آسیانیوز ایران؛ سرویس افغانستان:
شامگاه سهشنبه (۱۹ خرداد ۱۴۰۵)، منابع آگاه از وقوع انفجار در سه ولایت شرقی افغانستان خبر دادند. ولایتهای پکتیکا، خوست و کنر که هر سه با پاکستان مرز مشترک دارند، هدف این حملات قرار گرفتهاند. این انفجارها در حالی رخ میدهند که تنشهای مرزی میان افغانستان و پاکستان در ماههای اخیر به شدت افزایش یافته است. مقامات طالبان پیش از این بارها پاکستان را به دخالت در امور داخلی افغانستان متهم کرده بودند. هنوز هیچ گروه یا کشوری مسئولیت این انفجارها را بر عهده نگرفته است. اما منابع آگاه مدعی شدهاند که به نظر میرسد «جنگ بین افغانستان و پاکستان دوباره آغاز شده است». ولایت پکتیکا در جنوب شرقی افغانستان، هممرز با مناطق قبیلهنشین پاکستان (وزیرستان شمالی) است. این منطقه در گذشته نیز شاهد درگیریهای شدید میان طالبان و ارتش پاکستان بوده است.
ولایت خوست نیز در شرق افغانستان قرار دارد و با مناطق قبیلهنشین پاکستان (شمال وزیرستان) هممرز است. این ولایت از نظر استراتژیک بسیار حساس است و بارها محل درگیریهای مرزی بوده است. ولایت کنر در شمال شرقی افغانستان و هممرز با مناطق قبیلهنشین پاکستان (چترال و دیر) است. این منطقه به دلیل کوهستانی و صعبالعبور بودن، یکی از نقاط نفوذ گروههای شبهنظامی به داخل پاکستان بوده است. تنش میان افغانستان و پاکستان پس از به قدرت رسیدن طالبان در سال ۲۰۲۱ (۱۴۰۰) هرگز به طور کامل فروکش نکرده است. اختلاف بر سر خط مرزی (دیورند)، حمایت از گروههای شبهنظامی، و مسائل امنیتی از جمله دلایل اصلی این تنشها بوده است. تا لحظه تنظیم این خبر، مقامات طالبان در کابل و دولت پاکستان در اسلامآباد هیچ واکنش رسمی نسبت به این انفجارها نشان ندادهاند. اخبار تکمیلی متعاقباً اعلام میشود.
تحلیل جغرافیایی و استراتژیک سه ولایت هدف (پکتیکا، خوست، کنر)
ولایتهای پکتیکا، خوست و کنر در شرق افغانستان و در امتداد خط مرزی طولانی با پاکستان (خط دیورند) قرار دارند. این منطقه از نظر قومی عمدتاً پشتوننشین است و از دیرباز کانون نفوذ طالبان و گروههای شبهنظامی وابسته به القاعده بوده است. خط دیورند که توسط انگلیس در سال ۱۸۹۳ (۱۲۷۲) ترسیم شده، هرگز توسط افغانستان به رسمیت شناخته نشده است. این خط، قبایل پشتون را به دو بخش افغانستان و پاکستان تقسیم کرده است و همواره منبع تنش بوده است.
-
ولایت پکتیکا (مرکز: شرنه)
در جنوب شرقی افغانستان، مستقیماً با مناطق قبیلهنشین وزیرستان شمالی پاکستان هممرز است. این منطقه در دهه ۲۰۰۰ و ۲۰۱۰ میلادی، پایگاه اصلی طالبان پاکستانی (تحریک طالبان پاکستان - تیتیپی) بود و ارتش پاکستان عملیاتهای متعددی علیه آنها انجام داد. هرگونه ناآرامی در پکتیکا میتواند به سرعت به وزیرستان شمالی سرایت کند.
-
ولایت خوست (مرکز: خوست)
نیز در شرق افغانستان، هممرز با وزیرستان شمالی و شمال وزیرستان جنوبی است. خوست از نظر تاریخی، یکی از مناطقی است که مجاهدین افغان در برابر شوروی (دهه ۱۹۸۰) و سپس طالبان در برابر آمریکا (دهه ۲۰۰۰) از آن به عنوان پایگاه استفاده میکردند.
-
ولایت کنر (مرکز: اسدآباد)
در شمال شرقی افغانستان، هممرز با مناطق چترال و دیر پاکستان است. این منطقه کوهستانی و صعبالعبور است و از دیرباز کانون نفوذ گروههای تندرو مانند «گروه خراسان» داعش بوده است. هدف قرار دادن همزمان این سه ولایت، نشان میدهد که حملات یا بسیار گسترده بوده و یا از پیش برنامهریزی شده است.
روابط پرتنش افغانستان و پاکستان پس از به قدرت رسیدن طالبان
پس از خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان در اوت ۲۰۲۱ (مرداد ۱۴۰۰) و به قدرت رسیدن طالبان، بسیاری از تحلیلگران پیشبینی میکردند که روابط افغانستان و پاکستان (که حامی اصلی طالبان در دهه ۱۹۹۰ و دوباره پس از ۲۰۰۱ بود) بهبود یابد. اما بر خلاف انتظار، روابط دو کشور بسیار پرتنش بوده است. دلایل متعددی برای این تنش وجود دارد:
- اول، «اختلاف بر سر خط مرزی (دیورند)». طالبان، بر خلاف دولتهای قبلی افغانستان، موضع سختتری در قبال خط دیورند گرفتهاند و آن را به رسمیت نمیشناسند. پاکستان در سالهای اخیر اقدام به ساخت حصار بتنی و سیم خاردار در طول مرز کرده است که طالبان آن را نقض حاکمیت ملی خود میدانند. درگیریهای مرزی مرگبار بین نیروهای مرزی دو طرف در ماههای اخیر بارها رخ داده است.
- دوم، «حمایت طالبان از تحریک طالبان پاکستان (تیتیپی)». تیتیپی یک گروه شبهنظامی پاکستانی است که حملات مرگباری را در پاکستان انجام داده است. پاکستان بارها طالبان افغانستان را متهم کرده است که به تیتیپی پناهگاه امن در خاک افغانستان میدهد و از آنها علیه پاکستان استفاده میکند. طالبان این اتهامات را رد میکند، اما شواهد زیادی (از جمله اظهارات رهبران تیتیپی) خلاف این را نشان میدهد.
- سوم، «اختلاف بر سر حقابه هلمند». آب رودخانه هلمند (که از افغانستان سرچشمه میگیرد و به پاکستان میریزد) نیز منبع تنش بوده است. افغانستان در حال ساخت سدهای جدید بر روی این رودخانه است که نگرانی پاکستان از کمبود آب برای کشاورزی در ایالت بلوچستان را برانگیخته است.
انفجار در پکتیکا، خوست و کنر؛ چه کسی مسئول است؟
با توجه به اینکه هنوز هیچ گروه یا کشوری مسئولیت انفجارها را بر عهده نگرفته است، باید چند سناریو را بررسی کرد:
-
سناریوی اول (محتملترین)
این انفجارها نتیجه «حملات هوایی یا موشکی پاکستان» به مواضع طالبان یا تیتیپی در داخل خاک افغانستان است. پاکستان سابقه طولانی در انجام چنین حملاتی دارد. در سال ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳، پاکستان حملات هوایی به ولایتهای خوست و پکتیکا انجام داد و تلفات سنگینی بر جای گذاشت. هدف این حملات، تیتیپی بود.
-
سناریوی دوم
این انفجارها نتیجه «عملیات زمینی مشترک یا حمله راکتی» از سوی نیروهای پاکستانی مستقر در آن سوی مرز است. در گذشته، درگیریهای مرزی با استفاده از خمپاره و راکت بین دو طرف رخ داده است.
-
سناریوی سوم (کماحتمال)
این انفجارها نتیجه «حملات هوایی آمریکا» علیه مواضع داعش خراسان (داعش-ک) است. اما آمریکا معمولاً اهداف خود را در ولایتهای ننگرهار و کنر (مناطق نفوذ داعش) هدف قرار میدهد، نه پکتیکا و خوست. همچنین دولت آمریکا (بایدن/هریس) از سال ۲۰۲۱ حملات هوایی بسیار محدودی در افغانستان انجام داده است.
-
سناریوی چهارم
این انفجارها نتیجه «فعالیت مجدد گروه داعش» در این مناطق است. اما داعش معمولاً مسئولیت حملات خود را میپذیرد. در این مورد، هنوز چنین اقدامی نکرده است.
با توجه به شواهد، سناریوی اول (حمله پاکستان) محتملترین است.
واکنش طالبان و پاکستان و احتمال تشدید درگیری
تا لحظه تنظیم این خبر، مقامات طالبان در کابل و دولت پاکستان در اسلامآباد هیچ واکنش رسمی نشان ندادهاند. اما انتظار میرود که در ساعات آینده، هر دو طرف بیانیههایی صادر کنند. اگر مشخص شود که پاکستان مسئول این انفجارها بوده است، طالبان احتمالاً با اقدامات تلافیجویانه (از جمله شلیک موشک به مناطق مرزی پاکستان، یا حمایت گستردهتر از تیتیپی) واکنش نشان خواهد داد. این میتواند منجر به تشدید تنش و حتی یک جنگ تمام عیار مرزی شود. از سوی دیگر، پاکستان نیز ممکن است مدعی شود که این حملات در پاسخ به حملات تیتیپی از خاک افغانستان انجام شده است. پاکستان بارها اعلام کرده است که «حق دفاع از خود» را دارد و در صورت لزوم، وارد خاک افغانستان خواهد شد تا مواضع تیتیپی را منهدم کند. با توجه به اینکه انتخابات پاکستان در سال ۲۰۲۶ برگزار شده و دولت جدید در اسلامآباد روی کار آمده است، ممکن است دولت جدید بخواهد با نشان دادن قدرت (حمله به افغانستان)، جایگاه خود را در داخل تثبیت کند. همچنین ممکن است این حملات با هماهنگی آمریکا و چین (که هر دو نگران بیثباتی در منطقه هستند) انجام شده باشد. اما احتمال ورود چین و آمریکا به این مناقشه کم است.
چشمانداز آینده و پیامدهای منطقهای
اگر اطلاعات اولیه تأیید شود که جنگ دوباره آغاز شده است، پیامدهای منطقهای گستردهای خواهد داشت:
- اول، بیثباتی در افغانستان (که در سه سال گذشته تا حدی کنترل شده بود) دوباره تشدید میشود. هزاران غیرنظامی ممکن است آواره شوند و به سمت ایران و پاکستان مهاجرت کنند.
- دوم، قدرت طالبان در داخل افغانستان تضعیف میشود و گروههای رقیب (مانند داعش و جبهه مقاومت ملی) ممکن است از فرصت استفاده کنند و مناطق بیشتری را تصرف کنند.
- سوم، اقتصاد شکننده افغانستان (که از سال ۲۰۲۱ رو به وخامت است) کاملاً فرو میپاشد.
- چهارم، روابط پاکستان با چین (که سرمایهگذاری هنگفتی در پروژه کریدور اقتصادی چین و پاکستان - سیپک دارد) تحت تأثیر قرار میگیرد. بیثباتی در مرزهای غربی پاکستان، امنیت سیپک را تهدید میکند.
- پنجم، ایران (که با هر دو کشور همسایه است) ممکن است درگیر بحران پناهندگان جدید شود. همچنین اگر درگیری به مناطق مرزی ایران (سیستان و بلوچستان) سرایت کند، امنیت ملی ایران نیز به خطر میافتد.
در جمعبندی، وقوع انفجار در سه ولایت شرقی افغانستان یک زنگ خطر جدی برای کل منطقه است. سازمان ملل و کشورهای قدرتمند (چین، آمریکا، روسیه) باید هر چه سریعتر وارد عمل شوند و از تشدید تنش جلوگیری کنند. یک جنگ جدید در افغانستان به نفع هیچ کس نیست، به جز گروههای تروریستی. مردم افغانستان و پاکستان قربانیان اصلی این جنگ خواهند بود. باید امیدوار بود که عقلای هر دو طرف (طالبان و دولت پاکستان) بر خشم خود غلبه کرده و از طریق گفتگو و دیپلماسی، اختلافات را حل کنند.