آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
«ما ۱۰ خط لوله بزرگ و سراسری گاز داریم. در بهمن سال ۱۴۰۲، یک شب ساعت یک بود که موساد روی خط تلفن بنده آمد و گفت امشب میخواهیم آتش بازی کنیم. از من پرسید فلانی ۳+۵ چند میشود؟ گفتم ۸، بلافاصله گفت همین الان خط هشتم سراسری گاز را زدیم. ۵ دقیقه بعد دوستان از دیسپاچینگ گاز به بنده زنگ زدند و همین خبر را تایید کردند.» این بخشی از خاطره عجیب جواد اوجی، وزیر نفت سابق، از تماس موساد با اوست که این روزها در فضای مجازی و رسانهها حسابی جنجال به پا کرده است. اوجی در ادامه این روایت گفته است که پس از لباس پوشیدن، موساد دوباره تماس گرفته و پرسیده: «۴+۵ چند میشود؟» و او پاسخ داده: «۹» و سپس موساد گفته است که خط نهم را هم منفجر کردهاند. این خاطره که در یکی از برنامههای تلویزیونی یا مصاحبههای اوجی مطرح شده، با واکنشهای تند و طنزآمیز بسیاری از کاربران فضای مجازی مواجه شده است.
کاربران شبکههای اجتماعی، این روایت را نشانهای از «ضعف» و «تحقیر» دانستهاند و آن را با خاطرات مشابهی از دیگر مقامات جمهوری اسلامی مقایسه کردهاند. یکی از کاربران نوشته: «فرق روایت لاریجانی و اوجی همین بود. لاریجانی عامل موساد رو تحقیر کرد پای تلفن و این جا عامل موساد اوجی رو خوار و خفیف و حقیر میکنه و جالبه که روایت خفت خودش رو و قدرت دشمن رو با آب و تاب نقل میکنه.» برخی دیگر از کاربران اما از اوجی دفاع کرده و گفتهاند که این روایت نشان از درایت و آرامش او در شرایط بحرانی بوده است. با این حال، بسیاری معتقدند که این نوع برخورد و بیان خاطرات، میتواند به «درز اطلاعات محرمانه» تعبیر شود و برای امنیت ملی کشور آسیبزا باشد. یکی از کاربران نیز با طعنه نوشته: «حالا منظورشان از درز اطلاعات چیست؟ ۹=۴+۵؟»
در مقابل، گروهی از کاربران با اشاره به خاطره علی لاریجانی، بر ضرورت برخورد هوشمندانه با عوامل خارجی تأکید کردهاند. آن ها معتقدند که پاسخهای اوجی به موساد، نشان از یک ضعف راهبردی و عدم آگاهی از اصول امنیتی دارد. کاربر دیگری با نگاهی کلیتر نوشته: «به هر صورت این هفتهها و ماهها به روشنی ثابت کرد که بسیاری از مقامات ارشد ما به کلاسهای توجیهی حفاظتی و شناخت رسانهای نیاز مبرم دارند.» این نگاه، نشان از یک دغدغه جدی درباره سطح آگاهی امنیتی مسئولان دارد. برخی رسانههای نزدیک به دولت ابراهیم رییسی نیز تلاش کردهاند از اوجی دفاع کرده و این روایت را نشانهای از «مدیریت بحران» او توصیف کنند، اما اقبال عمومی به روایتهای طنزآمیز و انتقادی، نشان از شکاف عمیق میان روایت رسمی و برداشت عمومی دارد. با این حال، این خاطره عجیب بار دیگر نشان داد که چگونه یک روایت شخصی از یک مقام سابق، میتواند به یک مسئله امنیتی و اجتماعی تبدیل شود و بهانهای برای نقد عملکرد مسئولان در فضای مجازی فراهم آورد.
تحلیل امنیتی و اطلاعاتی روایت اوجی
روایت اوجی، از منظر امنیتی و اطلاعاتی، پرسشهای جدی را مطرح میکند. اگرچه اوجی ادعا کرده است که این تماسها نشان از مدیریت او داشته، اما ارائه پاسخهای ساده و بیدرنگ به یک عامل نفوذی، از سوی یک مقام عالیرتبه، میتواند به عنوان یک نقطه ضعف در ساختار امنیتی کشور تعبیر شود. همچنین، اعلام عمومی این خاطره، بیآنکه به جنبههای راهبردی آن توجه شود، میتواند به عنوان «درز اطلاعات محرمانه» یا بازنمایی ضعف امنیتی تلقی گردد که برای رسانه ها خوراک تحلیلی فراهم میکند.
مقایسه با رویکردهای مشابه در مواجهه با عوامل دشمن
کاربران فضای مجازی، این روایت را با خاطره علی لاریجانی مقایسه کردهاند. در آن روایتها، عوامل خارجی با برخوردی هوشمندانه مواجه شدهاند و این موضوع، به عنوان الگویی از آگاهی امنیتی معرفی شده است. تفاوت اساسی در این است که در روایت اوجی، پاسخها بیمحتوای فنی و صرفاً عددی بوده، در حالی که در الگوی مطلوب، برخوردها دارای بار عملیاتی و کنشگرانه بوده است.
بازتاب رسانهای و فضای مجازی
واکنشهای گسترده و اغلب طنزآمیز به این خاطره، نشان از یک خلأ جدی در ارتباطات عمومی و مدیریت بحران رسانهای در میان مقامات ارشد دارد. این روایت، فارغ از اینکه از نظر فنی قابل اثبات باشد یا خیر، به یک «موضوع طنز» و «مایه خنده» در فضای مجازی تبدیل شده است و این خود یک تهدید نرم افزاری برای وجهه حکومت محسوب میشود. این وضعیت نشان میدهد که روایتهای شخصی مسئولان، بدون در نظر گرفتن پیامدهای اجتماعی، میتوانند به یک بحران تبلیغاتی تبدیل شوند.
نقد محتوایی و استدلالهای طرفداران اوجی
طرفداران اوجی، این روایت را نشانهای از خونسردی و هوش او در شرایط بحرانی توصیف کردهاند. آن ها معتقدند که اوجی با پاسخهای ساده خود، به نوعی بر «بازی با دشمن» غلبه کرده و اطلاعات جدیدی به او نداده است. با این حال، این استدلال نیز با چالش روبروست، زیرا پاسخ دادن به یک عامل اطلاعاتی، به هر شکلی، میتواند به عنوان نوعی «مبادله اطلاعات» تفسیر شود. همچنین، روایت او از «آتشبازی» موساد، احتمالاً به واقعیتی تلخ در حوزه امنیت زیرساختهای کشور اشاره دارد که بازگو کردن آن، اعتماد عمومی را تحت تأثیر قرار میدهد.
ضرورت بازنگری در اطلاعرسانی و رفتار رسانهای مقامات
این ماجرا نشان میدهد که بسیاری از مقامات ارشد، نیاز به آموزشهای فشرده در حوزه «سواد رسانهای» و «اخلاق حرفهای» در ارتباط با رسانهها و فضای مجازی دارند. ارائه روایتهای شخصی، به ویژه در حوزههای امنیتی، بدون در نظر گرفتن پیامدهای آن، میتواند به یک تهدید پایدار تبدیل شود. تجربه اوجی، درسی است برای تمام مقاماتی که در معرض گفتوگوهای عمومی قرار دارند و باید مرزهای امنیتی را در بیان خاطرات خود رعایت کنند.