پنج شنبه / ۲۵ تیر ۱۴۰۵ / ۲۳:۱۸
کد خبر: 39874
گزارشگر: 548
۱۳
۰
۰
۰
منابع خبری از دستور تهران به انصارالله برای مسدودسازی آبراه استراتژیک در صورت تشدید تنش‌ها خبر دادند

ادعای رویترز از آمادگی یمن برای بستن باب‌المندب در صورت حمله آمریکا به زیرساخت‌های برق ایران

ادعای رویترز از آمادگی یمن برای بستن باب‌المندب در صورت حمله آمریکا به زیرساخت‌های برق ایران
خبرگزاری رویترز به نقل از سه منبع آگاه، از جمله دو مقام ارشد جمهوری اسلامی و یک منبع منطقه‌ای، ادعا کرده است که در صورت حمله آمریکا به زیرساخت‌های برق ایران، دستور بستن تنگه‌ی باب‌المندب به گروه انصارالله یمن صادر شده است. بر اساس این گزارش، انصارالله با استقرار موشک‌ها و پهپادها، خود را برای این اقدام آماده کرده و نمایندگان سپاه پاسداران در یمن، کنترل عملیاتی بستن این آبراه استراتژیک را بر عهده خواهند داشت. این ادعا در حالی مطرح می‌شود که تنش‌های نظامی میان آمریکا و جمهوری اسلامی در پی حملات متقابل، به اوج خود رسیده است. بستن باب‌المندب که یکی از مهم‌ترین شریان‌های انرژی جهان محسوب می‌شود، می‌تواند پیامدهای اقتصادی و امنیتی گسترده‌ای برای جهان به همراه داشته باشد.

آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:

رسانه‌های بین‌المللی، بامداد امروز از یک تحول تازه و هشداردهنده در معادلات منطقه‌ای خبر دادند. خبرگزاری رویترز به نقل از منابع آگاه، ادعا کرده است که در صورت حمله‌ی آمریکا به زیرساخت‌های برق ایران، دستوری از سوی تهران به گروه انصارالله در یمن صادر شده تا آبراه استراتژیک باب‌المندب را مسدود کنند. این خبر، نگرانی‌های جدیدی را درباره‌ی تشدید تنش‌ها در خاورمیانه و تهدید امنیت انرژی جهانی برانگیخته است. بر اساس این گزارش که توسط رسانه‌های متعددی از جمله خبرگزاری شینهوا بازتاب داده شده، سه منبع نزدیک به موضوع این ادعا را مطرح کرده‌اند. دو تن از این منابع، مقامات ارشد ایرانی و منبع سوم، یک مقام منطقه‌ای بوده‌اند که از بحث‌های انجام‌شده در رأس نظام ایران درباره‌ی این سناریو خبر داده‌اند. این اولین بار نیست که موضوع بسته شدن باب‌المندب به عنوان برگه‌ی فشار جمهوری اسلامی در مقابل آمریکا مطرح می‌شود، اما این بار، ادعاها از آمادگی کامل یمنی‌ها برای عملیاتی‌سازی این تهدید حکایت دارد.

تنگه‌ی باب‌المندب، این آبراه باریک و حیاتی که دریای سرخ را به اقیانوس هند متصل می‌کند، یکی از شریان‌های اصلی تأمین انرژی جهان محسوب می‌شود. روزانه میلیون‌ها بشکه نفت و حجم عظیمی از کالا از این مسیر استراتژیک عبور می‌کنند. هرگونه اختلال در این آبراه، می‌تواند قیمت نفت و کالاهای اساسی را در سراسر جهان با جهشی بی‌سابقه مواجه کند و اقتصاد بسیاری از کشورها را تحت تأثیر قرار دهد. نکته‌ی قابل توجه در این گزارش، تأکید بر تکمیل آمادگی‌های نظامی انصارالله در نزدیکی این تنگه است. به ادعای منابع رویترز، این گروه با استقرار موشک‌ها و پهپادهای خود در نزدیکی باب‌المندب، خود را برای هرگونه اقدام احتمالی آماده کرده است. همچنین گفته شده که نمایندگان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که هم‌اکنون در یمن مستقر هستند، کنترل عملیاتی تصمیم‌گیری درباره‌ی زمان بسته شدن این تنگه را در دست خواهند داشت. این ادعا، نشان از هماهنگی عمیق نظامی میان تهران و صنعا دارد.

این ادعا در حالی مطرح می‌شود که در روزهای اخیر، تنش‌های نظامی میان آمریکا و جمهوری اسلامی به اوج خود رسیده است. ارتش آمریکا چندین موج حملات هوایی را علیه اهدافی در ایران انجام داده که به گفته مقامات واشنگتن، در پاسخ به حملات نیروهای مسلح جمهوری اسلامی به کشتی‌ها در تنگه‌ی هرمز و با هدف کاهش توانایی سپاه پاسداران در تهدید کشتیرانی تجاری صورت گرفته است. در مقابل، جمهوری اسلامی نیز با حملات موشکی و پهپادی گسترده‌ای، پایگاه‌ها و تأسیسات آمریکا در منطقه را هدف قرار داده است. در چنین فضای ملتهبی، بستن باب‌المندب می‌تواند بحران را به سطحی بسیار خطرناک‌تر ارتقا دهد. از سوی دیگر، این ادعا در حالی مطرح می‌شود که پیش‌تر و در تاریخ ۱۴ تیر ۱۴۰۴، گروه انصارالله با صدور بیانیه‌ای نسبت به هرگونه حمله به خاک ایران هشدار داده بود. این هم‌سویی در مواضع، نشان از عمق روابط استراتژیک میان جمهوری اسلامی و انصارالله دارد که در سال‌های اخیر، به یکی از مؤلفه‌های اصلی معادلات قدرت در غرب آسیا تبدیل شده است. هرگونه اقدام تنش‌آمیز علیه یکی، به سرعت می‌تواند واکنش جدی دیگری را در پی داشته باشد.

در سطح بین‌المللی نیز واکنش‌ها به این ادعا، بسیار سریع و جدی بوده است. کشورهای اروپایی و به ویژه آمریکا، به خوبی می‌دانند که بسته شدن باب‌المندب چه پیامدهای فاجعه‌باری برای اقتصاد جهانی و امنیت انرژی خواهد داشت. شاید بتوان گفت که همین نگرانی، یکی از عواملی است که تا کنون مانع از اقدامات گسترده‌تر و فراتر از حملات هوایی محدود توسط آمریکا شده است. اما سؤال اینجاست که آیا تهدید جمهوری اسلامی و یمن، یک مانور روانی دیگر است یا اینکه منطقه در آستانه‌ی یک بحران بزرگ‌تر و تمام‌عیار قرار گرفته است؟ با این حال، تا لحظه‌ی تنظیم این گزارش، هیچ واکنش رسمی از سوی مقامات آمریکایی یا جمهوری اسلامی به این ادعای رویترز منتشر نشده است. اما با توجه به حساسیت بالای موضوع، به نظر می‌رسد که ساعات و روزهای آینده، سرشار از تحولات جدید و اظهارنظرهای رسمی خواهد بود. باید منتظر ماند و دید که آیا این تهدید، در حد یک ادعا باقی خواهد ماند یا اینکه جهان، شاهد گشایش فصل جدیدی از بحران در خاورمیانه خواهد بود.

بررسی ادعای رویترز و اعتبار منابع

ادعای رویترز مبنی بر دستور جمهوری اسلامی به انصارالله یمن برای بستن باب‌المندب، بر اساس اطلاعاتی از سه منبع مطرح شده است. دو تن از این منابع به عنوان مقامات ارشد ایرانی و یک منبع نیز به عنوان یک مقام منطقه‌ای توصیف شده‌اند. خبرگزاری شینهوا نیز در بازنشر این خبر، به نقل از رویترز آن را تأیید کرده و به جزییات بیشتری مانند استقرار موشک‌ها و نقش سپاه پاسداران پرداخته است . با این حال، باید توجه داشت که تاکنون هیچ‌یک از مقامات رسمی ایران یا انصارالله یمن، این ادعا را به طور مستقیم تأیید یا تکذیب نکرده‌اند. در فضای جنگ روانی کنونی، انتشار چنین اخباری می‌تواند هم از سوی تهران و هم از سوی واشنگتن، به عنوان ابزاری برای اعمال فشار و تأثیرگذاری بر افکار عمومی مورد استفاده قرار گیرد.

نکته‌ی قابل تأمل دیگر، زمان‌بندی انتشار این خبر است. در شرایطی که تنش‌های نظامی میان جمهوری اسلامی و آمریکا به بالاترین سطح خود در سال‌های اخیر رسیده، انتشار چنین سناریوی هشداردهنده‌ای می‌تواند یک هشدار جدی یا یک مانور رسانه‌ای باشد. استفاده از منابع محرمانه و ناشناس، هرچند در خبرگزاری‌های بزرگ امری رایج است، اما همواره با این پرسش همراه است که چه انگیزه‌ای در پشت این اطلاعات وجود دارد؟ آیا هدف، هشدار به جامعه‌ی بین‌المللی برای جلوگیری از تشدید تنش است یا تلاش برای مشروعیت‌بخشی به اقدامات آینده؟ در مجموع، تا زمانی که تأیید رسمی از سوی نهادهای ذی‌صلاح انجام نشود، باید این ادعا را با احتیاط و در چارچوب تحلیل‌های کارشناسی بررسی کرد. با این حال، سابقه‌ی روابط راهبردی میان جمهوری اسلامی و انصارالله و همچنین اظهارات پیشین مقامات یمنی در حمایت از نظام ایران، به این ادعا وزن می‌دهد و نمی‌توان آن را کاملاً بی‌اساس تلقی کرد.

اهمیت استراتژیک تنگه‌ی باب‌المندب در معادلات انرژی جهان

تنگه‌ی باب‌المندب، با عرض حدود ۳۰ کیلومتر، یکی از مهم‌ترین تنگه‌های جهان از نظر ترانزیت انرژی محسوب می‌شود. روزانه حدود ۶ میلیون بشکه نفت و حجم عظیمی از گاز طبیعی مایع و کالاهای تجاری از این مسیر استراتژیک عبور می‌کنند و آن را به دریای سرخ و سپس کانال سوئز و بازارهای اروپا متصل می‌سازند. در واقع، این تنگه، گلوگاه اصلی صادرات نفت از خلیج فارس به غرب است و هرگونه اختلال در آن، می‌تواند به یک شوک بزرگ عرضه در بازارهای جهانی منجر شود. در صورت بسته شدن باب‌المندب، مسیرهای جایگزین مانند دور زدن قاره‌ی آفریقا از طریق دماغه‌ی امید نیک، زمان سفر و هزینه‌های حمل‌ونقل را به شدت افزایش می‌دهند. این امر نه تنها قیمت نفت و گاز را به طور مستقیم افزایش می‌دهد، بلکه می‌تواند زنجیره‌های تأمین کالاهای مختلف را مختل کند و به تورم و رکود اقتصادی در بسیاری از کشورهای جهان دامن بزند. چنین سناریویی، برای اقتصاد جهان که همچنان در حال بهبودی از بحران‌های اخیر است، یک فاجعه محسوب می‌شود.

در کنار اهمیت اقتصادی، باب‌المندب یک آبراه حیاتی برای امنیت کشورهای منطقه نیز محسوب می‌شود. کشورهای حاشیه‌ی دریای سرخ، از جمله عربستان سعودی، مصر و اردن، به شدت به عبور امن کشتی‌ها از این مسیر وابسته هستند. در نتیجه، تهدید بسته شدن این تنگه، می‌تواند واکنش‌های نظامی و سیاسی گسترده‌ای از سوی این کشورها و همچنین متحدان غربی آن‌ها را در پی داشته باشد و به گسترش دامنه‌ی بحران به کل منطقه منجر شود.

هماهنگی راهبردی جمهوری اسلامی و انصارالله یمن؛ از تهدید تا عملیات

روابط جمهوری اسلامی و انصارالله یمن در سال‌های اخیر، فراتر از یک حمایت سیاسی صرف، به یک هماهنگی نظامی و امنیتی عمیق تبدیل شده است. انصارالله با دریافت تسلیحات پیشرفته، از جمله موشک‌های بالستیک و پهپادهای تهاجمی از نظام ایران، توانسته است معادلات قدرت در جنوب غرب آسیا را به نفع خود تغییر دهد و به عنوان یک بازیگر تأثیرگذار در تهدید مسیرهای دریایی حیاتی ظاهر شود . ادعای حضور نمایندگان سپاه پاسداران در یمن و کنترل آن‌ها بر عملیات بستن باب‌المندب، اگر درست باشد، سطح این هماهنگی را به اوج خود رسانده است.

استقرار موشک‌ها و پهپادها در نزدیکی باب‌المندب، نشان از یک برنامه‌ریزی دقیق و عملیاتی دارد و صرفاً یک تهدید لفظی نیست. انصارالله پیش‌تر نیز با حملات خود به کشتی‌های تجاری در دریای سرخ، توانایی خود را در تأثیرگذاری بر امنیت این آبراه به اثبات رسانده است. بنابراین، تهدید به بستن کامل این تنگه، یک گام فراتر از اقدامات پیشین است و می‌تواند یک نقطه‌ی عطف در منازعات منطقه‌ای باشد. از سوی دیگر، این هماهنگی به جمهوری اسلامی این امکان را می‌دهد که بدون درگیری مستقیم نظامی، از طریق یک بازیگر نیابتی، فشار قابل‌توجهی بر اقتصاد جهانی و به ویژه بر متحدان آمریکا در منطقه وارد کند. این یک استراتژی کلاسیک در جنگ‌های نیابتی است که هزینه‌ی بسیار کمتری برای ایرانی ها داشته و در عین حال، دشمن را با چالش‌های بزرگی روبرو می‌کند. این نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی به خوبی از کارت‌های فشار خود در منطقه استفاده می‌کند.

ابعاد نظامی و عملیاتی بسته شدن باب‌المندب

از منظر نظامی، بستن کامل یک تنگه به وسعت باب‌المندب که یکی از شلوغ‌ترین مسیرهای دریایی جهان است، یک عملیات پیچیده و نیازمند هماهنگی گسترده است. این کار صرفاً با استقرار موشک و پهپاد امکان‌پذیر نیست و نیاز به توانایی کنترل و بازرسی کشتی‌ها و احتمالاً مین‌گذاری مسیرهای آبی دارد. اما انصارالله با استفاده از موشک‌های ضدکشتی و پهپادهای انتحاری که در اختیار دارد، می‌تواند به طور مؤثر، کشتی‌های عبوری را تهدید کند و عملاً عبور از این تنگه را به یک اقدام پرخطر تبدیل کند.

همچنین، آمریکا و متحدانش دارای توان نظامی قابل‌توجهی در منطقه هستند و در صورت اقدام عملی برای بستن باب‌المندب، احتمالاً با پاسخ نظامی مستقیم آن‌ها مواجه خواهیم شد. این می‌تواند منجر به درگیری مستقیم میان نیروهای آمریکایی و انصارالله و حتی با حضور نمایندگان سپاه در یمن، به گسترش دامنه‌ی جنگ به کل منطقه منجر شود. بنابراین، هرگونه اقدام عملی، می‌تواند یک بازی پرهزینه برای همه‌ی طرف‌ها باشد و تشدید تنش را به دنبال داشته باشد. با وجود قابلیت‌های نظامی بالا، برخی تحلیلگران معتقدند که بستن کامل باب‌المندب یک سناریوی افراطی است که ممکن است هیچ‌یک از طرف‌ها به دنبال اجرای واقعی آن نباشند. به نظر می‌رسد که این تهدید، بیشتر یک ابزار چانه‌زنی و بازدارندگی برای جلوگیری از اقدامات گسترده‌تر آمریکا علیه زیرساخت‌های ایران باشد. به عبارت دیگر، جمهوری اسلامی می‌خواهد با نمایش آمادگی برای بستن این تنگه، یک خط قرمز جدید برای آمریکا ترسیم کند و آن را از تشدید حملات خود برحذر دارد.

پیامدهای سیاسی و اقتصادی این تهدید بر منطقه و جهان

پس از انتشار این خبر، بازارهای مالی و انرژی جهان با نگرانی به آن واکنش نشان دادند. افزایش قیمت نفت و سهام شرکت‌های حمل‌ونقل دریایی، نشان از تأثیر فوری این تهدید بر اقتصاد جهانی دارد. حتی اگر این تهدید هرگز عملی نشود، نگرانی ناشی از آن، می‌تواند هزینه‌های بیمه‌ی کشتی‌ها و قیمت کالاها را افزایش دهد و به تدریج بر زندگی روزمره مردم در سراسر جهان تأثیر بگذارد. به عبارت دیگر، صرف وجود چنین تهدیدی، هزینه‌های اقتصادی قابل‌توجهی را تحمیل می‌کند.

در سطح سیاسی، این ادعا واکنش‌های متفاوتی را در پی داشته است. برخی کشورهای منطقه، به ویژه عربستان سعودی و امارات متحده عربی، که وابستگی شدیدی به عبور امن از باب‌المندب دارند، به شدت نسبت به این موضوع حساس هستند و احتمالاً فشارهای دیپلماتیک خود را بر آمریکا و جمهوری اسلامی برای کاهش تنش‌ها افزایش خواهند داد. در مقابل، برخی دیگر از کشورها، این تهدید را به عنوان یک اقدام غیرمسئولانه و خطرناک علیه صلح و ثبات بین‌المللی تلقی می‌کنند. در نهایت، این رویداد بار دیگر نشان داد که خاورمیانه همچنان در کانون تنش‌های جهانی قرار دارد و هرگونه اقدام نظامی، می‌تواند عواقب غیرقابل‌پیش‌بینی و گسترده‌ای برای کل جهان به همراه داشته باشد. جامعه‌ی بین‌المللی باید با جدیت تمام، به دنبال راه‌حل‌های دیپلماتیک برای کاهش تنش‌ها باشد و از هرگونه اقدامی که می‌تواند به تشدید درگیری‌ها و تهدید امنیت انرژی جهان منجر شود، خودداری کند. خردمندی و صبر، تنها راه نجات از این بحران پیچیده و چندوجهی است.

* منبع: خبرگزاری رویترز
https://www.asianewsiran.com/u/jeq
اخبار مرتبط
بامداد امروز، موج جدید حملات نظامی آمریکا، استان‌های هرمزگان، خوزستان و سیستان و بلوچستان را هدف قرار داد. سنتکام با صدور بیانیه‌ای رسمی، از آغاز موج دوم حملات علیه ایران خبر داد. انفجارهای پی‌درپی در بندرعباس، اهواز، کنارک و چابهار گزارش شده است. دونالد ترامپ از افزایش حملات در روزهای آینده خبر داد و در عین حال گفت که: "ایران خواهان توافق است!" جی‌دی ونس نیز اعلام کرد که آمریکا برای تغییر نظام ایران، نیروی زمینی اعزام نخواهد کرد. وال‌استریت‌ژورنال ادعا کرد که ترامپ برای تصرف جزیره خارک جلسه تشکیل داده است. فرماندار بوشهر هرگونه حمله به این شهر را تکذیب کرد. سخنگوی کاخ سفید نیز مدعی شد که تنگه هرمز همچنان باز است. این حملات، در شرایطی رخ می‌دهد که تنش‌های نظامی به اوج خود رسیده است.
ستاد فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا (سنتکام) با صدور بیانیه‌ای رسمی، از ازسرگیری محاصره دریایی ایران از صبح سه‌شنبه ۲۳ تیر خبر داد. این اقدام، که آخرین بار در دوران بحران موشکی کوبا در سال ۱۹۶۲ توسط آمریکا اجرا شده بود، در پی اعلام دونالد ترامپ مبنی بر بازگرداندن محدودیت‌ها برای کشتی‌های عبوری از تنگه هرمز و اخذ عوارض ۲۰ درصدی از کشتی‌های تجاری انجام می‌شود. محاصره، علیه تمام کشتی‌هایی که به سمت بنادر و مناطق ساحلی ایران حرکت می‌کنند یا از آنها خارج می‌شوند، اجرا خواهد شد. مقام‌های نظامی آمریکا تأکید کردند که ارتش دهه‌هاست چنین عملیاتی را انجام نداده و با چالش‌های متعددی روبروست.
سازمان عملیات تجارت دریایی انگلستان از وقوع یک حادثه دریایی در فاصله ۵۰ مایل دریایی جنوب عدن، یمن، خبر داد که در آن یک نفتکش با ۶ قایق کوچک ناشناس درگیر شده است. این حادثه، در حالی رخ می‌دهد که تنها ساعاتی پیش، عربستان سعودی با هدف قرار دادن فرودگاه صنعا، تنش‌ها را با جنبش انصارالله یمن به شدت افزایش داده بود. انصارالله در واکنش به این اقدام، اعلام کرده است که حق پاسخ را برای خود محفوظ می‌دارد. جزئیات بیشتری درباره ماهیت این درگیری و تلفات احتمالی اعلام نشده است، اما این حادثه نگرانی‌ها را درباره امنیت دریایی در منطقه باب‌المندب افزایش داده است. تنگه باب‌المندب به عنوان یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های انرژی جهان، روزانه حجم عظیمی از نفت و کالا را عبور می‌دهد.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید