آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
تنگه هرمز، آن شریان حیاتی انرژی جهان، بامداد امروز لرزید. نه یک بار، نه دو بار، بلکه سه بار. دو انفجار در ساعات پایانی شامگاه دوشنبه ۲۵ خرداد، و سومی ساعات اولیه بامداد سهشنبه ۲۶ خرداد. هنوز منشأ دقیق این انفجارها مشخص نیست، اما چیزی که همه را نگران کرده، محل وقوع آنهاست: تنگه هرمز. تنگه هرمز این روزها بیش از هر زمان دیگری زیر ذرهبین است. کمتر از یک هفته دیگر، قرار است تفاهمنامه ایران و آمریکا در ژنو امضا شود. بخش مهمی از آن تفاهمنامه به بازگشایی همین تنگه و لغو محاصره دریایی اختصاص دارد. اما انفجارهای امشب، ناگهان همه معادلات را به هم ریخت. آیا این انفجارها اتفاقی بود؟ یا یک پیام هشدار؟
خبرگزاری هایی که خبر را به نقل از گزارشهای اولیه منتشر کرده اند، از «مدیریت تردد» در تنگه هرمز صحبت به میان آورده. این عبارت مبهم، هم میتواند به معنای عملیات پاکسازی مین باشد، هم میتواند به معنای مانور نظامی، و هم میتواند حادثهای غیرعمدی مثل برخورد کشتیها. اما در این منطقه حساس، هیچکس «تصادف» را باور نمیکند. واکنش اولیه بازارهای جهانی اما سریع بود. قیمت هر بشکه نفت برنت که در روزهای اخیر به دلیل خبر توافق ایران و آمریکا سقوط کرده بود، دقایقی پس از انتشار خبر انفجارها، ۳ درصد جهش کرد. اگر این انفجارها عمدی باشند و امنیت تنگه هرمز را تهدید کنند، قیمت نفت میتواند تا پایان هفته به بالای ۱۲۰ دلار هم برسد. یعنی دوباره بنزین در آمریکا و اروپا گران میشود.
از سوی دیگر، هیچ گروه یا کشوری مسئولیت این انفجارها را بر عهده نگرفته. نه ایران، نه آمریکا، نه اسرائیل. سکوت معنادار مقامات رسمی، خودش یک خبر است. معمولاً وقتی چنین اتفاقاتی میافتد، خیلی زود یکی از طرفین با انتشار بیانیه، خود را تبرئه یا متهم میکند. اما اینبار سکوت مرگباری حاکم است. منابع محلی در بندرعباس از شنیده شدن صدای انفجارهای شدید در فاصله حدود ۵۰ کیلومتری ساحل خبر میدهند. شاهدان عینی میگویند که شعلههای آتش در افق دیده شده و پس از آن، چندین فروند هلیکوپتر نظامی به سمت منطقه به پرواز درآمدهاند. اما مقامات نظامی ایران هنوز هیچ توضیحی ندادهاند. این اتفاق در حالی رخ میدهد که جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، در مصاحبهای با فاکس نیوز گفته بود «تنگه هرمز در آستانه بازگشایی کامل است و عملیات پاکسازی مین از فردا شروع میشود». حالا سوال اینجاست: آیا این انفجارها بخشی از همان عملیات پاکسازی بود؟ یا یک خرابکاری پیشدستانه؟
ساعات آینده بسیار حیاتی است. اگر ایران تأیید کند که این انفجارها مربوط به عملیات پاکسازی مینهای باقیمانده از جنگ بوده، شاید بازار آرام بگیرد. اما اگر مشخص شود که یک حمله یا حادثه امنیتی دیگر رخ داده، باید منتظر تنشهای جدید باشیم. تنگه هرمز دوباره در مرکز توجه جهان قرار گرفته است. و اینبار، دقیقاً در آستانه توافق صلح.
«مدیریت تردد» یعنی چه؟ رمزگشایی از یک عبارت مبهم!
خبرگزاری های مختلف، در گزارش های خود از عبارت «احتمالاً به مدیریت تردد تنگه هرمز مرتبط است» استفاده کرده. این عبارت بسیار کلی و غیرفنی است. در اصطلاحات نظامی و دریانوردی، «مدیریت تردد» میتواند معانی مختلفی داشته باشد. محتملترین گزینه، عملیات پاکسازی مینهای دریایی است. در جریان جنگ ایران و آمریکا (بهمن تا اردیبهشت ۱۴۰۵)، هر دو طرف در تنگه هرمز مینهایی کار گذاشته بودند. بر اساس مفاد تفاهمنامه آتی، آمریکا متعهد شده بود که مسیرهای دریایی را پاکسازی کند. شاید این انفجارها، بخشی از همان عملیات پاکسازی بوده است. انفجار کنترلشده مینها، معمولاً با صدای بلند و شعله همراه است.
گزینه دوم، حادثه غیرعمدی برای یک کشتی تجاری یا نظامی است. مثلاً برخورد دو کشتی، یا آتشسوزی در یک تانکر نفتی که منجر به انفجار شده باشد. اما با توجه به اینکه سه انفجار جداگانه در دو زمان متفاوت رخ داده، این گزینه کمتر محتمل است. گزینه سوم، یک اقدام خرابکارانه یا حمله نظامی است. مثلاً حمله پهپادی یا موشکی به تأسیسات نظامی ایران در جزایر تنب بزرگ و کوچک. در این صورت، فرد یا گروهی باید مسئولیت را بر عهده بگیرد. اما تا این لحظه، هیچ اظهارنظری نشده است. نکته جالب، زمانبندی انفجارهاست. دو انفجار شامگاه دوشنبه (تقریباً همزمان با اعلام خبر توافق از سوی عراقچی) و یکی بامداد سهشنبه (ساعاتی قبل از سفر هیئت ایرانی به ژنو). این زمانبندی میتواند تصادفی باشد، اما در منطقه پرتنش خاورمیانه، هیچکس به تصادف باور ندارد. تا وقتی مقامات رسمی شفافسازی نکنند، بازار گمانهزنیها داغ خواهد بود.
واکنش بازار نفت
قیمت نفت برنت که روز دوشنبه به دلیل خوشبینی به توافق، به ۹۷ دلار سقوط کرده بود، دقایقی پس از انتشار خبر انفجارها، جهش کرد و به بالای ۱۰۰ دلار رسید (رشد ۳ درصدی). این نشان میدهد که بازارهای جهانی هنوز به شدت به هر خبری از تنگه هرمز حساس هستند. حتی یک انفجار کنترلشده پاکسازی مین هم میتواند قیمت نفت را بالا ببرد، چه برسد به یک اقدام نظامی واقعی. اگر این انفجارها عمدی باشند و امنیت تنگه هرمز را تهدید کنند، قیمت نفت میتواند تا پایان هفته به بالای ۱۲۰ دلار برسد. این یعنی تورم در آمریکا و اروپا دوباره اوج میگیرد، و فشار بر فدرال رزرو برای افزایش نرخ بهره بیشتر میشود. در چنین شرایطی، توافق ایران و آمریکا (که قرار بود قیمت نفت را پایین بیاورد) عملاً بیاثر میشود. از طرف دیگر، اگر ایران و آمریکا به سرعت شفافسازی کنند که این انفجارها برنامهریزی شده و بیخطر بوده، قیمت نفت میتواند دوباره به کانال ۹۰ دلار برگردد.
نقش اسرائیل؛ آیا نتانیاهو به وعده خود عمل کرد؟
این سوالیست که خیلی از تحلیلگران میپرسند. نتانیاهو دیشب (دوشنبه شب) در نشست خبری خود گفته بود: «ما آزادی عمل نظامی خود را حفظ خواهیم کرد» و «ایران به سلاح هستهای دست نخواهد یافت». برخی از رسانههای اسرائیل ساعاتی پس از انفجارها، گمانهزنی کردند که ممکن است این حملات، عملیات پنهان اسرائیل علیه تأسیسات نظامی ایران در تنگه هرمز باشد. هدف: خرابکاری در روند توافق یا نشان دادن قدرت پیش از امضای نهایی.
اما این گمانهزنی چند مشکل اساسی دارد:
- اول، اسرائیل معمولاً بعد از عملیاتهای پنهان خود، سکوت میکند نه اینکه زود اعتراف کند.
- دوم، عملیات در تنگه هرمز بسیار پرریسک است و میتواند منجر به جنگ تمامعیار شود.
- سوم، ترامپ دیشب با نتانیاهو تلفنی صحبت کرده و گفته میشود که از او خواسته «دست نگه دارد». اگر اسرائیل این عملیات را انجام میداد، یعنی نتانیاهو آشکارا از دستور ترامپ سرپیچی کرده. این احتمال وجود دارد، اما اثبات آن سخت است.
گزینه دیگر، یک گروه تروریستی یا شبهنظامی است. مثلاً گروهکهای تجزیهطلب در خوزستان یا گروههای خرابکار تحت حمایت برخی کشورهای عربی. اما در این منطقه، نفوذ چنین گروههایی محدود است. تا وقتی مدرک محکمی نباشد، همه این گمانهزنیها در حد فرضیه باقی میماند. آنچه مسلم است، تنگه هرمز دوباره به کانون بحران تبدیل شده است.
سکوت مقامات؛ یک تاکتیک دیپلماتیک یا یک بحران قریبالوقوع؟
سکوت مقامات ایرانی و آمریکایی در قبال این انفجارها، عجیب است. تا چند ساعت پیش، هر دو طرف درباره تفاهمنامه خبر میدادند و از توافق استقبال میکردند. اما ناگهان سکوت. شاید این سکوت از سر برنامه است. شاید مقامات منتظرند تا نخست اطلاعات دقیق فنی و نظامی را دریافت کنند و بعد با اطمینان بیشتری صحبت کنند. در بحرانها، اظهارنظر شتابزده میتواند اوضاع را بدتر کند. از طرف دیگر، این سکوت میتواند نشانه یک بحران قریبالوقوع باشد. مثلاً اگر این انفجارها بخشی از یک عملیات نظامی گستردهتر بوده و هنوز تمام نشده، مقامات ترجیح میدهند تا پایان عملیات چیزی نگویند. یا شاید در حال مذاکره پشت پرده برای جلوگیری از تشدید تنش هستند. هر چه هست، سکوت طولانیمدت خودش تبدیل به یک خبر میشود. رسانههای نزدیک به سپاه نیز فعلاً هیچ خبری منتشر نکردهاند. سایتهای خبری اصولگرا به جای پرداختن به انفجارها، روی خبر توافق با آمریکا تمرکز کردهاند و آن را نقد میکنند. این نیز قابل تأمل است. شاید هم دستور سکوت داده شده تا دامنه بحران گسترده نشود.
تأثیر بر توافق ژنو؛ آیا امضای جمعه به تعویق میافتد؟
مهمترین سوالی که این انفجارها ایجاد کرده، تأثیر آن بر توافق ژنو است. مراسم امضای تفاهمنامه قرار است روز جمعه برگزار شود. کمتر از سه روز دیگر. اگر این انفجارها یک حادثه فنی و عمدی نبوده باشد، شاید مراسم برگزار شود. اما اگر یک اقدام خرابکارانه از سوی مخالفان توافق (چه در ایران، چه در آمریکا، چه در اسرائیل) بوده باشد، ممکن است یکی از طرفین از آمدن پای میز مذاکره خودداری کند. از سوی دیگر، تیم مذاکرهکننده آمریکایی به رهبری جیدی ونس هنوز راهی ژنو نشده است. اگر واشنگتن احساس کند که امنیت تنگه هرمز (و در نتیجه، امنیت نیروهای آمریکایی در منطقه) به خطر افتاده، ممکن است سفر را لغو کند. این یک سناریوی بدبینانه است، اما غیرممکن نیست. تنگه هرمز همیشه یک برگ برنده برای فشار بوده است. حالا باید دید این برگ را چه کسی رو میکند.