آسیانیوز ایران؛ سرویس افغانستان:
مرز میان افغانستان و پاکستان، خط فرضی دورانت که زمانی با توافق دو کشور ترسیم شد، امروز به میدان جنگی تمامعیار تبدیل شده است. بامداد جمعه هشتم اسفند ۱۴۰۴، آسمان استانهای شرقی افغانستان با صدای انفجار جنگندههای پاکستانی لرزید. ننگرهار، پکتیا و حتی قندهار، مقر رهبر طالبان، هدف حملات هوایی اسلامآباد قرار گرفتند. پاسخی که قرار بود تلافی حملات ادعایی طالبان باشد، به سرعت به یک بحران منطقهای بدل شد. ساعاتی پس از این حملات، وزارت دفاع افغانستان با انتشار بیانیهای از پاسخ متقابل خبر داد. در این بیانیه ادعا شده بود که ۵۵ نظامی پاکستانی کشته شده و چندین پاسگاه مرزی به کنترل نیروهای افغان درآمده است. همزمان، منابع افغان از کشته شدن ۸ نیروی خود و زخمی شدن ۱۱ نفر دیگر خبر دادند. اما این تازه آغاز ماجرا بود. در شبکههای اجتماعی، خبری انفجاریتر از خود بمبارانها منتشر شد: "ملا هیبتالله آخوندزاده، رهبر طالبان، در حملات پاکستان کشته شد!" یک حساب کاربری غیرمعتبر در ایکس این شایعه را به سرعت منتشر کرد و موجی از گمانهزنیها را برانگیخت. اما کمتر از چند ساعت، ذبیحالله مجاهد، سخنگوی طالبان، با انتشار پیامی این خبر را "کذب محض" خواند و تأکید کرد که دشمن با این شایعات به دنبال دستاوردسازی روانی است.
در اسلامآباد اما لحن کاملاً متفاوت بود. خواجه آصف، وزیر دفاع پاکستان، با انتشار پیامی در ایکس، از "جنگ آشکار" با افغانستان خبر داد. او نوشت: "جام صبر ما لبریز شده است. اکنون میان ما و شما جنگ علنی است. ارتش پاکستان از آن سوی دریاها نیامده است. ما همسایگان شما هستیم و از ریز و درشت شما باخبریم." این تندترین لحن یک مقام پاکستانی در قبال طالبان از زمان به قدرت رسیدن آنها بود. شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، نیز در پیامی هشدار داد که نیروهای مسلح کشورش از ظرفیت کامل برای "در هم کوبیدن بلندپروازیهای تجاوزگران" برخوردارند. او تأکید کرد که کل ملت پاکستان پشت ارتش ایستاده است. همزمان، رسانههای پاکستانی از آغاز عملیات ویژه "غضب للحق" (خشم برای حق) خبر دادند و مدعی شدند که دست کم ۳۰ نیروی طالبان کشته شدهاند.
در سوی دیگر، ذبیحالله مجاهد در یک نشست خبری مفصل در قندهار، ضمن تکذیب شایعه کشته شدن رهبر طالبان، به تشریح موضع این گروه پرداخت. او تأکید کرد که امارت اسلامی از نخستین روز خواستار روابط خوب با همسایگان بوده و همچنان بر همین سیاست استوار است. او افزود که جنگ داخلی پاکستان موضوع داخلی این کشور است و نباید به افغانستان تحمیل شود. مجاهد با اشاره به تلفات غیرنظامیان در حملات پاکستان گفت: "در جلالآباد خانه یک کشاورز غیرنظامی بمباران شد که در نتیجه آن، بیشتر اعضای خانوادهاش شهید شدند. همچنین در پکتیکا به یک مدرسه دینی کودکان حمله شد." او تأکید کرد که این حملات نقض آشکار اصول بینالمللی است. در این میان، سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، با انتشار پیامی دو کشور را به خویشتنداری و گفتوگو دعوت کرد. او در پیامی به زبان اردو و فارسی نوشت: "در ماه مبارک رمضان، ماه خویشتنداری و تقویت همبستگی در جهان اسلام، شایسته است افغانستان و پاکستان اختلافات موجود را در چارچوب حسن همجواری و از مسیر گفتوگو مدیریت و حلوفصل کنند." ایران آمادگی خود را برای میانجیگری اعلام کرد. اما با توجه به لحن تند دو طرف، به نظر میرسد راهی طولانی تا آرامش باقی مانده است.
ریشههای تنش مرزی
تنش کنونی میان افغانستان و پاکستان ریشه در یک بحران قدیمی دارد: گروه تحریک طالبان پاکستان (TTP). این گروه که در سال ۲۰۰۷ در مناطق قبایلی پاکستان اعلام وجود کرد، سالهاست که با ارتش پاکستان درگیر است. اسلامآباد ادعا میکند که TTP از خاک افغانستان علیه نیروهایش حمله میکند و طالبان افغانستان از این گروه حمایت میکند. طالبان این ادعاها را رد کرده و میگوید که جنگ داخلی پاکستان موضوع داخلی این کشور است. عملیات "ضرب عضب" که در سال ۲۰۱۴ توسط ارتش پاکستان آغاز شد، بزرگترین عملیات علیه TTP بود، اما این گروه همچنان فعال است. در ماههای اخیر، حملات TTP به نیروهای پاکستانی افزایش یافته و اسلامآباد طالبان افغانستان را به حمایت لجستیکی از این گروه متهم کرده است. حملات هوایی اخیر پاکستان، پاسخی به این حملات ادعایی بوده است. عامل دیگر، روابط پاکستان و هند است. خواجه آصف در پیام خود به صراحت طالبان را به "مستعمره هند" تبدیل شدن متهم کرد. پاکستان همواره از نفوذ هند در افغانستان نگران بوده و به نظر میرسد اکنون این نگرانی به اوج خود رسیده است. اتهام به طالبان مبنی بر اینکه به "نیروی نیابتی هند" تبدیل شدهاند، نشانهای از این نگرانی عمیق است.
شایعه کشته شدن رهبر طالبان
انتشار شایعه کشته شدن ملا هیبتالله آخوندزاده، رهبر طالبان، در اوج تنش مرزی، یک عملیات روانی کلاسیک محسوب میشود. این شایعه که از یک حساب غیرمعتبر در ایکس منتشر شد، هدفش تضعیف روحیه نیروهای طالبان و ایجاد بیثباتی در ساختار رهبری این گروه بود. واکنش سریع ذبیحالله مجاهد و تکذیب قاطع این خبر، نشاندهنده اهمیت این موضوع برای طالبان است. اما سوال اینجاست: آیا این شایعه میتوانست حقیقت داشته باشد؟ قندهار که محل اقامت رهبر طالبان است، یکی از اهداف حملات پاکستان بوده است. با این حال، تاکنون هیچ منبع معتبری کشته شدن آخوندزاده را تأیید نکرده است. تجربه نشان داده که طالبان در پنهان نگه داشتن وضعیت رهبران خود ماهر هستند و ممکن است حتی اگر چنین اتفاقی رخ داده باشد، تا مدتها آن را اعلام نکنند. اگر این شایعه نادرست باشد، پاکستان با یک شکست روانی مواجه شده است. هدف قرار دادن رهبر طالبان میتوانست یک ضربه مهلک به این گروه باشد، اما اگر این اتفاق نیفتاده باشد، طالبان از این شایعه برای تقویت روحیه خود استفاده خواهد کرد. اگر هم شایعه درست باشد، افغانستان وارد دوره جدیدی از بیثباتی خواهد شد.
عملیات "غضب للحق" و پاسخ طالبان
عملیات "غضب للحق" که پاکستان آغاز کرده است، یک عملیات گسترده نظامی علیه مواضع طالبان در افغانستان است. بر اساس گزارشها، این عملیات شامل حملات هوایی به انبارهای مهمات، مقر فرماندهی و پاسگاههای مرزی بوده است. پاکستان مدعی شده که یک انبار بزرگ مهمات در ننگرهار را منهدم کرده و سه گردان طالبان را هدف قرار داده است. در مقابل، طالبان نیز پاسخ متقابل داده است. وزارت دفاع افغانستان مدعی کشته شدن ۵۵ نظامی پاکستانی و سیطره بر چندین پاسگاه مرزی شده است. این ادعاها هنوز از سوی منابع مستقل تأیید نشده است. اما آنچه مسلم است، درگیریهای مرزی به شدت افزایش یافته و دو طرف تلفات سنگینی دادهاند. نکته مهم دیگر، هدف قرار گرفتن غیرنظامیان است. طالبان مدعی است که در حملات پاکستان، خانه یک کشاورز در جلالآباد و یک مدرسه دینی کودکان در پکتیکا بمباران شده است. اگر این ادعاها درست باشد، پاکستان با اتهام نقض حقوق بشر و قوانین بینالمللی مواجه خواهد شد.
واکنش ایران و تلاش برای میانجیگری
سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، نخستین مقام خارجی بود که به این بحران واکنش نشان داد. او با انتشار پیامی دو کشور را به خویشتنداری و گفتوگو دعوت کرد و آمادگی ایران را برای میانجیگری اعلام نمود. این واکنش سریع نشاندهنده نگرانی ایران از سرایت بحران به کل منطقه است. ایران با دو کشور افغانستان و پاکستان مرز مشترک دارد و هرگونه بیثباتی در این منطقه میتواند امنیت ملی ایران را تهدید کند. همچنین، ایران با هر دو کشور روابط تاریخی و فرهنگی دارد و میتواند به عنوان یک میانجی مؤثر عمل کند. با این حال، با توجه به لحن تند دو طرف، به نظر میرسد که میانجیگری در این مقطع زمانی دشوار باشد. علاوه بر ایران، کشورهای دیگر منطقه و جهان نیز با نگرانی تحولات را دنبال میکنند. چین به عنوان متحد پاکستان و کشوری که در افغانستان نیز سرمایهگذاری کرده است، میتواند نقش مهمی در کاهش تنش ایفا کند. اما تاکنون واکنشی از سوی پکن دیده نشده است.
سناریوهای پیش رو
- با توجه به تحولات کنونی، چند سناریو برای آینده قابل تصور است:
سناریوی نخست، تشدید درگیری و تبدیل آن به یک جنگ تمامعیار است. اظهارات وزیر دفاع پاکستان که از "جنگ آشکار" سخن گفته، نشاندهنده این احتمال است. اگر این سناریو محقق شود، منطقه با یک بحران بزرگ مواجه خواهد شد.
- سناریوی دوم، کاهش تنش از طریق میانجیگری است. ایران و سایر کشورها میتوانند به میانجیگری بپردازند و دو طرف را به آتشبس و گفتوگو ترغیب کنند. این سناریو نیازمند اراده سیاسی دو طرف است. طالبان نشان داده که به دنبال راهحل مسالمتآمیز است، اما پاکستان لحن تندی دارد.
- سناریوی سوم، ادامه تنش در سطح فعلی بدون تبدیل به جنگ تمامعیار است. در این سناریو، درگیریهای مرزی ادامه مییابد، اما دو طرف از گسترش آن به داخل خاک یکدیگر خودداری میکنند. این سناریو میتواند ماهها و حتی سالها ادامه یابد و منطقه را در وضعیت ناپایداری نگه دارد.