آسیانیوز ایران؛ سرویس ورزشی:
جام جهانی ۲۰۲۶ تازه یک روز از عمرش گذشته بود که اولین سر بریده بر زمین افتاد. نه یک بازیکن مصدوم، نه یک داور جنجالی. یک سرمربی. صبری لاموشی، مردی که تنها چند ماه قبل با امید و آرزوی بزرگ به آمریکای شمالی آمده بود، حالا با نامه اخراج در دست، دارد بلیط برگشت به لیون را چک میکند. تونس طاقت نیاورد. فقط یک بازی، فقط ۹۰ دقیقه، و تمام. شاید عجیب به نظر برسد که فدراسیونی در میانه یک تورنمنت بزرگ، آن هم بعد از فقط یک بازی، سرمربیاش را کنار بگذارد. اما تونس برای این تصمیم دلیل داشت. نه یک دلیل، بلکه چند دلیل. شکست ۵ بر ۱ مقابل سوئد فقط زلزله نبود، آخرین قطعه از یک پازل شکست خورده بود. پازلی که از ماهها قبل، از دیدارهای تدارکاتی، از شکست ۵ بر صفر مقابل بلژیک، شروع به ریختن کرده بود.
هواداران عقابهای کارتاژ بعد از بازی اول جام، دیگر چیزی برای از دست دادن نداشتند. تیمشان نه فقط باخته بود، بلکه تحقیر شده بود. سوئد با پنج گل، نمایشی از ضعف تونس در همه خطوط ارائه داد. خط دفاع که باز بود، خط هافبک که گم بود، خط حمله که نشانی از خطر نداشت. و لاموشی روی نیمکت، فقط نظارهگر بود. شاید همانجا بود که سرنوشتش در ذهن مدیران فدراسیون رقم خورد. اما شاید قضاوت عجولانه باشد اگر بگوییم فقط این بازی باعث اخراج شد. واقعیت این است که لاموشی از همان ابتدای حضورش در ژانویه ۲۰۲۶، زیر سایه تردید بود. تغییرات بزرگ او در ترکیب تیم، کنار گذاشتن ستارههای باتجربهای مثل فرجانی ساسی (کاپیتان ۱۰۱ بازی ملی)، و تکیه به جوانان بیتجربه، ریسکی بود که حالا جواب نداد. تونس نه تنها نسل جدید را نساخت، بلکه نسل قدیم را هم از دست داد.
فدراسیون اما دست روی دست نگذاشت. دقایقی پیش از انتشار این خبر، بیانیه رسمی منتشر شد. «توافق برای قطع همکاری». این عبارت خنثی و اداری، پشتش یک فاجعه انسانی پنهان است. مردی که رویای مربیگری در جام جهانی را داشت، حالا باید از تلویزیون نیمه دوم تورنمنت را تماشا کند. اگر دوست داشته باشد. جانشین لاموشی اما زودتر از آنچه فکر میکنید مشخص شده. منذر کبیر، سرمربی سابق تونس که فوتبال این کشور را خوب میشناسد، به طور موقت هدایت تیم را بر عهده خواهد گرفت. شاید هم نه موقت. اگر تونس بتواند با او نتیجه بگیرد، شاید کبیر تا پایان جام بماند. اما با دو بازی باقیمانده مقابل ژاپن و هلند، و با صفر امتیاز و تفاضل گل وحشتناک، شانس تونس برای صعود کمتر از شانس پیروزی یک طلبه در مسابقه شطرنج با کامپیوتر است.
سرنوشت لاموشی اما یک سرنوشت فردی نیست. او به جمع مربیانی پیوست که در میانه تورنمنتهای بزرگ اخراج شدهاند. لیست بلندبالایی از چهرههایی که آرزویشان نیمهکاره ماند. اما لاموشی شاید تلخترینشان باشد. چون او حتی فرصت جبران پیدا نکرد. فقط یک بازی، و تمام. انگار که جام جهانی اصلاً شروع نشده بود. حالا باید منتظر ماند و دید آیا تونس با منذر کبیر میتواند شوک را هضم کند و شاید یک پیروزی افتخاری به دست بیاورد. یا اینکه باز هم شکست میخورد و این اخراج فقط یک نمایش سیاسی و تشریفاتی بوده است. آنچه مسلم است، اولین قربانی جام جهانی زودتر از همیشه سقوط کرد. چه کسی نفر بعدی است؟ شاید کمتر از یک هفته دیگر بدانیم.
صبری لاموشی که بود؟ از آرزوی جام ۱۹۹۸ تا کابوس ۲۰۲۶
صبری لاموشی در لیون فرانسه به دنیا آمد. پدر و مادرش تونسی بودند و او را با فرهنگ دو کشور بزرگ کردند. اما فوتبال، فرانسه را برایش انتخاب کرد. لاموشی در اوسر، موناکو، پارما، اینتر و مارسی بازی کرد. یک هافبک میانی فنی و جنگنده با پاسهای بلند دقیق و قدرت دریبلزنی خوب. همان اندازه که در فرانسه محبوب بود، در تونس هم به عنوان یک الگو شناخته میشد. پسری که ریشههای آفریقاییاش را هیچوقت فراموش نکرد.
اما سرنوشت عجیبترین بخش زندگی فوتبالی لاموشی، در سال ۱۹۹۸ رقم خورد. او در فهرست اولیه تیم ملی فرانسه برای جام جهانی حضور داشت. اما در آخرین مرحله، مربی وقت نامش را خط زد. فرانسه در آن جام قهرمان شد. لاموشی از دور تماشا کرد. یعنی یک قدم تا قهرمانی جهان فاصله داشت، اما آن یک قدم هرگز برداشته نشد. این زخم همیشه با او ماند. سالها بعد، وقتی تصمیم گرفت مربیگری را شروع کند، شاید به این فکر میکرد که میتواند به عنوان مربی به جام برسد و آن ناکامی بازیکنی را جبران کند. اما جبران بدتر از خود ناکامی از آب درآمد. لاموشی سابقه مربیگری عجیبی دارد. بدون هیچ تجربه سرمربیگری، هدایت ساحل عاج را در سال ۲۰۱۲ پذیرفت. با آن تیم پرستاره (دروگبا، یحیی توره، ژروینیو) به جام جهانی ۲۰۱۴ رساند، اما پس از حذف تلخ در گروهها (و باخت مرگبار به یونان)، همان شب استعفا کرد. سپس رن، ناتینگهام فارست، کاردیف سیتی و الدحیل را مربیگری کرد. در انگلیس، با ناتینگهام یکی از مدعیان صعود به لیگ برتر شد اما نتوانست. بعد به قطر و عربستان رفت و در نهایت، در ژانویه ۲۰۲۶، به عنوان سرمربی تونس انتخاب شد. و حالا، پس از ۵ بازی، اخراج شد. یک پایان غمگین برای مردی که همیشه یک قدم تا موفقیت بزرگ فاصله داشت.
چرا تونس اینقدر زود اخراج کرد؟ دلایل پشت پرده
شکست ۵ بر ۱ مقابل سوئد به تنهایی توجیهکننده اخراج نیست. فوتبال پر از شکستهای سنگین است. آنچه فدراسیون تونس را به این تصمیم شتابزده کشاند، مجموع عوامل بود:
- اول: نتایج تدارکاتی. تونس در چند ماه قبل از جام، نمایشهای فاجعهباری داشت. شکست ۵ بر صفر مقابل بلژیک، بازی بدون روح و شانس مقابل چند تیم آفریقایی در مقدماتی، و جو منفی حاکم بر اردو. هواداران از ماهها قبل خواهان برکناری لاموشی بودند. فدراسیون فقط منتظر یک جرقه بود. بازی با سوئد آن جرقه را زد.
- دوم: تصمیمات جنجالی لاموشی در انتخاب بازیکنان. کنار گذاشتن فرجانی ساسی، کاپیتان ۱۰۱ بازی ملی و یکی از محبوبترین بازیکنان تاریخ تونس، یک ریسک بزرگ بود. شاید لاموشی میخواست نسل جدیدی بسازد، اما نتوانست جای خالی آن رهبر کهنهکار را پر کند. بازیکنان جوان حاضر در ترکیب نه تجربه داشتند، نه شخصیت. در زمین گم شده بودند، و هیچ کس نبود که فریاد بزند، سازماندهی کند، یا حتی به همتیمیهایش روحیه بدهد. تونس بدون رهبر وارد جام شد و نتیجهاش همان شد که دیدیم.
- سوم: فشار سیاسی و رسانهای. رسانههای تونس از ماهها قبل لاموشی را نشانه گرفته بودند. هر باخت و هر تساوی، با تیترهای تند پوشش داده میشد. فدراسیون هم نمیتوانست بیتفاوت بماند. اخراج لاموشی شاید یک تصمیم عجولانه و احساسی باشد، اما یک تصمیم حساب شده برای آرام کردن افکار عمومی هم بود. فدراسیون با قربانی کردن سرمربی، میخواهد بگوید: ما اشتباه کردیم، اما حالا درستش میکنیم. حتی اگر درستش کردن، با تیم موقت باشد.
مقایسه با سریعترین اخراجهای تاریخ جام جهانی
اخراج لاموشی یکی از سریعترین اخراجهای تاریخ جام جهانی است. اما نه اولین. تاریخ این تورنمنت پر از مربیانی است که قبل از پایان مسابقات، روی صندلی داغ سوختهاند. مشهورترینش، آنتونی پاسکوا، سرمربی تیم ملی زئیر (جمهوری دموکراتیک کنگو فعلی) در جام جهانی ۱۹۷۴ بود که پس از سه شکست سنگین (۰-۲ مقابل اسکاتلند، ۰-۹ مقابل یوگسلاوی، ۰-۳ مقابل برزیل) در میان تورنمنت اخراج شد. البته اخراج رسمی نبود، خودش استعفا کرد، اما ماهیت یکی است. یکی دیگر، بوریسلاو ایوانکوف، مربی بلغارستان در جام جهانی ۱۹۹۸ بود که پس از شکست ۰-۱ مقابل اسپانیا و ۱-۱ مقابل پاراگوئه (و حذف زودهنگام)، قبل از بازی سوم اخراج شد. اما در جامهای اخیر چنین اخراج سریعی کمتر دیده شده است. معمولاً فدراسیونها تا پایان تورنمنت صبر میکنند و بعد در آرامش مربی را عوض میکنند. تونس اما نشان داد که صبرش لب مرز است. یک بازی بد، یک نتیجه فاجعهبار، و تمام. نکته جالب اینکه لاموشی حتی صبر نکرد تا بازی دوم برگزار شود. یعنی تنها ۲۴ ساعت بعد از سوت پایان دیدار با سوئد، نامه اخراج روی میزش بود. شاید رکورددار سرعت اخراج در تاریخ جامهای جهانی باشد. گاهی سریع بودن، نشان از قاطعیت دارد. اما در این مورد خاص، شاید نشان از شتابزدگی و درماندگی باشد. فدراسیون تونس قصد داشته با این تصمیم پیام بفرستد که «ما بیتفاوت نیستیم»، اما گیرنده این پیام، شاید خیلی هم خوشحال نباشد.
آینده تونس در جام و بعد از جام؛ فروپاشی یا بازسازی؟
با اخراج لاموشی، تونس وارد یک بحران هویتی شده است. تیمی که قرار بود با نسل جدید و جوان به جام بیاید، حالا نه نسل جدید دارد، نه نسل قدیم. بازیکنان باتجربه از تیم رانده شدهاند، بازیکنان جوان هم از نظر روانی له شدهاند. چه کسی میتواند این تیم را جمع کند؟ منذر کبیر شاید بتواند تیم را از نظر روحی بالا بیاورد، اما نمیتواند بازیکنان گمشده را پیدا کند. او در عرض چند روز نمیتواند سیستم دفاعی تونس را درست کند که در مقابل سوئد پنج گل خورد.