آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
ممکن است روزهای اخیر اخبار ضدونقیضی درباره توافق ایران و آمریکا شنیده باشید. یکی میگفت توافق نزدیک است، دیگری میگفت هنوز راه زیادی مانده. یکی میگفت ونس به ژنو میرود، یکی میگفت شاید ترامپ خودش بیاید. اما امروز، یک مقام ارشد آمریکایی که نامش فاش نشده، به خبرگزاری رویترز گفته که قضیه فراتر از «نزدیک شدن» است. یادداشت تفاهم امضا شده. دونالد ترامپ، جیدی ونس و محمدباقر قالیباف پای آن را امضا کردهاند.
بله، درست خواندید. رئیسجمهور آمریکا، معاونش و رئیس مجلس ایران. این سه نفر، به صورت دیجیتال، سند پایان جنگ را امضا کردهاند. جنگی که از بهمن ماه گذشته با حملات مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران آغاز شد، هزاران کشته بر جای گذاشت و اقتصاد انرژی جهان را به هم ریخت. حالا ظاهراً فصل پایانی آن در حال نوشته شدن است. اما این سند هنوز روی کاغذ نیامده. مراسم تشریفاتی امضای رسمی قرار است جمعه این هفته در ژنو برگزار شود. جیدی ونس گفته که حتماً آنجا خواهد بود و حتی این احتمال وجود دارد که خود ترامپ هم از راه برسد. این در حالی است که ترامپ برای نشست گروه هفت در فرانسه به سر میبرد و آمدنش به ژنو یعنی تغییر برنامه. اما ظاهراً این توافق آنقدر بزرگ است که ارزش این تغییر را دارد.
محتویات این یادداشت تفاهم چه هست؟
مهمترین بخشش، باز شدن تنگه هرمز است. مقام آمریکایی گفته که از همین الان ترافیک کشتیها در تنگه افزایش پیدا کرده و به آرامی بیشتر هم میشود. محاصره دریایی آمریکا برداشته میشود و کشتیها میتوانند بدون پرداخت عوارض تردد کنند. این خبر به تنهایی قیمت نفت را در بازارهای جهانی ۴ درصد پایین آورد. یعنی جیب مردم آمریکا و اروپا هم از این توافق نفعی میبرد.
بعد از آن، مسئله هستهای است. ونس گفته که سه هدف اصلی توافق عبارتند از: باز شدن تنگه هرمز، تعهد ایران به عدم دستیابی به بمب اتم، و لغو تحریمها در ازای پایبندی ایران. اما جزئیات هنوز روشن نیست. با وجود اصرار ایران بر حق غنیسازی، آمریکا میخواهد مواد هستهای از کشور خارج شود. این اختلافات بزرگ به مرحله دوم مذاکرات موکول شده؛ ۶۰ روز فرصت دارند تا همه چیز را نهایی کنند.
اما نباید فراموش کرد که لبنان هم بخشی از این معادله است. مقامات ایرانی گفتهاند که توافق شامل «پایان جنگ در همه جبههها از جمله لبنان» میشود. یعنی آتشبس در مرز شمالی اسرائیل هم بخشی از پکیج بزرگتر است. به همین دلیل است که ونس این توافق را «تغییردهنده بازی برای ۵۰ سال آینده خاورمیانه» مینامد. واکنشها اما ضدونقیض است. ترامپ در تروث سوشیال نوشت: «توافق با ایران کامل شد. به همه تبریک میگویم». ونس گفته که «ایرانیها هیچ پول نقدی برای صرفاً امضای توافق دریافت نمیکنند». و در ایران، معاون وزیر خارده تأکید کرده که متن توافق فقط بعد از امضای رسمی منتشر میشود. همه دارند محتاطانه جلو میروند. چون تجربه برجام نشان داده که توافق خوب، فقط امضای روی کاغذ نیست، اجرای آن است.
واقعیت این است که این یادداشت تفاهم، یک آتشبس ۶۰ روزه با چارچوبی برای صلح پایدار است. اگر همه چیز خوب پیش برود، آمریکا تحریمها را برمیدارد، ایران برنامه هستهایاش را محدود میکند، تنگه هرمز برای همیشه باز میماند، و خاورمیانه وارد فاز جدیدی میشود. اگر نه... خب، ونس گفته که «گزینه نظامی همچنان روی میز است». در ادامه، جزئیات بیشتری از این توافق تاریخی و ابعاد پنهان آن را بخوانید.
چرا قالیباف؟ معماری سیاسی قدرت در تهران
شاید برای بسیاری این سوال پیش بیاید که چرا امضای رئیس مجلس پای یک توافق بینالمللی ظاهر شده، نه رئیسجمهور یا وزیر امور خارجه. پاسخ را باید در ساختار قدرت ایران جست. پس از کشته شدن فرماندهان سپاه و تحولات بعدی، محمدباقر قالیباف به عنوان یکی از با نفوذترین چهرههای سیاسی کشور، نقشی فراتر از یک رئیس مجلس معمولی پیدا کرده است. او فرمانده سابق نیروی هوایی سپاه، شهردار اسبق تهران، و حالا رئیس نهاد قانونگذاری جمهوری اسلامی است. حضورش پای میز مذاکره (حتی به صورت دیجیتال) یک پیام روشن دارد: این توافق فقط یک توافق دولتی نیست، یک اجماع بالای نظام است.
از سوی دیگر، امضای دیجیتال نشان میدهد که هر دو طرف میخواستند هرچه سریعتر این توافق را «قفل» کنند، بدون اینکه منتظر مراسم تشریفاتی و سفرهای بینالمللی بمانند. زمان در این مذاکرات یک کالای استراتژیک بوده. هر روزی که جنگ ادامه پیدا میکرد، هزینههای اقتصادی و جانی برای هر دو طرف بالا میرفت. امضای دیجیتال یک ابتکار عمل هوشمندانه بود تا نشان دهد «ما به نقطه بیبازگشت رسیدهایم» و حالا مراسم ژنو فقط یک جشن است، نه یک میدان چانهزنی. با این حال، نباید از نقش پاکستان به عنوان میانجی اصلی غافل شد. این توافق در منابع خبری با نام «یادداشت تفاهم اسلامآباد» شناخته میشود. نخستوزیر پاکستان شخصاً در هفتههای اخیر میان تهران و واشنگتن رفتوآمد داشت. این موفقیت دیپلماتیک برای اسلامآباد یک پیروزی بزرگ محسوب میشود و جایگاه آن را به عنوان یک قدرت میانجی منطقهای تثبیت میکند.
تنگه هرمز، کلید طلایی توافق
جنگ از تنگه هرمز شروع شد و به نظر میرسد با تنگه هرمز تمام میشود. آمریکا از همان روزهای ابتدایی درگیری، محاصره دریایی را علیه ایران اعمال کرد تا صادرات نفت ایران را به صفر برساند. این اقدام، اگرچه به اقتصاد ایران ضربه زد، اما قیمت بنزین در پمپهای آمریکا و اروپا را نیز به شدت افزایش داد. فشار افکار عمومی بر بایدن (و بعداً ترامپ) برای پایان دادن به این بحران، لحظه به لحظه بیشتر میشد. به همین دلیل است که بازگشایی تنگه هرمز به عنوان «بسته طلایی» توافق مطرح شده است.
جزئیات فنی این بخش از توافق جالب توجه است. مقام آمریکایی گفته که «ترافیک کشتیها از همین الان در حال افزایش است». یعنی حتی قبل از مراسم جمعه، فرآیند اجرایی شدن آغاز شده. همچنین ونس تأکید کرده که تنگه «به صورت دائمی بدون عوارض» باز خواهد ماند. این «بدون عوارض» یک دستاورد بزرگ برای آمریکا و متحدانش است، چون ایران در گذشته گاهی از موضع ژئوپلیتیک خود برای اعمال فشار استفاده میکرد. حالا ظاهراً این برگ برنده از دست رفته و تنگه به یک آبراه بینالمللی معمولی تبدیل میشود.
اما سوال اینجاست: در مقابل باز شدن تنگه، ایران چه میگیرد؟
پاسخ: کاهش تدریجی تحریمها و دسترسی به منابع مالی بلوکه شده. ونس گفته که «هیچ پولی برای صرفاً امضای توافق آزاد نمیشود». یعنی آزادسازی منابع به پایبندی ایران به تعهداتش در طول ۶۰ روز آینده گره خورده است. مدل «عمل در برابر عمل» دوباره احیا شده. اما سابقه ذهنی بد از برجام (که ایران میگوید آمریکا اجرا نکرد) و خروج ترامپ از آن توافق، این بار باعث شده که سازوکارهای نظارتی سختگیرانهتری پیشبینی شود.
مسئله هستهای؛ این بار با اختلاف ۶۰ روز فرصت
احتماً حساس ترین بخش این توافق، بندهای مربوط به برنامه هستهای ایران است. هم ترامپ و هم ونس بارها تکرار کردهاند که «ایران هرگز به سلاح هستهای دست نخواهد یافت». اما اینکه این «هرگز» چطور محقق میشود، هنوز مشخص نیست. ایران بر «حق غنیسازی برای اهداف صلحآمیز» تأکید دارد. آمریکا میگوید «هیچ غنیسازی نباید وجود داشته باشد». این همان اختلافی است که برجام هم روی آن زمین خورد. نوآوری این توافق این است که این اختلافات را به ۶۰ روز آینده موکول کرده. یعنی حالا همه دارند روی آتشبس و باز شدن تنگه هرمز تمرکز میکنند. بعداً مینشینند سر میز و درباره سطح غنیسازی، تعداد سانتریفیوژها، و سرنوشت مواد غنیشده فعلی (که بر اساس گزارشها به ۶۰ درصد نزدیک شده) صحبت میکنند. این شبیه همان مدل «توافق موقت» است که برخی کارشناسان سالها پیش پیشنهاد میکردند؛ اول بحران فوری را حل کن، بعد برو سراغ مسائل سخت.
اما جای نگرانی وجود دارد. سخنگوی وزارت خارجه ایران گفته که تنها راه حل برای مواد غنیشده «رقیقسازی در داخل ایران» است. در حالی که هگزت، وزیر دفاع آمریکا، گفته که «نیروهای آمریکایی در زمان مناسب آن مواد را خارج خواهند کرد». این دو موضع کاملاً متضاد است. اگر در ۶۰ روز آینده به توافقی بر سر این موضوع نرسند، تنش دوباره بالا میگیرد. ونس اما خوشبین است. او معتقد است که ایران به دلیل وضعیت اسفبار اقتصادیاش، چارهای جز توافق ندارد.
نقش جنگ اسرائیل و لبنان؛ سایه جنگ بر ژنو
هیچ توافقی بین آمریکا و ایران بدون در نظر گرفتن «محور مقاومت» کامل نیست. اسرائیل که از ابتدا یکی از طرفهای اصلی جنگ با ایران بود، حالا در موقعیت عجیبی قرار گرفته. ترامپ روز یکشنبه یک حمله اسرائیلی به بیروت را به شدت محکوم کرد و گفت که این حمله «فرایند دیپلماتیک را به خطر انداخته». این اولین بار است که یک رئیسجمهور آمریکا اینقدر صریح متحد اصلیاش را نقد میکند. یعنی واشنگتن برای رسیدن به توافق با تهران، حاضر است حتی تلآویو را مهار کند. از سوی دیگر، مقامات ایرانی بارها گفتهاند که «لبنان خط قرمز ماست». هر توافقی باید شامل آتشبس در جبهه شمالی اسرائیل و تضمین امنیت حزبالله باشد. به نظر میرسد که این بند نیز در یادداشت تفاهم گنجانده شده است. «پایان جنگ در همه جبههها از جمله لبنان» یکی از بندهای توافق ذکر شده. یعنی حزبالله هم به عنوان بخشی از این معادله، حملات خود را متوقف خواهد کرد و اسرائیل هم مجبور خواهد شد از مناطق مرزی عقبنشینی کند.
اما نگرانی بزرگ این است که اسرائیل حاضر باشد این توافق را بپذیرد یا نه. نتانیاهو قبلاً در دوره اول ترامپ، از خروج او از برجام استقبال کرده بود. این بار اما ترامپ دارد برعکس عمل میکند. اگر اسرائیل احساس کند که توافق جدید امنیتش را تأمین نمیکند، ممکن است دست به اقدامات خرابکارانه بزند تا فرایند را مختل کند. به همین دلیل است که برگزارکنندگان این مذاکرات سعی کردهاند همه جزئیات را محرمانه نگه دارند تا کسی نتواند در لحظه آخر قطار را از ریل خارج کند.
آینده ۶۰ روزه؛ از آتشبس تا صلح پایدار
این توافق یک سند «مرحله اول» است. ۶۰ روز فرصت دارند تا روی متن نهایی صلح مذاکره کنند. در این ۶۰ روز، اتفاقات مهمی میافتد. اولاً تنگه هرمز باز است و کشتیها تردد میکنند. ثانیاً آتشبس در همه جبههها برقرار است. و ثالثاً تیمی از کارشناسان هستهای باید دور هم بنشینند و تکلیف سانتریفیوژها و مواد غنیشده را روشن کنند. اگر در این ۶۰ روز اختلافات حل شود، یک معاهده جامع صلح امضا خواهد شد که ۵۰ سال آینده منطقه را رقم میزند.
اما بدبینها میگویند ۶۰ روز زمان بسیار کوتاهی است. حل مسئله هستهای سالها طول کشید و در نهایت هم بینتیجه ماند. فشارهای داخلی در ایران (از طرف مخالفان توافق) و در آمریکا (از طرف لابی اسرائیل) میتواند هر لحظه میز مذاکره را به هم بزند. ونس این را میداند. به همین دلیل است که مدام تکرار میکند: «فقط در صورتی منافع اقتصادی به ایران میرسد که به تعهداتش عمل کند». یعنی آمریکا دیگر نمیخواهد مثل برجام از جلو پیشپرداخت کند.
با این حال، اولین گام برداشته شده. امضای دیجیتال ترامپ، ونس و قالیباف یک نقطه عطف تاریخی است. جنگی که میتوانست کل خاورمیانه را به آتش بکشد، ظاهراً متوقف شده. حالا نوبت دیپلماتها و کارشناسان است که نخوابند. مردم منطقه و جهان با نفس حبس شده نظارهگر ژنو هستند. جمعه، روز سرنوشت!