آسیانیوز ایران؛ سرویس افغانستان:
شبهای بدخشان، این روزها بوی باروت میدهد. در گوشهای از افغانستان، جایی که کوههای سر به فلک کشیده و درههای عمیق، حکایتهای ناگفتهای از جنگ و صلح را در خود جای دادهاند، تنشها میان طالبان به اوج رسیده است. منابع معتبر به افغانستان اینترنشنال میگویند که احتمال وقوع یک رویارویی نظامی درونی در این استان، هر لحظه افزایش مییابد. داستان از جایی شروع شد که جمعه فاتح، فرمانده تاجیکتبار طالبان در حوزه درواز بدخشان، از دستورات مقامات ارشد این گروه سرپیچی کرد. او که حدود ۱۵ سال پیش به طالبان پیوست و سالها به عنوان یک جنگجوی وفادار علیه حکومت سابق افغانستان جنگید، حالا به یک «عنصر سرکش» تبدیل شده است. رهبر طالبان، جمعه فاتح را «باغی» خوانده و دستور سرکوب او را صادر کرده است. این تصمیم، در حالی گرفته شده است که چندین دور گفتوگو میان جمعه فاتح و مقامات ارشد طالبان، از جمله فصیحالدین فطرت، رئیس ستاد ارتش طالبان، به بنبست رسیده است. فاتح، با تکیه بر تسلیحات سنگین و نیروهای تحت امر خود، حاکمیت مرکزی طالبان را با «قیام مردمی» تهدید کرده است.
این تحولات، نشاندهنده شکافهای عمیق درون طالبان است. اختلافات قومی، قبیلهای و منطقهای، که سالها در سایه جنگ با دشمن مشترک (حکومت سابق و نیروهای خارجی) پنهان شده بود، حالا در غیاب یک دشمن مشترک، خود را نشان داده است. جمعه فاتح، که یک فرمانده تاجیکتبار است، با تکیه بر پایگاه قومی خود در بدخشان، به دنبال ایجاد یک خودمختاری محلی است. این موضوع، با سیاستهای مرکزگرایانه طالبان، که بر تمرکز قدرت در دست رهبری و مقامات پشتون تأکید دارد، در تضاد است. با این حال، طالبان، با قدرت نظامی خود، به دنبال سرکوب هرگونه شورش و نافرمانی است. آنها نمیخواهند که این نافرمانی، به الگویی برای سایر فرماندهان محلی تبدیل شود. بنابراین، سرکوب جمعه فاتح، یک اولویت برای رهبری طالبان است.
با این حال، سرکوب یک فرمانده قدرتمند و با نفوذ، میتواند عواقب خطرناکی برای طالبان داشته باشد. این اقدام، میتواند به افزایش تنشهای قومی و منطقهای و حتی به یک جنگ داخلی تمامعرضه منجر شود. حالا، باید منتظر ماند و دید که آیا طالبان، میتواند این بحران را به طور مسالمتآمیز مدیریت کند یا اینکه بدخشان، شاهد یک جنگ داخلی جدید خواهد بود. پاسخ این سوال، در روزهای آینده مشخص خواهد شد.
علل افزایش تنشها در بدخشان
تنشهای اخیر در بدخشان، ریشه در عوامل مختلفی دارد:
- اولین و مهمترین عامل، اختلافات قومی و قبیلهای است. طالبان، یک گروه عمدتاً پشتون است و رهبری آن نیز در دست پشتونها است. جمعه فاتح، یک فرمانده تاجیکتبار است و با تکیه بر پایگاه قومی خود در بدخشان، به دنبال ایجاد یک خودمختاری محلی است.
- دومین عامل، اختلافات بر سر توزیع قدرت و منابع است. بدخشان، یک استان غنی از نظر منابع طبیعی است و کنترل بر آن، از اهمیت اقتصادی و استراتژیک بالایی برخوردار است. رقابت بر سر این منابع، میتواند به تشدید تنشها منجر شود.
- سومین عامل، ضعف حاکمیت مرکزی طالبان است. طالبان، پس از به قدرت رسیدن، نتوانسته است کنترل کامل بر تمام مناطق افغانستان را در دست بگیرد. این ضعف، به فرماندهان محلی، امکان نافرمانی از دستورات مرکز را میدهد.
نقش جمعه فاتح در این بحران
جمعه فاتح، یک فرمانده قدرتمند و با نفوذ در بدخشان است. او حدود ۱۵ سال پیش به طالبان پیوست و سالها به عنوان یک جنگجوی وفادار علیه حکومت سابق افغانستان جنگید. با این حال، او پس از به قدرت رسیدن طالبان، از دستورات مقامات ارشد این گروه سرپیچی کرده است. فاتح، با تکیه بر تسلیحات سنگین و نیروهای تحت امر خود، به یک تهدید جدی برای حاکمیت مرکزی طالبان تبدیل شده است. او با تهدید به «قیام مردمی»، به دنبال جلب حمایت مردم محلی و افزایش فشار بر رهبری طالبان است. با این حال، برخی منابع، ادعاهای فاتح را اغراقآمیز میدانند و معتقدند که او قدرت کافی برای مقابله با طالبان را ندارد. آنها میگویند که طالبان، با قدرت نظامی خود، به راحتی میتواند او را سرکوب کند.
واکنش طالبان به این بحران
طالبان، با این بحران، با یک چالش بزرگ روبروست. آن ها نمیخواهند که نافرمانی جمعه فاتح، به الگویی برای سایر فرماندهان محلی تبدیل شود. بنابراین، سرکوب او، یک اولویت برای رهبری طالبان است. با این حال، سرکوب یک فرمانده قدرتمند و با نفوذ، میتواند عواقب خطرناکی برای طالبان داشته باشد. این اقدام، میتواند به افزایش تنشهای قومی و منطقهای و حتی به یک جنگ داخلی تمامعرضه منجر شود.
طالبان، برای مدیریت این بحران، دو گزینه پیش رو دارد: گزینه اول، سرکوب نظامی جمعه فاتح و گزینه دوم، مذاکره با او و ارائه امتیازات. به نظر میرسد که طالبان، گزینه اول را انتخاب کرده است و به دنبال سرکوب او است.
پیامدهای احتمالی این بحران
این بحران، میتواند پیامدهای مختلفی برای افغانستان داشته باشد:
- اولین پیامد، افزایش تنشهای قومی و منطقهای است. سرکوب یک فرمانده تاجیکتبار توسط طالبان پشتون، میتواند به افزایش تنشها بین پشتونها و تاجیکها منجر شود.
- دومین پیامد، تضعیف حاکمیت مرکزی طالبان است. این بحران، نشان میدهد که طالبان، کنترل کامل بر تمام مناطق افغانستان را در دست ندارد. این موضوع، میتواند به افزایش ناامنی و بیثباتی در کشور منجر شود.
- سومین پیامد، افزایش دخالت کشورهای خارجی در امور افغانستان است. کشورهای همسایه، ممکن است از این بحران، برای افزایش نفوذ خود در افغانستان استفاده کنند.
آینده بدخشان و افغانستان
آینده بدخشان و افغانستان، به نحوه مدیریت این بحران توسط طالبان بستگی دارد. اگر طالبان، بتواند این بحران را به طور مسالمتآمیز مدیریت کند، ممکن است شاهد کاهش تنشها و افزایش ثبات در کشور باشیم. با این حال، اگر طالبان، این بحران را با سرکوب نظامی حل کند، ممکن است شاهد افزایش تنشها و بیثباتی در کشور باشیم. این موضوع، میتواند به یک جنگ داخلی تمامعرضه منجر شود. در نهایت، باید منتظر ماند و دید که طالبان، چگونه این بحران را مدیریت خواهد کرد. پاسخ این سوال، در روزهای آینده مشخص خواهد شد.