی» مواجه بوده است که هرکدام تلاش میکردند با «نگاهی تازه» و «زبانی صریحتر» به پدیده «دفاع از حرم» و «مبارزه با داعش» بپردازند. در این میان، فیلم «به وقت شام» ساخته ابراهیم حاتمیکیا (کارگردان نامآشنای سینمای جنگ) یکی از پرانتظارترین و پرهزینهترین آثار بود. حاتمیکیا که با فیلمهایی چون «آژانس شیشهای» (۱۳۷۶) و «از کرخه تا راین» (۱۳۷۱) به عنوان یکی از مهمترین فیلمسازان سینمای دفاع مقدس شناخته میشود، این بار به سراغ «موضوعی روز» (مبارزه با داعش در سوریه) رفته است.
خلاصه داستان
«یونس» (هادی حجازیفر)، خلبان کهنهکار، به همراه پسرش «علی» (بابک حمیدیان) که خلبان است، به منطقه تدمر سوریه اعزام میشوند تا تعدادی از مردم باقیمانده را با هواپیما به دمشق برسانند. اما در جریان بازگشت، داعشیها کنترل پرواز را به دست میگیرند و «علی» درگیر نبردی نفسگیر با تروریستها میشود. فیلم با «تضاد میان نسلها» (پدر جنگدیده و پسر امروزی)، «ایثار» و «فداکاری» پیش میرود و در نهایت با «پایانبندی احساسی» (شهادت علی و پرواز روحش در حرم حضرت زینب) به پایان میرسد. «ابراهیم حاتمیکیا» در «به وقت شام» با «نگاه باورمند» خودش و «شعارهای صریح» که خودش به آن ها معتقد است، (که از درون فیلم میجوشد) به سراغ «روایت مدافعان حرم» رفته است. او که پیش از این با «بادیگارد» (۱۳۹۵) نشان داده بود که در «ژانر اکشن» نیز تبحر دارد، در این فیلم نیز با «تکنیک قوی» و «فیلمبرداری چشمنواز» (مهدی جعفری) توانسته است «تجربه تصویری خوشایندی» ایجاد کند. با این حال، «ضعف فیلمنامه» و «شخصیتپردازی سطحی» (به ویژه شخصیتهای داعش) از «کیفیت» فیلم به شدت کاسته است.
«بابک حمیدیان» در نقش «علی» (پسر خلبان) یکی از نقاط قوت فیلم است. حمیدیان با «چهره مضطرب» و «حرکات حسابشده» خود، «تردید»، «شوک» و «تحول» شخصیت را به خوبی به تصویر کشیده است. با این حال، «تحول ناگهانی» او (از خلبان مردد به قهرمان) چندان «باورپذیر» نیست و «فیلمنامه» به اندازه کافی «زمینهسازی» برای این تحول انجام نداده است. «هادی حجازیفر» در نقش «یونس» (پدر خلبان) بازی «قابل قبول» اما نه «درخشان» دارد. حجازیفر که با نقشهای مشابه در آثار حاتمیکیا (مثل «بادیگارد») شناخته میشود، در این فیلم نیز «تیپ همیشگی» خود را تکرار میکند. «عدم تسلط به زبان انگلیسی و عربی» (که در فیلم به آن نیاز دارد) از «باورپذیری» بازی او میکاهد. شخصیت «امسلما» (با بازی کارمن بصیبض) که به عنوان یک خواننده راک و خلبان زن داعش معرفی میشود، چنان «وصله نچسب» و «بیربط» است که از «باورپذیری» فیلم به شدت میکاهد.
از نظر «فیلمنامه» و «ساختار روایی»، «به وقت شام» یک «فیلم حادثهمحور» است که «اکشن» را بر «درام» ترجیح داده است. فیلمنامهنویس (ابراهیم حاتمیکیا) با «سکانسهای اکشن» (تعقیب و گریز، نبرد هوایی، درگیری در فرودگاه) و «چیدمان اتفاقات در فواصل زمانی مناسب» توانسته است «هیجان» و «تعلیق» را تا حد زیادی حفظ کند. با این حال، «دیالوگهای کلیشهای و تکراری» (به ویژه گفتوگوهای پدر و پسر) و «شخصیتپردازی سطحی» (به ویژه شخصیتهای داعش) از نقاط ضعف آشکار فیلمنامه هستند. «تصویر داعش» در فیلم (با آن شمشیر به دست و اسبسواری رئیس گروهک) چنان «اغراقآمیز» و «غیرواقعی» است که گاهی به «کمدی» نزدیک میشود.
از نقاط قوت فیلم، «فیلمبرداری مهدی جعفری» (که با «نماهای هوایی» و «نماهای باز» از بیابانهای سوریه و آسمان، فضایی «حماسی» خلق کرده است) و «موسیقی متن کارن همایونفر» (که با «تمهای حماسی و حزین» به «فضای فیلم» عمق بخشیده است) اشاره کرد. «جلوههای ویژه» نیز در سطح «قابل قبول» قرار دارد و «سکانسهای اکشن» را «باورپذیر» کرده است. در مجموع، «به وقت شام» یک «فیلم اکشن متوسط» است که با «نقاط قوت فنی» (فیلمبرداری، موسیقی، جلوههای ویژه) و «تلاش برای روایت حماسه مدافعان حرم»، توانسته است توجه مخاطبان را به خود جلب کند. با این حال، فیلم در «فیلمنامه» و «شخصیتپردازی» به شدت «ضعیف» است و «تصویر کاریکاتوری» از داعش (که به «خندهدار» نزدیک میشود) یکی از نقاط ضعف آشکار آن است. تماشای آن را به علاقهمندان سینمای اکشن و طرفداران حاتمیکیا توصیه میکنیم.
فیلمنامه و ساختار روایی؛ ضعف دراماتیک در سایه اکشن
فیلمنامه «به وقت شام» (نوشته ابراهیم حاتمیکیا) از یک «ایده مرکزی» جذاب (مبارزه با داعش) و «ساختار خطی» (سفر پدر و پسر، نبرد، شهادت) بهره میبرد. با این حال، فیلمنامه در «بسط» و «پرداخت» این ایده، دچار «پراکندگی» و «شتابزدگی» شده است. «گرههای داستانی» (مثل تحول علی از خلبان مردد به قهرمان) به درستی «بسط» و «پرداخت» نمیشوند و مخاطب در بسیاری از نقاط «سردرگم» میشود که «چه اتفاقی» در حال رخ دادن است. نکته قوت فیلمنامه، «سکانسهای اکشن» و «تعلیق» است.
فیلمنامهنویس با «چیدمان اتفاقات در فواصل زمانی مناسب» و «خلق موقعیتهای پرخطر» (مثل کنترل هواپیما توسط داعش، تعقیب و گریز در فرودگاه، و نبرد هوایی) توانسته است «هیجان» را تا حد زیادی حفظ کند. همچنین «پایانبندی احساسی» (شهادت علی و پرواز روحش) از نقاط قوت فیلمنامه است. نکته ضعف فیلمنامه، «شخصیتپردازی سطحی» (به ویژه شخصیتهای داعش) و «دیالوگهای کلیشهای» است. «داعشیها» در فیلم به «کاریکاتور» و «تیپهای یکبعدی» تبدیل شدهاند که رفتارهای «اغراقآمیز» و «غیرواقعی» دارند (مثل رئیس گروهک که با شمشیر و اسب در باند فرودگاه حاضر میشود). همچنین «دیالوگهای پدر و پسر» (یونس و علی) چنان «تکراری» و «نخنما» هستند که از «تأثیر عاطفی» میکاهند.
کارگردانی و فیلمبرداری؛ تسلط بر اکشن، اما نه بر درام
ابراهیم حاتمیکیا در «به وقت شام» کارگردانی «مطمئن» و «هماهنگ» با فضای فیلم ارائه داده است. او به خوبی میداند که چگونه از «فضای باز» (بیابانهای سوریه، فرودگاه، آسمان) برای ایجاد «حس حماسه» و «تعلیق» استفاده کند. «سکانس ابتدایی» (ارسال محمولههای کمکهای مردمی) و «سکانس پایانی» (پرواز روح علی) از نقاط قوت کارگردانی هستند.
با این حال، «ریتم» فیلم در برخی نقاط (به ویژه در سکانسهای دیالوگمحور) «کند» و «کشدار» است و «تعلیق» (که در فیلمهای اکشن ضروری است) به ندرت شکل میگیرد. «فیلمبرداری مهدی جعفری» در سطح «عالی» قرار دارد. جعفری با «نماهای هوایی» (از آسمان و بیابان)، «نماهای بسته» (از چهره بازیگران) و «نورپردازی حسابشده» (تضاد نور و تاریکی در صحنههای شب و روز) به «فضاسازی» و «انتقال احساسات» کمک کرده است. «موسیقی متن کارن همایونفر» نیز با «تمهای حماسی و حزین» به «فضای فیلم» عمق بخشیده است.
طراحی صحنه، لباس و جلوههای ویژه؛ هماهنگ با فضای فیلم
«طراحی صحنه و لباس» در سطح «معمولی» قرار دارد و فضای سوریه و داعش را بازآفرینی کرده است. «جلوههای ویژه» در سطح «قابل قبول» قرار دارد و «سکانسهای اکشن» (مثل انفجارها و نبرد هوایی) را «باورپذیر» کرده است.
جایگاه فیلم در سینمای ایران و میراث آن
«به وقت شام» را در مقایسه با سایر فیلمهای اکشن-جنگی سینمای ایران (مثل «بادیگارد» (۱۳۹۵) ابراهیم حاتمیکیا، «تنگه ابوقریب» (۱۳۹۶) بهرام توکلی، و «چ» (۱۳۹۵) ابراهیم حاتمیکیا) باید ارزیابی کرد. این فیلم از نظر «اکشن» و «جلوههای ویژه» در سطح بالایی قرار دارد، اما از نظر «فیلمنامه» و «شخصیتپردازی» در سطح پایینتری است. با این حال، «به وقت شام» به دلیل «موفقیت تجاری» (فروش ۱۳ میلیارد تومانی) و «استقبال مخاطبان» (به عنوان یک فیلم اکشن) توانسته است در گیشه موفق عمل کند. میراث «به وقت شام» برای سینمای ایران، «تلاش برای ساخت یک فیلم اکشن در سطح جهانی» است. این فیلم نشان داد که سینمای ایران میتواند «اکشنهای قابل قبولی» (با استانداردهای بینالمللی) تولید کند. با این حال، فیلم همچنین «هشدار» میدهد که «اکشن» بدون «فیلمنامه قوی» و «شخصیتپردازی عمیق» نمیتواند به یک «اثر ماندگار» تبدیل شود. «به وقت شام» یک «فیلم اکشن متوسط» است که تماشای آن را به علاقهمندان این ژانر توصیه میکنیم.