شنبه / ۳۰ خرداد ۱۴۰۵ / ۱۶:۰۰
کد خبر: 39142
گزارشگر: 548
۳۰
۰
۰
۱
بررسی تاریخ و درس‌های صلح

آیا توافق آمریکا و جمهوری اسلامی، مانع جنگ می‌شود؟

آیا توافق آمریکا و جمهوری اسلامی، مانع جنگ می‌شود؟
آیا توافق می‌تواند مانع جنگ شود؟ تاریخ پاسخ قطعی به این سؤال نمی‌دهد. از عهدنامه گلستان (۱۸۱۳) و ترکمانچای (۱۸۲۸) که نتوانستند از جنگ دوم ایران و روس جلوگیری کنند، تا پیمان ورسای (۱۹۱۹) که بذر جنگ جهانی دوم را کاشت، تاریخ سرشار از پیمان‌های شکننده است. در مقابل، معاهده پاریس (۱۷۸۳) و پیمان گنت (۱۸۱۴) جنگ‌های آمریکا و بریتانیا را برای همیشه پایان دادند. ایران و عثمانی طی ۳۰۰ سال، ۱۲ جنگ و ۱۰ عهدنامه صلح را تجربه کردند. مناقشه قره‌باغ نیز پس از ۳۷ سال درگیری، با وساطت ترامپ در سال ۲۰۲۵ به پایان رسید. اکنون، با امضای تفاهم‌نامه ایران و آمریکا، منتقدان داخلی از جمله عضو دفتر سعید جلیلی، به بند عدم دخالت متقابل در امور داخلی انتقاد کرده و نگران تکرار تاریخ هستند.

آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:

آیا توافق می‌تواند مانع جنگ شود؟ تاریخ پاسخ قطعی به این سؤال نمی‌دهد. در دو قرن گذشته، کشورهایی بوده‌اند که پس از امضای توافق‌نامه‌های صلح، چند سال بعد دوباره وارد جنگ شده‌اند و در مقابل، کشورهایی نیز وجود دارند که دشمنی‌های تاریخی خود را برای همیشه کنار گذاشته‌اند. یکی از پرسش‌های کلیدی که همواره از سوی منتقدان داخلی مذاکره با غرب مطرح می‌شود، این است: «اگر توافق کردیم و دوباره جنگ شد، چه کنیم؟»

مرور کتاب تاریخ نشان می‌دهد که حق با آن‌هاست؛ تاریخ سرشار از فصل‌هایی است که کشورها با هم جنگیدند، صلح کردند و چند سال بعد دوباره تفنگ‌ها را به سوی هم نشانه رفتند. در مقابل، فصل‌های دیگری هم وجود دارد که صلح میان کشورها پایدار مانده و جنگ دیگری رخ نداده است. در واقع، وقایع تاریخی به صورت خطی پیش نمی‌روند و آنچه اهمیت دارد، تحولاتی است که در فاصله میان یک جنگ و صلح رخ می‌دهد.

از دوران قاجاریه تا جنگ‌های جهانی، از مناقشه قره‌باغ تا تنش‌های هند و پاکستان، تاریخ پر است از پیمان‌هایی که یا دوام آوردند یا فروپاشیدند. ایران و روسیه تزاری در یک بازه زمانی حدوداً ۲۵ ساله، دو بار درگیر جنگ‌های خونین شدند. عهدنامه گلستان (۱۸۱۳) و ترکمانچای (۱۸۲۸) هر دو به جنگ‌ها پایان دادند، اما اولی نتوانست از جنگ دوم جلوگیری کند. در اروپا، جنگ‌های ۱۱۶ ساله فرانسه و انگلستان دو بار با پیمان‌های صلح متوقف شد، اما هر بار درگیری‌ها از سر گرفته شد. چین و ژاپن نیز پس از جنگ ۱۸۹۴، در دهه ۱۹۳۰ دوباره به جنگ تمام‌عیار رسیدند و این مناقشه تنها با پایان جنگ جهانی دوم خاتمه یافت.

در خاورمیانه، ایران و عثمانی طی ۳۰۰ سال، حداقل ۱۲ جنگ و ۱۰ عهدنامه صلح را تجربه کردند. مناقشه قره‌باغ نیز پس از ۳۷ سال درگیری و چندین آتش‌بس، سرانجام در سال ۲۰۲۵ با اعلامیه مشترک صلح در کاخ سفید به پایان رسید. در سوی مقابل، جنگ‌های آمریکا و بریتانیا با معاهده پاریس (۱۷۸۳) و پیمان گنت (۱۸۱۴) پایان یافت و از آن زمان تاکنون، این دو کشور دیگر درگیر جنگ با یکدیگر نشده‌اند. اکنون، با امضای تفاهم‌نامه ایران و آمریکا، این سوال دوباره مطرح شده است. منتقدان داخلی، از جمله عضو دفتر سعید جلیلی، به بند عدم دخالت متقابل در امور داخلی یکدیگر و احترام به حاکمیت و تمامیت ارضی دو طرف انتقاد کرده‌اند و نگران تکرار تاریخ هستند. آیا این تفاهم‌نامه، مانند عهدنامه گلستان، فقط یک وقفه موقتی خواهد بود یا مانند معاهده پاریس، آغازگر یک صلح پایدار؟ پاسخ این سوال، نه در تاریخ، که در عملکرد آینده دو طرف و تحولات منطقه نهفته است.

درس‌های تاریخ از پیمان‌های شکننده

تاریخ نشان می‌دهد که پیمان‌های صلح زمانی پایدار می‌مانند که اختلافات اساسی طرفین حل شود. عهدنامه گلستان (۱۸۱۳) و ترکمانچای (۱۸۲۸) با وجود پایان دادن به جنگ‌های ایران و روس، نتوانستند از جنگ دوم جلوگیری کنند، زیرا مسئله قفقاز و رقابت بر سر تسلط بر منطقه، همچنان پابرجا بود. در مقابل، معاهده پاریس (۱۷۸۳) و پیمان گنت (۱۸۱۴) جنگ‌های آمریکا و بریتانیا را برای همیشه پایان دادند، زیرا دو کشور به تدریج به یک رابطه استراتژیک و اقتصادی پایدار دست یافتند.

پیمان ورسای (۱۹۱۹) یکی از تلخ‌ترین نمونه‌های یک صلح شکننده است. شروط تحقیرآمیز این معاهده برای آلمان، به جای ایجاد صلح، بذر کینه و خشم را کاشت و تنها ۲۰ سال بعد، جنگ جهانی دوم آغاز شد. این مثال نشان می‌دهد که یک صلح تحمیلی و ناعادلانه، اغلب به جنگ‌های بزرگتر منجر می‌شود. مناقشه قره‌باغ نیز نمونه‌ای از آتش‌بس‌های مکرر و بی‌نتیجه است. جنگ اول (۱۹۹۲-۱۹۹۴) با آتش‌بس متوقف شد، اما درگیری‌های مرزی در سال‌های ۲۰۰۸، ۲۰۱۶ و ۲۰۲۰ ادامه یافت و تنها در سال ۲۰۲۵ با وساطت ترامپ به اعلامیه مشترک صلح منجر شد.

صلح‌های پایدار و عوامل موفقیت

در مقابل پیمان‌های شکننده، نمونه‌هایی از صلح‌های پایدار نیز در تاریخ وجود دارد. جنگ‌های آمریکا و بریتانیا با معاهده پاریس (۱۷۸۳) و پیمان گنت (۱۸۱۴) پایان یافت و از آن زمان تاکنون، این دو کشور دیگر درگیر جنگ با یکدیگر نشده‌اند. عوامل موفقیت این صلح، شامل توسعه روابط اقتصادی، اشتراکات فرهنگی و همکاری‌های استراتژیک در جنگ‌های جهانی بود. جنگ‌های فرانسه و انگلستان نیز پس از ۱۱۶ سال درگیری، سرانجام در سال ۱۴۵۳ به صلح نهایی منجر شد. این صلح، نتیجه تغییر در موازنه قدرت، خستگی دو طرف از جنگ و تمرکز بر توسعه داخلی بود. در خاورمیانه، مصر و اسرائیل پس از امضای معاهده کمپ دیوید (۱۹۷۸)، دیگر وارد جنگ با یکدیگر نشدند. این صلح، نتیجه تغییر رویکرد استراتژیک مصر و دریافت کمک‌های اقتصادی و نظامی از آمریکا بود. این مثال نشان می‌دهد که صلح پایدار، نیازمند تغییر در منافع و محاسبات راهبردی طرفین است.

ایران و عثمانی؛ ۳۰۰ سال جنگ و صلح

ایران و امپراتوری عثمانی طی ۳۰۰ سال، حداقل ۱۲ جنگ و ۱۰ عهدنامه صلح را تجربه کردند. این جنگ‌ها که از نبرد چالدران (۱۵۱۴) آغاز شد، تا عهدنامه‌های ارزروم (۱۸۲۳) ادامه یافت. در این نبردها گاهی ایران پیروز بود و گاه عثمانی، و فاصله میان دوره‌های صلح و جنگ نیز مدام در نوسان بود. دلایل تداوم این جنگ‌ها، شامل رقابت بر سر قلمرو، اختلافات مذهبی (شیعه و سنی) و دخالت قدرت‌های خارجی (روسیه و بریتانیا) بود. هر بار که یک عهدنامه صلح امضا می‌شد، به دلیل باقی ماندن اختلافات اساسی، پس از چند سال درگیری‌ها از سر گرفته می‌شد. این تجربه تاریخی نشان می‌دهد که صلح پایدار، زمانی حاصل می‌شود که طرفین به یک درک مشترک از منافع خود برسند و از مداخله قدرت‌های خارجی جلوگیری شود.

انتقاد عضو دفتر جلیلی از توافق ایران و آمریکا

مسعود براتی، عضو دفتر سعید جلیلی، در یکی از تجمعات شب گذشته به انتقاد از بند عدم دخالت متقابل ایران و آمریکا در امور داخلی یکدیگر و احترام به حاکمیت و تمامیت ارضی دو طرف پرداخت. این انتقاد، نشان‌دهنده نگرانی برخی جریان‌های سیاسی تندروی داخلی از تکرار تجربه‌های تلخ تاریخی است. منتقدان معتقدند که آمریکا در گذشته، تعهدات خود را نقض کرده است (مانند خروج از برجام) و ممکن است این تفاهم‌نامه نیز مانند عهدنامه گلستان، فقط یک وقفه موقتی باشد. آنها همچنین نگرانند که بند عدم دخالت، در عمل قابل اجرا نباشد و آمریکا همچنان به سیاست‌های مداخله‌جویانه خود ادامه دهد. با این حال، حامیان توافق معتقدند که این تفاهم‌نامه، با پشتوانه قطعنامه شورای امنیت و نظارت بین‌المللی، می‌تواند یک صلح پایدار را ایجاد کند. آنها به نمونه‌های تاریخی صلح‌های پایدار (مانند معاهده پاریس) اشاره می‌کنند و معتقدند که این توافق، یک فرصت تاریخی برای تغییر مسیر روابط ایران و آمریکا است.

آینده تفاهم‌نامه؛ یک فرصت تاریخی یا یک وقفه موقتی؟

آینده تفاهم‌نامه ایران و آمریکا، به عوامل متعددی بستگی دارد:

  • مهم‌ترین عامل، پایبندی واقعی دو طرف به تعهدات خود است. اگر آمریکا تحریم‌ها را لغو کند و ایران نیز به تعهدات هسته‌ای خود عمل کند، این تفاهم‌نامه می‌تواند به یک صلح پایدار منجر شود.
  • عامل دیگر، تحولات منطقه‌ای است. اگر تنش‌ها در خاورمیانه کاهش یابد و کشورهای منطقه به همکاری با یکدیگر بپردازند، این تفاهم‌نامه نیز دوام بیشتری خواهد داشت. در غیر این صورت، ممکن است مانند جنگ‌های ایران و عثمانی، هر چند سال یکبار درگیری‌ها از سر گرفته شوند.
  • عامل سوم، فشارهای داخلی در هر دو کشور است. در ایران، مخالفان توافق و در آمریکا، لابی اسرائیل و جمهوری‌خواهان تندرو، می‌توانند اجرای این تفاهم‌نامه را با مشکل مواجه کنند. اگر این فشارها به حدی برسد که یکی از دو طرف از تعهدات خود عقب‌نشینی کند، این تفاهم‌نامه نیز مانند پیمان ورسای، به بذر یک جنگ جدید تبدیل خواهد شد.

در نهایت، پاسخ به این سوال که آیا این تفاهم‌نامه یک فرصت تاریخی است یا یک وقفه موقتی، نه در تاریخ، که در عملکرد آینده دو طرف و تحولات منطقه نهفته است.

https://www.asianewsiran.com/u/j2H
اخبار مرتبط
تفاهم‌نامه ایران و آمریکا، اگرچه یک دستاورد دیپلماتیک بزرگ محسوب می‌شود، اما با چالش‌های جدی در داخل ایران روبرو است. فضای سیاسی حاکم، با وجود تجربه تلخ برجام، همچنان بر بی‌اعتمادی و تقابل تأکید دارد و برخی جریان‌ها، هرگونه تعامل با آمریکا را به عنوان «تسلیم» و «نفوذ» تلقی می‌کنند. این نگاه، می‌تواند به تضعیف جایگاه دولت و افزایش بی‌اعتمادی عمومی منجر شود. موفقیت این توافق، به پایبندی واقعی دو طرف به تعهداتشان و همچنین به مدیریت فضای داخلی بستگی دارد. در صورت عدم مدیریت صحیح، این تفاهم نیز ممکن است به سرنوشت برجام دچار شود. در سوی دیگر، اتحادیه اروپا از احتمال لغو تحریم‌های هسته‌ای ایران خبر داده است و ویتکاف نیز از اعزام بازرسان آژانس به ایران سخن گفته است.
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ایران و رئیس هیئت مذاکره‌کننده ایرانی، در مصاحبه‌ای با تلویزیون دولتی، تفاهم‌نامه امضا شده با آمریکا را «موفقیتی بسیار بزرگتر از مقابله نظامی» دانست و تأکید کرد که ایران چندین برابر خواسته‌های نظامی خود را از طریق مذاکره به دست آورده است. او با اشاره به اینکه جنگ بدون ثبت در یک سند حقوقی بی‌نتیجه است، گفت که هر آنچه با جنگ می‌خواستیم، با مذاکره به دست آمد. قالیباف همچنین در بخش دیگری از سخنانش، خونخواهی علی خامنه‌ای را به آزادی قدس پیوند زد و گفت: «صد نتانیاهو بند کفش امام شهید ما هم نمی‌شود.»
سیدمجتبی خامنه‌ای، رهبر انقلاب اسلامی، با صدور پیامی خطاب به ملت ایران، موضع خود را در قبال تفاهم‌نامه امضا شده بین رؤسای جمهور ایران و آمریکا اعلام کردند. رهبری در این پیام تأکید کرد که علی‌الاصول نظر دیگری داشته‌اند، اما با توجه به تعهد رئیس‌جمهور پزشکیان به عنوان رئیس شورای عالی امنیت ملی در پاسداشت حقوق ملت ایران، اجازه امضای این تفاهم‌نامه را صادر کرده‌اند. ایشان همچنین تصریح کردند که رئیس‌جمهور ایران متعهد شده است که در صورت زیاده‌خواهی طرف آمریکایی، زیر بار آن نخواهد رفت. رهبر انقلاب از ملت ایران خواستند که منتظر تحقق شروط گفته‌شده باشند و تأکید کردند که مذاکرات حضوری آینده، به معنای پذیرش نظر دشمن نیست.
در تحولی ناگهانی و بی‌سابقه، مسعود پزشکیان و دونالد ترامپ، روسای جمهور ایران و آمریکا، ساعاتی پیش، یادداشت تفاهم خاتمه جنگ را به صورت دیجیتال و غیرحضوری امضا کردند. بدین ترتیب، مراسم حضوری که قرار بود روز جمعه در ژنو برگزار شود، به طور کامل لغو شد. پیش از این، خبرگزاری ایرنا از قول یک منبع مطلع گزارش داده بود که ایران به پاکستان اطلاع داده که دیگر نیازی به برگزاری جلسه حضوری در سوئیس نیست. همچنین شبکه فاکس‌نیوز اعلام کرد که ترامپ پیش‌تر این سند را در ورسای (فرانسه) و در حاشیه نشست گروه هفت به امضا رسانده بود. شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان که قرار بود به عنوان میانجی در این مراسم حضور یابد، سفر خود به سوئیس را لغو کرد.
تفاهم نامه اسلام آباد میان ایران و آمریکا با ۱۴ بند کلیدی و حضور میانجیگران پاکستانی و قطری امضا شد. این سند شامل آتشبس فوری در تمام جبهه ها، از جمله لبنان، رفع محاصره دریایی ظرف ۳۰ روز و خروج نیروهای آمریکایی از منطقه پس از توافق نهاییست. هسته اصلی این تفاهمنامه، تعهد آمریکا به لغو تمام تحریم ها، آزادسازی دارایی های بلوکه شده ایران و تشکیل صندوق سرمایه گذاری ۳۰۰ میلیارد دلاری برای بازسازی ایران در قبال تعهد تهران به عدم تولید سلاح هسته ای و حل و فصل موضوع اورانیوم غنی شده است. گفته شده که شورایعالی امنیت ملی با ارائه یک نظریه تفسیری دقیق، ساز و کار گام به گام و مشروط را برای مقابله با هرگونه بدعهدی آمریکا طراحی کرده و مذاکرات برای توافق نهایی طی ۶۰ روز آینده ادامه خواهد یافت.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید