پنج شنبه / ۲۵ تیر ۱۴۰۵ / ۲۳:۲۹
کد خبر: 39875
گزارشگر: 548
۲۸
۰
۰
۱
از نقشه چهارتکه تا مبادله اسلحه و مواد مخدر

نقد، بررسی و تحلیل فیلم شاهرگ با بازی فریبرز عرب نیا

نقد، بررسی و تحلیل فیلم شاهرگ با بازی فریبرز عرب نیا
فیلم سینمایی «شاهرگ» به کارگردانی علی غفاری و نویسندگی عباس جاهدجم، محصول سال ۱۳۷۶، یکی از آثار شاخص ژانر «پلیسی-جنایی» در سینمای ایران در دهه هفتاد است که با بازی فریبرز عرب‌نیا، چنگیز وثوقی، جلال پیشواییان و میرمحمد تجدد، داستان «منصور» (جوانی بی‌کار) را روایت می‌کند که به‌اجبار درگیر ماجرایی پیچیده و خطرناک می‌شود: یافتن نقشه‌ای که محل دفن محموله‌ای عظیم از مواد مخدر (در سال‌های پیش از انقلاب) را نشان می‌دهد. «شاهرگ» با وجود طرح داستانی جذاب و معمایی (نقشه چهارتکه)، ریتم نسبتاً مناسب، و بازی‌های قابل قبول (به ویژه بازی چنگیز وثوقی در نقش منفی)، توانسته است توجه مخاطبان سینمای اکشن را به خود جلب کند.

آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:

پوریا زرشناس

 

 

 

 

 

دکتر پوریا زرشناس - دبیر ارشد تحریریه آسیانیوز ایران

 فیلم «شاهرگ» ساخته علی غفاری، یکی از آثار شاخص سینمای پلیسی-جنایی ایران در دهه هفتاد است که با داستانی معمایی و پرتعلیق، تلاش می‌کند مخاطب را تا آخرین لحظه همراه خود کند. داستان فیلم در سال‌های پس از انقلاب می‌گذرد و حول محور «محموله‌ای عظیم از مواد مخدر» (که در سال‌های پیش از انقلاب در زیر خاک جاسازی شده) و «نقشه چهارتکه» که محل دفن آن را مشخص می‌کند، شکل می‌گیرد. تیمسار عضدی (چنگیز وثوقی)، یکی از دست‌اندرکاران رژیم گذشته که پس از انقلاب گریخته، برای یافتن مواد مخدر و مبادله آن با اسلحه، به ایران بازمی‌گردد و «منصور» (فریبرز عرب‌نیا)، جوانی بی‌کار و ساده‌دل را به استخدام خود درمی‌آورد. از نقاط قوت فیلم، «طرح داستانی جذاب» و «معمای چندتکه» (نقشه چهارتکه) است که «تعلیق» و «کنجکاوی» را در مخاطب ایجاد می‌کند. فیلم با «ریتم نسبتاً مناسب» و «سکانس‌های اکشن» (تعقیب و گریز، درگیری‌های مسلحانه) توانسته است «هیجان» لازم را به مخاطب منتقل کند. همچنین «بازی چنگیز وثوقی» در نقش تیمسار عضدی (نقش منفی) یکی از نقاط قوت فیلم است؛ وثوقی با «چهره آرام» و «حرکات حساب‌شده» خود، شخصیتی «خطرناک» و «مقتدر» خلق کرده است. «فریبرز عرب‌نیا» نیز در نقش منصور، جوانی «ساده» و «درمانده» را به تصویر کشیده که به‌اجبار درگیر ماجرا می‌شود.

با این حال، «شاهرگ» از نقاط ضعف نیز بی‌بهره نیست. «شخصیت‌پردازی سطحی» (به ویژه شخصیت‌های فرعی مانند همسر منصور و دوستانش) و «دیالوگ‌های کلیشه‌ای» (که برخی از آنها به «شعار» نزدیک می‌شوند) از جمله نقدهای وارد به فیلم است. همچنین «پایان‌بندی فیلم» (دستگیری قاچاقچیان و نجات منصور) چنان «قابل پیش‌بینی» است که از «تعلیق» و «غافلگیری» نهایی می‌کاهد. با این حال، «شاهرگ» در مجموع یک «فیلم اکشن-پلیسی موفق» در کارنامه سینمای ایران است که توانسته است با «داستانی معمایی» و «بازی‌های خوب» (به ویژه چنگیز وثوقی)، مخاطب عام را راضی نگه دارد. «شاهرگ» را می‌توان در کنار فیلم‌های مشابه دهه هفتاد (مثل «مردی از جنس بلور» (۱۳۷۷) سعید سهیلی و «دزد و پلیس» (۱۳۷۴) محمدعلی سجادی) ارزیابی کرد. این فیلم با «فضای پس از انقلاب» و «نگاه به گذشته» (دست‌اندرکاران رژیم گذشته) و «نقد قاچاق مواد مخدر و اسلحه»، سعی دارد تا علاوه بر «سرگرمی»، «پیام اجتماعی» (مخاطرات قاچاق) را نیز منتقل کند. تماشای «شاهرگ» را به علاقه‌مندان سینمای پلیسی و جنایی توصیه می‌کنیم.

فیلمنامه و ساختار روایی؛ معمایی چندتکه و قابل پیگیری

فیلمنامه «شاهرگ» (نوشته عباس جاهدجم) از یک «ایده مرکزی» قدرتمند و «طرح معمایی» جذاب (نقشه چهارتکه) بهره می‌برد. این «معمای چندتکه» (که هرکدام از صاحبان نقشه باید تکه خود را به تیمسار عضدی تحویل دهند) «تعلیق» و «کنجکاوی» را در مخاطب ایجاد می‌کند. فیلمنامه‌نویس با «ساختار خطی» و «گره‌افکنی‌های پیاپی» (قتل صاحبان نقشه، گروگان‌گیری خانواده منصور، و...) موفق شده است «ریتم» و «هیجان» را تا پایان حفظ کند.

نکته قوت فیلمنامه، «پرهیز از شعارزدگی مستقیم» (با وجود اشاره به فضای پس از انقلاب و دست‌اندرکاران رژیم گذشته) و تمرکز بر «درام» و «تعلیق» است. فیلمنامه‌نویس به جای «نصیحت» یا «توصیه»، «قصه» خود را از طریق «کنش» و «واکنش» شخصیت‌ها پیش می‌برد. همچنین «گره‌گشایی پایانی» (با حضور سرگرد فرزین و نیروی انتظامی) اگرچه قابل پیش‌بینی است، اما با «تعلیق» و «هیجان» همراه است.

نقطه ضعف فیلمنامه، «شخصیت‌پردازی سطحی» (به ویژه شخصیت‌های فرعی مانند همسر منصور، دخترش، و برخی از قاچاقچیان) است. این شخصیت‌ها (به جز منصور و تیمسار عضدی) از «عمق روانشناختی» و «لایه‌های پنهان» بی‌بهره هستند و بیشتر شبیه «ابزار» (برای پیشبرد داستان) هستند تا «انسان». همچنین «دیالوگ‌ها» در برخی نقاط «کلیشه‌ای» و «تکراری» هستند.

شخصیت‌پردازی و بازی‌ها؛ وثوقی درخشان، عرب‌نیا قابل قبول

«چنگیز وثوقی» در نقش سرگرد یکی از نقاط قوت فیلم است. وثوقی با «چهره آرام»، «حرکات حساب‌شده» و «لحن سرد» خود، شخصیتی «خطرناک» و «مقتدر» خلق کرده است. او در سکانس‌های تهدید و قتل، چنان «بی‌احساس» و «محاسبه‌گر» ظاهر می‌شود که مخاطب از او «می‌ترسد». وثوقی با این نقش نشان داده است که یکی از بهترین بازیگران سینمای ایران در نقش‌های «منفی» و «پیچیده» است.

«فریبرز عرب‌نیا» در نقش «منصور» (قهرمان فیلم) نیز بازی «قابل قبول» و «هماهنگ» با فضا دارد. عرب‌نیا جوانی «ساده»، «درمانده» و «خانواده‌دوست» را به تصویر کشیده که به‌اجبار درگیر ماجرا می‌شود. او در سکانس‌های «گروگان‌گیری» (زمانی که همسر و دخترش در خطر هستند) به خوبی «نگرانی» و «اضطراب» را منتقل می‌کند. با این حال، شخصیت منصور (به دلیل فیلمنامه) چندان «عمق» و «لایه» ندارد. «جلال پیشواییان» و «میرمحمد تجدد» نیز در نقش‌های مکمل در سطح قابل قبولی ظاهر شده‌اند. با این حال، شخصیت‌های زن (لیلا بوشهری در نقش همسر منصور) چندان «فرصت درخشش» پیدا نمی‌کنند.

کارگردانی و فیلمبرداری؛ اکشن قابل قبول در دهه هفتاد

علی غفاری در «شاهرگ» کارگردانی «مطمئن» و «هماهنگ» با فضای فیلم ارائه داده است. او به خوبی می‌داند که چگونه از «سکانس‌های اکشن» (تعقیب و گریز، درگیری‌های مسلحانه) برای ایجاد «هیجان» و «تعلیق» استفاده کند. «فیلمبرداری» (که نام فیلمبردار در اطلاعات موجود نیست) با «نماهای باز» (برای نمایش فضای عملیات) و «نماهای بسته» (برای ثبت ریزه‌های احساسی بازیگران) به «باورپذیری» فیلم کمک کرده است. با این حال، «ریتم» فیلم در برخی نقاط «کند» و «کشدار» می‌شود (به ویژه در صحنه‌های داخلی و گفت‌وگوهای طولانی). همچنین «حرکت دوربین» در برخی سکانس‌های اکشن (مثل صحنه‌های تیراندازی) کمی «شتابزده» و «شلوغ» است که ممکن است برای مخاطب «سردرگم‌کننده» باشد.

طراحی صحنه، لباس و موسیقی؛ بازآفرینی فضای پس از انقلاب

«طراحی صحنه و لباس» در سطح «قابل قبول» قرار دارد. بازآفرینی «فضای پس از انقلاب» (خودروهای قدیمی، لباس‌های آن دوران، و...) به «باورپذیری» فیلم کمک کرده است. «موسیقی متن» (بهرام دهقانیار) در لحظات کلیدی (مثل تعقیب و گریز و درگیری‌ها) «تأثیرگذار» است، اما در برخی نقاط «تکرارشونده» به نظر می‌رسد.

نسبت با سینمای پلیسی-جنایی ایران و جایگاه آن

«شاهرگ» را در مقایسه با سایر فیلم‌های پلیسی-جنایی دهه هفتاد (مثل «مردی از جنس بلور» (۱۳۷۷) سعید سهیلی، «دزد و پلیس» (۱۳۷۴) محمدعلی سجادی، و «بازنده» (۱۳۷۸) ...) باید ارزیابی کرد. این فیلم از نظر «طرح معمایی» و «ریتم» در سطح قابل قبولی قرار دارد، اما از نظر «شخصیت‌پردازی عمیق» و «دیالوگ‌های غیرکلیشه‌ای» در سطح پایین‌تری است. میراث «شاهرگ» برای سینمای ایران، «تلاش برای تلفیق اکشن و معمای پلیسی با فضای پس از انقلاب» است. این فیلم نشان داد که می‌توان با «داستانی معمایی» و «سکانس‌های اکشن» (حتی با بودجه محدود) مخاطب عام را راضی نگه داشت. با این حال، فیلم «نوآوری» خاصی در ساختار یا فرم نداشته و بیشتر از «کلیشه‌های سینمای اکشن» (قهرمان ساده‌دل، شریر مقتدر، پایان خوش) استفاده کرده است. با این وجود، «شاهرگ» برای علاقه‌مندان سینمای پلیسی و جنایی یک «فیلم سرگرم‌کننده» و «دیدنی» است.

* به قلم: دکتر پوریا زرشناس - دبیر ارشد تحریریه آسیانیوز ایران
https://www.asianewsiran.com/u/jer
اخبار مرتبط
فیلم سینمایی «خاکستر و برف» به کارگردانی و نویسندگی روح‌الله سهرابی، محصول سال ۱۳۹۱، یکی از آثار متفاوت و تأمل‌برانگیز سینمای پساجنگ ایران است که در سی و یکمین جشنواره فیلم فجر نامزد سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی شد و با بازی کامبیز دیرباز (که برای این نقش ۱۵ کیلو به وزن خود اضافه کرد)، میترا حجار، قربان نجفی و سیامک ادیب، داستان «احسان» را روایت می‌کند که پس از ۲۵ سال به ایران بازمی‌گردد تا خبر یافتن پیکر دوست شهیدش را به مادر چشم‌انتظار او برساند. این فیلم که با «فضاسازی موفق» (بارش برف و هوای مه‌آلود شمال)، «بازی‌های خوب» (به ویژه کامبیز دیرباز و قربان نجفی) و «موسیقی متن بهزاد عبدی» ساخته شده، توانسته است توجه منتقدان را به خود جلب کند و در گروه «هنر و تجربه» اکران شود.
فیلم سینمایی «عصر روز دهم» به کارگردانی مجتبی راعی و تهیه‌کنندگی منوچهر محمدی، محصول سال ۱۳۸۷، یکی از آثار سینمای پساجنگ است که با بازی هانیه توسلی، آفرین عبیسی و احمد مهران‌فر، داستان «دکتر مریم شیرازی» را روایت می‌کند که برای یافتن خواهر گمشده‌اش در عراق پس از سقوط صدام، سفری پرخطر را آغاز می‌کند. این فیلم که پس از درگذشت رسول ملاقلی‌پور (کارگردان اولیه پروژه) توسط راعی تکمیل شد، با «تصاویر مستندگونه از آیین‌های محرم در نجف و کربلا» و «موسیقی محمدرضا علیقلی» توانسته است فضایی تأثیرگذار خلق کند. با این حال، «عصر روز دهم» از نقدهای جدی در حوزه فیلمنامه، شخصیت‌پردازی و ریتم رنج می‌برد و بسیاری از منتقدان معتقدند این فیلم می‌توانست در قالب یک مجموعه تلویزیونی (به جای فیلم سینمایی) موفق‌تر باشد
نقد و بررسی کامل فیلم پاریس تا پاریس به کارگردانی محمدحسین لطیفی و بازی حسین یاری و مهرداد ضیایی. تحلیل فیلمنامه، شخصیت‌پردازی و دلایل نپختگی این فیلم را به قلم دکتر پوریا زرشناس بخوانید.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید