آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
آمریکا، اسرائیل و تنگهای به نام هرمز؛ منطقه بار دیگر در آستانهی یک تحول نظامی بزرگ قرار گرفته است. رسانههای بینالمللی از طرح جدید پنتاگون برای بمباران دو هفتهای ایران خبر دادهاند. عملیاتی که به گفته منابع آگاه، نه یک حملهی شبانه و محدود، بلکه یک بمباران مداوم و بیامان خواهد بود که میتواند معادلات امنیتی و انرژی جهان را برای همیشه تغییر دهد. نیویورک پست به نقل از دو منبع، گزارش داده که ژنرال براد کوپر، فرمانده سنتکام، طرحی را برای یک عملیات بمباران گسترده و طولانیمدت (به مدت دو هفته) علیه ایران تدوین کرده است. این عملیات، که از مهمترین عملیاتهای نظامی از زمان آتشبس هشتم آوریل خواهد بود، قرار است شامل حملات گسترده به زیرساختهای انرژی، نظامی و هستهای ایران شود.
شبکه سیبیاس نیز در گزارشی که نهم مرداد منتشر شد، به نقل از منابع آمریکایی نوشت که ایالات متحده و اسرائیل در حال برنامهریزی برای اجرای یکی از شدیدترین کارزارهای بمباران تا به امروز علیه اهداف مرتبط با زیرساختهای انرژی در ایران هستند و این حملات ممکن است در طول تعطیلات آخر هفته انجام شود. گفته میشود که اسرائیل از این برنامه مطلع شده و در حال هماهنگی با ایالات متحده است. با این حال، یک مقام اسرائیلی گفته است که این کشور از هیچ تصمیمی برای از سرگیری کامل عملیات نظامی آگاه نیست و همچنین از اسرائیل خواسته نشده که به هیچ اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران بپیوندد. این تناقض در اظهارات، نشان از پیچیدگی مذاکرات پشتپرده و احتمال تغییر در استراتژیها در ساعات آینده دارد.
دونالد ترامپ نیز در جلسهای با خبرنگاران، با لحنی تهدیدآمیز گفت: «ما آنها را بسیار سخت هدف قرار خواهیم داد. در نهایت به جایی میرسند که بگویند دیگر نمیتوانیم تحمل کنیم.» این اظهارات، در کنار هشدارهای امنیتی سفارتهای آمریکا در منطقه، نشان از عزم جدی واشنگتن برای تشدید فشار بر تهران دارد. در این میان، تلاشهای دیپلماتیک نیز متوقف نشده است. منابع خبری از ادامه گفتوگوهای ایران و عمان درباره تنگه هرمز خبر دادهاند. به گفته نورالدین الدغیر، مدیر دفتر الجزیره در تهران، این گفتوگوها ادامه دارد و ممکن است به یک توافق جدید منجر شود که در آن، در صورت بازگشایی تنگه هرمز، آمریکا محاصره دریایی و تحریمهای نفتی را لغو کند. این موضوع، میتواند زمینهساز بازگشت طرفین به پای میز مذاکره شود.
با این حال، همزمان با این تلاشهای دیپلماتیک، گزارشها از افزایش آمادگی نظامی آمریکا و اسرائیل حکایت دارد. سیانان به نقل از مقامات آمریکایی گزارش داده که ارتش آمریکا مقدمات لازم را برای اجرای مجموعهای از حملات علیه زیرساختهای هستهای ایران، از جمله تأسیسات زیرزمینی «کوه کلنگ»، فراهم کرده است و این حملات به این سایت محدود نخواهد بود. حالا، با نزدیک شدن به تعطیلات آخر هفته، همه نگاهها به تحولات منطقه دوخته شده است. آیا تنشهای دیپلماتیک میتواند از وقوع یک جنگ تمامعیار جلوگیری کند یا اینکه منطقه، شاهد یکی از خونینترین و گستردهترین حملات نظامی در سالهای اخیر خواهد بود؟ پاسخ به این سؤال، در روزها و ساعات آینده مشخص خواهد شد.
ابعاد نظامی طرح بمباران دو هفتهای
طرح سنتکام برای یک بمباران مداوم دو هفتهای، تفاوت اساسی با حملات محدود و شبانهای قبلی دارد. این عملیات، که به عنوان یکی از مهمترین عملیاتهای نظامی از زمان آتشبس هشتم آوریل توصیف شده، هدف آن تضعیف زیرساختهای کلیدی ایران است. حملات گسترده به تأسیسات انرژی، نظامی و هستهای، میتواند توانایی ایران را برای پاسخدهی به شدت کاهش دهد و فشار روانی و نظامی بیسابقهای را بر تهران وارد کند. این رویکرد، نشان از یک تغییر راهبردی در استراتژی نظامی آمریکا دارد.
نقش اسرائیل و هماهنگی با آمریکا
با وجود اینکه یک مقام اسرائیلی ادعا کرده است که از تصمیمهای نظامی نهایی بیخبر است، اما گزارشها حاکی از هماهنگی نزدیک میان واشنگتن و تلآویو است. اسرائیل که همواره ایران را به عنوان یک تهدید وجودی میداند، در این عملیات نیز نقش مشاورهای و لجستیکی ایفا خواهد کرد. با این حال، احتمال مشارکت مستقیم اسرائیل در حملات، با توجه به اظهارات مقامات اسرائیلی، کمتر به نظر میرسد و احتمالاً نقش اسرائیل در این مرحله، محدود به هماهنگی اطلاعاتی و لجستیکی خواهد بود.
تلاشهای دیپلماتیک و سناریوی جایگزین
در کنار تهدیدات نظامی، دیپلماسی نیز در حال حرکت است. گفتوگوهای ایران و عمان درباره تنگه هرمز، نشان از یک راهکار جایگزین برای کاهش تنشها دارد. در صورت توافق بر سر بازگشایی تنگه هرمز، آمریکا ممکن است محاصره دریایی و تحریمهای نفتی را لغو کند و زمینه را برای بازگشت به مذاکرات فراهم آورد. این سناریو، میتواند یک پیروزی دیپلماتیک برای هر دو طرف باشد و از وقوع یک جنگ تمامعیار جلوگیری کند.
پیامدهای اقتصادی و امنیتی تشدید تنشها
تشدید تنشها در منطقه، میتواند پیامدهای اقتصادی و امنیتی گستردهای داشته باشد. افزایش قیمت نفت، اختلال در ترانزیت انرژی، و افزایش خطر حملات سایبری، از جمله این پیامدها هستند. همچنین، تشدید تنشها میتواند به بیثباتی سیاسی در منطقه و افزایش ناامنی برای کشورهای حاشیه خلیج فارس منجر شود. جامعه جهانی با نگرانی، این تحولات را دنبال میکند.
چشمانداز آینده و سناریوهای محتمل
با توجه به تحولات اخیر، سه سناریو قابل تصور است:
- سناریوی نخست، وقوع یک جنگ تمامعیار و گسترده است که میتواند منطقه را با یک فاجعه انسانی و اقتصادی روبرو کند.
- سناریوی دوم، کاهش تنشها از طریق دیپلماسی و دستیابی به یک توافق جدید است که به نظر میرسد محتملترین گزینه باشد.
- سناریوی سوم، ادامه وضعیت فعلی با تنشهای محدود و تهدیدات لفظی است که با توجه به آمادگی نظامی طرفین، کمتر به نظر میرسد.