پنج شنبه / ۱۵ اَمرداد ۱۴۰۵ / ۲۱:۴۹
کد خبر: 40340
گزارشگر: 548
۱۲۱
۰
۰
۰
از لوکیشن‌های بکر چابهار تا بازی‌های ضعیف و سکانس‌های بوکس غیرحرفه‌ای

نقد، بررسی و تحلیل فیلم سینمایی «هوک»

نقد، بررسی و تحلیل فیلم سینمایی «هوک»
فیلم سینمایی «هوک» به کارگردانی و نویسندگی حسین ریگی و تهیه‌کنندگی علی آشتیانی‌پور، محصول سال ۱۴۰۱، یکی از آثار سینمای ورزشی-اجتماعی ایران است که با نگاهی بومی به استان سیستان و بلوچستان، داستان «شیرخان» و برادرش «میرخان» را روایت می‌کند. این فیلم با بازی امیر جعفری، امیر مهدی ژوله، رویا تیموریان و علی اوسیوند، تلاش می‌کند تا با «لوکیشن‌های بکر و چشم‌نواز» (چابهار و طبیعت جنوب) و «موسیقی متن زیبای فردین خلعتبری» (که از موسیقی بلوچی الهام گرفته) مخاطب را با «جاذبه‌های ناشناخته» این استان آشنا کند. با این حال، «هوک» در «فیلمنامه»، «شخصیت‌پردازی» و «سکانس‌های بوکس» (که فاقد تکنیک و باورپذیری است) به شدت «ضعیف» است و نتوانسته است به یک فیلم ورزشی موفق تبدیل شود.

آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:

پوریا زرشناس

 

 

 

 

 

دکتر پوریا زرشناس - دبیر ارشد تحریریه آسیانیوز ایران

 فیلم «هوک» ساخته حسین ریگی (کارگردان سیستانی که پیش از این با فیلم «لیپار» (۱۳۹۹) شناخته شده بود) یکی از آثار سینمای ورزشی-اجتماعی ایران است که با نگاهی بومی به استان سیستان و بلوچستان، داستان «شیرخان» و برادرش «میرخان» را روایت می‌کند. فیلم با «لوکیشن‌های بکر و چشم‌نواز» (چابهار و طبیعت جنوب) و «موسیقی متن زیبای فردین خلعتبری» (که از موسیقی بلوچی الهام گرفته) تلاش می‌کند تا مخاطب را با «جاذبه‌های ناشناخته» این استان آشنا کند. با این حال، «هوک» در «فیلمنامه»، «شخصیت‌پردازی» و «سکانس‌های بوکس» (که فاقد تکنیک و باورپذیری است) به شدت «ضعیف» است و نتوانسته است به یک فیلم ورزشی موفق تبدیل شود.

خلاصه داستان

«میرخان» (علیرضا جعفری) که پس از مرگ پدر، مراقبت از مادر و برادر کوچکش «شیرخان» را بر عهده دارد، تلاش می‌کند برادرش را به کلاس بوکس بفرستد. اما سقوط از ارتفاع و قطع نخاع، او را برای همیشه روی ویلچر می‌نشاند. شیرخان برای تحقق آرزوی برادرش، وارد دنیای بوکس می‌شود و به سرعت پیشرفت می‌کند. اما «کهور» (امیر مهدی ژوله)، سرمایه‌گذار ثروتمندی، او را وسوسه می‌کند تا به مسابقات زیرزمینی بپیوندد. شیرخان پس از مدتی، طی حادثه‌ای باعث مرگ برادرش می‌شود و با واقعیت چهره کهور مواجه می‌شود. در نهایت، شیرخان از کهور فاصله می‌گیرد و به ورزش سالم بازمی‌گردد. از نقاط قوت فیلم، «لوکیشن‌های بکر و چشم‌نواز» (چابهار، دریا، کوهستان) و «موسیقی متن فردین خلعتبری» (که با فضای فیلم هماهنگ است) است. فیلم با «نماهای لانگ شات» و «نماهای هوایی» (که توسط شهرام نجاریان فیلمبرداری شده) توانسته است «زیبایی‌های» استان سیستان و بلوچستان را به تصویر کشد. همچنین «نگاه صادقانه» کارگردان به «اقلیم خود» و «تلاش برای روایت یک داستان استاندارد» از نقاط قوت فیلم است. با این حال، این نقاط قوت نمی‌توانند جای خالی یک «فیلمنامه قوی» و «سکانس‌های بوکس باورپذیر» را پر کنند.

در مجموع، «هوک» یک «تلاش صادقانه» از سوی فیلمسازی است که «اقلیم خود را دوست دارد» و برای ادامه راه حرفه‌ای‌اش، ظرفیت‌های بالایی دارد. با این حال، فیلم در «فیلمنامه»، «شخصیت‌پردازی»، «بازی‌ها» (به ویژه بازی‌های ضعیف و تصنعی برخی بازیگران غیربومی) و «سکانس‌های بوکس» (که فاقد تکنیک و باورپذیری است) به شدت «ضعیف» است. تماشای آن را به علاقه‌مندان سینمای بومی و ورزشی توصیه می‌کنیم.

فیلمنامه و ساختار روایی؛ استاندارد اما نزیسته

فیلمنامه «هوک» (نوشته حسین ریگی) از یک «ساختار خطی» و «پیرنگ کلاسیک» (آرزوی قهرمانی، وسوسه، سقوط، بازگشت) بهره می‌برد. فیلمنامه‌نویس با «داستانک‌های ریز و درشت» و «شخصیت‌های مختلف» (میرخان، شیرخان، ابوحمزه، کهور، و...) تلاش کرده است «جهان داستان» را گسترش دهد. با این حال، فیلمنامه در «بسط» و «پرداخت» این ایده، دچار «پراکندگی» و «کم‌جانی» شده است. «گره‌های داستانی» (مثل تحول شیرخان و برخورد با کهور) به درستی «بسط» و «پرداخت» نمی‌شوند و مخاطب در بسیاری از نقاط «سردرگم» می‌شود که «چه اتفاقی» در حال رخ دادن است.

  • نکته قوت فیلمنامه، «ساختار استاندارد» و «قابل پیگیری بودن» است. فیلمنامه «هوک» یک «فیلمنامه استاندارد و آکادمیک» است که به تماشاگر اجازه می‌دهد تا انتهای فیلم قصه را دنبال کند. با این حال، فیلمنامه از «موقعیت‌هایی ضربه می‌خورد که توسط فیلمساز زیست نشده‌اند»؛ از «رینگ بوکس» گرفته تا «مهمانی شبانه دلال فیلم». این «نزیستن موقعیت‌ها» باعث شده است فیلمنامه «سطحی» و «غیرباورپذیر» شود.
  • نکته ضعف فیلمنامه، «شخصیت‌پردازی سطحی» (به ویژه شخصیت کهور) و «پایان‌بندی ناقص» است. شخصیت «کهور» (امیر مهدی ژوله) به عنوان «دلال مبارزات زیرزمینی» چندان «عمق» و «لایه‌های روانشناختی» ندارد و بیشتر شبیه یک «تیپ» (شریر مطلق) است. همچنین «پایان‌بندی» (که با خروج مربی از سالن به پایان می‌رسد) چنان «ناقص» و «غیرباورپذیر» است که از «تأثیر عاطفی» لازم بی‌بهره می‌ماند.

شخصیت‌پردازی و بازی‌ها؛ رویا تیموریان قابل قبول، بقیه در سطح متوسط تا ضعیف

«رویا تیموریان» در نقش «مادر» (که لهجه بلوچی را به خوبی ادا کرده است) یکی از نقاط قوت فیلم است. تیموریان با «چهره مهربان» و «نگاه‌های پر از صبر» خود، «مادر» یک خانواده جنوبی را به خوبی به تصویر کشیده است. «سبحان رخشانی» در نقش نوجوانی شیرخان و «امیر مهدی ژوله» در نقش «کهور» (دلال مبارزات زیرزمینی) نیز بازی‌های «چشمگیر» و «متفاوتی» ارائه داده‌اند. با این حال، «امیر جعفری» در نقش مربی بوکس و «علی اوسیوند» بازی‌های «ضعیف» و «تصنعی» دارند. آنها تلاش کرده‌اند با «نزدیک شدن به لهجه بلوچی» کاراکترهای خود را باورپذیر کنند، اما در این بخش «هیچگونه موفقیتی کسب نکرده‌اند». همچنین «امیر جعفری» در نقش مربی، فقط در یک مسابقه دو بار فریاد می‌زند «آپر» و دیگر هیچ! انگار او صرفاً برای «دادن پند اخلاقی» در فیلم کاشته شده است.

کارگردانی و فیلمبرداری؛ نیمه اول خوب، نیمه دوم متوسط

حسین ریگی در «هوک» کارگردانی «مطمئن» در نیمه اول و «متوسط» در نیمه دوم ارائه داده است. «نیمه اول فیلم» (که مربوط به دوران کودکی و نوجوانی پسرک است) «کارگردانی دقیقی» دارد. «نماهای درشت از شیرخان» که او را برجسته و به عنوان «سوژه اصلی» معرفی می‌کند، «خیلی به اندازه» است. همچنین دوربین با دادن «نماهای pov» (چشم‌انداز اول شخص) از طرفی تماشاگر را با پسرک همراه می‌کند و از سوی دیگر او را «ناظر وقایع کودکی خود» به تصویر می‌کشد. با این حال، «کارگردانی در نیمه دوم افت می‌کند». جایی که وارد «دوران جوانی شیران» می‌شویم و ناگهان «دوربین غالباً سینمایی فیلم، جای خود را به دوربین تلویزیونی می‌دهد». همچنین «سکانس‌های بوکس» (که قرار است «قلب» فیلم باشند) چنان «غیرتکنیکی» و «غیرباورپذیر» هستند که از «هیجان» و «تعلیق» لازم بی‌بهره می‌مانند. «فیلمبرداری شهرام نجاریان» با «نماهای لانگ شات» و «نماهای هوایی» از طبیعت چابهار، نقطه قوت فیلم است.

موسیقی و طراحی صحنه؛ فردین خلعتبری، نقطه اوج فیلم

«موسیقی متن فردین خلعتبری» (که از موسیقی بلوچی الهام گرفته) یکی از نقاط قوت فیلم است. خلعتبری با «تم‌های ملایم و پراحساس» (با استفاده از سازهای محلی) به «فضای بومی و عاطفی» فیلم عمق بخشیده است. موسیقی در لحظات کلیدی (مثل سکانس‌های مرگ برادر و رویارویی با کهور) «تأثیرگذار» است. «طراحی صحنه و لباس» (که نام طراح در اطلاعات موجود نیست) در سطح «معمولی» قرار دارد و فضای جنوب ایران را بازآفرینی کرده است.

جایگاه فیلم در سینمای ورزشی ایران و میراث آن

«هوک» را در مقایسه با سایر فیلم‌های ورزشی-بومی سینمای ایران (مثل «عرق سرد» (۱۳۹۶) سهیل بیرقی، «لیپار» (۱۳۹۹) حسین ریگی، و «غلامرضا تختی» (۱۳۹۷) بهرام توکلی) باید ارزیابی کرد. این فیلم از نظر «نگاه بومی» و «موسیقی» در سطح قابل قبولی قرار دارد، اما از نظر «سکانس‌های ورزشی» و «بازی‌ها» در سطح پایین‌تری است.

میراث «هوک» برای سینمای ایران، «تلاش برای روایت یک داستان ورزشی در بستر بومی» است. این فیلم نشان داد که سینمای ایران می‌تواند با «نگاه بومی» و «موسیقی محلی» به «ژانر ورزشی» وارد شود. با این حال، فیلم همچنین «هشدار» می‌دهد که «نگاه بومی» بدون «فیلمنامه قوی» و «سکانس‌های ورزشی باورپذیر» نمی‌تواند به یک «اثر ماندگار» تبدیل شود. «هوک» یک «تلاش صادقانه» است که تماشای آن را به علاقه‌مندان سینمای بومی و ورزشی توصیه می‌کنیم.

* به قلم: دکتر پوریا زرشناس - دبیر ارشد تحریریه آسیانیوز ایران
https://www.asianewsiran.com/u/jm2
اخبار مرتبط
سریال تلویزیونی «شوق پرواز» به کارگردانی یدالله صمدی و تهیه‌کنندگی جواد نوروزبیگی، محصول سال ۱۳۹۰، یکی از ماندگارترین و تأثیرگذارترین آثار تاریخی-جنگی سیمای ایران است که با بازی شهاب حسینی در نقش «سرلشکر خلبان شهید عباس بابایی»، شهرام حقیقت‌دوست، افسانه بایگان و الهام حمیدی، به زندگی این قهرمان ملی از دوران کودکی تا شهادت می‌پردازد. این سریال ۲۴ قسمتی که با مشورت خانواده شهید (به ویژه همسرش ملیحه حکمت) ساخته شده، روایتی «لطیف»، «انسانی» و «غیرکلیشه‌ای» از یک فرمانده آسمانی ارائه می‌دهد و به «ابعاد شخصی»، «عاشقانه» و «معنوی» زندگی او می‌پردازد. «شوق پرواز» با بازی درخشان شهاب حسینی، فیلمنامه قوی و فضاسازی دقیق، به یکی از بهترین سریال‌های تولیدشده درباره شهدای ارتش تبدیل شده است.
فیلم سینمایی «به وقت شام» به کارگردانی و نویسندگی ابراهیم حاتمی‌کیا و تهیه‌کنندگی محمد خزاعی، محصول سال ۱۳۹۶، یکی از پرهزینه‌ترین و بحث‌برانگیزترین آثار سینمای ایران در سال‌های اخیر است که با بازی هادی حجازی‌فر، بابک حمیدیان، هومن سیدی و پانته‌آ پناهی‌ها، داستان «یونس» (خلبان کهنه‌کار) و پسرش «علی» را روایت می‌کند که برای نجات مردم سوریه از چنگال داعش، به منطقه تدمر اعزام می‌شوند. این فیلم با «فیلمبرداری چشم‌نواز» (مهدی جعفری)، «جلوه‌های ویژه قابل قبول» و «سکانس‌های اکشن هیجان‌انگیز» (به ویژه صحنه‌های تعقیب و گریز و نبرد هوایی) توانسته است توجه مخاطبان را به خود جلب کند.
فیلم سینمایی «اربعین» با محوریت «علی»، آزاده‌ای که سال‌ها در اسارت رژیم بعثی عراق به سر برده و پس از بازگشت، با از دست دادن همسرش، در «انزوا» و «تنهایی» فرو رفته است، به یکی از موضوعات مغفول سینمای دفاع مقدس یعنی «بازگشت به زندگی پس از اسارت» می‌پردازد. این فیلم تلاش می‌کند تا «زخم‌های روانی» و «چالش‌های اجتماعی» آزادگان را به تصویر بکشد و نشان دهد که «اسارت» فقط در اردوگاه‌های دشمن نیست؛ گاهی «اسارت» در «تنهایی» و «انزوا» پس از بازگشت نیز ادامه می‌یابد. فیلم با «فضای سرد و خفقان‌آور» و «نگاهی انسانی» به «رنج» و «امید» می‌پردازد. «اربعین» برای علاقه‌مندان سینمای دفاع مقدس و موضوع آزادگان، اثری است «قابل تماشا» و «تأمل‌برانگیز».
فیلم سینمایی «باران» به کارگردانی و نویسندگی مجید مجیدی و تهیه‌کنندگی مجیدی و فؤاد نحاس، محصول سال ۱۳۷۹، یکی از درخشان‌ترین، تأثیرگذارترین و ماندگارترین آثار سینمای ایران و از شاهکارهای سینمای جهان است که در نوزدهمین دوره جشنواره فیلم فجر موفق به کسب ۵ سیمرغ بلورین (بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین بازیگر مرد برای حسین عابدینی، بهترین موسیقی متن و بهترین صدا) شد و در جشنواره بین‌المللی فیلم مونترال نیز جایزه بزرگ قاره آمریکا و جایزه کلیسای جهانی را از آن خود کرد و نامزد اسکار بهترین فیلم خارجی زبان نیز شد.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید