آسیانیوز ایران؛ سرویس رمزارز:
ماجرای استخراج ارز دیجیتال در ایران دیگر یک شوخی نیست. این را دادستان مرکز استان گلستان امروز با دو دست پر ثابت کرد. ۴۱۸ دستگاه ماینر غیرمجاز، توقیف و تخریب. نه یک انبار کوچک، نه یک واحد مسکونی معمولی. یک عملیات گسترده که نشان میدهد اراده قضایی برای برخورد با این پدیده جدی است. شاید برایتان سوال باشد که ۴۱۸ دستگاه ماینر چه بلایی سر شبکه برق میآورد؟ جوابش ساده است. هر دستگاه ماینر میانگین سه هزار و ۵۰۰ وات برق مصرف میکند. یعنی این ۴۱۸ دستگاه در مجموع حدود یک هزار و ۴۶۳ کیلووات برق میکشیدند. این یعنی برق مصرفی حدود پانصد خانوار معمولی. یعنی در شرایطی که کسری برق داریم، عدهای دارند با چراغ روشن، پول مردم را میدزدند.
دادستان گرگان اما فقط به آمار کشف و توقیف بسنده نکرد. او زنگ خطر را به صدا درآورد. گفت استخراج غیرمجاز رمزارز یک چالش نوظهور است که به اقتصاد ملی و صنعت برق آسیب میزند. این حرف را همه میدانستند اما کمتر کسی به این صراحت میگفت که این ماجرا دارد از مرز یک تخلف ساده عبور میکند و میشود یک معضل امنیتی. نکته جالب اما این است که فقط خود ماینرها در خط نیستند. دادستان تاکید کرد که با بهرهبرداران، فراهمکنندگان بستر، عوامل تبلیغی و هر کسی که به نحوی در این فعالیت نقش دارد، برخورد میشود. یعنی صاحب انباری که دستگاه را اجاره داده، یا سایت اینترنتی که تبلیغ استخراج میکند، یا حتی برقکاری که کنتور را دستکاری میکند، همه هدفند. تاکنون ۵۲ پرونده قضایی در این زمینه تشکیل شده. عدد کمی نیست. یعنی قوه قضاییه در گلستان به این نتیجه رسیده که با بخشنامه و تذکر و اخطار در نمیگیرد. باید پرونده درست کرد، باید ماینرها را توقیف کرد، باید دستگاهها را منهدم کرد. این رویه اگر در همه استانها اجرا شود، شاید بخش بزرگی از کسری برق جبران شود.
اما چرا گلستان؟
شاید به این دلیل که این استان در سالهای اخیر به یکی از قطبهای غیرمجاز استخراج رمزارز تبدیل شده بود. برق ارزان، فضای انباری فراوان و نظارت نه چندان سخت، دست به دست هم داده بودند تا ماینرها را به سمت شمال کشور بکشانند. اما حالا به نظر میرسد دوران خوش تمام شده است. واکنش مردم هم جالب بود. بسیاری از همسایههایی که ماهها از صدای عجیب کولرهای آبی در زمستان یا گرمای عجیب یک واحد خالی تعجب میکردند، حالا فهمیدند ماجرا چه بوده. چندین گزارش مردمی منجر به کشف این مزارع شده بود. یعنی مردم از این دزدی آشکار خسته شدهاند و دیگر ساکت نمینشینند.
حالا سوال اینجاست:
آیا این برخوردها ادامهدار خواهد بود یا فقط یک عملیات نمایشی قبل از فصل گرماست؟ دادستان گلستان وعده داد که با جدیت در دستور کار قرار دارد. اما ما در ایران نمونههای زیادی دیدهایم که یک خبر پرشور میآید و بعد همه چیز فراموش میشود. باید منتظر ماند و دید آیا این بار تفاوتی وجود دارد یا نه.
۴۱۸ ماینر یعنی چند خانوار بیبرق؟ حساب کتاب دزدی خاموش
بیایید یک حساب سرانگشتی بکنیم. هر دستگاه ماینر بیتکوین یا ارزهای مشابه، بسته به نوع و قدرت، بین ۳ تا ۴ کیلووات برق مصرف میکند. اگر میانگین را سه و نیم کیلووات در نظر بگیریم، ۴۱۸ دستگاه یعنی یک هزار و ۴۶۳ کیلووات. حالا یک خانوار معمولی ایرانی با یک کولر گازی، یک یخچال، یک تلویزیون و چند لامپ، حدود ۲ تا ۳ کیلووات مصرف میکند. یعنی این ماینرها برق حدود پانصد تا هفتصد خانوار را میخوردند. در یک استان. فقط در یک عملیات. اما قضیه فقط مصرف لحظهای نیست. این دستگاهها ۲۴ ساعت شبانه روز و ۳۶۵ روز سال کار میکنند. یعنی مصرفشان پیوسته و حداکثری است. یک خانوار معمولی شاید در شب کمتر برق بکشد، اما ماینر خاموشی ندارد. حالا تصور کنید صدها مزرعه مشابه در سراسر کشور فعال باشد. جمع مصرف آنها میتواند به راحتی به چندین نیروگاه بزرگ برسد. همان نیروگاههایی که با گاز طبیعی کار میکنند و سوختشان یارانه دولتی دارد.
نکته فنی مهم این است که این برق دزدی رایگان نیست. هزینه آن را اول دولت میپردازد (با یارانه انرژی) و بعد مردم در قالب خاموشیها و قبضهای گران. یعنی عملاً شما پول برق ماینرهای غیرمجاز را میدهید، بدون اینکه ذرهای از سودش ببرید. این همان چیزی است که دادستان گلستان به آن «آسیب به اقتصاد ملی» گفت. یک دزدی سازمانیافته و خاموش.
چرا گلستان؟ جغرافیای استخراج غیرمجاز در ایران
گلستان شاید اولین استانی نباشد که به ذهنتان میرسد. آذربایجان شرقی، زنجان، تهران و اصفهان معمولاً در صدر اخبار کشف ماینرها هستند. اما گلستان چند ویژگی خاص دارد که آن را به بهشتی برای ماینرهای غیرمجاز تبدیل کرده است. اول، برق نسبتاً ارزان و پایدار. دوم، انبارهای متعدد در شهرکهای صنعتی و حومه شهرها. سوم، هوای خنک در فصول معتدل که نیاز به خنککنندههای پرقدرت را کاهش میدهد.
علاوه بر این، گلستان یک استان مرزی محسوب میشود. قاچاق تجهیزات ماینر از طریق مرزهای شمالی نسبتاً آسان است. خیلی از این دستگاهها یا به صورت قاچاق وارد میشوند، یا با برگههای جعلی ثبت سفارش میشوند. گمرک و پلیس امنیت اقتصادی در سالهای اخیر چندین محموله بزرگ ماینر قاچاق را در گلستان توقیف کردهاند. یعنی هم تولیدکننده داخلی دور میزند، هم حقوق دولتی پرداخت نمیشود. اما شاید مهمترین دلیل، ضعف نظارت محلی تا پیش از این بوده است. دادستان فعلی گلستان با این عملیات دارد پیام روشنی میفرستد: «دوران بیداد تمام شد.» اینکه آیا این رویه ادامه پیدا میکند یا نه، بستگی به هماهنگی بین دادستانی، شرکت توزیع برق، امنیت اقتصادی و نیروی انتظامی دارد. اگر این هماهنگی باشد، گلستان میتواند از یک بهشت ماینرها به یک جهنم برای آنها تبدیل شود.
زنجیره جنایت؛ فقط خود ماینرها مقصر نیستند
یکی از نکات کلیدی صحبتهای دادستان گلستان، اشاره به «فراهمکنندگان بستر فعالیت» و «عوامل تبلیغی» بود. این یعنی دستگاه قضایی دیگر فقط دنبال دستگاهی که برق میخورد نیست، بلکه دنبال کل زنجیره است. صاحب انباری که میداند مستاجرش دارد ماینر میگذارد و سکوت میکند، شریک جرم است. برقکاری که کنتور را دستکاری میکند تا مصرف بالا شناسایی نشود، شریک جرم است. حتی فردی که در شبکههای اجتماعی برای خرید و فروش ماینر تبلیغ میکند، میتواند تحت پیگرد قرار گیرد. این رویکرد خیلی مهم است چون تا حالا خیلی از مزارع استخراج با یک قرارداد اجاره ساده کار میکردند. مالک میگفت «من خبر نداشتم». راه انداز مزرعه هم میگفت «من فقط دستگاه را گذاشتم». شرکت برق هم میگفت «ما کارتخوان نداریم که بفهمیم». اینطوری بود که هیچ کس مسئول نبود. اما حالا دادستان دارد میگوید همه مسئولید. جهل نسبت به جرم، رافع مسئولیت نیست. در عمل، این یعنی اگر همسایهتان صدای عجیب کولر در زمستان میآید و گرمای عجیب از پشت دیوار احساس میکند، میتواند به دادستانی گزارش بدهد. و اگر آن واحد، یک مزرعه ماینر از آب درآید، دیگر صاحب خانه نمیتواند بگوید من خبر نداشتم. این یک انقلاب در روش برخورد است. امیدواریم فقط در گلستان نماند و به کل کشور تسری پیدا کند.
۵۲ پرونده قضایی یعنی چه؟ از توقیف تا تخریب
عدد ۵۲ پرونده در نگاه اول شاید چندان بزرگ نباشد. اما وقتی بدانید هر پرونده میتواند شامل چندین متهم و چندین محل باشد، تازه میفهمید دامنه عملیات چقدر وسیع بوده. دادستان گلستان نگفته این پروندهها به چه مرحلهای رسیدهاند، اما تجربه نشان میدهد که مجازاتهای استخراج غیرمجاز میتواند از جزای نقدی سنگین تا حبس متغیر باشد. قانون مبارزه با قاچاق کالا و ارز، ماینرها را جزو کالاهای قاچاق محسوب میکند اگر مجوز نداشته باشند.
نکته مهم اما تخریب دستگاههاست. در بسیاری از کشورها، ماینرهای توقیف شده حراج میشوند یا به مزایده میروند. اما در ایران معمولاً آنها را منهدم میکنند. شاید این کار از نظر اقتصادی هدررفت باشد (چون هر دستگاه ماینر چند هزار دلار ارزش دارد)، اما از نظر بازدارندگی خیلی مؤثر است. وقتی ماینرها میبینند دستگاههایشان به جای اینکه به انبار برود، زیر چکش میرود، دو بار فکر میکنند.
اما یک نکته ظریف: تخریب فیزیکی ماینرها کافی نیست. باید سراغ حسابهای بانکی، رمزارزهای استخراج شده و اموال متهمان هم رفت. استخراج غیرمجاز معمولاً سودآوری بالایی دارد. اگر فقط دستگاه را ببرند اما سود انباشته شده باقی بماند، صاحب مزرعه به راحتی ده دستگاه دیگر میخرد و از نو شروع میکند. پس برخورد مالی و مصادره اموال به همان اندازه تخریب دستگاه مهم است. امیدواریم ۵۲ پرونده به این مرحله هم رسیده باشد.
آیا این برخوردها به کاهش کسری برق کمک میکند؟
بله، اما به شرطی که تداوم داشته باشد و فقط محدود به گلستان نباشد. سازمان توانیر تخمین زده که مجموع ماینرهای غیرمجاز در کشور حدود ۷۰۰ تا هزار مگاوات مصرف برق دارند. یعنی چیزی حدود پانزده تا بیست درصد کل کسری برق کشور. اگر این میزان حذف شود، کسری چهار هزار و ۷۰۰ مگاواتی فعلی به حدود سه هزار و ۷۰۰ مگاوات کاهش مییابد. این یعنی فشار کمتری روی صنایع و کشاورزی میآید و خاموشیهای کمتری خواهیم داشت. اما نکته اینجاست که ماینرهای غیرمجاز مثل علف هرز هستند. یک جا را میکنی، جای دیگر سبز میشوند. تجربه استانهای دیگر نشان داده پس از هر عملیات بزرگ، ماینرها به استان یا شهرستان همجوار مهاجرت میکنند. پس برای حل ریشهای، باید همزمان در چند استان عملیات کرد، نه فقط یکی یکی. نیاز به هماهنگی ملی است، نه فقط تلاش استانی.
در نهایت، کار اصلی با وزارت نیرو و شرکت توزیع است. اگر شبکه هوشمند شود و هر کنتور مصرف بالا را آنلاین گزارش بدهد، دیگر نیازی به گشتن در انبارها نیست. خود سیستم مصرفهای غیرعادی را شناسایی میکند و به دادستانی اعلام میکند. تا آن روز، دستگیر کردن ماینرها مثل گرفتن ماهی با دست است؛ زحمت زیاد، نتیجه کم. اما به هر حال از هیچ کاری بهتر است. عملیات گلستان یک شروع خوب است، نه یک پایان.